Shameless

Shameless

ดาวน์โหลดคำบรรยายFarsi Persian

ซีซั่น 10

ข้อมูลรุ่น

Shameless US S10E04 1080P WEB H264-TBS
Shameless US S10E04 720P WEB H264-TBS
Shameless US S10E04 WEB H264-TBS
ความคิดเห็นโดย EILIA
💢 EILIA و ایـلیـا Sorrow سمیـرا 💢 DibaMoviez.com

แท็ก

web
720p
720
1080
เผยแพร่เมื่อ: 2019-12-03
ดาวน์โหลด: 68
ผู้พิการทางการได้ยิน: No

ตัวอย่างคำบรรยาย Farsi Persian

200 บรรทัดแรก

‫اوه، شما دیگه چه کوفتی می‌خواین؟

‫نه! نه، نه، نه

‫قرار نیست واستون تعریف کنم ‫هفته‌ی پیش چه اتفاقی افتاده

‫نه. از این خبرا نیست

‫احمقانه‌ست

‫همین‌الان بشینید سریال رو نگاه کنید،

‫و خودتون متوجه میشید، خب؟

‫نزدیک بود بخوره تو سرم. میشه لطفاً برید عقب؟

‫داریم اینجا بازی می‌کنیم. ممنون

‫- همش مال دبیـه؟ ‫- آره

‫تو عطرها رو بردار

‫من کفشا و لباسا رو برمی‌دارم

‫مایکی، موفق شدیم

‫پول پورت. کلی پول داریم

‫برای اون پورت عفونت‌کرده بوگندوت

‫می‌تونیم بریم اورژانس

‫اوضاع چطوره؟

‫اوه می‌دونی، دارم می‌ترکونم

‫قبلاً دروغ گفتم

‫بلد نیستم چطوری تامال درست می‌کنن

‫فقط می‌خواستم با تو وقت بگذرونم

‫توی یه جایی که بوی ذرت میاد

‫چون ازم خوشت میاد

‫نه، اینجا از اونجور جاها نیست ‫که وسایل نو دزدی رو

‫به‌عنوان شغل دوم بفروشن

‫مگه اینکه رمزعبور مخفی رو بدونی

‫- من میمی هستم ‫- وی

‫می‌خوای بریم یه نوشیدنی آخر وقت بخوریم وی؟

‫شاید یه جایی که مردم بهمون زل نزنن؟

‫خداحافظ دوستای صمیمی ‫خوش بگذره

‫چرا اومدی کلیسا؟

‫ترک الکل. تو؟

‫ب.ت.ا.ت.م ‫برنامه ترک الکل برای تازه مادران

‫من سارا هستم

‫دبی! بچه‌ها! دبی اومده!

‫به اون مرده ملحق شدیم. اعتصاب کردیم!

‫تو پسر فرانک گلگری

‫گوش کن، تو اجازه نداری به اینجا بیای، لیام

‫باید این رو درک کنی که فرانک و مونیکا

‫خیلی به این خانواده آسیب و ضرر رسوندن

‫ولی من تنها سیاه‌پوست

‫یه خونه‌ی پُر از سفیدپوستم

‫ارائه‌ای از تیم ترجمه دیباموویز

‫ترجمه از سمیـرا و ایـلیـا ‫Sorrow & EILIA

‫اشتباه کردم، بابا

‫اون پول ماست، دبی

‫پول شما بود

‫اونم تا وقتی‌که تو و این سوسکی که اینجاست ‫وسایل من رو دزدیدید

‫حالا هم این پول مال منه هم هرچیز دیگه‌ای

‫که توی زندگی کوتاه و کسشرت به‌دست بیاری

‫کس نگو

‫و بقیه‌ی پولی که فیونا گذاشته رو برمی‌دارم

‫و باهاش یه ماشین می‌خرم،

‫یه ماشینی که اونقدر تابلو باشه ‫که نتونید فاتحه‌ش رو بخونید

‫الان حالت خوش نیست، بذار...

‫بیشتر از هر موقعی اعصاب کیریم سرجاشه

‫ممنون از کمک‌تون

‫یعنی چی؟

‫تو که دیالیز شدی

‫صددرصد نیست، فرانک

‫دیشب خواب مرگم رو دیدم

‫چطوری مُردی؟

‫پورت عفونت کرده

‫پدرم اونجا بود. داشت کله تکون میداد

‫ناامید بود. من ناامیدش کردم

‫چطور؟

‫یه پدر چه چیز دیگه‌ای ممکنه ‫از پسرش بخواد؟

‫خیلی چیزها

‫بابام مثل سگ کار می‌کرد

‫یه کفاشی کوچولو داشت

‫کلیدسازی هم می‌کرد

‫تو آرزوی اینکه من یه تاجر واقعی بشم...

‫از دنیا رفت

‫تو می‌خوای یه تاجر باشی؟

‫بیا به یه تاجر تبدیلت کنیم

‫از تو جات پاشو بریم، رفیق

‫- نمی‌تونم ‫- نمی‌تونی؟

‫فکر می‌کنی لی ایاکوکا تو عمرش گفته نمی‌تونم؟ ‫

‫آره

‫نمرده؟

‫من دیگه حرفی ندارم

‫یالا

‫- خیلی‌خب، خوبه ‫- اوه، لعنتی

‫- یکی دیگه ‫- اوه!

‫کون لقشون

‫- هی! ‫- سرم گیج میره

‫منم همینطور

‫- سرم گیج میره، فرانک ‫- بیا لباست رو بپوش

‫- پشتم رو بگیر ‫- دارمت

‫خیال می‌کردم سرکار میری

‫آره

‫خب می‌رفتم، ولی توی اعتصابیم

‫و وقتی توی اعتصابی، خبری از پول نیست

‫واسه همین، دارم دنبال یه کار دیگه می‌گردم

‫اعتصاب چیه؟

‫یه بهونه واسه کار نکردن اونم تا زمانی‌که مدیریت

‫با پرداخت پول بیشتر و کار کمتر موافقت کنه

‫فرانک عوضی

‫ولی اتحادیه هنوز می‌خواد که روزی 4 ساعت

‫یه تابلو دست‌مون بگیریم و شعارهای کس‌شر تفت بدیم

‫اینا واسه همونه؟

‫آره

‫- سلام ‫- سلام

‫بفرمایید

‫هی، بیخیال ممه‌ی تقلبیت شدی؟

‫چی؟ نه، نه، نه

‫اون وسیله واقعاً رو مردم تاثیر می‌ذاره ها

‫ممه‌ست دیگه

‫دارمت

‫وقتی می‌خوای شیر رو گرم کنی

‫که باهاش قهوه‌ت رو درست کنی ‫بهتره بذاریش توی محیط بازی

‫از من به تو نصیحت

‫خیلی‌خب

‫- هی، آماده‌ای؟ ‫- من خیال می‌کردم

‫اینکه توی یه اتحادیه باشی ‫یعنی پول بیشتری در میاری

‫بفرمایید. بفرمایید

‫تو آمریکایی که دست ترامپه از این خبرا نیست

‫خیلی‌خب، می‌خوام بذارمت اینجا، خب؟

‫بابایی می‌خواد یکمی قهوه درست کنه

‫زودی برمی‌گرده، خب؟

‫کارت حرف نداره، رفیق

‫کارت خیلی درسته

‫حواسم بهت هست. ‫حواسم بهت هست. حواسم بهت هست

‫از من به تو نصیحت...

‫همین‌جوری شماره‌ی تأمین اجتماعی ‫آدم‌ها رو پخش و پلا نکن

‫که دولت آمریکا بتونه آمارت رو بگیره

‫توقع داشتی چطوری کارت بانکی بگیرم؟

‫کسی کارت بانکی نمی‌خواست. ‫همه پول نقد می‌خواستن

‫ببخشید

‫تمی در چه حاله؟

‫بهتره. از آی‌سی‌یو درش آوردن

‫ایشالا به‌زودی از بیمارستان مرخص میشه

‫بهتره به‌زودی از بیمارستان مرخص شه

‫این عتیقه‌ست

‫- واسش 5 دلار بهت میدم ‫- همم

‫معامله باهات باعث افتخاره

‫در مورد ما به دوستات بگو. می‌خریم و می‌فروشیم

‫عاشقش میشی

‫- سلام، وی ‫- سلام

‫میشه یه بلادی مری بهم بدی؟

‫- خیال می‌کردم کار داری ‫- واسه همین بلادی مری می‌خوام

‫این دکترای سیاه‌پوست جاکش... ‫ناراحت نشی

‫چرا ناراحت. من که دکتر نیستم

‫می‌خوام این داروی جدید رو واسه ‫فشار خونی‌ها و دیابتی‌ها تجویز کنن

‫ولی هیچکدومشون به تخم‌شون هم نمی‌گیرن

‫زیادی گرونه؟

‫اگه بیمه‌ی پزشکی سالمندان داشته باشی

‫هیچ دارویی زیادی گرون نیست

‫مسئله همین محدودیت‌های بازاریابی بی‌صاحابه

‫تا قبل این جریان، می‌تونستم

‫با یه شام دادن

‫یا بلیط سفر به هاوایی سر و ته ماجرا رو هم بیارم

‫اون‌موقع هر نسخه‌ای می‌خواستم ‫واسم می‌نوشتن

‫ولی حالا همه‌ش غیرقانونیـه

‫این چیز بدیه؟

‫اگه دخل و خرجت از همین راه باشه که آره

‫نیگاشون کن

‫مثل دوتا رفیق از اون رفیق‌های سریال...

‫دوستان

‫فقط اینکه توی اون سریال ‫خبری از دوست سیاه‌پوست نبود

‫یا دوست آسیایی

‫می‌خواین واستون یه چیزی بیارم؟

‫ذرت بوداده! شراب شاردونه؟

‫چیزی نمی‌خوایم، ممنون

‫خیلی‌خب، چیزی خواستین بگید

‫نمی‌دونم از چی حرف می‌زنه

‫ما حتی شاردونه نداریم

‫هی

‫واسه این چقدر بهم میدی؟

‫هیچی

‫بیست دلار بهم بده و جلیقه‌ی مامان دوزشم مجانی

‫بابا اینکه حیوون خونگی خانم زایگره

‫همین‌الان برگردونش، مرد

‫احتمالاً اون زن بیچاره تا الان دیوونه شده

‫باورنکردنیه

‫باز خوبه هنرمند نشدی

‫اون بیچاره‌ها تو فقر مُردن

‫مونه، ون‌گوگ، همشون،

‫به‌جز اون بنده‌خدایی که... اسنوپی رو کشید

‫خب، اون از همشون بامزه‌تر بود

‫اسنوپی حالم رو سرجاش میاورد

‫آره

‫خب، بفرمایید

‫اینجا چه ربطی به تاجر شدن داره؟

‫اگه قراره وارد تجارت شی،

‫اولین چیزی که لازمت میشه سرمایه‌ست

‫صبرکن

‫امروز روز شانس توئه

‫من و این دوستم، ما برآورده کننده‌ی آرزو هستیم

‫پس، اگه واقعاً می‌خوای آرزوت برآورده شه،

‫بهتره اون سکه رو به من بدی

‫ولی فقط درصورتی‌که بخوای ‫آرزوت برآورده شه

‫واقعاً؟

‫معلومه. واسه همین اینجاییم

‫اومدیم تمام سکه‌های توی حوض رو جمع کنیم

‫تا بتونیم تمام آرزوها رو برآورده کنیم

‫چه آرزویی داری؟

‫سگم استیو فرار کرده

‫آرزوم اینه که به خونه برگرده

‫خب، توی ظرفش غذا بریز،

More Farsi Persian subtitles for Shameless

ความคิดเห็น

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left