200 บรรทัดแรก
« تـرجمـه از نیـما و سمـیرا » .:: NimaAM & Sorrow ::.
«دانشگاه فلوریدا - گاینسویل»
!برو برو برو - !برو برو -
!آره! آره
!اوه، خدای من
گریه نکن
نذار گریهتو ببینن، هیلی
دفعهی بعدی از پسشون برمیای
خب؟ چون تو چی هستی؟
ها؟ تو چی هستی؟
شکارچیِ راس هرم
آره که هستی
شکارچی راس هرم. تا تهش
سلام، چه خبر؟ همه چی رو به راهه؟ از صبح دارم بهت زنگ میزنم
ببخشید. دیر خوابیدم، صبح زود رفتم تمرین
پس وسط طوفان هم تمرین میکنی؟
اکنون بیش از یک میلیون نفر در معرض تخلیهی اجباری قرار دارند
گفته بودن از اینجا رد نمیشه که
مگه برای گوشیت هشدار نمیاد؟ قراره بدجوری بباره
لوئی، عزیزم - هی، خوشگل. نگاهش کن -
سلام. سلام
راستی هیلی، میگم، از بابا خبری نداری؟
نه، چطور؟
جواب تماسهامو نمیده
خب شاید اون هم دیروقت خوابیده
آره، ولی میخوام مطمئنشم حالش خوبه
چون آخه کل منطقهی جنوب رو تخلیه کردن
خب، شاید بابا زودتر رفته
،یا شاید داره یه کار احمقانه میکنه
مثلا خواسته بمونه تا تموم شه میشناسیش که
خب، مامان چی میگه؟
مامان که پاریسـه
آه، با پرنس چارمینگاش؟
دست از سرش بردار
بابا تا الان باید جوابمو میداد
همیشه میده
ببین، من میرم بهش سر میزنم
دیوونه شدی؟ - الان جاده 75 جنوبی، خالیه -
میتونم حدودا دو ساعته برسم
خوش ندارم هردوتون، وسط یه طوفان سطح پنج، اونجا باشین
پس چرا به من زنگ زدی؟ - چون فکر کردم ازش خبری داری -
نه، ندارم
مدتی میشه
باز دعواتون شده؟ - اون با من دعوا داره -
چون هردوتون عین همین
آره، تو هم بیشتر شبیه مامانی
تو یه فاصلهی امن دلسوز میشی
خیلیخب، ولش کن
بت، من باید برم - مراقب خودت باش -
اگه ازش خبری شد، بهم پیام بده
باشه، دوستت دارم - من هم دوستت دارم -
خداحافظ - خداحافظ، خوشگل کوچولو -
شاید 241 کیلومتر بر ساعت...
.مسخره نکن بابا عمرا این حقیقت داشته باشه
،به خدا! اگه فکر کردی این مسخرهست پس اینو گوش کن
بفرما - استان پاسکو -
دفتر کلانتر به مردم هشدار داده
که به سمت طوفان شلیک نکنن
چی؟ حق تیراندازی به طوفان هم نداریم؟
!خب، خطرناکه بابا
ناسلامتی فلوریدا از اون ایالتهای "بخور تا خورده نشی"ایه
!بله داداش، واسه همین من اینجام
،با دیو کلر تماس گرفتین دفتر تاسیساتی دیو کلر
،احتمالا یه جا بالای نردبون باشم پس لطفا پیغامتونو بذارین
بابا، منم هیلی. تماس بگیر
بث نگرانتـه
خیلیخب
ای وای. عجب وضعیتیـه
...به خدا اگه خودت رفته باشی
.وای وای وای، وایسا وایسا، نگهدار
...ببخشید، خانم، نمیشه بذاریم
هیلی! چطوری؟
سلام، وین
چطوری؟
.روزهای بهتر هم داشتیم تخلیه، مردم رو دیوونه میکنه
این یارو میخواست از اونوری بره
امسال مهمونی طوفان ندارین؟
فکر نکنم
خواهرت چطوره؟ بابات گفت رفته بوستون زندگی میکنه
آره. آره، اون هم خوبه
اتفاقا اون ازم خواست به بابا سر بزنم
متاسفانه نمیتونم اجازه بدم
طوفان، رو کرده به غرب و داره یه راست میاد سمت ما
نمیذاریم کسی رد بشه - اذیت نکن، وین -
گوشیشو جواب نمیده
ببین، من مسیرها رو میشناسم
زودی میرم میام، قول میدم
.واقعا معذرت میخوام، هیلی ...کاش میشد کمکت کنم، ولی
.نمیتونم دلم نمیخواد بلایی سرت بیاد
باشه، درک میکنم
بعدا اگه فرصتش پیش اومد یه سر بهش میزنی؟
آره، حتما - خیلیخب -
مراقب باش
آه، سلام منو به خواهرت برسون
حتما - خیلیخب -
برگرد
گور باباش
!هی! هی! هی! وایسا
جلوتر، همه راهها بستهان
آه، صدات رو دارم
!وایسا
میگم وایسا! از جات تکون نخور
به نظر میاد که طوفان وندی میخواد یه راست از وسط ایالتمون بگذره
شدیدا به ساکنین توصیه میکنیم که از هشدارهای مقامات، تبعیت کنن
،اگر دستور تخلیهی منطقهتون داده شده زودتر اونجا رو ترک کنین
دست رو دست نذارین
چون ما نمیتونیم برای نجاتتون بیایم
امیدوارم الان همه ،والدین ایالت اینطور فکر کنن
"چطور خانوادهمو در امان نگه دارم؟"
بابا؟
بابا؟
!بابا
سلام. هی، عزیزم
هی، دختر نازم
بابا کجاست؟
دلم برات تنگ شده بود
بابا کجاست؟ هی! کجاست؟
از بابا خبری نیست، ولی شوگر اینجاست
قطعا بدون اون نرفته
عجیبه انگار گرد مُرده پاشیدن. همه رفتن
خواهش میکنم، فقط خودتونو به ،یه جای امن برسونین
حتی اگه شده، برید پناهگاه
به نظرت رفته خونهی قبلی؟
نه، از طلاق به بعد، سندش توقیفه
بث، همه جا پُر از عکسای من و تو و مامانـه
.این خونه خیلی افتضاحـه واقعا افسردهکنندهست
.هیلی، انقدر اونا رو سرزنش نکن این یه تصمیم دو نفره بود
ولش کن. من خونه رو بررسی میکنم
...نه، این کارو نکن. خوشم نمیاد - هی، دوستپسر سابقت وین رو سر راه دیدم -
اون دوستپسر من نبود
.هر چی تو بگی هنوز یادمه اون روزی که بابا مچتون رو گرفت
بس کن! خدای من. اون روز رو یادته؟ ...تو اون موقع
هشت سالم بود
خدایا - تا آخر عمر ضربه خوردم -
هیچوقت بیخیال نمیشی، نه؟
نه. هرگز
اونجوری نگاهم نکن
...میخواستم بیشتر سر بزنم. فقط
سرم شلوغ بود
به هر حال من هم زندگی دارم
وگرنه عاشق سر زدن به باتلاقم
،عاشق گرماشم، رطوبتش
پشههاش
از چیش خوشم نیاد؟ ها؟
آره، تو فرق میکنی
بچهی پشمالوی من
اوه، خدارو شکر
بیا، شوگر
«در رهن بانک - برای فروش»
!بابا
آهای؟
بابا، اینجایی؟
بابا؟
آهای! آهای! هیشکی خونه نیست؟
!بابا
!بابا
کجاست، دختر؟
بیا
لعنتی
خدای من
شوگر؟ چی شده دختر؟
لعنتی
اینجاست؟ صداشو میشنوی؟ بابا؟
!بابا؟ بابا
باید برم اون پایین، مگه نه؟
خیلیخب
خیلیخب
هیچی نیست
نصابهای تلویزیون کابلی همه این کارو میکنن
!بابا
همینجا بمون، باشه؟
!اوه، خدا
بابا؟
آه، لعنتی
!بابا
!از دست تو، بابا
فقط از تو برمیاد که وسط !طوفان بیای این پایین
.سنگین و کوبنده بهترین موزیک سنگین و کوبندهی فلوریدا
رادیو هارد راک موج 985
بهترین رادیوی هارد راک فلوریدا
!بابا
!بابا
بابا. نه
لعنتی
لعنتنی
اوه، لعنتی. بابا
بابا
خیلیخب، نفس میکشی. خیلیخب
چی شده؟ بابا؟
اوه، خدای من
،خیلیخب. باید بریم بیمارستان خب؟ باید همین الان بریم
خیلیخب
لعنتی
خیلیخب
پنجرهها رو برای بادهای شدید طوفانی تقویت کنید
از یکشنبه صبح تا دوشنبه عصر
داریم میرسیم، بابا
!آه! لعنتی
...اوه، خدای
نه، نه
No comments yet. Be the first to leave one.