200 บรรทัดแรก
شایعه رو شنیدی؟
چه شایعه ای؟
تو اون شهربازی با تم خاص تو تپه شهرمون رو میشناسی؟
اره اون مکان خیلی وقت پیش بسته شده- اره-
شایعاتی هست که
یه جادوگر خوشتیپ اونجا زندگی میکنه
واقعا؟یه نفر تو اون جایِ دلگیر زندگی میکنه؟
و یه جادوگر خوشتیپ اونجاست؟
راستی اینم شنیدم که
اون جادوگر کاملا دیوانه ست
درسته
شنیدین که اون جادوگر واقعا جادو میکنه؟
جادویِ واقعی؟
،وسط حقه اَرّه کردن
...اون واقعا اره
درحقه ناپدید کردن یه نفر
اون شخص
واقعا غیب شد
واقعا؟
و
قبل از شروع تردستی
...اون همیشه
به چشمایِ طرف خیره میشه
و میپرسه
،تو به
...جادو
باور داری؟- به جادو؟-
یک داستان که باورش سخته
یه چهره که فکر میکنی فقط تو خواب دیدیش
یک داستان عجیب و فوق العاده
که شما منتظرین حداقل
یبار تو زندگیتون بشنوید
من میخوام یک رقص رو اجرا کنم
اون ترسناکه ولی همچنین مسحورکننده ست
من میخوام به جایی برم که جاده منو به طرفش جذب کنه
یه جاده بدون شروع و پایان
این یه رویا نیست،این تصوراتتونه
این تاریکی پشت روشناییه
همه چیزو بهم بریزید
هرچیزی که بهش باور دارید
شما در یک خواب نیستین،این تصورات شماست
خودتون رو نیشگون بگیرید
یک قدم در مسیر بذارید
دیروز هیچوقت
یه زمانی درهمه جا وجود داشته
چهره واقعی غافلگیری در این دنیا
پشت چیز های مرئی وجود داره
شما در یک خواب نیستین،این تصورات شماست
این تاریکی پشت روشناییه
همه چیزو بهم بریزید
هرچیزی که بهش باور دارید
من خواب نمیبینم
فقط همه چیز به نظر متفاوت میاد
این یه خواب نیست
این تصورات توئه
این تاریکی پشت روشناییه
همه چیزو بهم بریزید
هرچیزی که بهش باور دارید
تو در یک خواب نیستی
این تصورات توئه
خودتون رو نیشگون بگیرید
یک قدم در مسیر بذارید
جی چانگ ووک
چویی سونگ یون
هوانگ این یوپ
کارگردان: کیم سونگ یون
"به جادو باور داری؟"
خوش میگذره؟
به نظر میرسه اینجوریه
به زودی سال سومی میشید
و هنوز همین جوری با هم حرف میزنید و اهمیتی نمیدین که من اینجام یا نه
اینجا چه خبره؟چیه؟
وای نه
چرا همتون ترسیدین که من ممکنه معلم سرخونه تون باشم؟
خیالم راحت شده
درسته.حداقل چیزی که انتظار داشتین درسته
چی؟- به فنا رفتیم-
،انقدر خوشحالید که مدیر معلم سرخونه تونه؟باشه
من مطمئن میشم که قراره تو دانشگاهم بهتون غر بزنم
خوشحالید؟- نه نیستیم-
باشه.بیاین روز اولی حضور و غیاب کنیم
کیم سو هه
...چی
ممنون
بک هانا
حاضر
سئو ها یون- حاضر-
خیلی خب...یون آه یی
یون آه یی
اون اینجا نیست؟
تو روز اول...شروع خوبیه...خدای من
دیرکردی،کجا داری یواشکی میری؟
تا کارم تموم شه همونجا وایستا
تو هم همونجا وایمیستی
نا ایل دونگ
پس تو نا ایل دونگی
نا ایل دونگ،بهترین دانش آموز کل مدرسه
حدس میزنم اسم واقعا مهمه
خوشبختم.اسم منم دینه
عجب
شوخی کردم
چرا نمیخندین؟وقتی یه چیز خنده داری پیش میاد میتونید بخندین
وای چقدر بامزه
خیلی خب پس شما با مدیر حرف زدین؟
اون چی گفت؟
خب اون فقط بهم گفت به تلاش خوبم ادامه بدم
به تلاش خوب ادامه دادن
یعنی همینجوری دانش آموز خوب بمون...چه مهربونی فوق العاده ای
تو نمیتونی بیشتراز این بالا بری
خیلی خب برو رو صندلی خالی بشین
تو هم برو بشین...اینو از شانس خودت بدون
کاری کردین سرصبحی با بالا بردن صدام شروع کنم
یه شروع خوب یه روز خوب رو میسازه
نه؟
بله
مامان،امروز روز اول سال دوم دبیرستانه
من اتوبوس رو از دست دادم و آخرش دیر کردم
ولی به لطف یه همکلاسی به دردسر نیافتادم
شاید من همونطور که معلم گفت شانس آوردم
یه جنگل کلی درخت کاج داره
"فقط به اندازه ای که میخورید بردارید،لطفا غذا رو حروم نکنید"
وای ببخشید
مامان
فکر میکنم امروز یه سال عالی دیگه قراره باشه
پس
نگران من نباش
امروز جلیقه تو بپوش
هی ببین کجا داری میری
امروز روز من نیست
هی نا ایل دونگ
بغل دستیت لاله؟
نمیدونم.هنوز باهاش حرف نزدم
نه بهت که گفتم
اون دختر انگار کلا عجیب به نظر میرسه ولی نمره هاش خوبه نه؟
چرا از من اینو میپرسی؟
اها تو نمیدونی؟
تو در همه چیز اولی ولی آه یی همیشه تو رو در ریاضی شکست میده
پس فکر میکردم تو حتما اینو میدونی
واقعا؟اصلا اینجوری به نظر نمیاد
کیم سو هه- بله؟-
و حتما باید سعی کنی وزن کم کنی اگر میخوای بری دانشگاه
چی؟
خوبه- همگی دیگه حرف نزنید-
"در دانشگاه باریکه ولی ما لاغر هستیم"
از کی تا حالا نمره به تناسب اندام ربط پیدا کرده؟
تو چه دنیایی زندگی میکنیم- چرا به پام دست میزنی؟عوضی-
پس این شعار کلاسمونه
همونطور که میبینم هیچ کدوم از شماها مشکلی با این ندارین جز یو هیونگ
این وحشتناکه
چرا وجدانت هم اذیتت میکنه؟
خیلی خب معلم زیادی تو دستشویه،یکم دیگه صبر کنید
اون داره میرینه،یکم طول میکشه
خدای من- نگید من اینوگفتم-
باشه- خداحافظ-
کجا ریاضی میخونی؟
منظورت موسسه ای چیزیه؟
چرا میپرسی؟
منطقی نیست که من به خوبی تو نیستم
اینجوری فکر نمیکنی؟
ولی منطقیه که معلم ریاضی من به خوبی
تو نیست
برای همین
"استخدام کارمند نیمه وقت،ساعت قابل مذاکره"
مادر،من همه وقتمو برای درس خوندن گذاشتم حتی موقع کار نیمه وقتم
حتی اگر نتونم برم دانشگاه
نمیخوام بی خیال نمره هام بشم
چکار میکنی؟
...ببخشید...من فقط
لازم نیست بترسی
تو باید پس مونده غذا رو جدا بندازی وگرنه ما جریمه میشیم
اوه درسته
دیگه تکرار نمیشه
خب؟نظرت درمورد کار چیه؟
بله جالبه
تو بهتراز اونی که به نظر میایی
حیف که فقط یه روز کار میکنی
اگر منو قبول کنید،بازم میتونم اینجا کار کنم
میتونی از فردا شروع کنی؟
بله- اره؟عالیه-
یه بچه که قبلا اینجا کار میکرد یکهو استعفا داد
من نمیدونستم باید چکار کنم
بذار ببینم...چهل و هشت هزار وون درسته؟
بله چهل و هشت هزار وون- بیا-
من بهت یه دوهزار تایِ دیگه هم میدم.فردا میبینمت
ممنون
فردا میبینمت
دیرنکن- بله آقا-
ده کیو برنج
رامن
تخم مرغ
و
جوراب شلواری
پنجاه هزار وون
تو
به جادو
باور داری؟
نفسم بند اومد
!آه یی
ببخشید
من خیلی دیر کردم.ترسیدی؟
No comments yet. Be the first to leave one.