Long Nights Short Mornings

Long Nights Short Mornings

ดาวน์โหลดคำบรรยายFarsi Persian

ข้อมูลรุ่น

Long Nights Short Mornings 2016 1080p WEB-DL DD5 1 H264-FGT
ความคิดเห็นโดย Phoenix Translation Team
تـيـم تـرجـمـه قـقـنـوس

แท็ก

webdl
เผยแพร่เมื่อ: 2024-07-16
ดาวน์โหลด: 23
ผู้พิการทางการได้ยิน: No

ตัวอย่างคำบรรยาย Farsi Persian

200 บรรทัดแรก

تيــم ترجــمــه .:: قــقــنـوس ::. .تـقـديـم مـي کـنــد

اين فيلم داراي کلمات و صحنه هاي +18 ميباشد

....::::هادي عليزاده و مهدي عليزاده::::.... تـيـم تـرجـمـه قـقـنـوس

به اميد درک فرهنگ ايراني در کشورم

. سلام , کتي

, کجا بودي ؟ متاسفم

,مدتي طول کشيد . واقعا گرفتار بودم

. اوه , باشه مشکلي نيست

. من گرفتار بودم

. خوبم

کار جديد چطوره ؟

. خوبه

.. منظورم اينه اونجا " موما " است , بنابراين موزه هنرهاي مدرن

.. ميدوني , اما راستش من بليط ها رو پاره ميکنم و

, جهت ها را نشون ميدم . دقيقا کار معاونتي نيست

فکر ميکني همونجا بموني ؟

. آره , شايد , حالا خواهيم ديد

تو چطور بودي ؟

. خوب

خوب , يکجورهائي همه جا بودم

. واسه مدتي خارج از شهر بودم

.بعد فقط گرفتار نگهداري همه چيز بودم

خب , خوبه , درسته ؟

. آره

..گوش کن ، کتي

.. دليل اينکه ميخواستم ببينمت

.. اوه ، فقط ميخواستم بهت بگم

و من متاسفم که خيلي در اين اطراف ... نبودم , من از ديدنت طفره نميرفتم

. يا هر چيز ديگه اي , قسم ميخورم ... .. اين فقط

، من فکر نميکنم بايد همديگه رو ببينيم

. يا هرچي , ديگه ...

.. ميدوني , اين فقط

, و من فقط الان توي جايگاه عجيبي در زندگيم هستم

... و حس ميکنم انگار چيزها توي مسير خاصي افتاده ...

که نيازه غنچه ها ، قبل از اينکه اوضاع خيلي جدي بشه , جوانه بزنه , ميدوني ؟ ...

, و گوش کن ، صادقانه بگم.. . اين هيچ ربطي به تو نداره

. يا .. صبر کن , منظورم اينه

. منظورم اين نبود .. منظورم اينه که

اين بخاطر اين نيست که با تو ... .مشکلي داشته باشم يا چيزي که حس نکنم

.بسيارخوب , چيزي نيست . منظورم اينه , من دوست دارم

. واقعا دارم

, و تو باهوشي و شاد . و بامزه , زيبا

... و من اساسا الان يک آدم احمق هستم و اگه تو بهم بگي که ...

, من پشيمان خواهم شد و دارم اشتباه ميکنم ..

. احتمالا نميتونم باهات موافقت نکنم ...

. آره , اما اين بخشي از چيزيه که دارم ميگم

, ميدوني , از آنجائي که ما واقعا همراه هاي خوبي بوديم

, و مشکل يا هيچ چيز ديگه اي نداشتيم . فکر ميکنم قراره بصورت خاصي جلو بره

مطمئنا , راه هاي جدي بيشتر

... و اين طبيعيه که اتفاق بيفته , نه تنها

. در جائي که ميخواستم الان در زندگيم برم ...

قهوه بيشتر ؟

. ما خوبيم , متشکرم

. متاسفم تو چي ميگفتي ؟

.. من فقط , آه

. من چيزي نميگفتم

. من نميخوام ازت بخوام با من رابطه داشته باشي

. نميخوام حتي هيچ فشاري بهت بيارم

... ميدونم . و تو آويزون و مالک گرا نبودي

. يا هيچ چيز بد ديگه اي , ميدونم ..

ميدوني , اما اين بدان معنا نيست که .جديتي وجود نداشته باشه , اين يکجورائي مورمورم ميکنه

. فکر نکنم تو هم بتوني اينو انکار کني .اين بعد از مدت مشخصي منو مورمور ميکرد

آره , اما من درک نميکنم . نميتونيم فقط همين وضع موجود رو حفظ کنيم ؟

. فکر نميکنم همچين چيزي وجود داشته باشه

همه چيز در طي زمان در حال تغييره ... و من فقط ميتونم ببينم

. مسيرمون به سمتيه که من نميخوام برم ...

. من نميخوام در يک رابطه باشم

. من ازت درخواست نميکنم که باشي

. اما تو ميخواهي

کي گفته ؟

. متاسفم

منظورم اين نيست که .... احساسات ... داخلش بگذاريم ... فقط فکر ميکنم

.. که ما خيلي نزديک بوديم ، عبور سريع در چند هفته خيلي ..

. من نميخوام نزديک باشيم

. با من

. نه , با هيچکسي

اما چطور ميتوني همچين چيزي بگي ؟

. تو نميتوني همينجوري منو کنار بگذاري

تو , تو نميخواهي با من باشي

. تو هيچکس رو نميشناسي

. تو با کسي ملاقات نکردي

, اگه فردا با کسي ملاقات کني

, سرت رو ميندازي پشت پاش . و ميخواهي با اون باشي

. حدس ميزنم

. شک دارم

.. من دنبال چيز خيلي خاصي ميگردم , ميدونم چيه ، يا

.. ميدوني

.. ميخواهم بدوني وقتي ديدمش و

. من نديدمش

يک چيز ؟

.بيخيال , خودت ميدوني منظورم چيه

. نه , نميدونم ، جيمز .. واقعا نميدونم , من

اين عشقه ؟

تو دنبال عشق ميگردي ؟

تو اون کلمه رو ميشناسي ؟

.درحال حاضر , اين همون چيزيه که سعي ميکنم ازش اجتناب کنم

.يکنفر با من به دام خواهد افتاد , در هرجائي

.. اما اگر تو عاشق بودي

, اگر عاشق بودي , مثلا ... عاشق من بودي

. نميتونستي جلوي خودت را بگيري

. نميتونستي

. فکر کنم درسته - . آره -

ازم ميخواي چي بگم ؟ - . ميخوام خفه خون بگيري -

ميخوام اين مکالمه هرگز اتفاق نمي افتاد

, اما حالا که اتفاق افتاده ... حالا که نميتونيم به اون زمان لعنتي برگرديم , من

. ميخوام مثل يک مرد با من صحبت کني ...

... منو همونجوري که ميخواي توي سطل آشغال بندازي , به جاي اينکه

.تو گفتنش حاشيه بري , و يکجوري رفتار کني انگار داري بهم لطف ميکني ...

.. من ميخوام بهم بگي که عاشق من نيستي

. يا اونقدر دوستم نداشتي ..

. و هرگز نخواهي داشت

. من اينکارو نميکنم , هرگز نخواهم کرد

. خوبه

. کتي , صبر کن

.بايد برم دستشويي

.برو داداش. برو داداش. برو داداش

اه لعنتي

! مونيکا

! هي

.. مونيکــ

. هي

. هي

. تو منو پيدا کردي

. خدايا شکر , خيلي ترسيده بودم

. مشکلي نيست . همه چيز درست ميشه

. لعنت بهش

, حتما بايد اينجا تابلو نصب کنم "گائيدن ممنوع"

.شماها بايد همين الان از اتوبوس من گورتون رو گم کنيد - . واي , شرمنده -

, متاسفم , باشه , واقعا . معذرت ميخوام

.اما، ما تازه ازدواج کرديم - چي ؟ -

.ببين , لطفا ما رو بيرون ننداز . ما توي ناکجا آباد توي نيمه شب هستيم

. خطرناکه . باشه ؟ خواهش ميکنم

. شما نميتونيد بگائيد

. ما نـــ ... ما نميگائيديم

.. باشه ؟ ما

, ببين , هي , ببين . من اونطرف ميشينم

. باشه ؟ من ميرم اونطرف ميشينم

باشه ؟ مشکلي نيست ؟

. باشه , فکر مي کنم

.يالا - . من خوبم -

. صبر کن

! لعنتي

جدي ميگي ؟ - .بايد اونها رو طبقه بالا جا گذاشته باشم -

. لعنتي

. متاسفم

. اين بيرون نه

. اين يکجورائي خانومانه نيست

! جيمز , نه

ما بيرون توي خيابون سکس نميکنيم , باشه ؟

.باشه

.خوبه ,من از پله هاي فرار آتش نشاني بالا ميرم

.جيمز , نه , ديوانه شدي

خانه ات کجاست ؟

. دوره

خب , نميتوني به کسي زنگ بزني ؟

. کي , ساعت 4 صبحه

. صبر کن , من يک تماس بي پاسخ داشتم

. آره , از طرف من بوده - . نه -

! سلام

. منم , متاسفم , بيرون بودم

.پشت در موندم

تو خونه اي ؟

. باشه

. الان ميام اونجا

شرمنده , رفيق

. قراره بري رختخوابت

, من نميتونم يک ساعت ديگه .باهات ماجراجوئي کنم تا خونه ات رو پيدا کني

.پس ميرم سراغ دوستهام که اين اطراف خانه دارند

. بهم زنگ بزن , جدي ميگم , لطفا

. تو دوست داشتني هستي

. اوه , لعنتي

. لعنتي

بالائي ؟

نه

سارا

پس من اين يارو رو ميشناسم ؟

.نه , من فقط باهاش ملاقات کردم

, اون واقعا آتشين بود . و باهوش

.منظورم اينه , باهوش به نظر ميرسيد , من زياد باهاش صحبت نکردم

. اما اون تو رو دعوت کرد

. آره , درسته

.کافيه , اون به من گفت ميخواسته کجا بره

. واسه همين تو اينجائي . ما جلوشو ميگيريم

. خب من چنان از جان گذشته به نظر نميرسم

. اما تو از جان گذشته اي

. اما لازم نيست به نظر برسم

.فقط جوري رفتار کن انگار يک دوستِ مرد هستي

. نگذار فکر کنه دوست پسرم هستي

, ميتوني , مثلا يکجوري رفتار کن انگار همجنس بازي

چطور , ميخواي کيرش رو ساک بزنم ؟

. نه , اون کير مال خودمه

.کير خودم اينجاست و اونوقت قراره يک کير واست گير بيارم

چطور بود ؟

. ويل يک کوني واقعيه

.اون اونروز يک عکس از کيرش نشونم داد - چي ؟ -

. آره - چي , مثلا , يک عکس از کيرش واست فرستاد ؟ -

, نه , اون گفت " هي , بيا اينجا .. ميخوام يک چيزي روي کامپيوتر

, نشونت بدم " و من رفتم اونجا ... . و کير اون بود

. اون شروع کرد به خنده . من وحشت زده شده بودم

, اون يک آزارجنسيه ميدونستي ؟

Long Nights Short Mornings subtitles in other languages

More Farsi Persian subtitles for Long Nights Short Mornings

ความคิดเห็น

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left