200 บรรทัดแรก
آنچه در ویدز گذشت.
اگه نزدیک بچه هام بشی، خودم میکشمت
یا شایدم...
نتونستم چوب گلف پیدا کنم
تا پنج دقیقه دیگه باید از اینجا بریم
تو آدم کشتی؟ آره
لعنت بهت، شین
دوست دارم
من بیشتر دوستت دارم
من دوستش دارم ولی فرار کردم
به صورت اتفاقی با کلیدهای تو جیبت فرار نکردی؟
نه. اون عاشق رانندگی با آن هست
بچه من زده یکی رو کشته باید همین الان شهر رو ترک کنم
همه چیزی که اون میخواد اینه که اون با خودت اینور و اونور بکشونی. همه چی تموم شده
اگه بخوای میتونی با من بیای. من میخوام که بیای.
تو باید حلقه مادرت رو از آدریا پس بگیری
حلقه رو نداد. فقط راه بیفت
مترجم: احمدرضا «AhmadReza» ویراستار: مجتبی «Death Angel» تیم ترجمه تیویسنتر
خوب، مقصد کجاست، رئیس؟
سه بار تا حالا اینو پرسیدی
تا سه نشه بازی نشه
شمال
نانسی
در حال حاضر مقصد ما هر جایی دور از اینجا هست
فریاد کشید؟
خون زیادی ازش رفت؟
از اینکه بچه ت
یه قاتل هست، ترسیدی؟
ضربه ای که به سرش خورد دلیل مرگش نبود
آره، ممکنه که سقوط سختی به درون استخر داشته
شاید
نمیدونم
باشه، متوجه ام وقت بیشتر، مسافت بیشتر
میتونم منتظر بمونم
موضوع رو عوض میکنم آدریا... عشق زندگی من؟
معنی این کارت چی بود؟
ما دقیقاً دنبال چی هستیم؟
مرگ، شخص با نفوذ رسانه در یک حادثه ناگهانی
و شیطانی پیلار زوازو
هیچ چیزی اینجا نیست.
شاید فردا بیاد
گشنمه
تو با یه پتک، سر یه زنو زدی
آره
و باهاش مشکلی نداری؟
اوهوم
شاید نمرده شاید فقط صدمه دیده
اون ممکن بود قبل از این که مامان
روکش اتوماتیک استخر رو بکشه فقط زخمی بوده شده باشه
الان وقتشه که بگم من واقعاً چی میخوام
- پوشک بچه رو عوض کن - باشه
دو ثانیه من خیلی سریع هستم.
شما یک پیغام دارید
میخوام بدونم که تو کجا هستی
و کی برمیگردی
میخوام بدونم که پسرم کجاست
بهم زنگ.
گوش کن
منطق میگه، اگه اون زندگیش رو مثل ورود و خروج کارمندهای فصلی ساخته
بزن بریم!
باشه، یه ثانیه
اگه اون احساسی نداره و شش ماه از سال رو توی یه باتلاق گیر کرده
پیغام همینه
اون آماده نیست من گفتم بریم!
پس، تو به خودت میگی که دب چه چیزی واسه دب میخواد؟
ایمیل داری، دب؟ میتونم اینها رو واست بنویسم
من باید برم تو لایق همه خوبیها هستی
قوی باش، خواهر!
کجا میریم؟
پول اینو نقد دادی دیگه، نه؟
کارت اعتباری
اوه، عالیه واقعا عالیه
اتهامات تو اینترنت پخش میشه چقدر، یه ساعت دیگه؟
اون میبینه
اونجا، اونجا، اونجا سوپر مارکت، بریم وسیله بگیریم و ذخیره کنیم
- بزن کنار - چی؟
یا الان یا هیچوقت
تا میتونیم از کارتهای اعتباری وسیله بخریم
و طوری رانندگی کنیم که از اینجا دور بشیم
باشه، فکر خوبیه
خروجی رو رد کردم باید دوباره برگردم
لعنتی... لعنتی... لعنتى
لعنتى!
چی شده؟ اونها روکش استخر رو باز کردن؟
پیداش کردند و مرده بود، درسته؟
ما باید برگردیم
- ما نمیتونیم برگردیم - چرا، میتونیم
ما میتونیم توضیحش بدیم شین به نوجوونه
ما مجبور نیستیم که همه چی رو بندازیم دور
اشتباه شده بود، دفاع از خود بود.
اشتباه نشده بود. اون حتی ندید که من دارم میام
خوب، شاید کس دیگه ای ندیده باشه
یه دوربین امنیتی اونجا بود
اوه، خدای من! این دیوونه گیه!
ما نمیتونیم برگردیم، خیلی خب؟
ما نمیتونیم برگردیم
به هر حال که روز من از بین رفت مثل روز تو
این همه بدبختی تو به خاطر اینه که به من چسبیدی
پس ما نمیتونیم برگریدم نمیتونیم
خیلی خب، دیگه کارت اعتباری استفاده نمیکنیم ما پول نقد خرج میکنیم
نه نه!
من زندگیمو واسه اون به تباهی نمیکشونم
اون اشتباه کرده هیچ کسی دنبال من نیست
حق باتوئه سایلس هیچ کس دنبال تو نیست
اگه نتونن منو بگیرن دنبال تو میان.
نانسی، ما همه خسته هستیم
ته، نه، اون به اندازه کافی بزرگ شده که واسه خودش تصمیم بگیره
نمیخوام که تو رو تنها دنبال خودم بکشم
فقط میدونی، اگه الان پایین بری
مثل این نیست که تو توانایی درست کردن یه زندگی عادی رو داری
تو هنوز هم باید فرار کنی برای من...
نمیدونم چه مدت
ممکنه که اگه تنها زندگی کنی یه موقعیت بهتر داشته باشی
پس تصمیمت رو بگیر
میتونی مثل یه گرگ تنها زندگی کنی یا میتونی با گروه بیای
- اهوووو - خفه شو، شین
من به عنوان مادرت ازت میپرسم که کی میخواد که تو زندگی کنی
که هیچ وقت به رن مار برنگردی
یا هرجایی توی سن دیگو
یا مکزیک احتمالاً لوس آنجلس هم نه
لوپیدا بهم یه ذره پول داده بود
وای. لوپیدا عالی بود
یالا، مرد باید جالب بشه
اسم جدید هویت جدید
مجموع پرسه زدنها ظاهر کولی های شیطون
بازی های دیوانه کننده برای خانمها توی شهر عجیب جدید
تخت های عجیب
نه، نه، نه دوربین های امنیتی
صورتحساب رو پایین نگه دار. اینم از این
تو کاملاً توی زندگیت یه یاغی و دوره گرد هستی
باور کن
آه زندگی همینه
بدون چمدون بودن قانون
کی دقیقاً دنبال ماست؟
اوه، اوه اوه. من مطمئن نیستم
مادرت بهتر میتونه اونو کنترل کنه
اون تلفنها رو بردار و اون باطری ها
یه دسته کامل از... ۹ ولتی، «دی»
دو برابر «ای»، سه برابر «ای»
قبلاً این کارو کردی؟
نوآه اسکوتیا، تابستون سال ۸۹
من فرانک میشم. این اتاق کنترل من هست
من پادشاه زندگی خارج از منطقه هستم.
اوه، قایق بادی
خیلی خب، ما توی صف هستیم.
اوه، وای راز های ویکتوریا
از بین برنده چوب
هوتر؟ هوتر نیست؟ هوتر!
بقیه رو پول نقد میبرین؟
اوه، حدود ۹ ۹۹۹ دلار
بالاترینش ۸۰ دلار هست
اتاقی واسه استراحت کردن دارین، جازمین؟
در هر مرحله ۸۰ دلار
من میتونم مراحل رو دور بزنم و همه چیز رو جدا کنم اگه شما بخواین
میتونیم این کارو بکنیم؟
در حالت عادی باید مجوز مدیر رو گرفت.
ولی من میدونم که چطوری بپیچونمش
اون...
من یکی از جنگجوهای گریفن رو انتخاب کردم
باحاله
پوست قشنگی داری
ممنون
جاده، مرد
ماجراهای توی جاده
بهت که گفتم باید توی صندوق عقب پوشک ذخیره میکردیم
تو بیرون
حالا
اوه، مرد
وقتی که داشت ضربه میخورد من داشتم تعجب میکردم
آره. اون تقریباً شاشیده شد.
اون با یه پتک زده به کله یه زن و اونو کشته
باید به کونش شلاق بزنن
گوش کن
کاری که تو انجام دادی، کار خوبی نبود
اون به کار خطرناک و ابلهانه بود
که حالا همه ما داریم تاونش رو پس میدیم
خوب، اینطوری از آدم تشکر نمیکنن
چی؟
من تو رو نجات دادم من همه رو نجات دادم
اوه، لعنتی
اصلاً صدات رو میشنوی؟ تو یه بچه هستی
تو باید اون بیرون بری بیسبال بازی کنی
نه اینکه مردم رو با چوب بزنی تا بمیرند
من مادرم من تصمیم میگیرم که کی چوب به دست باشه
من باید چوب دستم بگیرم نه تو
وقتی که تو ۱۸ ساله... یا ۲۱ ساله...
هستی، میتونی آزادانه واسه خودت یه چوب بگیری
پتک کروکت!
هر ورزش خوبی که تو بخوای
اگه چوب بازی رو دوست داری
بقیه عمرت رو باید بری زندان
ولی در حال حاضر، تنها کار تو
کارهای بچه گانه هست
بازی های کامپیوتری، رعایت نکردن ساعت خواب
کثیف کردن ماکروویو
این اشتباه من بود که باید درستش میکردم نه تو
من بزرگ شدم؟
اوووه
جیبهات خالی کن
- نه! - انجامش بده!
No comments yet. Be the first to leave one.