Star Trek

Star Trek

ดาวน์โหลดคำบรรยายFarsi Persian

ซีซั่น 2

ข้อมูลรุ่น

Star Trek S02E21
ความคิดเห็นโดย apishik

แท็ก

other
เผยแพร่เมื่อ: 2022-09-08
ดาวน์โหลด: 41
ผู้พิการทางการได้ยิน: No

ตัวอย่างคำบรรยาย Farsi Persian

200 บรรทัดแรก

‫در حال عبور از سیاره‌ی بیرونی، زئون

‫ما اون درونیه رو میخوایم، اکوس

‫یه مدار استاندارد طراحی کن، آقای ‫چکوف و ما رو ببر داخل

‫بله قربان

‫ستوان اوهورا، سعی کن جان گیل رو بیاری ‫روی خطوط ارتباطی اخترناوگان

‫بله، قربان ‫اخترناوگان شش ماهه که داره تلاش میکنه

‫اگه هنوز زنده باشه، بعید نیست که ‫که الان پیام مارو دریافت کنه؟

‫نمیدونم، دکتر

‫ما اینجاییم تا بفهمیم چه اتفاقی ‫افتاده، چون نمیدونیم

‫من هیچوقت جان گیل رو ندیدم،

‫ولی درباره‌ی تاریخ زمان از اون ‫متنی که آماده کرده بود، مطالعه کردم

‫من خیلی خوب می‌شناختمش استاد من در آکادمی بود

چیزی که بیشتر از همه منو ‫تحت تاثیر قرار داد رفتارش با تاریخ زمین بود

‫که علل و انگیزه‌ها رو مهم‌تر ‫از وقایع و تواریخ می‌دونست

‫کاپیتان، هیچ پاسخی از هیچکدوم ‫از کانال‌های اخترناوگان دریافت نشده

‫فضاپیما در حال نزدیک شدن ‫از سیاره‌ی داخلیه

‫از اکوس؟ ‫بله، باید یه سفینه‌ی زئونی باشه

‫زئونی‌ها توانایی ناپخته‌ای ‫در ارتباطات میان‌سیاره‌ای دارند

‫یه موشک کوچیک ‫که نیروش رو از واکنش‌ها میگیره

‫توی مسیر رهگیریه

‫این یعنی دستگاه‌های تشخیص ‫پیچیده‌ای داره،

‫که نه زئون و نه اکوس نباید این چنین ‫دستگاه‌هایی داشته باشن

‫کسی رو روی خط آوردی، ستوان؟ ‫نه، قربان

کاپیتان، این یه کاوشگر بدون سرنشینه ‫که به نظر میرسه حامل کلاهک جنگی باشه

‫اسلحه‌ها در حالت آماده‌باش

‫اسلحه‌ها آماده ‫محدوده، آقای چکوف؟

‫2000 کیلومتر ‫سریع داره نزدیک میشه

‫شلیک

‫جالبه ‫یه کلاهک هسته‌ای حرارتی

‫این تکنولوژی مربوط به نسل‌ها جلوتر ‫از چیزیه که این ملت در حال حاضر باید باشن

‫چطوری تونستن همچین چیزی تولید کنن؟ ‫شاید کمک گرفتن

فضا آخرين مرز

اينها سفرهايي هستند از فضاپيماي انترپرايز

ماموريتي پنج ساله براي کشف عجايب و دنياهاي جديد

تا زندگي و تمدنهاي جديدي را پيدا کند

جسورانه به جايي برود که هيچ بشري تاکنون نرفته است

یک مدار حداکثری را رسم کن ‫ما رو از محدوده‌ی تشخیص دستگاه‌هاشون خارج کن

از همه جالب تر

‫به ما توسط یه موشک ‫هسته‌ای حرارتی حمله شد

‫که از سیاره‌ای اومده بود که ‫نباید توش همچین سلاحی باشه

مدار رو محاسبه و قفل کرديم قربان ‫دست به کار شو

‫کاپیتان، هیچ پاسخی از جان ‫گیل از هیچکدوم از کانال‌ها نداریم

‫حتما مرده

‫و اون پایین توی اکوس ‫داره چه اتفاقی میافته؟

‫با توجه به سوابقمون،

‫اکوسی‌ها مردم جنگ‌ستیز ‫و بدوی‌ای هستن و عاشق هرج و مرج

‫اون یکی سیاره، زئون، نسبتا ‫تکنولوژی بالایی داره

‫و مردمش صلح‌جو هستن

‫ما با مشکل خیلی جدی‌تری

‫نسبت به گم و گور شدن ‫جان گیل، مواجه شدیم

‫اسپاک،من و تو به پایین منتقل میشیم ‫دکتر، محض احتیاط

‫یه ترانسپوندر زیرپوستی تدارک ببین،

در صورتي که نتونيم از دستگاه‌های ارتباطی‌مون استفاده کنيم

‫ترانسپوندر رو وارد کن، دکتر

‫یه پایین‌گذر به محدوده‌ی ‫ارتباطی تا سه ساعت دیگه، درست کن

‫اگه نتونستیم تو ساعت ‫مقرر ارتباط برقرار کنیم،

‫مختصاتمون رو از ترانسپوندر بگیر ‫و ما رو به سفینه منتقل کن،

‫مهم هم نیست در چه شرایطی بودیم

بله قربان، در هر شرایطی ‫که بودین

تو آماده‌ای؟ ‫آماده‌ام، کاپیتان

انتقال

‫اکوسی‌ها، انسان‌گونه هستن، بنابراین چیز عجیبی نیست که اینقدر معماریشون شبیه به معماری انسانیه

‫جالبه

‫قایم شین! درست پشت سرمن

‫قایم شین!‫قایم شین!

‫خوک زئونی!

‫وایستا، خوک

‫کاپیتان، ‫دستور عدم مداخله

‫تکون نخور، دستاتو بگیر ‫بالای سرت، زئونی

‫بالاتر

‫دستاتو بگیر تو هوا ‫تا نتونی به چیزی دست بزنی اکوسی

‫توی خوک بار آخر به ما ‫بی‌حرمتی کردی

‫ولی الان دیگه تموم شده. تکون بخور!

‫باور نکردنیه

‫این یونیفورم‌ها برات آشناست؟ ‫مربوط به اواسط قرن بیستم زمینی

‫دولت ملی آلمان نازی

‫توجه، توجه

توجه اعلامیه‌ای از مقر رهبری

‫امروز، رهبر، دستور داده است ‫تا پایتخت باشکوهمون از زئونی‌ها، خالی بشه

با شروع سپیده دم، سربازهای ‫قهرمان ما شروع کردن به خالی کردن پایتخت

‫از زئونی‌های هیولایی که سیاره‌مون رو مسموم کرده بودن

‫چطور ممکنه همچین اتفاقی افتاده باشه؟

‫احتمال اینکه یه سیاره‌ی دیگه ‫فرهنگی شبیه به

‫آلمان نازی رو ترویج بده، و از همون ‫حالات و همون سمبل‌ها،

‫و همون یونفیورم‌های زمین ‫قرن بیستم استفاده کنه،

‫خیلی خیلی کمه

‫عملا غیرممکنه، کاپیتان ‫با اینحال، شواهد کاملا واضحه

‫مقر رهبری گزارش دفع یک حمله ‫توسط یه فضاپیمای زئونی رو میده

‫موشک‌های ما به طول کلی ‫دشمن رو نابود کردن

‫تو تحت عنوان مردی که به کلی نابود شده ‫خیلی خوب به نظر میای، آقای اسپاک

در این تظاهرات میهن پرستانه،

معاون پیشوا ملاکون صلیب آهنین، درجه دوم، به دراس،قهرمان میهن

اهدا کرد

‫در همه جا، اقدامات لازم برای نزدیک شدن به رای و تصمیم نهایی، انجام میشه

‫مرگ بر زئون

‫زند‌ه‌باد وطن ‫زنده‌باد پیشوا

‫اون جان گیله! پیشوا؟ ‫جالبه

شما !زئونی‌ها

‫چه نوع هیولاهایی دارن زئونی‌ها ‫بر علیه ما میفرستن؟

‫حق با شماست،اون یکی از ما نیست

‫منظورت چیه ما؟ ‫نگاهش کنین

‫اسپاک، یونیفورمشو بردار

‫پیشنهادت اینه که خودمونو ‫جای نازی‌ها جا بزنیم، کاپیتان؟

‫اگه جان گیل، پیشوا باشه، ‫تنها راه منطقی‌ای که به نظر میاد، همینه

برداشت خوبی بود کاپیتان

‫اون کلاه کلی از گناهات رو میپوشونه

ستوان

اینجا چی داریم؟

‫یه زئونی؟ بله

‫مشخصا، اون یکی از ما نیست ‫من گرفتمش

‫مگه همین روال ‫برای دشمنان وطن اجرا نمیشه؟

‫همین روال برای تمام ‫خوک‌های زئونی اجرا میشه، ستوان

دستگیرش کن با کمال میل

‫امروز برات یه سورپرایز ‫داریم، زئونی

‫یونیفورمت، کاپیتان

‫بله، باعث شرمندگیه که یونیفورم تو به اندازه‌ی مال من، جذاب نیست

‫فکر کنم این مال گشتاپو ـه ‫کاملا درسته

‫هرکی نگاهت کنه قانع میشه ‫که نازی هستی

‫ستوان!

‫یادت رفته چطوری سلام بدی؟

‫مدارکت

‫نشانت، ستوان ایشون میخوان دستورات نظامیت رو که توی لباست گذاشتی، ببینن

‫ستوان یه کم گیج شده

‫دست‌تنها کلی زئونی‌ ‫رو دستگیر کرده

‫یکی از خوک‌ها قبل از اینکه ‫از پا در بیاد، بهش حمله کرد

‫بهتون قول میدم که اون ‫خوک دیگه هیچوقت سرِ پا نمیشه

‫کارت خوب بود، ستوان

‫درود بر پیشوا ‫درود بر پیشوا

‫امروز روز به یاد موندنی‌ایه، سرگرد

‫ستوان

‫بهتره بری پیش یه دکتر

‫زیاد حالت خوش نیست ‫رنگ پوستت

‫بله، باید این کارو بکنم، سرگرد ‫ستوان،

‫کلاهت، برش دار

‫ما یه کار فوری با پیشوا داریم

‫ستوان! کلاهتو بردار!

‫کافیه

‫حالا میخواین حرف بزنین؟

‫دستوراتتونو بهم بگین! شما به اینجا فرستاده شدین تا پیشوا ما رو بکشین اعتراف کنین!

‫یا میخواین بازم ‫شکنجه‌تون بدیم؟

‫دارین این گفتگو رو بیشتر تبدیل به یه گفتگوی ‫یه طرفه می‌کنین، سرگرد

‫سر به سر من نذار، ‫خوک زئونی

‫این بیگانه کیه؟

‫اگه درباره‌ش بهم بگی ‫اوضاع برات آسونتر پیش میره

‫بذارین من با پیشواتون صحبت کنم ‫هرچیزی که نیاز هست بدونه رو بهش میگم

‫خوشحال خواهی شد که با من حرف بزنی، ‫قبل از اینکه کارم باهات تموم شه

‫سرگرد

‫رئیس انگ!

‫عالیجناب، باعث افتخارمه

‫داشتم از این دوتا جاسوس ‫بازجویی میکردم، که توی...

‫گزارش کاملشو خوندم

‫شما اهل زئون نیستین

‫مشخصه

از کجا اومدین؟

‫هروقت پیشوا رو دیدم، ‫توضیح میدم

‫چه کاری با پیشوا دارین؟

‫فقط با خودشون ‫صحبت میکنم

‫خوک. داری با رئیس ‫حزب حرف میزنی

‫کافیه، سرگرد

‫سلاح‌هایی که ازتون ‫پیدا کردن، چی بود؟

‫چه طراحی‌ای بود؟

‫آزمایشگاه‌های معروف اس.اس. ما

نتونستن بفهمن که طرز عمل ‫سلاح‌ها چطور هست

‫عالیجناب، یه چند دقیقه منو ‫با این‌ها تنها بذارین

‫بهتون قول میدم که مجبورشون میکنم... ‫شما دقایقی رو تنها بودین ولی نتیجه‌ای نداد

‫مشکل شما اس.اس.ها اینه که نمی‌فهمین

‫که بعد از یه مقطعی ‫شکنجه دیگه تاثیری نداره

‫افراد نسبت بهش بی‌حس میشن

‫بله، عالیجناب

‫زندانیشون کنین بذارین دردشون باهاشون گفتگو کنه

‫بعد، ازشون بازجویی میکنم

‫عالیجناب، امریه‌ی نظامی ‫ بازجویی و اعدامـه

‫بازجویی تموم شده ‫به همین خاطر...

‫تموم شده؟ ‫چی فهمیدی از این بازجویی؟

‫یه ساعت نگهشون دار

‫عالیجناب، دستور... ‫این دستور منه، سرگرد

‫توصیه میکنم که ازش اطاعت کنی

‫بله، عالیجناب

‫خیلی خب، خوک‌ها

‫باید چشم به ساعت باشه، و وقتی که تموم شد،

‫به بدترین نحو ممکن می‌میرین، ‫بهتون قول میدم

‫زندانیشون کنین

‫جان گیل مهربون‌ترین و محترم‌ترین

‫کسی بود که میشناختم ‫اینکه اون تبدیل به یه نازی

‫بشه، غیرممکنه

‫چرا گرفتنت؟

‫تو که زئونی نیستی

‫و اون هم قطعا نیست

‫چرا نازی‌ها با شما مثل ‫دشمن رفتار می‌کنن؟

‫چرا نازی‌ها از زئونی‌ها متنفرن؟

‫چرا؟

‫چون اگه ما نباشیم که ‫ازمون متنفر باشن،

‫دیگه چیزی نمیمونه که اونا ‫رو کنار هم نگه داره

‫بنابراین حزب ‫از ما یه تهدید ساخته

‫یه بیماری که باید ریشه‌کن بشه ‫آیا واقعا زئون یه تهدید برای اونا محسوب میشه؟

‫شما از کجا اومدین؟

‫دوره‌ی جنگ‌ستیزی ما ‫چندین نسل پیش تموم شد

‫ما اومدیم اینجا، فکر می‌کردیم داریم ‫اکوسی‌ها رو متمدن می‌کنیم

‫به نظر میاد که فرضتون ‫خیلی بچگونه بوده

‫وقتی همون اول هم اومدین ‫اینجا، همین طوری بودن؟

More Farsi Persian subtitles for Star Trek

ความคิดเห็น

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left