Weeds

Weeds

ดาวน์โหลดคำบรรยายFarsi Persian

ซีซั่น 6

ข้อมูลรุ่น

Weeds S06E10 Dearborn-Again(1080pBluRayx265Silence)
ความคิดเห็นโดย SubAvaliHa

แท็ก

BluRay
1080
x265
เผยแพร่เมื่อ: 2024-03-04
ดาวน์โหลด: 48
ผู้พิการทางการได้ยิน: No

ตัวอย่างคำบรรยาย Farsi Persian

200 บรรทัดแรก

‫مروری بر وقایع ویدز

‫میدونی چیه؟ ‫فقط کافیه یه بار اعتراف کنی

‫که با آقای شیف، معلم ریاضیت ‫سکس داشتی

‫و وقتی که پیچوندیش، ...اون قسم خورد که

‫با یه خط کش قلب خودش رو دربیاره

‫آخرش هم که اخراجش کردن و زنش رو هم طلاق داد

‫و جلو در خونه مون چادر زد ‫آخرش بابا پلاسش رو جمع کرد

‫اون عادت کرده بود از دیوونه خونه ‫برات نامه‌ی عاشقانه بفرسته

‫- خیلی حال بهم زنه ‫- همه اش حرف مفته

‫اندی یه کسکش گزارش داده که من گم شدم

‫چه بلایی سر دستت اومده؟

‫کلیدم افتاد تو توالت فرنگی

‫یه راکون هم اون تو بود

‫با یه مشت بیهوشش کردم

‫همه افتادن دنبال کون من

‫ما باید خیلی خیلی ‫دور بریم

‫آره

‫کپنهاگ ‫(پاییتخت دانمارک)

‫ما پاسپورت لازم داریم

‫- باشه ‫- پول زیادی میخواد

‫خب، ما زیاد مواد میفروشیم

‫نه

‫یه معامله‌ی گنده ‫وتمام

‫بعدش چی؟

‫یه پله دیگه میمونه

‫اوه، خواهرم نانسی

‫چه سوپرایز کیری ای!

‫بابا واسه فورد کار میکرد

‫مثل هرکس دیگه ای که تو سی مایلی دیترویت زندگی میکنه

‫یه صندوق پست بود که بابام به شکل پری دریایی ‫درستش کرده بود

‫مترجم: کامیار «Alchemist» ویراستار: مجتبی «Death Angel» تیم ترجمه تی‌وی‌سنتر

‫داگ، سریع تر مرتیکه. من باید برم.

‫صبر کن دادا.

‫دارم میشاشم.

‫چرند نگو. ‫داری مواد میزنی.

‫یالا.

‫فقط دارم آن میکنم.

‫یه کبریت روشن کن تا بو گندش اذیتت نکنه

‫بوی آن که نیست ‫بوی هشیشه

‫اینجا اصلاً وضعیت خوب نیست ‫اصلا جالب نیست.

‫به نظرتون کار عاقلانه ای هست که...

‫برگردید به شهرتون وقتی که همه دنبالتون هستن؟

‫ما هشیش میفروشیم. ‫باید بریم جایی که مشتری داشته باشیم.

‫تو دیربرون عربها مثل مور و ملخ ریختن ‫(دیربورن : شهری در میشیگان)

‫تازه میتونیم چند تا پاسپورت جعلی هم ‫جور کنیم

‫یه مقدار نژاد پرستانه نیست که

‫فرض کنیم همه عربها پاسپورت جعل میکنند؟

‫همینطور نژاد پرستانه است اگر ‫بگیم که همه آسیایی‌ها رانندگیشون افتضاحه

‫ولی واقعاً رانندگیشون افتضاحه

‫اندی میره دوست پیدا میکنه، ‫دست مارو هم بند میکنه.

‫چطوره که من برم هشیش بفروشم

‫و تو بری از مسلمونهای دو آتیشه پاسپورت بگیری؟

‫آخه من. ‫قیافه ام شبیه یهود است.

‫اه صبر کن، همینجا دور بزن.

‫فکر کنم... فکر کنم بلوک بعدی باشه

‫سازمان ارائه پاسپورت جعلی؟

‫نه... خونه‌ی دوستم لیان

‫هر وقت از خونه فرار میکردم میومدم اینجا

‫اه همینجاست! همینجاست! همین گوشه. همینجاست

‫باید بریم ببینیم لیان خونه است یا نه

اووه ‫باشگاه استریپ.

‫من برم شلوار خوشگلم رو بپوشم

‫نمیشه که فقط یه جایی رو پیدا کنیم و همونجا تو ون بمونیم؟

‫گشت و گزار تو بیروت کوچک (کنایه شهر پر از عرب) با یه واگن یهودی

‫ممکنه که به مقدار حوادث نا مترقبه رو ‫برامون بیاره

‫ما اینجا به یه ماشین خوشگل آمریکایی لازم داریم تا بتونیم وارد جمع بشیم

‫پس کجا بخوابیم؟

‫خب، ‫خونه آقای شیف چطوره؟

‫کی؟ ‫معلم ریاضی که اون تو مدرسه بهش داد

‫چرنده. ‫این اتفاق هیچوقت نیافتاد.

‫یادته کجا زندگی میکرد؟

‫کنار پارک.

‫اون ترتیبش رو داده ‫اینطور نبود

‫کی میدونه که اون معلم دبیرستان کدوم قبرستونی ‫زندگی میکنه؟

‫اون من رو یادش نمیاد.

‫نانسی.

‫آقای شیف.

‫واوو!

‫و چرا اینقدر رسمی شدی؟ آقای شیف چیه؟

‫منم.

‫این وارنه.

‫خدایا.

‫میدونستم که بر میگردی.

‫و... نگاه کن. ‫عالیه.

‫صد در صد داده بهش

‫چه گند.

‫هی. ‫هیچوقت تایید نشد.

‫اونا سکس داشتن.

‫چیکار میکنی؟ ‫خیلی خوب شد که دیدمت.

‫خیلی خوب به نظر میایی. ‫خوبی؟

‫منظورت از خوب چیه؟

‫من دیگه دیوونه نیستم، اگر منظورت اونه

‫منظورم اینه که یه مدتی بودم ولی ‫دیگه بهتر شدم

‫خوشحالم که میشنوم.

‫بجز سیاتیک.

‫آره، میگن بخاطر مشکلات لگن هست

‫چون زیاد با شونه راستم کار کردم ‫و نامه‌ها رو گذاشتم تو صندوق پست

‫ولی من خودم باهاشون موافق نیستم

‫فکر کنم درد جابجا شده باشه، میدونی،

‫فکر کنم بیشتر مربوط ‫به همون درد پام باشه

‫شما واسه اداره پست کار میکنید؟

‫آره

‫اوه، این... عالیه

‫ام... ام ‫میخوای بیای تو؟

‫من تنها نیستم

‫خب پس... آرون میشه برادرت

‫... برادر شوهرم اسمش اندیه

‫اندی... اندی ‫گرفتم

‫استیون دوستت هستش

‫- داگ ‫- داگ؟

‫داگ، بله

‫... و اینم لعنتى!

‫- شین ‫- شین... شین

‫... و شما هم... مای ‫مایدس؟

‫سایلس

‫سایلس! سایلس

‫... اره. و بچه هم که ‫بچه است!

‫بچه

‫خب. پس شما مشکلی ندارید که همه ‫اینجا میمونند؟

‫مشکل؟

‫هیچی من رو از این خوشحال تر نمیکنه

‫هرچی مال منه! مال شما هم هست

‫البته بجز این تلسکوپ

‫به این تلسکوپ دست نزنید

‫هیشکی به تلسکوپ دست نمیزنه! ‫باشه؟

‫و همینطور کسی حق نداره بره تو ‫اون اتاق

‫میتونید ها... ولی درش قلفه

‫اوه! چه میز ماساژور باجالی

‫اون تخت خوابمه

‫من رو شکمم میخوابم ‫و سرم رو هم میزارم تو اون سوراخه

‫اونطوری به عصب های پشت گردن ‫دیگه فشار نمیاد

‫چه وسایل باحالی دارید

‫همشون رو از اسکایمال خریدم ‫(اسکایمال نوعی سرویس خرید در هواپیما هاست)

‫من خیلی با کاتالوگش حال میکنم

‫همه شون گه اند

‫یه بار یه ساک دستی ایکس لارژ رو سفارش دادم

‫ولی مثل اینکه زیادی بزرگ بود تا تو ‫هواپیما جاش بشه

‫خلاصه مجبورم شدم اضافه بار بدم

‫بعدش چمدونه تو هواپیما گم شد

‫وقتی درخواست خسارت کردم

‫گفتن برو موقعیت یاب چمدون رو بخر

‫اون رو هم خریدم ولی کار نکرد

‫بعدش گفتن : میبایستی شما

‫شارژر باطری با طول عمر زیاد رو ‫میخریدید

‫اون رو هم خریدم و وقتی که ‫منفجر شد

‫اونا گفتن شما میبایستی براش محافظ برق میخریدی

‫چونکه ساکتش زیادی داغ کرده بود

‫بعدش من اون رو باز خریدم میشه انقدر که نخوری؟

‫خب... جریان این مایشنتون چیه؟

‫شما که اهل زندگی نو و از این جور ‫کسشرها نیستید؟

‫نه، ما ایمانمون رو خیلی وقت پیش ‫از دست دادیم

اه

‫خب، تو هم یه چیزی رو خیلی وقت پیش اینجا ‫از دست دادی؟ مگه نه؟

‫اه! داگ ‫کاروان رو همین الان بفروش

‫- چرا من؟ ‫- من و اندی یه سری کار داریم

‫درسته

‫میگم. ‫... شما‌ها مشکلی که ندارید؟

‫چون من حس میکنم یکم ‫مشکل دارید

‫نه، همه چی مرتبه

‫اما اگه کسی از تون پرسید. من ناتالی هستم ‫شین، شاونه... اندی، رندیه

‫داگ، تد... اندی هم رندی ‫بچه هم آوی هستش

‫روشن شد؟

‫خب؟

‫تو چی فکر کردی؟

‫تو میای دیربورن چون ‫عرب‌ها هشیش دوست دارن؟

‫عزیزم... تو زیادی ٢٤ دیدی

‫هیچکی دیگه این که رو نمیکشه

‫نه اشتباه میکنی ‫دوباره داره مد میشه

‫این نوستالوژیکه! ‫بچه‌ها عاشقش میشن

‫این چیزا مثل چرخه هستن

‫نگا کن من سه تا از شلوغ ترین شبا ‫این جام

‫و باور کن

‫دیگه هیچ بچه ای نمیاد اینجا ‫هشیش بکشه و گرم بشه

‫اونا میان تا مواد بزنن برن تو آسمونا مثل سگ همدیگه رو بگان

‫پس تا وقتی که اکس بفروشی ‫یا ساک بزنی

‫اینجا بهت هیچی نمیرسه مامان جون

‫من میخوام برم اون بالا ها ‫نه پایین

‫بالا، نه پایین

‫هشیش

‫این عتیقه رو ببر موزه

‫باشه

‫ممنون بابت وقتتون

‫برادر! چه جمعیتی

‫بلایی چیزی که قرار نیست نازل بشه؟

‫میشه من اینجا بشینم؟

‫یکمی به باسنمون کار بدیم؟

‫الان درست شد ‫باشه

‫من تازگی‌ها دینم رو عوض کردم

‫پنج سال آب خنک میخوردم

‫دوست ندارم راجبش حرفی بزنم

‫وقتی الله رو پیدا کردم

‫یا میبایستی مسلمون میشدم یا ایرانی

‫- اما خوب میدونی این اونا کسخلند ‫- شششش!

‫پاسپورت؟

‫پاسپورت؟

‫پاسپورت؟

‫چرا هی میگی پاسپورت؟

‫لطفا بس کن!

‫پاسپورت؟

‫پاسپورت؟

More Farsi Persian subtitles for Weeds

ความคิดเห็น

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left