200 บรรทัดแรก
گرچه من امشب تنها هستم ولی حضورتون رو درک میکنم
شما با من هستید و من با شما هستم
زودباش راه برو
بعضی از شماها کنار آتش نشستهاید و بچههاتون خوابیدهاند
بعضی از شماها گرسنه هستید
اما همه ما یک نقطه اشتراک داریم
در درون خود
وارلین استرود
بهت احتیاج دارم
شما از زمانی که بدنیا آمده اید تنها بودید
و تنها هم میمیرید
و تنها هم در دادگاه خداوند محاکمه میشوید
فرستاده منو ازاد کن اون مرد خوبیه
کسانی که قبل از ما آمده اند و کسانی که بعد از ما میایند
تنها بوده اند
اون فرستاده منه که از گوشت و خونه
و من هم اکنون احساس تنهایی میکنم
من هم همانند شما هستم
هنری اسکادر رو پیدا کن
انجیل میگوید ما اینده خودمان را میسازیم
و به سوی او حرکت میکنیم
اما همیشه در طلب مغفرت از اون هستیم
در حالی که میتوانیم همیشه امرزیده باشیم
دوین کریگان؟ بله خانم
منظورم خواهر بود
لطفا بشینید
اگه شماره اتاقش رو بدید
خودم پیداش میکنم
نمیخوام مزاحم شما بشم بشینید
اره
میتونید آقای کریگان رو ببینید
چیزی شده؟
نه اخه...
از کجا اسمم رو میدونی؟
خب تو لیست بود
تو چه لیستی؟ ملاقاتی ها
از کجا فهمیدی اسم من اینه؟
خب فقط اسم شما و یه نفر دیگه تو لیست بود
هنری اسکادر
راستش رو بخواید اره
گونهها فرو رفته پوست چروک خورده
زندگی به پایان میرسد
زندگی... مرگ... زندگی
کلمات
گونهها فرو رفته پوست چروک خورده
گونهها فرو رفته پوست چروک خورده
اخر الزمان رسیده
زندگی به پایان میرسه
زندگی
این زندگی به پایان میرسه
زندگی... مرگ... زندگی
گونهها فرو رفته پوست چروک خورده
این زندگی به پایان میرسه
پدر کریگان؟ یکی اومده شما رو ببینه
این زندگی به پایان میرسه
زندگی... مرگ... زندگی
پدر کریگان
اون کیه؟
گونهها فرو رفته پوست چروک خورده
اون چیه؟
زندگی به پایان میرسه
اسکادر کجاست؟
زندگی... مرگ... زندگی
زندگی... مرگ... زندگی
این زندگی به پایان میرسه
تو میشناسیش میدونی کجا رفت؟
این زندگی به پایان میرسه
این زندگی به پایان میرسه
خدای من اون باهات چیکار کرده؟
این زندگی به پایان میرسه
این زندگی به پایان میرسه
زندگی
مرگ
زندگی
زندگی
بعد از جنگ بزرگ بین بهشت و جهنم
خدا زمین را خلق کرد و مالکیتش را...
به مخلوقی به نام انسان داد
جاستین؟
برای صبحانه نیومدی
غرق دعا شده بودم
تموم صبح؟ خیلی باید دعا کرد
بعضی وقتها فکر میکنم تو غرق خودت میشی
منظورت کارمه؟
کار خدا اره البته
منظورم همینه
تو باید حواست به فرستاده دروغین باشه
دولن؟
حسادت؟
بیخیال ایریس
من بیشتر از تامی دولن به تو اعتماد دارم
از تو جاده برو کنار
ما یه خانواده ایم ادم که از خانواده اش دزدی نمیکنه
همه اینو میدونن
خب من فقط گفتم تو حسابها کم اومده
خب بهتره بری از بقیه بپرسی
به خدا قسم سامسون من دارم راستش رو میگم
خدا شاهده
باشه
فکر کردی بعد از این همه زجری که کشیدیم میام دزدی کنم؟
لعنتی باشه
شنیدی مغازه هاگینز جمع شده؟
هاگینز؟ مغازه بزرگی بود
ماه پیش جمعش کردند
دوران خیلی سختیه
اره... تیمز هم همین رو میگفت
کلرنس تیمز؟ اره دیگه
دو روز پیش یه نامه ازش گرفتم
اون و مارج و دخترها دنبال یه جا میگردند
شوخی میکنی دخترهای تیمز کارشون حرف نداره
من باهاشون کار میکنم باشه؟
ریتا سو این اواخر زیاد حوصله کار نداره
اینم...
پنج... ده... شانزده تا
خب مشکلی نیست
تا بعد تا بعد سامسون
کثافت حرومزاده
لعنتی
سرحال و سالم
اسکیتر لوئیز... دوست خوبم خوشحالم میبینمت
چطوره بعد از نمایش به نوشیدنی با هم بخوریم
اسکیتر لوئیز لعنتی
بیا گیب
زندگی به پایان میرسد
خدا رو شکر
این پرستشگاه برای انسان نیست
بلکه برای خداوند است
درود بر مسیح
امین
وقتی من به چهره کودکان و زنان و مردانی که
امروز در کنار محل پرستشگاه جریکو جمع شده اند.
خدا رو شکر امین
امین برادر جاستین
به یاد ان کودکانی میوفتم که...
مظلومانه در اتش
سوختند و نابود شدند برای همین
این مکان مقدس را تقدیم به آنها میکنم
امین
با یاد و خاطره پولی ان بونهم امین
گود ویلیامز امین
ارلیس پرت امین
بابی کیلند امین
اکنون سکوت اختیار کنید و دعا کنید
باشد که روح آنها در ارامش قرار گیرد
و آمرزیده شوند
امین
یه چیزی بهم بگو الینور
وقتی تو و لستر رفتید خونه کس تو خوابگاه بچهها بود؟
فقط بچه ها منظورم به جز بچهها بود
خانم کینر... پرستار کس دیگه ای اونجا نبود؟
نه
خانم ایریس هم بود واقعا؟ خانم ایریس؟
اون همیشه میومد اونجا
مثل بچه های خودش اونا رو دوست داشت
خانم دولن
و الینور
خانم ایریس
داشتیم درباره برنامه امروز حرف میزدیم
حتما داشتید تموم شب تمرین میکردید نه تموم شب
اگه اجازه بدید میخوایم.
یه عکس از این خانم و برادرشون برای روزنامه
بعد از ظهر بگیریم
خب پس بعدا با هم صحبت میکنیم
از این طرف
ببخشید
چرا؟ چی شده فرزندم؟
اروم... اروم
اروم باش
یه لبخند دیگه
عالیه مرسی
سامسون حساب کتابش کم اومده بود
اومده بود به من گیر میداد خب تو سابقه داری
اخه ایندفعه غیر عادی بود خدای من
شاید بهتر باشه تو هم بری دنبال سوفی بگردی پدر
خب چندتا جاده که بیشتر نیست
سامسون و افرادش دارن میگردن
لعنتی کثافت
فلیکس اون ممکنه تو دردسر افتاده باشه
یا ممکنه سوار قطار شده باشه داره میره کالیفرنیا
خدای من
باید میرفتم سراغش خیلی داغون بود
نمیدونم چرا یه دفعه رفت
دیروز باهاش حرف نزدی؟ چیزی بهت نگفت؟
نه مامان لازم نیست چیزی بگه
اون دیگه اینجا چیزی نداشت
ببخشید
بیچاره
حتما یه دوست پیدا کرده و بعدش دیگه...
لعنتى لعنتى
میشه بدیش به من؟ چی؟
بیا
سوفی
کجا داری میری دختر؟
سوفی؟
سوفی
صبر کن
سوفی
سوفی؟
سوفی
شما فکر میکنید بیلی بنسون مثل من و شما زندگی عادی داشت
No comments yet. Be the first to leave one.