200 บรรทัดแรก
در اتفاقی غیرمنتظره امروز یک مرد فلوریدایی بهطور غیرقانونی وارد زندان اورنج کانتی شد
مظنون به اتهام سرقت از جواهرفروشی با قرار وثیقه آزاد بوده
مضنون قصد داشته تلفن همراهش را از قفسه وسایل پس بگیرد
زیرا حاوی دستورالعملهایی برای سرقت بعدی او بوده
- اوه لعنتی! - اوه لعنتی!
- گندش بزنن - بدو!
گندش بزنن
گمشو از اینجا
همین حالا برگرد
حالتون چطوره دخترا؟
عالی، مرسی
آره؟ خیلی خب
سانی کجاست؟
تو باید همون دختری باشی که به قتل نرسیدی
فعلا البته
چی میخوری؟
با این چی میتونم بخورم؟
این احتمالا بیشتر اون قفسه بالا و
کل ساختمان رو بهت میده
بیشتر هم هست
کجا؟
نمیدونم
شاید همونجایی که ازش میای
پسرت گفت تو مرد بااستعدادی هستی
مایک اینو درباره من گفت؟
نقل قول میکنم
اون نمیدونه تو اینجایی
اون فکر نمیکنه که حقیقت داشته باشه
من فکر میکنم، اوه...
ویسکی بوربن
دیدی؟ به این زودی مسئله رو حل کردی
پس مایک گفت من تو پیدا کردن چیزها حرفهایم، ها؟
آره
- مایک گفت دستیابی - این دستیابی...
- از چند رقم داریم صحبت میکنیم؟ - ۹
اما بخوام صادقانه بگم، هشت رقمش صفره
یه لحظه
- سلام - میدونم کامیون کجاست
خب این خبر خیلی خوبیه
دقیقا
کجایی؟
اوه، گرسنهام شد
برمیگردم
جشن میگیریم
لعنتی، فاجعهست
مایک بود؟
آره
انگار پیداش کرده
- پس... - آها
خب... اگر شما دوتا کمک لازم داشتید...
حالا میدونیم که کجا همدیگه رو پیدا کنیم
بهسلامتی ماس
امیدوارم که اون... و در واقع از صمیم قلب... شرش کم شه
- پس طلا چقدر وزن داره؟ - خیلی
و کامیون چقدر پایینه؟
خب، اون چاله بیشتر از ۲۰ متر عمقش نیست
چندتا وسیله غواصی کرایه میکنم و فردا شب میتونیم ببینیمش
آها
درسته، ولی من چیکار میکردم
- من شیرجه نمیزنم. من چیزها رو برنمیدارم - اوهوم
متاسفم اگر تو پروفایل لینکدینم نبود. ما کمک نیاز داریم
آره، ولی مطمئن نیستم که میخوام کی رو درگیر این قضیه کنم، پس...
نمیدونم
- خونواده؟ - نه
پتسی وضعیت راننده آمبولانس تو رو بررسی میکنه
که ببینم میشه اونو بهعنوان قاتلت معرفی کنم، پس نه
- بابات چی؟ - نه
نه؟
ببخشید. در واقع اصلا و ابدا
درسته. گفتی شما خیلی خوب با هم کنار نمیاید
- اما فکر کردم که بهخاطر ۱۰۰ میلیون دلار... - معلومه که نه. اون یه جنایتکاره
- ما هم جنایتکاریم - ما جنایتکار نیستیم
- ما هم جنایتکاریم - ما کار خلافی نمیکنیم
بعضی وقتها تو کارهای خاصی انجام میدی و به این معنی نیست که تو اون کارهای
- اوه خدای من. تو به این چیزا گوش میدی، نه؟ - سادهست
اگر از قضیه طلا خبردار بشه اونو واسه خودش میبره. خب؟
خیلی خب
اصلا و ابدا، همینوطره
چهل دلار
چهل دلار
اوه خدایا
خیلی خب، اما باید کاری باشه که بتونیم انجام بدیم
متاسفم. ما از لحاظ پزشکی تموم تلاشمون رو کردیم
تا جایی که راهی به جز اهدای عضو واسه پایان دادن به زندگیاش نمونده
یکی از همکاران الان میاد تا در موردش باهاتون صحبت کنه
خیلی متاسفم
(پتسی: تکنسینه ربم) (مایک: ؟) (پتسی: یعنی رو به موته، خیلی زنده نمیمونه)
کجا میری؟
میخوام بدونم چقدر باید اون کامیونو از اونجا بیرون بیاریم
خب نظرم رو درباره کمک از خونواده عوض کردم
پدرت؟
نچ، شوهر خواهرم
اون کار نقشهبرداری گودال انجام میده فکر کنم واسه اطلاعاتی که میخوام، کمکم کنه
اون عاشق حرف زدنه
کیه؟
- ماس - نه. نه. باشه صبر کن...
نه، نه، نکن، منم میخوام بشنوم
سلام ماس. بذار بعدا بهت زنگ میزنم ممکنه اطلاعاتی درباره قاتل دلی پیدا کرده باشم
خفه شو، خفه شو بذار یه چیزی ازت بپرسم
وقتی اونو پیدا کردی...
چیزی روش بود؟
خب، فقط یک ملافه
- اما من چیزی ندیدم... - وسیلههاش رو میگم. خدایا
وقتی اون رفت، یکم پول نقد از گاوصندوقم برداشت
و یه چیز کوچولوی کامپیوتری
اووو، آره!
تو رمز گاوصندوقت رو بهش داده بودی؟
خفه شو
رمزش م-ا-س هست، نه؟
چیزی همراهش بود یا نه؟
فقط چندتا کلید و گوشیش
فقط برو دوباره چک کن
لوازم شخصی، هر چی که بود
و بعدا بهم اطلاع بده
ولی... نه تا بعد از ساعت ۲
دارم چندتا از این تدارکات مراسم رو امتحان میکنم
چه تدارکاتی؟
برای مراسم یادبودی که فردا برگزار میکنم چون دوست دخترم کشته شده
که منو ناراحت میکنه چون یه دیوث بیخایه رو فرستادم
تا قاتلش رو پیدا کنه و اون هنوز هیچ غلطی نکرده
که این منو عصبی میکنه
چه چیز کامپیوتریای؟
نمیدونم
خیلی خب
برمیگردم. همینجا بمون
(دلی: اون قبول نکرد که تو کمکش کنی. متاسفم)
گندش بزنن
سلام دیو، جوابمو ندادی
یه قهوه مهمون منی
میشه بمونه واسه بعد از جلسه کارکنان؟
اوه، دمنوش میخورم من کافئین نمیخورم چون باعث پیری زودرس میشه
همونطور که تو ایمیلم که نادیدهاش گرفتی، گفتم تو این شغل هم مثل سابق عمل میکنم
زمانی که عیسی همسن من بود فوت کرد
که هنوز هم بهتر از اورلاندوئه پس اگر میخوام از اینجا برم
باید بذاری روزنامهنگاری تحقیقاتی رو انجام بدم
که تو دانشگاه جورجیا آموزش دیدم
آموزش دیدی؟
این یه برنامه واقعیه. خفه شو
باشه. جواب من اینه
کیتلین عزیز، ممنون بابت ایمیلت
متأسفانه، تو یه روزنامهنگار تحقیقاتی نیستی
تا زمانی که درباره یه کوفتی تحقیق کنی
تا اون موقع، هر چی که رو دستگاه متننما هست رو میخونی (دستگاهی که متن خبر روی آن نمایش داده میشود)
هر هر هر
ارسال
عوضی
سلام، مایک هستم لطفا پیغامتون رو بذارید
سلام، مایک، کیتلین فاکس هستم
دوباره
جدی؟ هنوز منو تعقیب میکنی؟
تعقیبت کنم؟ نه. ما فقط اتفاقی مسیرمون یه جاست
مگر اینکه نباشه
- اوه، لعنتی خیلی بامزه بود - مواظب باش، پیاده شو
قبلا باهوش بودی
میدونم چون کارنامهات رو امضا کردم
اما این کاری که میخوای انجام بدی؟ گند میزنی بهش
پس، بهت بگم میخوام چیکار کنم من این کار رو انجام میدم
سهم تو رو هم ۱۰ درصد میدم
سهم منو ۱۰ درصد میدی؟
عددش قابل مذاکرهست
یه نکته از طرف قمارباز سابق
اگر نمیدونی چی تو دستت داری، بلوف نزن، باشه؟
خب، میدونم هر چی که بوده انقدر واسه اون دختر کافی بوده که مرگ خودشو جعل کنه
اندی اونو دیده
تو هتلی که هستی
چه آگهی ترحیم جالبی
جالبه که چطور آگهی ترحیم بعضیها میتونه اونا رو به کشتن بده
اگه فکر میکنی دارم بلوف میزنم...
پس از اون چیزی که فکر میکردم قمارباز افتضاحتری هستی
- نه - نه؟
تو هیچی نمیدونی خیلی چیزها هستی ولی قاتل نیستی
مرسی. این جمله رو واسه کارت تبریک روز پدر یادت بمونه
ایمیلم به دستت رسید؟
چیزهای بیشتری تو فلش ماس هست، خواهرش، و ...
نه، مایک اینجا نیست
تا فردا، امیدوارم
اگر همه چیز خوب پیش بره، بهزودی می بینمت
آره، منم دوستت دارم
فک کنم اینو دیدی
فکر کردم شاید بهتره بدونی که مدرک بیگناهی ماس یانکوف مرده
- فردا مراسم یادبودشه - اوهوم. خونه ماس
فکر میکنم به جای گل
ما باید یه نفر از افراد مبارزه با جرایم سازمان یافته رو بفرستیم
نظر خوبیه
اما تو نه، چون دیگه رو این پرونده کار نمیکنی
- به هر حال، ازت ممنونم - بله
برنامهات واسه این همه چیه؟ میدونی؟
آه میدونم. اون شب گفتی نمیدونی من چیکار میکنم
- خب، فکر کنم الان بدونم - من آیندهنگرم
- من... نه. اشتباه کردم - اونجا رو ببین
بیشتر مردم یه حفره گل آلود تو زمین میبینن
که پر از بتن و سر مجسمه هیزمشکنه
نقشهبردارها آینده رو میبینن
من به اونجا که نگاه میکنم، تو یه مدت کوتاهی یه دریاچه زیبا رو میبینم
وقتی میگی یه مدت کوتاهی، یعنی چقدر؟
ما چهار روز دیگه میریم داخلش
وقتی با سیمان اونجا رو کاملا ببندن
چهار روز؟ و تکلیف این وسیلههایی که هنوز تو آب هستن چی؟
هر چیزی که اونجا هست زیر نیم متر بتن دفن میشه
اگر جسدی داری که باید دفن بشه، الان فرصت خوبیه
No comments yet. Be the first to leave one.