200 บรรทัดแรก
~رویای چانگان~
~قسمت بیست و ششم~
زی یوآن
قربان
فرد مشکوکی رو توی حیاط دیدیم
برین دنبالش- اطاعت-
خیلی بده
خیلی دیر شده
من معطلشون میکنم
تو مراقب شاهزاده باش
زودباش
نه
شما دوتا برین
من جلوشون رو میگیرم
انتقامم رو هم ازشون میگیرم
یه روز دیگه انتقام بگیر
نمیتونم این فرصتو از دست بدم
،تو با شاهزاده برو
چیو زیلیانگ بیخیال این ماجرا نمیشه
،اگه بفهمه
دوباره مردم رو آزار میده
دیگه باید
همینجا تمومش کنیم
...اما
به خاطر کمک به تو اینکار رو نمیکنم
به خاطر اینه که وانگ لین باید بمیره
زی یوآن
چنگ رویو
...یه روزی
،اگه اون روز واقعاً بیاد
حتما باید اسم همهی
قهرمانهای این روزها رو
توی شورش شبنم صبح قید کنی
عالیجناب
یواِر رفته
از محافظا قبلاً پرسیدم
بعدازظهر از قصر رفته
و تا حالا برنگشته
سرباز بفرست تا برن دنبالش
اطاعت
چی میخوای؟
اینجام تا ببرمت بیرون
بیرون؟
میخوای کمکم کنی؟
چرا؟
وقتی رفتیم بیرون میفهمی
دنبالم بیا
قربان
قربان
حیاط غربی هم آتش گرفته
خاموشش کنین
باید یه راه فراری باشه
قربان
قربان
قربان
بیرون آتش گرفته
اما هنوز مجرم رو نگرفتیم
!برین پیداش کنین
اطاعت
نرو داخل
ولی یه چیزی شنیدم
وقتی خواجه داخله
هیچکس حق داخل رفتن نداره
ولی شاهزاده اون توعه
خواجه خیلی گستاخه
از اینجا برو
میتونی بری بیرون
هنوز بهم نگفتی
که چرا کمکم میکنی
در آینده میفهمی
کجا داری میری؟
،خیلی دیره
و هنوز نرفتی خونه
تو چرا اینجایی؟
اومدم تشکر کنم
چیزی برای تشکر نیست
برای اینکه چیو زیلیانگ بهم اعتماد کنه
فقط میتونم لیو میشا رو بهش بدم
،ولی اگه بدمش به کمپ شطرنج ژنرالها
اونجا با یانژی
هیچوقت نمیتونی نجاتش بدی
اما اگه بدمش به وانگ لین فرق داره
یانژی همهی حرکتاش حساب شده و دقیقن
ممکنه بتونه کمکت کنه
،حالا
لیو میشا رو برگردون به من
عمرا اگه شاهزاده میشا رو
بدم دست تو
نه
،یا میدیش
یا اون عالیجناب عزیزت
میمیره
مدیر شطرنج
چنگ شی یهویی
توی منطقه وانگ لین دیده شده
جرات نکردیم حرکتی بکنیم اونم اینجا
لطفاً دستور بدین
چنگ شی پشت دره؟
بله
داره جلوی چنگ رویو رو میگیره
گولمون زدن
از قصد میشا رو اینجا
دست وانگ لین سپرده تا
وقتی کسی اومد نجاتش بده
گیرش بندازه
الان چیکار کنیم؟
اونی که فرستادیم قابل اعتماده؟
آره
خوبه
دستور بده همه برن
،امشب اینجا نیومدیم
و هیچ کاری هم نکردیم
بله- بله-
اگه چیو زیلیانگ بفهمه
که چی یان
،فرستادتت که میشا رو نجات بدی
با اون شخصیتی که اون داره
تا مراسم زندهش نمیزاره
و الان
عالیجناب
به خاطر تو آسیب دیده
یه سرباز معمولی هم
میتونه بکشتش
عالیجناب نمیدونه
که اومدم میشا رو نجات بدم
باورم شد
ولی بنظرت چیو زیلیانگ هم باور میکنه؟
پس شاهزاده رو بده بهم
و قضیه همینجا تموم میشه
خودم همه چیز رو از طرف وانگ لین درست میکنم
بعلاوه
مراقب شاهزاده هم هستم
و توام میتونی
کنار عالیجنابت بمونی
بذار حالش خوب بشه
و بعد به جنگیدن با چیو زیلیانگ ادامه بده
با یه تیر چندتا نشون میزنی
وانگ لین مرده؟
بله
هر دو با شاهزاده میشا
دقیقا چیشد؟
جناب وانگ شب پیش خیلی نوشیده بودن
آتش همه جا رو گرفته بود
نگران بودن اتفاقی برای شاهزاده بیوفته
برای همین رفتن بررسی کنن
بعدش
درگیر هوا و هوس شدن
که همه چیز از کنترل خارج شد
داخل اتاق هم آتش گرفت
برای همین، هردو تو آتش مردن
بهش دستور دادم
مراقب میشا باشه
...ولی اون احمق
چطوری دو دفعه آتیش گرفته؟
آخه بی دلیل؟
بار اول
به خاطر بی دقتی آشپز بوده
آتش خیلی زود پخش شد
...و... بار دوم
...بار دوم... خب
...وانگ دوست داره بازی کنه
بازی با شمع های مومی
...و
مطمئنی
وانگ لین و میشا هردو مردن؟
محافظ دیده جناب وانگ رفتن داخل
قبل از اون، شاهزاده خوب بودن
در واقع امروز اومدم
بپرسم حالا که ایشون مردن
کی جایگزین جناب وانگ لین
میشه
قربان
چی فکر میکنین؟ شی یوآن خوبه؟
سالها باهاتون کار کرده
شاید به اندازه وانگ لین خوب نباشه
...ولی
خیلی وفاداره
پس شی یوآن رو بذار به جاش
اطاعت
جیانگ دینگ
واقعاً به چیو زیلیانگ اینو گفت؟
بله
جناب چیو قبلاً موافقت کرده
که شی یوآن رو بذارن جای وانگ لین
پس
چنگ شی، جیانگ دینگ رو خریده؟
نقشهی چنگ شی
چندتا هدف داشته
حالا که وانگ لین مرده
اگه جانشینش شی یوآن باشه
آدمه چنگ شیه
واقعاً کارش عالیه
از ما و چنگ رویو
سواستفاده کرده
عالیجناب
عالیجناب
...یواِر
...یواِر برگشته
چیشده؟
بانو
No comments yet. Be the first to leave one.