The Neighbors

The Neighbors

ดาวน์โหลดคำบรรยายFarsi Persian

ซีซั่น 6

ข้อมูลรุ่น

Weeds S06E02 Felling and Swamping (1080p BluRay x265 Silence)
ความคิดเห็นโดย SubAvaliHa
[ قسمت 2 ] 💬 t.me/SUB2SRT تبدیل و ویرایش زیرنویس ساب به اس‌آرتی

แท็ก

other
เผยแพร่เมื่อ: 2024-02-29
ดาวน์โหลด: 33
ผู้พิการทางการได้ยิน: No

ตัวอย่างคำบรรยาย Farsi Persian

200 บรรทัดแรก

‫آنچه در ویدز گذشت.

‫اگه نزدیک بچه هام بشی، خودم میکشمت

‫یا شایدم...

‫نتونستم چوب گلف پیدا کنم

‫تا پنج دقیقه دیگه باید از اینجا بریم

‫تو آدم کشتی؟ آره

‫لعنت بهت، شین

‫دوست دارم

‫من بیشتر دوستت دارم

‫من دوستش دارم ولی فرار کردم

‫به صورت اتفاقی با کلیدهای تو جیبت فرار نکردی؟

‫نه. ‫اون عاشق رانندگی با آن هست

‫بچه من زده یکی رو کشته ‫باید همین الان شهر رو ترک کنم

‫همه چیزی که اون میخواد اینه که اون با خودت ‫اینور و اونور بکشونی. همه چی تموم شده

‫اگه بخوای میتونی با من بیای. ‫من میخوام که بیای.

‫تو باید حلقه مادرت رو از آدریا پس بگیری

‫حلقه رو نداد. فقط راه بیفت

‫مترجم: احمدرضا «AhmadReza» ویراستار: مجتبی «Death Angel» تیم ترجمه تی‌وی‌سنتر

‫خوب، مقصد کجاست، رئیس؟

‫سه بار تا حالا اینو پرسیدی

‫تا سه نشه بازی نشه

‫شمال

‫نانسی

‫در حال حاضر مقصد ما هر جایی دور از اینجا هست

‫فریاد کشید؟

‫خون زیادی ازش رفت؟

‫از اینکه بچه ت

‫یه قاتل هست، ترسیدی؟

‫ضربه ای که به سرش خورد دلیل مرگش نبود

‫آره، ممکنه که سقوط سختی به درون استخر داشته

‫شاید

‫نمیدونم

‫باشه، متوجه ام ‫وقت بیشتر، مسافت بیشتر

‫میتونم منتظر بمونم

‫موضوع رو عوض میکنم ‫آدریا... عشق زندگی من؟

‫معنی این کارت چی بود؟

‫ما دقیقاً دنبال چی هستیم؟

‫مرگ، شخص با نفوذ رسانه در یک حادثه ناگهانی

‫و شیطانی پیلار زوازو

‫هیچ چیزی اینجا نیست.

‫شاید فردا بیاد

‫گشنمه

‫تو با یه پتک، سر یه زنو زدی

‫آره

‫و باهاش مشکلی نداری؟

‫اوهوم

‫شاید نمرده ‫شاید فقط صدمه دیده

‫اون ممکن بود قبل از این که مامان

‫روکش اتوماتیک استخر رو بکشه فقط زخمی بوده شده باشه

‫الان وقتشه که بگم من واقعاً چی میخوام

‫- پوشک بچه رو عوض کن ‫- باشه

‫دو ثانیه من خیلی سریع هستم.

‫شما یک پیغام دارید

‫میخوام بدونم که تو کجا هستی

‫و کی برمیگردی

‫میخوام بدونم که پسرم کجاست

‫بهم زنگ.

‫گوش کن

منطق میگه، اگه اون زندگیش رو مثل ‫ورود و خروج کارمندهای فصلی ساخته

‫بزن بریم!

‫باشه، یه ثانیه

‫اگه اون احساسی نداره و شش ماه از سال رو توی ‫یه باتلاق گیر کرده

‫پیغام همینه

‫اون آماده نیست من گفتم بریم!

‫پس، تو به خودت میگی ‫که دب چه چیزی واسه دب میخواد؟

‫ایمیل داری، دب؟ ‫میتونم اینها رو واست بنویسم

‫من باید برم ‫تو لایق همه خوبی‌ها هستی

‫قوی باش، خواهر!

‫کجا میریم؟

‫پول اینو نقد دادی دیگه، نه؟

‫کارت اعتباری

‫اوه، عالیه ‫واقعا عالیه

‫اتهامات تو اینترنت پخش میشه ‫چقدر، یه ساعت دیگه؟

‫اون میبینه

‫اونجا، اونجا، اونجا ‫سوپر مارکت، بریم وسیله بگیریم و ذخیره کنیم

‫- بزن کنار ‫- چی؟

‫یا الان یا هیچوقت

‫تا میتونیم از کارتهای اعتباری وسیله بخریم

‫و طوری رانندگی کنیم که از اینجا دور بشیم

‫باشه، فکر خوبیه

‫خروجی رو رد کردم ‫باید دوباره برگردم

‫لعنتی... لعنتی... لعنتى

‫لعنتى!

‫چی شده؟ ‫اونها روکش استخر رو باز کردن؟

‫پیداش کردند و مرده بود، درسته؟

‫ما باید برگردیم

‫- ما نمیتونیم برگردیم ‫- چرا، میتونیم

‫ما میتونیم توضیحش بدیم ‫شین به نوجوونه

‫ما مجبور نیستیم که همه چی رو بندازیم دور

‫اشتباه شده بود، دفاع از خود بود.

‫اشتباه نشده بود. ‫اون حتی ندید که من دارم میام

‫خوب، شاید کس دیگه ای ندیده باشه

‫یه دوربین امنیتی اونجا بود

‫اوه، خدای من! ‫این دیوونه گیه!

‫ما نمیتونیم برگردیم، خیلی خب؟

‫ما نمیتونیم برگردیم

‫به هر حال که روز من از بین رفت ‫مثل روز تو

‫این همه بدبختی تو به خاطر اینه که به من چسبیدی

‫پس ما نمیتونیم برگریدم ‫نمیتونیم

‫خیلی خب، دیگه کارت اعتباری استفاده نمیکنیم ‫ما پول نقد خرج میکنیم

‫نه نه!

‫من زندگیمو واسه اون به تباهی نمیکشونم

‫اون اشتباه کرده ‫هیچ کسی دنبال من نیست

‫حق باتوئه سایلس ‫هیچ کس دنبال تو نیست

‫اگه نتونن منو بگیرن دنبال تو میان.

‫نانسی، ما همه خسته هستیم

‫ته، نه، اون به اندازه کافی بزرگ شده که واسه خودش تصمیم بگیره

‫نمیخوام که تو رو تنها دنبال خودم بکشم

‫فقط میدونی، اگه الان پایین بری

‫مثل این نیست که تو توانایی درست کردن یه زندگی ‫عادی رو داری

‫تو هنوز هم باید فرار کنی برای من...

‫نمیدونم چه مدت

‫ممکنه که اگه تنها زندگی کنی یه موقعیت بهتر داشته باشی

‫پس تصمیمت رو بگیر

‫میتونی مثل یه گرگ تنها زندگی کنی ‫یا میتونی با گروه بیای

‫- اهوووو ‫- خفه شو، شین

‫من به عنوان مادرت ازت میپرسم که کی میخواد ‫که تو زندگی کنی

‫که هیچ وقت به رن مار برنگردی

‫یا هرجایی توی سن دیگو

‫یا مکزیک ‫احتمالاً لوس آنجلس هم نه

‫لوپیدا بهم یه ذره پول داده بود

‫وای. لوپیدا ‫عالی بود

‫یالا، مرد ‫باید جالب بشه

‫اسم جدید ‫هویت جدید

‫مجموع پرسه زدنها ‫ظاهر کولی های شیطون

‫بازی های دیوانه کننده برای خانمها توی شهر عجیب جدید

‫تخت های عجیب

‫نه، نه، نه ‫دوربین های امنیتی

‫صورتحساب رو پایین نگه دار. اینم از این

‫تو کاملاً توی زندگیت یه یاغی و دوره گرد هستی

‫باور کن

‫آه زندگی همینه

‫بدون چمدون ‫بودن قانون

‫کی دقیقاً دنبال ماست؟

‫اوه، اوه اوه. من مطمئن نیستم

‫مادرت بهتر میتونه اونو کنترل کنه

‫اون تلفنها رو بردار ‫و اون باطری ها

‫یه دسته کامل از... ۹ ولتی، «دی»

‫دو برابر «ای»، سه برابر «ای»

‫قبلاً این کارو کردی؟

‫نوآه اسکوتیا، تابستون سال ۸۹

‫من فرانک میشم. ‫این اتاق کنترل من هست

‫من پادشاه زندگی خارج از منطقه هستم.

‫اوه، قایق بادی

‫خیلی خب، ما توی صف هستیم.

‫اوه، وای ‫راز های ویکتوریا

‫از بین برنده چوب

هوتر؟ هوتر نیست؟ ‫هوتر!

‫بقیه رو پول نقد میبرین؟

‫اوه، حدود ۹ ۹۹۹ دلار

‫بالاترینش ۸۰ دلار هست

‫اتاقی واسه استراحت کردن دارین، جازمین؟

‫در هر مرحله ۸۰ دلار

‫من میتونم مراحل رو دور بزنم و همه چیز رو جدا کنم ‫اگه شما بخواین

‫میتونیم این کارو بکنیم؟

‫در حالت عادی باید مجوز مدیر رو گرفت.

‫ولی من میدونم که چطوری بپیچونمش

‫اون...

‫من یکی از جنگجوهای گریفن رو انتخاب کردم

‫باحاله

‫پوست قشنگی داری

‫ممنون

‫جاده، مرد

‫ماجراهای توی جاده

‫بهت که گفتم باید توی صندوق عقب پوشک ذخیره میکردیم

‫تو بیرون

‫حالا

‫اوه، مرد

‫وقتی که داشت ضربه میخورد من داشتم تعجب میکردم

‫آره. اون تقریباً شاشیده شد.

‫اون با یه پتک زده به کله یه زن و اونو کشته

‫باید به کونش شلاق بزنن

‫گوش کن

‫کاری که تو انجام دادی، کار خوبی نبود

‫اون به کار خطرناک و ابلهانه بود

‫که حالا همه ما داریم تاونش رو پس میدیم

‫خوب، اینطوری از آدم تشکر نمیکنن

‫چی؟

‫من تو رو نجات دادم ‫من همه رو نجات دادم

‫اوه، لعنتی

‫اصلاً صدات رو میشنوی؟ ‫تو یه بچه هستی

‫تو باید اون بیرون بری بیسبال بازی کنی

‫نه اینکه مردم رو با چوب بزنی تا بمیرند

‫من مادرم ‫من تصمیم میگیرم که کی چوب به دست باشه

‫من باید چوب دستم بگیرم ‫نه تو

‫وقتی که تو ۱۸ ساله... یا ۲۱ ساله...

‫هستی، میتونی آزادانه واسه خودت یه چوب بگیری

‫پتک کروکت!

‫هر ورزش خوبی که تو بخوای

‫اگه چوب بازی رو دوست داری

‫بقیه عمرت رو باید بری زندان

‫ولی در حال حاضر، تنها کار تو

‫کارهای بچه گانه هست

‫بازی های کامپیوتری، رعایت نکردن ساعت خواب

‫کثیف کردن ماکروویو

‫این اشتباه من بود که باید درستش میکردم ‫نه تو

‫من بزرگ شدم؟

‫اوووه

‫جیبهات خالی کن

‫- نه! ‫- انجامش بده!

ความคิดเห็น

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left