200 บรรทัดแรก
سودام خوبه؟ - آره خوبه -
بیدارشو مامان
قوی باش سودام
چطور انقدر صمیمی ان با هم؟
تو از پس خیلی چیزا بر اومدی
خانم هونگ بهت پیشنهاد داد رحم جایگزین بشی؟
یعنی میگی مامانم بی خبر از من کار بدی در حقت کرده؟
نه،من که حقم بود.سودام رو میگم
چقدر تو قضیه رحم جایگزین سودام دخالت داشتی؟
کی همچین فکری رو انداخته تو کله ات؟
واقعیت رو میگی؟ - واقعا من نبودم -
یعنی میگی اون تماس مربوط به رحم جایگزین رو
اتفاقی گرفتی؟
واقعا اتفاقی بود
خیلی ترسیده بودم
باید تو رو میترسوندم تا سویو رو بترسونم
دلار 50,000
این پول رو برای قراردادمون بهت دادم،پس لازم نیست پسش بدی
این پول برای توئه
این پول چیه؟ چه قراردادی؟
"اگه واقعا بتونی نامزدی رو عقب بندازی"
با هم معامله میکنیم" من به شوخی گفتم "
ولی اون واقعا نامزدی رو عقب انداخت
حالا،بالاخره فهمیدم دنبال چیه
بیا امشب با هم مشروب بخوریم
فکر کردم میخوای یه چیزی بهم بگی
سویو دیگه اون آدمی که من میشناختم نیست
یعنی چی؟
ازش بپرس از مامانم پول گرفته
تا جلوی نامزدیت رو بگیره
چی؟ - زودباش چک کن -
وقت تلف نکن
هیونگ
سوجون
سوجون سوجون
سوجون سوجون
لطفا به آمبولانس زنگ بزنید
سوجون بیدارشو
سوجون
واقعا خوبی؟ - آره خوبم -
فکر نکنم بتونیم تاکسی بگیریم.راه بریم؟
مشکلی نداری؟ - باهام مثل مریضا رفتار نکن -
من خوبم
انقدر شوکه کننده بود؟ انقدر که غش کردی؟
چون شوکه شدم غش نکردم
یهو سرم گیج رفت
درست قبل از اینکه از آمریکا برگردی هم این اتفاق برات افتاد
ولی گفتی مشکلی تو چکاپ پزشکیت نبود
آره
رئیس گفتن هروقت اومدید خونه بهشون اطلاع بدید
باشه
حالا برید بخوابید - باشه -
چرا انقدر دیر اومدی خونه؟
با سه هیون مشروب خوردم
به نظر زیاد سالم نمیای
چون تازه مشروب خوردم
میخوای چیزی بهم بگی؟
نه،فقط دلم برات تنگ شده بود
این روزا حتی وقتی میای خونه یه سر به اتاقم نمیزنی
از وقتی درگیر اون دختره سویو شدی
بابا،چرا انقدر از سویو متنفری؟
چون مناسب تو نیست
چطور میتونی بگی اون مناسبمه یا نه؟
گفتنش سخت نیست.با بالا رفتن سنت متوجه میشی
هرچقدر یکی سعی کنه دلت رو ببره
و خود واقعیش رو قایم کنه،همیشه میتونی درونش رو ببینی
اون به اندازه کافی روشن نیست
به کسایی که ازش بزرگترن احترام نمیذاره
از حاضر جوابیاش مشخصه
چون جوری بزرگ شده که از بچگی همیشه سعی داشته از
مامانش و خواهر کوچکترش مراقبت کنه
اگه میخوای طرف اونو بگیری برو تو اتاقت
میفهمم چرا اونجوری رفتار میکنه
مزخرف نگو
میفهمم چرا همیشه حاضر جوابی میکنه
میفهمم چرا تو موقعیت هایی که بقیه زن ها به گریه میوفتند
اون سرش رو بالا میگیره
میفهمم چرا اونجوریه
چون تو قلب خیلی پاکی داری
نباید انتظار داشته باشی همه مثل تو باشن
از اینکه خیلی سختی کشیده خوشم نمیاد
باید با کسی قرار بذاری که مثل خودت قلب پاکی داشته باشه
سویو قلب پاکی داره
خدای من،چراغارو خاموش کن و برو بالا
خدای من
من خوبم.فکر کنم بیخودی نگران بودم
...من کاملا خوبم.ولی چرا همش
هی،منشی وو
میخوای منو مسخره کنی
جلوی خونمم
یعنی میگی وقتی که فقط ده متر از خونه فاصله دارم
باید تا وقتی که بیای دنبالم منتظر بمونم؟
ای عوضی
من سوار تاکسی شدم
ولی خیلی تاریک بود،واسه همین یه جای اشتباه پیاده شدم
فکر میکنی من خرم؟
خونه های اینجا همشون شکل همن
خدای من،فراموشش کن.تو مدیر عاملی یا چی؟
چرا دارم اینارو به تو گزارش میدم؟
بیا قطع کنیم
سوکیونگ
باورم نمیشه تو منو سرکار گذاشتی
خودت رو مرده فرض کن
هتل تنها جایی نیست که میتونیم عشق و عاشقی کنیم
...سوکیونگ،امشب حتما
یکاری میکنم...خدای من
الان میرم - نمیخوام خدافظی کنم -
منم همینطور
خدای من
چه عشقولانه دارن همدیگه رو میبوسن
حتما مست شدم
چرا اون زنه شبیه سوکیونگه؟
اون نمیتونه سوکیونگ باشه
من احمقم؟
خدای من
نه،من اونو ندیدم
من اونو ندیدم.من هیچی ندیدم
نه،نه
نه
چکار میکنی؟
خدای من،دیوونم کردی
به همه جا پاشیدی
عزیزم
چیشده؟
بمیر
بمیر
چی؟
چیه؟
چیشده؟
چیزی نیست
اون با هم دیدمون؟
نه،غیرممکنه
اگه میدید،تا الان یکاری کرده بود
من به عنوان یه مرد به دنیا اومدم
و باید کلی کار بکنم
چون نتونستم
از کار خانوادگی که از پدرم به ارث بردم محافظت کنم
به جاش میخوام تو گروه ال اکس از خودم یه چیزی بسازم
ولی حالا،اون زنیکه داره به من خیانت میکنه؟
من چیزی ندیدم
باید چشمام رو ببندم
گوش هام رو بپوشونم،و دهنم رو ببندم
و تا وقتی که رئیس بشم همه چیز رو تحمل کنم
هی،خوبی؟
چیه؟ خوابیدی؟
هی
خدای من
کاملا از حال رفته.حتما اصلا نخوابیده
چرا همتون انقدر ساکتید؟
حتی دیگه نمیخوای قلبم رو به تپش بندازی
چون به زودی کناره گیری میکنم؟
بابا
عزیزم
بابام داره باهات حرف میزنه
اوه،درسته.پدر
ببخشید.ذهنم مشغول بود
اشکال نداره
اگه نشنیدی بیخیال
فکر کنم فقط میخواد تو رو شاد و خوشحال ببینه
امروز خیلی ساکتی،واسه همین یکم عجیبه
عزیزم،چیزی شده؟
تصمیم گرفتم چشمام رو ببندم،گوشهام رو بپوشونم
و دهنم رو ببندم
یون ته
واسه چیزی استرس داری؟
به خاطر زندگی کردن با خانواده زنم استرس دارم
من مجبورت کردم اینجا زندگی کنی؟
اگه دوست نداری میتونی بری
چی میگید؟ اینجا خونه منه
صبح بخیر - صبح بخیر -
خانم اون؟
چیشده به این زودی اومدی اینجا؟
...خب
ناخودآگاه اومدم اینجا
پس خدافظ
میخوام برای خودم یه لاته بگیرم
توام یکی میخوای؟
من میرم میگیرم قربان - نه،خودم میگیرم -
ممنون قربان
میبینم داری میای دنبالم
دارم میرم قهوه بخرم
اگه میخوای قهوه بخری،باید از اونطرف بری
اگه از این طرف برم،قهوه ام خوشمزه تر میشه
ازش بپرس ببین از مامانم پول گرفته
تا یکاری کنه نتونی نامزد کنی
مامانم اینو بهم گفت
و معلوم شد مامانم راست میگفت
نمیدونه داره چی میگه
من به سویویی که میشناسم اعتماد دارم
چطور میتونه یبارم برنگرده؟
واقعا با هم تموم کردن؟
می ری
همه رئیس ها وقتی میخوان با کسی تموم کنند انقدر سنگ دل ان؟
چطور وقتی انقدر عاشق بود
الان میتونه انقدر بی تفاوت باشه؟
به این میگن کاریزما
این کجاش کاریزماتیکه؟ خیلی هم آزاردهنده است
اون کاریزماتیکه
معلومه هنوز کاملا باهاش تموم نکردی
آره درسته.انقدر سوال پیچم نکن
No comments yet. Be the first to leave one.