Disobedience

Disobedience

ดาวน์โหลดคำบรรยายFarsi Persian

ข้อมูลรุ่น

Disobedience 2017 BDRip x264-DRONES
Disobedience 2017 BRRip XviD AC3-XVID
Disobedience 2017 BRRip XviD MP3-XVID
Disobedience 2017 720p BRRip XviD AC3-XVID
Disobedience 2017 720p BluRay x264-DRONES
Disobedience 2017 1080p BluRay x264-DRONES
Disobedience 2017 720p BluRay H264 AAC-RARBG
Disobedience 2017 720p BluRay HEVC x265-RMTeam
Disobedience 2017 720p BluRay x264-Ganool im
Disobedience 2017 720p BRRip MkvCage WS
ความคิดเห็นโดย Notion
► تـرجمه از: عـرفـان مـرادی ◄ | nightmovie.Co

แท็ก

brrip
XviD
AC3
720p
720
mkv
MkvCage
BluRay
x264
ganool
x265
HEVC
1080
เผยแพร่เมื่อ: 2018-07-05
ดาวน์โหลด: 57
ผู้พิการทางการได้ยิน: No

ตัวอย่างคำบรรยาย Farsi Persian

200 บรรทัดแรก

‫در ابتدای همه‌چیز،

‫خداوند 3 موجود رو آفرید.

‫فرشتگان،

‫هیولاها

‫و انسان رو.

‫فرشتگان رو از کلمات پاک خودش ساخت.

‫فرشتگان کار بدی نمی‌کردن.

‫و نمی‌تونستن حتی برای یک لحظه ‫از هدف خودشون گمراه بشن.

‫هیولاها از روی غریزه‌ی خودشون ‫عمل می‌کردن.

‫ولی باز هم تحت پیرو ‫آفریدگار خودشون بودن.

‫تورات میگه،

‫خداوند تقریباً 6 روز کامل ‫از آفرینش رو ...

‫مشغول ساخت این موجودات کرده.

‫بعد، قبل از شروع همه‌چیز

‫یک تکه کوچیک از زمین برمیداره

‫و باهاش زن و مرد رو شکل می‌ده.

‫و بعد به چه چیزی فکر کرد؟

‫با این دستآورد عالیش؟

‫خب، این چیه؟

‫مرد.

‫زن؟

‫انسان موجودیه که قدرت نافرمانی از خدا رو داره.

‫در بین تمام موجودات،

‫فقط ما قدرت اختیار عمل داریم.

‫ما یه چیزی بین

‫بی‌گناهی فرشتگان

‫و بد ذاتی هیولاها هستیم.

‫خداوند به ما قدرت انتخاب داد، ‫که برای ما هم مزیت و هم مسئولیت بهمراه داره.

‫ما باید تصمیم بگیریم ...

‫در سختی‌های زندگی ...

‫به آمبولانس زنگ بزنین.

‫راو.

‫راو.

‫چشمات رو باز کن.

‫نافرمانی.

‫نفس بکش.

‫و 15 سالت بود که ‫اولین خالکوبیت رو انجام دادی؟

‫واقعاً خیلی درد داشت.

‫اون یکی ... ‫و اون عکس مسیح بود؟

‫- مسیح خیلی درد داشت. ‫- اوهوم.

‫عالیه.

‫چیزی که می‌خواستی رو داری می‌گیری؟

‫آه، این عالیه، آره. ‫ممنون. تو حالت خوبه؟

‫یه ذره به سیگار نیاز دارم.

‫اوهوم. ‫5دقیقه بمونیم خوبه؟

‫من جواب می‌دم.

‫اوهوم.

‫یه خورده سرت رو بیار پایین.

‫وقتی می‌خندی خیلی خوشگل میشی.

‫- رانی. ‫- الآن نه.

‫رانی.

‫باید با این مرد حرف بزنی.

‫کسی هست؟

‫- بله. ‫- داوید اینجاس؟

‫- بله. ‫- ممنون.

‫رَبّای ، یه نفر اومده تو رو ببینه. ‫

‫- کیه؟ ‫- چیزی نگفت.

‫ممنون، نایومی.

‫داوید.

‫رونیت.

‫رونیت.

‫انتظار نداشتیم بیای.

‫نه؟

‫- فکر کردم ... ‫- خدا عمرت بده.

‫ممنون.

‫شرمنده، یادم رفته بود.

‫مستقیم از فرودگاه اومدی؟

‫آره.

‫آره، میرم هتل.

‫کلی آدم اومدن که به «راو» ادای احترام کنن.

‫درسته.

‫تو خوبی؟

‫آره.

‫چطور مُرد؟

‫ذات‌الریه، بالأخره.

‫میرم یه جای پیدا کنم ‫که اینا رو بذارم اونجا.

‫- اینم ببر. ‫- الآن برمی‌گردم.

‫- باشه. ‫- ممنون.

‫آره.

‫سلام.

‫سلام.

‫رونیت.

‫- فروما؟ ‫- واقعاً خودتی.

‫موءشی.

‫رونیت، تو اینجایی.

‫معلومه که اینجایی.

‫اوه. ‫سلام.

‫فروما.

‫رونیت.

‫عمو هارتاگ.

‫حالت چطوره؟

‫خوبم.

‫خدا عمرت بده.

‫آره، کتت رو در بیار.

‫یالا، و همینطور شال ...

‫- نه، اینو نگه میدارم. ‫- و دستکش‌هات.

‫فروما.

‫خب،

‫تو اومدی.

‫تو خوبی؟

‫قهوه دارین؟

‫- میشه یکم بخورم؟ ‫- بیا.

‫- هنوزم تلخ می‌خوری؟ ‫- آره، ممنون.

‫یکم دیگه یه تاکسی می‌گیرم.

‫همینجا بمون.

‫اوه، نه، عیبی نداره. ‫ممنون.

‫همینجا بمون.

‫واقعاً؟

‫ممنون.

‫همم.

‫خب، تو فقط واسه ...

‫خاکسپاری راو اومدی.

‫چه دلیل دیگه‌ای داره اینجا باشم؟

‫تو خیلی قابل پیش‌بینی نیستی.

‫هنوز از دستم عصبانی هستی؟

‫تو خیلی زود از اینجا رفتی.

‫ازدواج کردی؟

‫امم.

‫کی اتفاق افتاد؟

‫چند وقت پیش.

‫بیشتر بگو. ‫کیه؟ میشناسمش؟

‫اوه خدا، هیندا که نیست، مگه نه؟

‫داوید، تو که با هیندا دختر هندن ازدواج نکردی.. ‫مگه نه؟

‫اوه، اینکارو کردی. با هیندا ازدواج کردی. ‫اوه، لعنت، داوید، نه.

‫نه.

‫- نه، من با هیندا ازدواج نکردم. ‫- خب، خوبه.

‫خب، اون بیرون 20 تا زن دیگه هم هست ‫که شبیه هیندان.

‫- چرا همه‌شون شبیه همدیگه‌ان؟ ‫- سنگدل نباش.

‫سلام، استی.

‫رونیت. حالت چطوره؟

‫من، ام ...

‫- من اینجام، که خیلی هم عجیبه. ‫- اوهوم.

‫حال خودت چطوره؟

‫ام، خدا عمرت بده.

‫ممنون.

‫تو خیلی ...

‫- نیویورکی شدی. ‫- خب ...

‫خدایا، توئم شبیه آدمای مذهبی شدی.

‫یکم دیگه غذا ببرم بیرون؟

‫اوه، بیخیال، نبر. ‫بیا حرف بزنیم.

‫در مورد زن داوید. ‫البته اگه پیداش بشه.

‫خب، کی خانوم کوپرمن‌ـه، استی؟

‫اونو قبول داریم؟

‫رونیت می‌خواست به هتل بره

‫ولی من بهش گفتم می‌تونه پیش ما بمونه.

‫آه، آره، آره، باید همینکارو کنی.

‫آره، می‌تونم توی اتاق موعظه یه تخت ردیف کنم.

‫خودم اینکارو میکنم. ‫خودم اینکارو میکنم. عیبی نداره.

‫شما ازدواج کردین.

‫آره.

‫آره، هیمنطوره، رونیت.

‫هیچکس بهم نگفت.

‫چرا بهم خبر ندادین؟

‫تو ناپدید شدی.

‫وای.

‫باشه.

‫تبریک میگم.

‫نه، نه، خواهش می‌کنم.

‫- بیا. ‫- باشه.

‫مراسم ترحیمش خیلی شلوغ میشه.

‫تو و استی ازدواج کردین؟

‫همیشه سه تایی باهم بودیم.

‫آره، تا اینکه تو رفتی.

‫ما دوتا رو تنها گذاشتی.

‫خب، اگه بهم می‌گفتی پدرم مریضه، میومدم.

‫داو خودش نمی‌خواست بدونی.

‫این اواخر خیلی ضعیف شده بود.

‫و احتمالاً نمی‌خواست اونو اینجوری ببینی.

‫بازم باید بهم زنگ میزدی.

‫این هفته خیلی سرمون شلوغ بوده، رونیت.

‫همم؟ ‫خواهش میکنم.

‫پدرم همین اواخر مُرده.

‫می‌دونم.

‫می‌دونم، خودم اونجا بودم.

‫خب،

‫خب، حداقل خبر مرگشو بهم دادی.

‫مهم اینه که ‫این هفته بهش ادای احترام کنیم.

‫ادای احترام؟

‫مهمترین چیز همینه.

‫البته که هست.

‫شرمنده، خیلی بهم ریخته‌اس.

‫- واست چندتا چوب‌لباسی میارم. ‫- ممنون.

‫چیه؟

‫پیر شدم؟

‫- به این فکر نمی‌کردم. ‫- امم.

‫من بنظر خسته میام.

‫همه‌مون همینطوریم.

‫استی، باید برم یه جای دیگه؟

‫هر کاری دوست داری بکن.

‫پنجره باز میشه؟

‫نه.

‫آه، اگه می‌خوای سیگار بکشی ‫باید بیای طبقه‌ی پایین.

‫بیا.

‫یه پتوی دیگه واست آوردم.

‫"مرگ نابهنگام راو کروشکا

‫"یه شکست بزرگ واسه جامعه یهودی بوده.

‫"اون یه غول مذهبی بود.

‫که متأسفانه از خود فرزنده به جای نگذاشت."

‫روزنامه‌گار‌های تنبل.

More Farsi Persian subtitles for Disobedience

ความคิดเห็น

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left