200 บรรทัดแรก
برای اغلب دانشآموزا، آخر هفته
،بیانگر دو روز خوشی
،آزادی، و در مورد برادر من
فرصتی برای نادیده گرفتن انواع و اقسام بهداشت بود
یالا، یالا دیگه
اگرچه در منظر من بیانگر
یه وقت استراحت و جدایی ناخوشایند از درس و تحصیل بود
!واوو! خدا رو شکر
ولی این یه آخر هفتهی معمولی نبود
چون این آخر هفتهای بود که
باید حساب کتاب مالیات والدینم رو میکردم
احوالات شما، فرم دبلیو-دو
.::ارائهای اختصاصی از وبسایتِ::. |-| Film2Movie.US |-|
،اگر تحت پوشش یک طرح بازنشستگی نبودید"
،ولی همسرتان بود "برگهی ثبت کار در صفحهی ۱۴ را ملاحظه فرمایید
زورت رو بزن جلومو بگیری
مامان، داشتم خرج و مخارجمون رو بررسی میکردم
و متوجه شدم رسید مخارج اقلام خوراکیمون دوازده درصد نسبت به
سه ماههی اخیر افزایش داشته میدونی چرا؟
یه شخصی انتهای میز هست که مفتی غذا میخوره
یه شخص دیگه هم در انتهای دیگهی میز هست
که اندازهی سه نفر غذا میخوره
یه سری اقلام خوراکی برای کار های خیریهی کلیسا میخریدم
به نظرم به همون خاطره
اووه، شرط میبندم میتونم این یکی رو به عنوان کسر هزینه از لیست حذف کنم
همچنین هزینهی بنزینی که واسه رفتن به سوپر مارکت
و بعد کلیسا صرف شده
با اون همه رانندگی، شاید بتونه روی ماشینش
به عنوان یه دفتر کار حساب کنه
به نظر خشونت بار میاد ولی از طرز فکرت خوشم میاد
هیچ کدومش لزومی نداره کار خیریهست
کار خیر انجام دادن چه فایدهای داره وقتی منفعتی واسه پرداخت مالیات نداره؟
نخود هات رو بخور
از طرز فکرش خوشم میاد
تو هم نخود هات رو بخور
بابا، یه سوال بانکی دارم
چیه، رفیق؟
متوجه شدم یه برگه چک گمشده
یه کپی از چک ۱۲۸
و یه کپی از چک ۱۳۰ دارم ولی کپیای از ۱۲۹ در کار نیست
،اوه، آره نمیخواد نگران باشی
؛ولی من از نگران بودن لذت میبرم واسم آرامش بخشه
معلومه همین طوره
باقیِ حساب کتاب ها رو متعادل کردم
و به نظر میاد یه چک ۳۰۰ دلاری بوده باشه
بسیار خب، باشه بذار این ۳۰۰ دلار رو
به عنوان هزینهی متفرقه ثبت کنیم
من هرگز چیزی رو تو زندگیم به عنوان متفرقه ثبت نکردم
میرم از مامان بپرسم
صبر کن
یادم اومد
اون پول رو به یه دوستم دادم
کی؟- مهم نیست کی-
چرا بهش پول رو دادی؟
بهش نیاز داشت مثل کار خیر میمونه
اوه، یه کسر هزینهی دیگه عالیه
هی. هی، هی، هی
نظرت چیه صداش رو در نیاریم؟
منظورت اینه مثل راز باشه؟
نه، نه، فقط میدونی یه چیزی بین خودم و خودت
پس مامان چی؟
هر وقت لازم بشه مامان بدونه بهش میگیم
اگه الان لازم باشه بدونه چی؟
باشه، این یه رازه
فقط بهم اعتماد کن
اگه اون ندونه به نفع همهست
ولی من رازدار خوبی نیستم
اون قدرا سخت نیست فقط دهنت رو ببند
ولی من تو بسته نگه داشتن دهنم مهارت ندارم
شلدون، فقط باید عادی باشی
"عادی بودن"
ممکن بود ازم بخواد که دور تا دور حیاط پشتی پرواز کنم
شب به خیر، عزیزم- شب به خیر، مامان-
دوست دارم- منم دوست دارم-
اوه، سلام
مثل هر شب داشتم دندون هام رو مسواک میزدم
چیز جدیدی نیست
خوبی؟
بله، عادیام
خیلی عادیام
به شلدون بگو عادی یعنی چی
هیس
خوابهای خوب ببینی
دوست دارم
منم دوست دارم چون مامانمی
خیلی عجیبی
بیش از حد معمول؟
نه، گمون نکنم
عالیه
برای اینکه مشکوک به نظر نیام
سعی کردم به کمترین حد ممکن با مامانم برخورد داشته باشم
شکر خدا، بی ادبیِ که بخوای با دهن پر حرف بزنی
خسته به نظر میای، عزیزم خوب خوابیدی؟
خب فکر میکنی چقدر از پول مالیات رو بهمون پس میدن؟
صبح به خیر- صبح به خیر-
دیشب لخت خوابیدم
هر نسیم کمی رو حس میکردم
ممنون که باهامون در میون گذاشتی
خواهش میکنم
!مبارزه کنین، بزدل ها، مبارزه کنین
تو مبارزه کن، اسکلتور
!مری، باتری داریم؟
کشوی کنار یخچال رو نگاه کن
تا یه حدی میتونستم غذا بخورم
پس شروع به پرهیز از رویارویی با مادرم در هر زمان ممکن کردم
اونجا چیکار میکنی؟
راز تو رو نگه میدارم
باید خودت رو جمع و جور کنی
دارم خودم رو جمع و جور میکنم دیگه
جمع و جور تر کن- پیدا کردی؟-
آره یافتم. ممنون
خواهش میکنم هی، متوجه شدی
رفتار شلدون کمی عجیبه؟
نه، نه، نه متوجه نشدم. واسه چی؟
عجیب ساکته، و ،علی رغم وجود خطرات بهداشتی
چندین روزه که پیپی نکرده
از کجا میدونی؟
خب، نگرانش بودم
واسه همین یه نگاه به دفتر ثبت دستشوییش کردم
هنوزم اون چیز رو نگه داشته، ها؟
اوه، آره، واسه همینه اون دوربین پولاروید رو میخواست
خب مطمئنم حالش خوب میشه
ولی حواسم بهش هست
ممنونم- قربانت-
رفت- ممنون-
باتری ها توی این کشو هستن
یه مشکلی داریم
نمیدونم شلدون تا کِی میتونه جلوی زبونش رو بگیره
واسه همین بود که نمیخواستم چک بنویسی
خب، متاسفم ولی همچین پول نقدی
تو دست و بالم نبود
نمیخوام مری از این ماجرا بویی ببره
خب، شلدون چی؟
اون بچه چند روزه پیپی نکرده ممکنه زبون باز کنه
یکم "متامیوسیل" تو آب سیبش بریز خوب میشه
نظرت چیه خودمون همه چیز رو رک و پوست کنده بگیم؟
بسیار خب، حتما میتونیم اینکارو بکنیم
...میتونی منو به مری بفروشی ولی
منم میتونم بهش بگم توی پیک نیک کلیسا چیکار کردی
بی خیال
دیگه داری نامردی میکنی
یا با هم شنا میکنیم یا با هم غرق میشیم، جورج
یا با هم شنا میکنیم یا با هم غرق میشیم
ناسلامتی مامان بزرگ ها باید آدم های خوبی باشن
تو چه مرگت زده؟
داشت بهم ثابت میشد که پرهیز از مادرم
توی خونهی خودمون، کار سختیه
پس وقتش بود خلاقیت به خرج بدم
سلام مایلم توی هتل شما یه اتاق رزرو کنم
امشب میرسم
نه، تنهایم
اوه، تخت سایز ملکه !چه با کلاس
و قیمت این اتاق چقدره؟
عجب. ماهی این قدر؟
روزی این قدر؟
احیانا، نرخ کودکان ندارین؟
یه مدته که با هم دوستیم، مگه نه؟
گمون کنم
با توجه به این نکته، نظرت چیه که شب پیش هم بخوابیم؟
حتما مامانت میذاره تلویزیون ببینی
امشب برنامهی "جیک و مرد توپولو" پخش میشه
منظورم این بود میتونیم خونهی شما بخوابیم
ولی اینجوری جیک و مرد توپولو رو از دست میدی
چه بهتر خب نظرت چیه؟
باید از مامانم بپرسم
خب، حتما بهش بگو من تر و تمیزم، مودبم
و اگه دست و پاتون تنگه
توی جاهای خیلی تنگ هم میتونم خودمو جا کنم
پس اولین شبی که میخوای خونهی کسی بخوابی
خیلی هیجان انگیزه، نه؟
نه، هیجان انگیز نیست یبوست آوره
و فقط برای پرهیز از مامان دارم این کارو میکنم
،ولی بازم اولین شبیِ که خونهی کس دیگهای میخوابی
خوش میگذره
اوکی، میدونم تو این قضیه داره بهت سخت میگذره
ولی... کارت حرف نداره
یه مدت خونهی تم بمون
میدونی، ذهنت رو تخلیه کن و سرحال به خونه برگرد
و بعدش میتونم به مامان بگم؟
اوه، نه، هرگز نباید به مامان بگی
راحتتر نیست راستش رو بگیم؟
...معمولا، راحت تره، ولی
گاهی حقیقت میتونه آدما رو آزرده خاطر کنه. ها؟
ما که نمیخوایم مامان رو آزرده خاطر کنیم، مگه نه؟
البته که نه
آفرین پسر
هی، یه شوخی باحال رو میتونی امشب امتحان کنی
وقتی تم خوابش برد یکم خمیر ریش توی دستاش بمال
و بعد دماغش رو قلقلک بده
چرا؟
چون بعدش دستش رو میبره
که دماغش رو بخارونه
و بعد صورتش خمیر ریشی میشه
و بعدش چی؟
خب... همین دیگه
ولی من تو خونهشون مهمونم
و این به نظر راه درستی برای
جبران لطفشون نیست
بی خیال
و اگه خمیر ریش تو چشماش بره چی؟
No comments yet. Be the first to leave one.