Spreading Darkness

Spreading Darkness

ดาวน์โหลดคำบรรยายFarsi Persian

ข้อมูลรุ่น

Spreading Darkness 2017 WEB
ความคิดเห็นโดย 9B0DY
WEB (23.976 FPS) (1 h 43 min)

แท็ก

web
เผยแพร่เมื่อ: 2023-07-24
ดาวน์โหลด: 14
ผู้พิการทางการได้ยิน: No

ตัวอย่างคำบรรยาย Farsi Persian

200 บรรทัดแรก

‫خانوم و آقای من ‫دورت رو نگاه کن

‫قاضی بزرگ رو ببخشید

‫دو مرد و دو زن هست

‫یکی

‫خوشحالم که دوباره می‌بینمت دیویس

‫اختراع جدیدت چطوری

‫تکنولوژی منزی؟

‫دیویس

‫اوه کار آره! کار، کار، کار همون کاره

‫توی آخرین جلسمون گفتی یه نقشه‌ای روی

‫ملاقات با خریداران احتمالی داری

‫آره دکتر! یه نمونه اولی ساخته شده

‫به توزیع کننده ها نشون بده و اونا میگن پیشگامانه است

‫دنیا رو عوض کن! با توزیع کننده ها ملاقات کن ‫حق اختراع رو داشته باش

‫همه اینو میخوان

‫دیویس مراقب باش ‫تو چی گفتی و امضا کردی

‫توی اون ملاقاتا! من میخوام این کار برای تو باشه

‫تو مریض من نیستی! تو دوست منی

‫و منظورم همونه

‫آره دکتر میدونم! ممنونم ازت

‫خیلی ازت ممنونم

‫وقتی اختراع ها فروش بره تو نصف پول رو میگیری

‫منظورم اینه وقتی فروش بره تو نصف رو میگیری! من، تو، دانیلا

‫همه پولدار میشیم

‫یک دو سه

‫خب تو چی فکر میکنی؟

‫من چی راجب ادغام فکر میکنم

‫کمپانی کوچک توزیعت با من؟

‫آره ما ی قدرتی داریم

‫فکر کنم خراب شه

‫مرسی تو چی فکر میکنی

‫فکر کنم خراب شه

‫شنیدی؟

‫مرسی فکر میکن خراب بشه و تو میدونی چرا؟

‫چون تو این منزی رو نداری

‫درست اینجا رو میبینی

‫هرچی که باید بدوونم رو بهم بگو

‫آره من، من چیزی نگفتم

‫اوه تو خیلی گفتی

‫فقط دهنت رو برای انجامش باز نکن

‫واوووو تو کی ای؟

‫گفتم تو کی هستی؟

‫آدامس توپی دوست داری آنتونیو؟

‫آدامس توپی؟

‫آره آدامس توپی! میدونی یکم از آدامسه

‫با یه پوسته ی سخت؟

‫مطمئنا تو یه زمانی بچه بودی

‫این آدامس توپیا مخصوصن

‫رنگ نئون دارن! و خیلی سخت پیدا میشه

‫باید کل مغازه رو میخریدم

‫آدامس توپی

‫اون داره راجب چی حرف میزنه

‫تو دیوونه ای؟

‫یکم دیوونه ای درسته؟

‫میدونی چی دیوونگیه؟

‫اون ماه لعنتی دیوونگیه

‫خب بزار ازت یه چیزی بپرسم! تو فیلم رو دیدی

‫اون چه کوفتی بود؟

‫چطوری روشنش کردی؟

‫یه سری خدمه بودن که روی ماه نشستن

‫منتظرن تا شلیک کنن؟

‫نه ما به استیج شلیک میکنیم با پارامونت

‫ما؟

‫من توی اون صحنه فیلمبردارم

‫و نویسنده، یه قدم کوچیک برای مردی که من بودم

‫پیشنهاد بقیه چیه؟

‫عزیزم من خونم

‫چی قایم کردی؟

‫هیچی

‫اوه بیا نشونم بده

‫من چیزی ندارم

‫مال خودت رو نشون بده و بعد من مال خودم رو نشون میدم

‫این به اون در

‫باشه این یکم دیوونگیه

‫برو آنتونیو! نشونش بده

‫اسمم رو از کجا میدونی؟

‫شماها کی هستین؟

‫من هریت ام! ریت اسکلپ

‫تو ! تو یه قاتلی؟

‫یه قاتل نه عوضی! قاتل

‫هیچ وقت کسی یهتر رو پیدا نمیکنیم

‫الان بهت میگم

‫باشه

‫و تو؟

‫اوتو جتر ‫خوشحالم میبینمت

‫میدونی آنتونیو! زندگیت رو روی غریزه میچرخونی

‫غریزه ی نجات پس اینجا سرگردونیه

‫چه تمایزی از حیوون وحشی داری؟

‫یه شیر که غذاش رو شکار میکنه و میبره هرجا بخواد

‫منظورم اینه این تو نیستی هممم؟

‫هیچ حسی! هیچ فکری

‫اما تو قاتل نیستی

‫حالا ازت خوشم میاد آنتونیو

‫خیلی طول نمیکش تا احساسش کرد

‫و میتونم بهت بگم وفادار و قابل اعتمادی

‫درست میگم؟

‫در واقع تو خارج از اینی

‫منو میبینی همم؟

‫چرا من باید...

‫تو چیزی داری که ما میخوایم آنتونیو

‫همین الان میخوایم

‫من ن...

‫چند وقته منو میشناسی؟

‫چی فکر میکنی کاری رو که یکی گفته بود رو باید انجام میدادم

‫ایده های من خراب شدن؟

‫خب تو مشت میزنی توی صورتشون

‫مشت توی صورتش

‫خوشم میاد خوشم میاد نه

‫من کرواتم رو صاف میکنم و بعد بلند میشم و افتخار میکنم

‫هرچیزی که لازم رو میدونم

‫و من کل کمپانی کوچیک بدبخت رو میگیرم

‫و مال خودم میکنم

‫توی پرونده ها و کاغذ بازی ها غرق میشم

‫خیلی سنگین و حس قانونی ایه

‫واوو

‫چند مخترع فکر میکنی

‫میتونن این هزینه رو مدیریت کنن؟

‫خیلی زیاد نیستن

‫یکی

‫یا بیشتر

‫اونا نمیتونن چون من یه سری چیزا دارم

‫و من میرم و اونا دیگه اینطوری نیستن

‫واوو

‫تو باورش داری؟

‫گاروین

‫مرسی تو باورش داری؟

‫انگار کتاب مقدسه

‫داخل جک! فاحشه خدا رو باور نداره

‫اوه اوه

‫حالت چطوره؟

‫چی؟

‫داری

‫تخم مرغ برای انجام دادن هرکاری

‫تا از شر دیویس خلاص شی و من رو به تکنولوژی منزی ببری؟

‫ممنون بابت وقتت! بهم اعتماد کن میتونم انجامش بدم

‫واقعا

‫اس تی یو

‫بله؟

‫کرواتت رو صاف کن

‫هرکاری لازمه رو انجام بده

‫هرکاری لازمه

‫اوه یه پسره

‫آره

‫اوه لعنتی.

‫اوه تو یه چیزی گفتی و توی دو کلمه بود

‫ما تکنولوژی جدید رو میخوایم! تکنولوژی منزی

‫میتونیم از راه سخت و یا آسون انجامش بدیم

‫شرط میبندم فکر میکرد راه سخته

‫سلام مارگارت

‫لطفا خارج شو

‫حتما! دارم میشم

‫گاروین یه مرد خیلی قدرتمنده

‫آندرکافلر

‫ین

‫جن.

‫جن

‫جن گوپا

‫خب تو اینجا

‫گاروین رو میبینی! آره کار رو با هم داریم

‫شکل من و گاروینومیتونیم یه معمله ای بکنیم

‫اینجا چیکار میکنی؟

‫هیچی

‫همونیه که فکر میکردم

‫برای گاروین هر دقیقه ای که روی اشخاصی مثل تو تلف میکنه

‫از دست دادن پولشه

‫یه فکره

‫روز خوبی داشت باشی

‫گاروین این انفجار کمپانیت رو داغون میکنه

‫بیا با من بخون

‫و بعد تو بودی

‫شگفت انگیز برادر، شگفت انگیز برادر

‫بهمون امید دادی

‫ممنون ازت! من مارک مینسکوری ام از مارک بزرگ

‫و س و ب ها

‫مارک سلام من میلی ام! من بار تراتورا رو تو هالیوود خریدم

‫عالیه

‫عاشق اونجام

‫و دوست دارم از تو و گروهت دعوت کنم تا بیاید و بنوازید

‫و حواسم به بقیه چیزها هست

‫دلیلی که میخواستی بهم زنگ بزنی

‫خب ممنون میلی ! من قطعا دوست دارم بیام و ساز یزنم

‫راجب شماره ای که گرفتم ، من متاهلم

‫اما خیلی ممنون

‫به ملی بگو که گفت زنگ بزنی

‫فطعا میگم

‫اون آهنگ رو واسه همسرت نوشتی؟

‫آره! اون وحی منه

‫اوه خیلی شیرینه

‫حس میکنم خوش شانس ترین مرد روی زمینم

‫خب دیویس دیویس

‫خواهر فوق العادت

‫تو یکی رو پیدا میکنی! یکی که دوستت داشته باشه

‫تو میدونی الان اخترا چیه؟

‫پولی که الان هست چیزیه که پول الانه و الان

‫آره میدونم تو گفتی

‫با دو توزیع کننده امروز صبح ملاقات کردم

‫صبر کن! بدون من؟

‫میونی میتونم کمکت کنم تو این جور موقعیتا

‫دو توزیع کننده و یه وکیل

‫دو و یک سه

ความคิดเห็น

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left