200 บรรทัดแรก
به همه گشتی ها: جمعیت زیادی جلوی دادگاه شکل گرفته
حدود ۵۰ نفر. تمام
از کنار حرکت کن و دست ما رو بگیر
چی میتونی داخل ماشین ببینی؟ به من بگو چی می بینی
یه صندلی آره خوبه. دیگه چی؟
یه فرمون آره. دیگه چی؟
یه درخت
درخت چه رنگیه؟ بنفش
تو الان این جایی فهمیدی؟
دیگه کی اینجاست؟
هیچ اتفاقی برات نمیفته قول میدم
نفس بکش
ما آماده ایم تا دو دقیقه دیگه می رسیم
چطوری، داداش؟
کریستین خوشحالم که می بینمت
ای سگ عوضی
وقت سیگار کشیدن داریم؟
ایست برو پی کارت
بیا اینجا از محوطه خارج شو
آروم بابا
فکر می کنی باید بریم داخل؟
کفشای کوفتیمو بده من
کری مگه؟
لازم نکرده جایی بری کفشارو بده
اون کفشارو بده من میخوای من درشون بیارم؟
مگه پنبه توی گوشاته؟ من کاریت نداشتم
من ازت خواستم که کفشاتو در بیاری نمیتونی اینو بفهمی
چیه؟ می تونی شطرنج بازی کنی؟
آره می تونی بازی کنی؟ بیا
اون بیرون کسی هست که منتظرت باشه؟
منو ببین کسی هست که اون بیرون منتظرت باشه؟
کی؟ مادرم
پس بهش فکر کن. باشه؟ اون بیرون زندگی واقعیه
هر چیزی که اینجاست یه بازیه قوانین رو یاد بگیر تا دووم بیاری
نوبت توئه
تو چی؟ کسی منتظرته؟
نوبت توئه
خوب بود؟ آره
صفحاتشو که خراب نکردی؟ تو خیلی احمقی
بابات اومده بهت سر بزنه
بشین
اسم من هل هست من از سازمان اطلاعات اومدم
اونو می شناسی؟ مودیر اسگای؟
این جا بهتر می تونی ببینیش
نه
مودیر یه سردسته جدید در مورد گروه های خلافکاریه
باهوشه، منظمه، برای خشونت آماده ست و روی پسرای جوون کنترل خوبی داره
هفته گذشته 2 تا مرد جوون کشته شدن اما مهم نیست
اونا احتمالا همسن برادرت بودن
خیلی خب
و این چه ربطی به من داره؟ من میخوام این قضیه تموم بشه
باید جلوی مودیر رو بگیرم
کاری که با سیمیون کردی راه رو برای مودیر باز کرد
برای همین اون در مورد تو میدونه و تا حدودی بهت احترام میذاره
از این جا به گروهش نفوذ می کنی و بعد آزاد میشی
بذار حرفتو قطع کنم فکر کنم پرونده منو خوندی، درسته؟
پس میدونی که من مثل سایر آدمای اینجا نیستم
پرونده تو چیز متفاوتی رو میگه
طبق چیزی که یادم میاد تو سه نفر رو کشته بودی
من میدونم اون کیه
اون اخیرا جلوی دادگاه بهش شلیک شد درسته؟
کی مسئول حفظ امنیتش بود؟
فکر می کنم کشته شدن این مرد جوون
دهن همه کسایی که می خواستن بهت کمک کنن رو بسته
و حالا تو بیچاره شدی
اما من چه میدونم؟
من میدونم مثل بقیه نیستی وگرنه اینجا ننشسته بودم
تو یه جراح قلب ماهری
تو قبل این قضیه زندگی خوبی برای خودت دست و پا کرده بودی
اینم میدونم که ملاقاتی های زیادی بهت سر نمی زنن و منزوی هستی
حتما اینجا تنهایی
نمیخوای بری بیرون و زندگیت رو پس بگیری؟
نواه چی؟
چقدر دیگه از زندگی پسرت رو میخوای از دست بدی؟
لارس
تو باید جا به جا بشی
چی گفتی؟ تو باید جا به جا بشی. وسائلت رو جمع کن
کجا میریم؟
داری چیکار میکنی؟ بیا
خوش اومدی، کثافت
من توی بخش خلافکارا چیکار میکنم؟ چرا باید به اینجا منتقل بشم؟
شوخی میکنی
برو
خوش اومدی
چه خبر؟ بذار ببینم چی داری برای ما سوغاتی آوردی؟
اسمت چیه؟ جوابشو بده
نشنیدی چی گفت؟ زید
چی گفتی؟ سالی؟
اون از این چیزای کاغذی درست می کنه تو دیوونه ای
اینو ببین چه خوبه
بیا سیدی عالیه
اومده به ما هدیه بده خوشمون اومد
اون دیگه چیه؟
دختره یا پسر؟ این دختر سالیه؟
اگه زرنگ بازی دربیاری کارت تمومه
اگه دوباره زرنگ بازی دربیاری می کشمت
مرتیکه عوضی
گور باباش کچل
من استین هستم سلام، استین. منم، زید
حالت چطوره؟ خوبه
کی کیک میاد؟ یه دقیقه دیگه
چی میخوای، زید؟
طبق قرارمون می تونم با نواه حرف بزنم و بهش تبریگ بگم؟
ما توافق کردیم که زودتر زنگ بزنی
یه قضایایی اینجا پیش اومد الان موقعیت مناسبی نیست
میدونی که نمی تونی یهویی زنگ بزنی
میدونم چه خبر، سالی؟
همه چیز روبراهه؟
من باید صداش رو بشنوم؟
میشه لطفا صداش رو بشنوم؟
یه لحظه صبر کن نواه، بیا
کیه؟ باباست
نواه؟
صدامو می شنوی؟
تولدت مبارک
میشه سلام کنی، نواه؟
چی میخوای، زید؟
اگه اینکارو بکنم
دیگه نمیخوام زندان برم یا مجازاتی داشته باشم
من میخوام زندگیمو پس بگیرم
تو اینو میگیری
اینا مدارک مربوط به عفو مشروطت هست از وقتی که من امضاش کنم معتبر میشه
کی می تونم بیام بیرون؟ ادیل بخش خلافکارا رو مدیریت می کنه
اون می تونه کاری کنه به خلافکارهای بیرون دسترسی پیدا کنی
وقتی که باهاش جور بشی من فرآیند آزادیتو شروع میکنم
توجه ادیل رو جلب کن احترامش رو به دست بیار
مرتیکه عوضی
دراز بکش
تسلیم شدی
تا وقتی که اینو بکشی، در امانی
بعدش کاری نمی تونم برات بکنم
اونا اومدن سراغم، من نمی تونستم کاری بکنم
برام مهم نیست پیش خودت فکر کردی کی هستی
من تصمیم میگیرم کی چی شروع میشه و تموم میشه
سوال اینه که کی این برای تو تموم میشه
من میدونم تو تصمیم میگیری
تو می تونی الان بگی اونا بیان سراغم بعدش این اتفاق میفته
اما یه امکان دیگه هست
من رابطه خوبی با نگهبان ها دارم من آزادانه همه جا میرم
میدونم بهت بدهکارم شاید بخوای چیزی رو جابجا کنی
تصمیم با خودت
به بخش اف میری؟ آره
بهش عکس پسر تراکتوریه رو نشون بده
بخش اف، سلول 157
من باهاش حرف میزدم فکر کردی این جا قهوه خونه ست؟
اگه می خواستم حرف بزنم،؛ می گغتم
یه کاری کن مادرشم نتونه بشناستش
زید، وقتش رسیده
هی، الان باید برم ما آماده ایم
چیکار میکنی؟
چیکار داری میکنی؟
خب؟ میتونم کمکت کنم؟ میخوای چیزی بخری؟
من دنبال خروجی 23 هستم می دونی کجاست؟
اسم من زیده دیدی
دیدی؟ آره، دیدی
اونو می شناسی؟ آره
داروش کجا بودی؟ غذا حاضره
من باید یه کاری بکنم بعدش میام
عجله کن برو طبقه 23
می بینمت داروش
سلام، سلام میتونم کمکتون کنم؟
استین اینجاست؟ آره
میتونم باهاش حرف بزنم؟ بله، میشه به استین بگی بیاد؟
اون یکم دیگه میاد اینجا باشه، ممنون
میخوای با من یه جلسه بذاری؟ میشه چنین چیزی گفت
میشه اون عقب حرف بزنیم؟
تبریک میگم میدونی جنسیتش چیه؟
پسره
قرارمون این بود که وقتی آماده بودم ببینمت باهات تماس میگیرم
اینجا چیکار میکنی؟ عفو خوردم
من میخواستم ببینمت
نمیدونم چی بگم من دیگه نمی شناسمت
چرا می شناسی
نواه هیچ وقت نمیخواست تو رو از دست بده
اون تو رو نمی شناسه من سعی کردم بی خیالت شم و....
برای همین می خواستم هر موقع آماده بودم باهات تماس بگیرم
من الان یه جلسه دارم نمیتونم حرف بزنم
کی میتونم ببینمش؟
فعلا نه پس کی؟
من باید یه وقتی ببینمش باید چیکار کنی؟
تو حقی نداری، زید نمی تونی سرتو پایین بندازی و بیای
من پدرشم اون یه پدر داشت
ببخشید که بدون اطلاع اومدم
و حق با توئه من نمیخوام که
من فقط میخوام اونو ببینم
فقط میخوام یه نگاهی به پسرم بندازم
حتی نمی تونم ببینمش؟
دوباره بیا اسگا باید پاس بده
مامان، من تشنمه
میلاس، همیشه سمت راست گل بمون به سمت چپ شوت کن
خوبه
الو؟ جیمی هستم. تو زیدی؟
ادیل گفت که پایه ای آره
پنج دقیقه دیگه بیا بیرون
نمیدونم تو و ادیل سر چی توافق کردین
اما این جا منم که تصمیم میگیرم
یه دکتر از آدمایی مثل ما چی میخواد؟
من در موردت تحقیق می کنم
اگه کوچکترین چیزی در موردت بفهمم که خوشم نیاد
می کشمت. فهمیدی؟
No comments yet. Be the first to leave one.