The Runners

The Runners

ดาวน์โหลดคำบรรยายFarsi Persian

ข้อมูลรุ่น

The Runners 2020
ความคิดเห็นโดย Phoenix Translation Team
تـيـم تـرجـمـه قـقـنـوس

แท็ก

webdl
เผยแพร่เมื่อ: 2024-10-16
ดาวน์โหลด: 43
ผู้พิการทางการได้ยิน: No

ตัวอย่างคำบรรยาย Farsi Persian

200 บรรทัดแรก

تيــــم ترجـــمه .:: قـقـنوس ::. .تــقــديم ميـــکـــند

مامان ببين

شگفت انگيزه زوئي

چرا اتفاقات بد براي آدم هاي خوب ميفته؟

مامان مي تونيم توي راه خونه بستني بخريم؟

نه مامان، تو بايد يک راست بري به رختخواب

لطفا

لطفا

تا حالا کاري کردي که واقعا به کسي آسيب برسونه؟

شايد قلب کسي رو شکسته باشي

يا کاري کرده باشي که کاملا نابخشودني باشه

فکر کردي خيلي خوبي هرزه ها؟ بهت نشون ميدم

خوب مسئله اينه که چرا خداوند جلوي اين اتفاقات بد رو نمي گيره؟

يعني، اون خداست ديگه، درسته؟

چون خداوند به ما اراده آزاد داده

اون به ما انتخاب دوست داشتن يا آزار بقيه رو داده

مي دونيد، توي دنيايي زندگي مي کنيم که مردم با ترجيح دادن گناه در برابر نجات دهنده رنج مي کشن

و زندگي گناه آلود بدون توبه هميشه به مرگ ختم ميشه.

تهايتاً انتخاب با خودته

....::::هادي عليزاده و مهدي عليزاده::::.... telegram : @subforu

....::::ترجمه : پـريـســـا يادکــــوري::::.... telegram : @subforu

ده سال بعد

چيز خوبي امروز توي نامه ها بود؟

اوه، نه، اون نامه به دستت نرسيد؟

نه

ها؟

هي زوئي

بله؟

اوضاع مدرسه چطوره؟

خوبه

مي خواي اين کارو از راه سختش انجام بدي، ها؟

خوب، چيزي هست که بخواي درباره اش حرف بزني؟

آره! گفتي مي خواستي برام پنکيک درست کني

من با تو حرف نمي زنم کوتر

خوب معلومه که واسه من هم نمي پزي

تو زن نداري؟

نمي تونم الان برم خونه، دوست پسر زنم توي شهره و از من خيلي خوشش نمياد

کوتر، اون هيچ وقت از تو خوشش نميومده، درسته؟ حالا برو يک پيراهن لعنتي بپوش

چي داري مي گي؟ داشتم ورزش مي کردم- برات مي پزم، کوتر-

خيلي ممنون عزيزم حالا خيلي سخت بود؟

زوئي، مي خواي درباره چيزي حرف بزني يا نه؟

نه، اما مرسي که پرسيدي

چي کار داري مي کني مدرسه رو مي پيچوني؟

رايان، آروم باش

نه نمي خوام آروم باشم

من و برادرت مدرسه رو مي پيچونديم هميشه کلاس خانم ريت رو مي پيچونديم

کوتر، بي خيال پسر، خفه شو

مي بيني اون قدرها هم چيز بزرگي نيست رايان، کي اهميت ميده؟

من اهميت ميدم، گرچه هر روز از تو مراقبت نمي کنم

مي خوام بدوني داري چي کار مي کني

مي خواي بدوني چيه؟ فکر مي کني من موادي چيزي مصرف مي کنم؟

مي کني؟

اوه، خداي من، من مواد نميزنم مشروب نمي خورم

و قطعا با غريبه ها سکس نمي کنم

آره!

خوشحالي؟

رايان، مي توني يک روز يک آدم نرمال باشي؟

مامان در اين باره چي ميگفت؟

.... زوئي ببين اين شغل منه

نه، نيست رايان! من شغل تو نيستم

تو بابا نيستي و قطعا مامان هم نيستي پس فقط خفه شو

من تقريبا 18 سالمه و نيازي بهت ندارم که بهم توجه کني و هر کاري مي کنم بگي اشتباهه

من زوئي نيستم، هي

هي ميدوني يک مرد اصلا نگران اين نيست

ما وقتي داشتيم بزرگ ميشديم يک کارو مي کرديم و ببين چه طور شديم

دقيقا من هم نگران همين مردهام

قراره باهاش چي کار کنم؟

رايان استيوز؟

زمان زيادي گذشته فرزندم

پدر ديو، متاسفم که يهويي اومدم داخل

مي دونم، تمام مدت دوربين هاي بيرونو بررسي مي کردم

فراموش کردي چه روزي کليسا بازه؟

نه قربان، فقط اخيرا خيلي ذهنم درگيره

هوم،به چيزهاي مختلف يا فقط يک چيز؟

چيزي نيست نگرانش نباش

هوم، تقريبا حدود ده ساله اين دور و برها نديدمت

و مي خواي تظاهر کنم که اومدي، چي؟

به ديوار خيره شدي؟

مي دوني نمي خواستم بياي اين پايين اما اگر مي خواي؟

خوب، يک جورايي اين کارو مي کنم اين شغل منه

خوب، بي خيال، چه خبر شده ؟

مسئله خواهرم زوئيه

زوئي، واو

بايد بزرگ شده باشه، ها؟ چند سالشه شانزده؟

هفده

هفده

اين يعني من دارم پير ميشم

من نمي خواستم چيزي بگم

اون هنوز يک فرشته کوچولوئه؟

اوه لعنتي نه

هي، حواست به حرف زدنت باشه، خيلي خوب؟

ببخشيد

اگر يک وقتي اونو اطراف کليسا آوردي

بي ادبي نباشه پدر اما حتي اگر بهش پول بدم، پاشو اينجا نميندازه

اوه، خوب، جريان چيه؟

خوب، مسئله اينه که من هيچ ايده اي ندارم کاري که مي کنم اينه که يک دختر نوجوانو بزرگ کنم

اون به يک کلمه از حرفهام هم گوش نميده خيلي خوب؟

و ما هر دفعه دعوا مي کنيم و سعي مي کنيم باهم حرف بزنيم و

امروز صبح يک نامه از مدرسه اش به دستم رسيد که توش نوشته بود اون

هر دو سه روز يک بار از مدرسه فرار مي کنه و راستش براي اين کار من مي تونم به زندان بيفتم

هوم، پس فقط بندازش بيرون از دستش خلاص شو

نمي تونم اين کارو بکنم

خوبه پس هنوز اميدي هست

دخترهاي نوجوان

يکي از ارزشمندترين هداياي خداوند و خشن ترين تنبيه ها در اونها وجود داره

ببين اما مسئله اينه

اون ازت مي خواد به حرفهاش گوش بدي

اون بايد بدونه تو بهش اهميت ميدي و در اعماق وجودش

اون در طلب راهنمايي و انضباطه

اونو اونجا مي بيني بخاطر همين ديگه به کليسا نيومدم

هوم؟

خيلي دروغ ميگي

هي

و مهم نيست اون چقدر تو رو پس ميزنه تو بايد موضع خودتو حفظ کني

و بايد براش بجنگي

کي مي خواد اين کارو بکنه؟ ها؟ درسته؟ درسته؟

و يک روز توي چشماش نگاه مي کني

و يکهو متوجه ميشي که بزرگ شده

و ديگه به تو نيازي نداره

و در اون لحظه مي فهمي که خوبه

که رهاش بگذاري

... اما تا اون موقع

خوبه؟

لعنتي نه، افتضاحه

اين بار دومه، حواستو جمع کن

چند بار ديگه حمله مي کني تا منو تنها بگذاري؟

خيلي زياد لعنتي، خيلي زياد لعنتي

رايان

اوم، رايان

همين طوري ادامه بده

مامان و بابات بهت افتخار مي کنن

BOBCATS! BOBCATS!

يک چيزي رو بهم بگو، آماده حماسه اي که مي خواد اتفاق بيفته هستي ؟

من آماده به دنيا اومدم

خوب قراره به مهموني بريم يا فقط قراره بشينيم

چيه ؟ چيه ؟ من کار اشتباهي کردم؟

نه،نه، تو خوبي، خوبي

چيه ؟ پس چي شده؟

...هيچي، فقط

قول بده که بهم نمي خندي؟

قول ميدم

منو قبلا کسي نبوسيده

خوب، براي هر چيزي يک بار اولي وجود داره

صبر کن، صبر کن، تو واقعا از من خوشت مياد درسته؟

اوه

مي خوام اينو بگي همين الان

واقعا ازت خوشم مياد

چي مي خواي رايان؟

داري مياي خونه؟

مي خوام با مايکل برم مهموني

نه، فکر نکنم . تو بايد بياي خونه

رايان، من به اون مهموني ميرم

نه نميري زوئي تا نيم ساعت ديگه اينجا باش صدامو مي شنوي؟

رايان، ديگه چيزي ازت نمي خوام

نه، تا نيم ساعت ديگه اينجا باش

خدايا! نمي تونم براي فارغ التحصيل شدن صبر کنم ازت متنفرم

پس، پس، فکر کنم من ميرسونمت خونه

منم ازت خوشم مياد

بيا بريم مهموني

زوئي

زوئي صبر کن

هي، موزيکو متوقف کن

عوضي

چطور تونستي اين کارو بکني؟ تو از من استفاده کردي

مايکل، مايکل، صبر کن

تو چته؟

چه کوفتي زوئي؟

تو همين الان جلوي تمام مدرسه زدي توي گوشم

نه،نه، من بايد برم، بايد برم

مايکل، واستا بايد منو برسوني خونه

اينجا همه چيز رو به راهه؟

آره، آره، همه چيز عاليه

مايکل صبر کن

تو خوبي؟

نه، نه واقعا

ببين، مي تونم ببرمت جايي، اگر اينو مي خواي

نه، چيزي نيست، برادرم مياد دنبالم خيلي عصباني ميشه

باشه، پس من بر مي گردم داخل

يالا رايان

يالا کوتر، بلند شو، ديرمون شده

دونالد ترامپ، چي؟

يالا زوئي، بلند شو

هي، مي خوايم درباره ديشب حرف بزنيم

هي، زوئي؟

سلام، من زوئي هستم، لطفا پيغام بگذاريد

الو؟

هي، زوئي کجاسـت؟

ها؟ شما کي هستيد؟

اون پيش شماست؟

نمي دونم از چي داري حرف مي زني شما کي هستي؟

من برادرشم، پسر، اون ديشب خونه نيومده الان اون کجاست؟

نمي دونم، ما رفتيم مهموني اما من زود اومدم بيرون

بهم بگو با کي رفته خونه

من ايده اي ندارم پسر

بهتره به من دروغ نگي بچه

باشه، من بايد برم، خداحافظ

آماده اي؟

فقط يک دقيقه صبر کن

نه يالا پسر، بايد بريم

آره، مي دونم کوتر، مي دونم

More Farsi Persian subtitles for The Runners

ความคิดเห็น

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left