200 บรรทัดแรก
مروری بر وقایع ویدز
میدونی چیه؟ فقط کافیه یه بار اعتراف کنی
که با آقای شیف، معلم ریاضیت سکس داشتی
و وقتی که پیچوندیش، ...اون قسم خورد که
با یه خط کش قلب خودش رو دربیاره
آخرش هم که اخراجش کردن و زنش رو هم طلاق داد
و جلو در خونه مون چادر زد آخرش بابا پلاسش رو جمع کرد
اون عادت کرده بود از دیوونه خونه برات نامهی عاشقانه بفرسته
- خیلی حال بهم زنه - همه اش حرف مفته
اندی یه کسکش گزارش داده که من گم شدم
چه بلایی سر دستت اومده؟
کلیدم افتاد تو توالت فرنگی
یه راکون هم اون تو بود
با یه مشت بیهوشش کردم
همه افتادن دنبال کون من
ما باید خیلی خیلی دور بریم
آره
کپنهاگ (پاییتخت دانمارک)
ما پاسپورت لازم داریم
- باشه - پول زیادی میخواد
خب، ما زیاد مواد میفروشیم
نه
یه معاملهی گنده وتمام
بعدش چی؟
یه پله دیگه میمونه
اوه، خواهرم نانسی
چه سوپرایز کیری ای!
بابا واسه فورد کار میکرد
مثل هرکس دیگه ای که تو سی مایلی دیترویت زندگی میکنه
یه صندوق پست بود که بابام به شکل پری دریایی درستش کرده بود
مترجم: کامیار «Alchemist» ویراستار: مجتبی «Death Angel» تیم ترجمه تیویسنتر
داگ، سریع تر مرتیکه. من باید برم.
صبر کن دادا.
دارم میشاشم.
چرند نگو. داری مواد میزنی.
یالا.
فقط دارم آن میکنم.
یه کبریت روشن کن تا بو گندش اذیتت نکنه
بوی آن که نیست بوی هشیشه
اینجا اصلاً وضعیت خوب نیست اصلا جالب نیست.
به نظرتون کار عاقلانه ای هست که...
برگردید به شهرتون وقتی که همه دنبالتون هستن؟
ما هشیش میفروشیم. باید بریم جایی که مشتری داشته باشیم.
تو دیربرون عربها مثل مور و ملخ ریختن (دیربورن : شهری در میشیگان)
تازه میتونیم چند تا پاسپورت جعلی هم جور کنیم
یه مقدار نژاد پرستانه نیست که
فرض کنیم همه عربها پاسپورت جعل میکنند؟
همینطور نژاد پرستانه است اگر بگیم که همه آسیاییها رانندگیشون افتضاحه
ولی واقعاً رانندگیشون افتضاحه
اندی میره دوست پیدا میکنه، دست مارو هم بند میکنه.
چطوره که من برم هشیش بفروشم
و تو بری از مسلمونهای دو آتیشه پاسپورت بگیری؟
آخه من. قیافه ام شبیه یهود است.
اه صبر کن، همینجا دور بزن.
فکر کنم... فکر کنم بلوک بعدی باشه
سازمان ارائه پاسپورت جعلی؟
نه... خونهی دوستم لیان
هر وقت از خونه فرار میکردم میومدم اینجا
اه همینجاست! همینجاست! همین گوشه. همینجاست
باید بریم ببینیم لیان خونه است یا نه
اووه باشگاه استریپ.
من برم شلوار خوشگلم رو بپوشم
نمیشه که فقط یه جایی رو پیدا کنیم و همونجا تو ون بمونیم؟
گشت و گزار تو بیروت کوچک (کنایه شهر پر از عرب) با یه واگن یهودی
ممکنه که به مقدار حوادث نا مترقبه رو برامون بیاره
ما اینجا به یه ماشین خوشگل آمریکایی لازم داریم تا بتونیم وارد جمع بشیم
پس کجا بخوابیم؟
خب، خونه آقای شیف چطوره؟
کی؟ معلم ریاضی که اون تو مدرسه بهش داد
چرنده. این اتفاق هیچوقت نیافتاد.
یادته کجا زندگی میکرد؟
کنار پارک.
اون ترتیبش رو داده اینطور نبود
کی میدونه که اون معلم دبیرستان کدوم قبرستونی زندگی میکنه؟
اون من رو یادش نمیاد.
نانسی.
آقای شیف.
واوو!
و چرا اینقدر رسمی شدی؟ آقای شیف چیه؟
منم.
این وارنه.
خدایا.
میدونستم که بر میگردی.
و... نگاه کن. عالیه.
صد در صد داده بهش
چه گند.
هی. هیچوقت تایید نشد.
اونا سکس داشتن.
چیکار میکنی؟ خیلی خوب شد که دیدمت.
خیلی خوب به نظر میایی. خوبی؟
منظورت از خوب چیه؟
من دیگه دیوونه نیستم، اگر منظورت اونه
منظورم اینه که یه مدتی بودم ولی دیگه بهتر شدم
خوشحالم که میشنوم.
بجز سیاتیک.
آره، میگن بخاطر مشکلات لگن هست
چون زیاد با شونه راستم کار کردم و نامهها رو گذاشتم تو صندوق پست
ولی من خودم باهاشون موافق نیستم
فکر کنم درد جابجا شده باشه، میدونی،
فکر کنم بیشتر مربوط به همون درد پام باشه
شما واسه اداره پست کار میکنید؟
آره
اوه، این... عالیه
ام... ام میخوای بیای تو؟
من تنها نیستم
خب پس... آرون میشه برادرت
... برادر شوهرم اسمش اندیه
اندی... اندی گرفتم
استیون دوستت هستش
- داگ - داگ؟
داگ، بله
... و اینم لعنتى!
- شین - شین... شین
... و شما هم... مای مایدس؟
سایلس
سایلس! سایلس
... اره. و بچه هم که بچه است!
بچه
خب. پس شما مشکلی ندارید که همه اینجا میمونند؟
مشکل؟
هیچی من رو از این خوشحال تر نمیکنه
هرچی مال منه! مال شما هم هست
البته بجز این تلسکوپ
به این تلسکوپ دست نزنید
هیشکی به تلسکوپ دست نمیزنه! باشه؟
و همینطور کسی حق نداره بره تو اون اتاق
میتونید ها... ولی درش قلفه
اوه! چه میز ماساژور باجالی
اون تخت خوابمه
من رو شکمم میخوابم و سرم رو هم میزارم تو اون سوراخه
اونطوری به عصب های پشت گردن دیگه فشار نمیاد
چه وسایل باحالی دارید
همشون رو از اسکایمال خریدم (اسکایمال نوعی سرویس خرید در هواپیما هاست)
من خیلی با کاتالوگش حال میکنم
همه شون گه اند
یه بار یه ساک دستی ایکس لارژ رو سفارش دادم
ولی مثل اینکه زیادی بزرگ بود تا تو هواپیما جاش بشه
خلاصه مجبورم شدم اضافه بار بدم
بعدش چمدونه تو هواپیما گم شد
وقتی درخواست خسارت کردم
گفتن برو موقعیت یاب چمدون رو بخر
اون رو هم خریدم ولی کار نکرد
بعدش گفتن : میبایستی شما
شارژر باطری با طول عمر زیاد رو میخریدید
اون رو هم خریدم و وقتی که منفجر شد
اونا گفتن شما میبایستی براش محافظ برق میخریدی
چونکه ساکتش زیادی داغ کرده بود
بعدش من اون رو باز خریدم میشه انقدر که نخوری؟
خب... جریان این مایشنتون چیه؟
شما که اهل زندگی نو و از این جور کسشرها نیستید؟
نه، ما ایمانمون رو خیلی وقت پیش از دست دادیم
اه
خب، تو هم یه چیزی رو خیلی وقت پیش اینجا از دست دادی؟ مگه نه؟
اه! داگ کاروان رو همین الان بفروش
- چرا من؟ - من و اندی یه سری کار داریم
درسته
میگم. ... شماها مشکلی که ندارید؟
چون من حس میکنم یکم مشکل دارید
نه، همه چی مرتبه
اما اگه کسی از تون پرسید. من ناتالی هستم شین، شاونه... اندی، رندیه
داگ، تد... اندی هم رندی بچه هم آوی هستش
روشن شد؟
خب؟
تو چی فکر کردی؟
تو میای دیربورن چون عربها هشیش دوست دارن؟
عزیزم... تو زیادی ٢٤ دیدی
هیچکی دیگه این که رو نمیکشه
نه اشتباه میکنی دوباره داره مد میشه
این نوستالوژیکه! بچهها عاشقش میشن
این چیزا مثل چرخه هستن
نگا کن من سه تا از شلوغ ترین شبا این جام
و باور کن
دیگه هیچ بچه ای نمیاد اینجا هشیش بکشه و گرم بشه
اونا میان تا مواد بزنن برن تو آسمونا مثل سگ همدیگه رو بگان
پس تا وقتی که اکس بفروشی یا ساک بزنی
اینجا بهت هیچی نمیرسه مامان جون
من میخوام برم اون بالا ها نه پایین
بالا، نه پایین
هشیش
این عتیقه رو ببر موزه
باشه
ممنون بابت وقتتون
برادر! چه جمعیتی
بلایی چیزی که قرار نیست نازل بشه؟
میشه من اینجا بشینم؟
یکمی به باسنمون کار بدیم؟
الان درست شد باشه
من تازگیها دینم رو عوض کردم
پنج سال آب خنک میخوردم
دوست ندارم راجبش حرفی بزنم
وقتی الله رو پیدا کردم
یا میبایستی مسلمون میشدم یا ایرانی
- اما خوب میدونی این اونا کسخلند - شششش!
پاسپورت؟
پاسپورت؟
پاسپورت؟
چرا هی میگی پاسپورت؟
لطفا بس کن!
پاسپورت؟
پاسپورت؟
No comments yet. Be the first to leave one.