The White Bird Marked with Black

The White Bird Marked with Black

Білий птах з чорною ознакою

ดาวน์โหลดคำบรรยายFarsi Persian

ข้อมูลรุ่น

The White Bird Marked with Black 1971
ความคิดเห็นโดย mazdosht
کاری از MAZDOSHT

แท็ก

other
เผยแพร่เมื่อ: 2016-04-13
ดาวน์โหลด: 39
ผู้พิการทางการได้ยิน: No

ตัวอย่างคำบรรยาย Farsi Persian

200 บรรทัดแรก

MAZDOSHT

اوه لک لکا پر کشیدن

و کنار ِ مزرعه نشستن

کنار ِ مزرعه نشستن

و شروع به آواز کردن ترای لای لای لی

به مزارع برکت ببخش تا محصولی خوب به بار بیاید

و بنده هایت بتوانند از مزرعه نان و روزی ِ خود را بدست آورند

میبینم که تو بدون دعای تبرک هم کلی خوک داری واسه خودت

اوه پدر عزیز ما خوک داریم ولی محصول زراعی مون چی میشه؟

از یه درخت ِ خوبه که میوه ها و دونه های خوب ، عمل میاد

ما نمی تونیم بدونیم دونه ای که میره تو زمین عاقبتش چی میشه

اولین دونه میره روی سنگ دومیش هم میره زیر ِ سنگ

سومیش میفته تو آب و چهارمی رو هم یه پرنده ای چیزی میخوره

تازه هفتمین یا هشتمین دونه ممکنه رشد کنه

تازه اونم ممکنه ثمر نده

پرنده ای سپید نشان شده به رنگ سیاه

شنیدی خروس ِ من وقتی آواز میخونه چه جوری صداش میره تا دو تا ایالت اونورتر؟

ایالتها برن بدرک اسفل

بهتره ور رفتن با منو بی خیال بشی و حواست به خط مرزی باشه

وگرنه اونا دار و ندار ِ ایالتتو به توبره میکشن و میرن

ویودیا ! ویودیا

هی ! مثلا داری کشیک میدی؟

آوردیش؟

فرصت طلبا

اینروزا دیگه مردم پول بابت زنگ ساعت نمیدن

شش پوند تنباکو

دیگه هیچی گیر من نمیاد یه کم ذرتم بزور بهم میدن

بلند شو خواب بسه

بلند شو ! بلند شو

خب پیرمرد حواستو جمع کن اگه یک دفعه ی دیگه دست خالی برگردی

یکی دیگه رو جات پیدا میکنم

بله بله میدونم

خدای بزرگ میبینی من چقدر از اینا (بچه) دارم

پدر ما که در آسمانی متبرک باد نامت

آهای

من همه شو میخرم به خدا قسم که همه شو میخرم

تو هم گناهان ما رو ببخش

همونجور که ما گناه کسانی که به ما بدی کردنو می بخشیم

برای همیشه

بلند شوید برادران

روز درخشانی ست

بیایید اوقات خوشی برای مردمان نیک بسازیم

بیایید اوقات خوشی برای مردمان نیک بسازیم

ای زیباروها ای خوبان و لطیفان

اگه قصد ازدواج دارین

بهترین مطربای این کوه و دره ها رو دعوت کنین

یعنی خانواده ی دژوانار

اینجوری مهمونای عروسیتون بی شمار میشن

به اندازه ی علفها و سبزه های کوهستانمون

خانم ها آقایون زمیندارای محترم

اگه خیر و برکت میخواین

برای بچه تون جشن تکلیف بگیرین

این مطربای مشهور رو دعوت کنین

اونوقته که کلی مهمون واستون میاد

به اندازه ی شن های کف دریا

ممکنه یکی رو بیاری تو کارای خونه کمکم کنه؟ ما اهل چونه زدنم نیستیم

آهای همه تون از گاری پیاده شین -

خب همونطور که میبینین

همه ترجیح میدن

تو روستاشون بمونن

خب شما که تعدادتون زیاده

من یکی شونو بر میدارم . گیورگی رو میبرم

چرا بچه هاتو گذاشتی پشت ویترین؟ مگه نون زنجبیلی هستن؟

هر کدومشون عین یه نره گاو می مونن

واسه کار تابستونی بدشون به من - ارباب شما واسه یه ماه کار چقدر دستمزد میدین؟ -

بیشتر از امروز گیرت میاد

زمستون که بشه صاحب سه تا گوسفند شدی و دیگه میتونی پسراتو چاق و چله کنی

ارباب لویتسکی یه خواهشی ازتون داشتم اگه جشن عروسی ای شد

یا هر مناسبت دیگه ای اونا رو آزاد بذارین بیا دم دست ِ خودم

پترو تو چرا اینقدر در همی؟

یه کم جوک بگو سرحال شیم - رومانیایی ها -

اونا تو مراسم تدفینت واست جوک میگن

نگاشون کن

مثه گله ی گاو ، فروخته میشن

اما هنوزم دنبال لذتن

برو جمعشون کن ، زیر دُمت

شما مسیحیا واسه چی نیشتون بازه؟ زمونه ایه که همه تونو میفروشن

هی به چه زبونی حرف میزنی؟

لطفا بگو ! لطفا

لطفا

لطفا یه چیزی بگو

دراز کش ! سرپا ! ( به رومانیایی )

دراز کش ! مرتیکه ی گراز ! ( به رومانیایی)

احمق چرا هل میدی؟ - سرپا ( به رومانیایی) -

منو چرا میزنی؟

دستگیرش کنین - چرا مگه ما چیکار کردیم؟ -

نگران بچه هام نیستم خدایی که این بچه ها رو بهم داده

یه لقمه هم میده که بزنم تنگ شیکمشون

خب کدومشونو میخوای؟ - اون ارزونتره؟ -

نه ! تک نرخیه . همه شون یه قیمتن

من اونو برمیدارم

لطفا این لک لکو بردارین

قصد فروش ندارم فقط میخوام بدمش به یه آدم خوب

همه ی خونه مو آب برداشته منم دیگه پیرم شدم

همین روزاست که بمیرم لطفا این لک لکو بردارین

من پسرامو فروختم

الان جیبم پره

اما کلی بدهی دارم حالا بیام یه گوسفند بخرم؟

نه

پولمو میدم به کشیش

بلکه یه کاری واسه پترو کرد

نه ، میفرستم واسه گیورگی

اون کوچولوئه میره اونجا گریه زاری راه میندازه

دلشون میسوزه دست ِ رد به سینه ش نمیزنن

خودم نمی تونم برم تو بخش لهستانیا دستگیرم میکنن

افسره خیلی از دستم کفری بود

بهم گفت اینهمه میدوم و بازم عقبم

اگه خودمو آفتابی کنم دستور میده بهم تیراندازی کنن

چطور این دهنای باز شده از گشنگی رو پر کنم؟

من از اونجا بر نمیگردم

پولا رو قورت دادم

چقدر؟

بیست چوغ.. تو دهنم قایمش کردم

گمش نمی کنم قایمش کردم

منو نزنین

فردا پسش میدم همین فردا صبح

ای پیرمرد احمق این بچه رو کجاداری میفرستی؟

واسه قورت دادن پول همچین کوچیکم نیست

یاد میگیره چطور پول درآریم

بهت نگفتم؟

نگفتم بهت؟

با بچه چیکار کردی؟

ای خدای بزرگ

کیسه کجاست؟

کیسه کجاست؟

آرد کجاست؟

از دارالمجانین فرار کردی هان؟

پولو مگه قایم نکردی؟ پس کجاست؟ کجاست؟

- با اون پول شمایل مسیحو خریدم - شمایل؟

پس به جای نون باید باد هوا بریزم تو قارتتون؟

اما قشنگه - پس قشنگه؟ -

حالا تو هم قشنگ میشی

شبا از دست تو خوابم نمی بره

دارم همه ی نون ها رو تا آخرین خرده ش بهت میدم

مگه من خواستم بدنیام بیاری؟

ای پسره ی زبون نفهم

ای خدا ! داری چیکار میکنی؟ - تخم مرغ میخواد به مرغ چیز یاد بده؟ -

بسه بدش به من - می کشمش -

میتونی زیر شلاق بکُشیش اما این جوری نمی تونی چیزی یادش بدی

من با کتاب مقدس ، پسرتو براه راست هدایت میکنم

کجا میری پسر؟ گیورگی؟

دختر کشیش بهم گفت که لک لکا بچه ها شونو رو سقف ِ خونه ها میذارن

مازیادی بچه داریم واسه همینه که همه ش گشنگی میکشیم

میدونم که منو دادین به کشیش چون اونجا گشنه نمی مونم

این فکر دیگه از کجا اومده تو کله ت بچه

من از رو سقف میندازمشون پایین

اونا موجودات الهی هستن یه وقت بهشون آسیب نزنی

لک لک یه زمانی انسان بوده

خدا یه کیسه ی سنگین بهش میده و میگه

برو اینو پرت کن توی دره

اما توشو نگاه نکن

اما آدم میخواست از کار ِ خدا سر در بیاره

پس با دقت تو کیسه رو نگاه کرد

همه ی خزنده های دنیا توش بودن

همه ی ارواح شیطانی دنیا توش بودن

کیسه رو پرت کرد ته ِ دره

اما مرتکب گناه شده بود

به اسرار ِ خداوند دست درازی کرده بود

و خدا هم اینطور فرمان داد

که تو ازین به بعد تبدیل میشی به یه پرنده ی سفید که با رنگ سیاه ، نشاندار شده

و تا زمانی که تموم موجودات ِ خزنده ی دنیا رو جمع کنی

همونجوری خواهی موند

بعدش

لک لک به سختی راه افتاد تو مرداب و باتلاق

و رفت تو دل ِ تموم ِ کُپه های آشغال ِ جهان

و همه ی شیاطین رو از بین برد و این ارمغانش واسه ما بود

خدایا اینجا رو ببین

خب ، اومدی از اون بالا کوهستان ِ سیاهو ببینی؟

یا اومدی از من دزدی کنی؟

من به سیبای تو چشم ندارم

من دنبال یه درختی ام که بتونه چشامو باز کنه

بلکه بتونم یه چیزایی ببینم

مثه خدا

تا فرق خوب و بد و بفهمم

فرق ِ خوب و بد؟

هه

عجول نباش

وقتی واسه یه تیکه نون

صدها بار فروختنت

اونوقت به روشنایی میرسی

این چیه؟

مردم میگن که اگه یه تخم مرغو هفت روز گرمش کنی

از توش یه دیو که مخصوص خودته در میاد

میخوام خودم ازش نگهداری کنم

با علف های شیطانی تغذیه ش میکنم

و از این دیو

دیو های بیشتری بوجود میاد

که شبیه گاو نرن

با شاخای خیلی بزرگ

اون کمک میکنه چشم ما باز بشه

جسم ِ تو آلوده نکن چون جسم ِ تو معبد ِ روح ِ توئه

همه ش میگی عشق ، عشق اما حق همیشه با کسیه که قویتره

منو ببخش پسرم

چی میخوای؟

گیورگی ! دیو ِ خودتو پرورش بده

بهش غذا بده

شاید اون یه روزی به داد منم برسه

پترو

لعنت بهت داشتم از ترس پس می افتادم

آهای خونواده ی دژوانار ! دراز کشین یا سرپا؟

The White Bird Marked with Black subtitles in other languages

ความคิดเห็น

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left