Douluo Continent: Live Action (Soul Land / Douluo Dalu / 斗罗大陆)

Douluo Continent: Live Action (Soul Land / Douluo Dalu / 斗罗大陆)

ดาวน์โหลดคำบรรยายFarsi Persian

ข้อมูลรุ่น

Douluo Continent E30 DramaDL
ความคิดเห็นโดย AHEE
ترجمه اختصاصي سايت دراما دي ال @DramaDLL

แท็ก

other
เผยแพร่เมื่อ: 2021-02-20
ดาวน์โหลด: 26
ผู้พิการทางการได้ยิน: No

ตัวอย่างคำบรรยาย Farsi Persian

200 บรรทัดแรก

سـرزمیـن ارواح

قسـمت سـی‌ام

نمیخوای نجاتش بدی؟

.نه، نمیخوام

‌.من برای مبارزه خیلی ضعیفم

به علاوه اون با من بد حرف میزنه

.و همیشه بهم زور میگه

چرا من باید

تسلیم شدنت رو بپذیرم؟

...من... من

.پسر حرف گوش کنی هستم

.خیلی هم دوست داشتنی هستم

.برات یک نمایش اجرا میکنم

این مزخرفات چیه که میگی؟

!کیوی موشکی

سوپرایز شدی؟

.این قابل خوردنه

سوپرایز شدی؟

تحسین برانگیز نیست؟

.خیلی شیرینه

.بچه پررو

.درد داره

،اگه درد داره

چرا دخالت کردی؟

‌.اون موقع فقط من اونجا بودم

اگه من بهت کمک نمیکردم کی میخواست اینکارو بکنه؟

،ولی درواقع

.اونقدرا هم درد نداره

.خیلی زود خوب میشه

.لازم نیست نگرانم باشی

احمق. کی نگران تو بود؟

من خیلی باهوشم. میدونی؟

دیدی چطوری

اون پیرمرد رو گول زدم؟

.وگرنه نمیتونستیم فرار کنیم

احمق

.انقدر به من نگو احمق

.امروز دیگه استثناعاً کارم خوب بود

باشه؟

.ممنونم

.این خوب نیست

چی شده؟

!یک ربع

.رونگ رونگ، عصبانی نشو

،من عجله داشتم

!برای همین زمان از دستم در رفت

.اشکالی نداره. من عصبانی نیستم

.یالا‌. بیا برگردیم به مدرسه

.این درست نیست

.تو الان باید خیلی عصبانی باشی

.حتما بعدا تلافیش رو سرم در میاری

.من واقعا عصبانی نیستم

.من فکر میکنم هستی

،اگر الان عصبانی هستی

.فقط عصبانیتت رو بریز بیرون

وگرنه همش مضطرب و سرگردون .باقی میمونم

احمق

.کافیه. بلند شو

.بیا برگردیم

...تو

وقتی توی آسمون بودیم بهم چی گفتی؟

!رونگ رونگ، رونگ رونگ

.اینم از 2500 سکه طلا

.باید درست باشه

ممنونم

.پلاک هم مشکلی نداره

ولی

شما هنوزم باید

.پنج درصد کارمزد رو به ما پرداخت کنید

...این

.من کارمزدشون رو میپردازم

.در این صورت، کار ما دیگه تمومه

.ممنونم

.عمو نینگ، ممنونم

تو به رونگ رونگ لاله ابریشم بافته شده رو دادی

که این به جهش جوهره ی رزمیش کمک کرد

.و پاگودای کهربایی جیوبائو رو تکمیل کرد

این 2500 سکه طلا

.هدیه من به توئه

.عمو نینگ، رونگ رونگ گم شده

.ما هنوز داریم دنبالش میگردیم

،حالا که این پول رو بهت دادم

.اون دیگه به شی لان که برنمیگرده

،و البته

.توی مسابقه هم شرکت نمیکنه

.پس شما رونگ رونگ رو با خودت بردی

.لطفا دیگه دنبالش نگردین

.اوه، راستی

.بذارین بهتون یادآوری کنم

.نام نویسی بزودی تموم میشه

.بیا مدیر رو پیدا کنیم و بریم برای ثبت نام

.عجله کنین

.اونطرف

!بجنبید، بجنبید

!ببخشید

!ببخشید

اینم از 2500 سکه طلا

.میخوایم بدهی مدرسه لانبا رو بپردازیم

.پرداختی دریافت شد

.حالا دیگه شما در مسابقه شرکت دارید

!عالیه

من میخوام اسم مدرسه لانبا رو

.به شی لان که تغییر بدم

.لطفا این فرم رو پر کنید

‌.اینجا

شیائو وو دنبال چی میگردی؟

میترسم شاهزاده شوئه شینگ دوباره .برامون دردسر درست کنه

،الان

اون دیگه دلیلی برای اینکه جلوی ما رو بگیره، نداره

.شاهزاده اینجاست

.مسابقات دارن شروع میشن

.من میبرم

من ترتیب مسابقه ی افتتاحیه رو برات .دادم

.اینا رقیبهای تو هستن

.مدرسه شی لان که

تمام اطلاعات مربوط به مدرسه شی لان که

.اینجا نوشته شده

.اساسا اونها سه حلقه روحی دارن

.و جوهره رزمی نقره آبی بی مصرف

آدم ضعیفی مثل اون

.حریف من نیست

این مدرسه ایه که شوئه چینگهه به اینجا .آورده

تای لونگ

.من قبیله ی تو رو نجات دادم

بله

.ما هیچوقت محبتتون رو فراموش نمیکنیم

پس توی اولین رقابت

.کارشون رو تموم کن

مدیر

،توی مزایده

.نینگ فنگجی بود که گیاه ها رو خرید

.اون پدر رونگ رونگه

اون گفتش که به رونگ رونگ اجازه نمیده .که برگرده

پس اون کسیه که رونگ رونگ رو با خودش .برده

.خب این خبر بدی هم نیست

لااقل الان میدونیم

.رونگ رونگ جاش امنه

قرار نیست رونگ رونگ رو برگردونیم؟

.ما یک مدرسه ایم

اینکه یک خانواده بخوان

بچه های خودشون رو برگردونن، یک موضوع .قابل قبوله

.باید حداقل به ما اطلاع میدادن

.حتما دلایل خودشون رو دارن

بابا

تانگ سان

.من رونگ رونگ رو نجات دادم

یه پسر بچه از شی لان که

رونگ رونگ رو با خودش برد؟

اونم جلوی تو؟

.اون بچه پررو خیلی جالبه

.اونم از شاخه ی حامیه

.و میتونست پرواز کنه

ولی تو یک استاد اعظم سرزمین ارواح .با نه حلقه روحی هستی

،حتی اگر میتونست پرواز کنه

.تو میتونستی جلوش رو بگیری

.به هر حال رونگ رونگ هم میخواست بره

تو از قصد گذاشتی اونا برن نه؟

.درست حدس زده بودم

خب، این پیرمرد

سعی داشت رونگ رونگ رو پیش خودش نگه داره

.تا پدرش رو تهدید کنه

من برای نجاتش

.به سختی جنگیدم

.کار سختی هم نبود

خیلی راحت انجامش دادم

.این درست نیست، عو سی که

من و شیائو وو، بابای رونگ رونگ رو

.توی مزایده دیدیم

.اون گفتش که خودش رونگ رونگ رو برده

اون... اون پیرمرد آدم بدی نیست؟

.اون بابابزرگ شمشیره

.اسمش هم "چن شین" عه

.اون ریش سفید قبیلمونه

.پس، اون باید خیلی قوی باشه

اون فقط یک آدم قوی نیست

.بلکه یک استاد روح با نه حلقه ی روحیه

.استاد اعظم سرزمین ارواح

.مهارتهای شمشیرزنیش شگفت انگیزه

.اون استاد شمشیره

من رونگ رونگ رو

از دست یک استاد اعظم نجات دادم؟

،اون زمان، این پسر

شمشیر درست روبروی قلبش قرار .داشت

.ولی اصلا به زندگی خودش اهمیتی نداد

.بازم به جلو حرکت کرد

نجات رونگ رونگ تنها چیزی بود که بهش .فکر میکرد

.این مسابقه خیلی خطرناکه

تو اینو میدونی؟

...خیلی خب

یالا

.بیا بشین

.عصبانی نباش

جوونی های خودت رو یادت میاد؟

تو به همراه دوستای خوبت مبارزه .میکردی

رقبای قدرتمند به هیچ وجه باعث ترست .نمیشدن

،اون زمان

،اگر از این مشکلات عبور نمیکردی

هیچوقت نمیتونستی

.رئیس قبیله کهربایی چیبائو بشی

همه ی جوون ها

ความคิดเห็น

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left