200 บรรทัดแรก
من یه رستوران رزرو کردم
میتونیم سر شام باهم حرف بزنیم
سرم شلوغه
بدرقه اشون کن
کجا داری میری؟
خانم هان لطفا
...میدونستم که
هیچی
چی شد؟
باشه، فهمیدم
خانم هان
عجب تصادفی
آقای جیانگ همه جا دنبال خانم هان هستین
الانم که جلوی در سبز شدین
چقدر پیگیرین
واقعا تصادفی بود
آقای یه خواسته بودن تا بیام
درباره آسمان آبی جهان صحبت کنیم
چی شده خانم هان؟
شمام اومده بودین آقای یه رو ملاقات کنین؟
همینجوری اومده بودیم یه سری بزنیم
و همکارای قدیمیمون رو ببینیم
چقدر باملاحظه
یه کافه این نزدیکی ها هست
افتخار میدین در خدمتتون باشم؟
لطف دارین
خوشحال میشم
باعث افتخارمه که با شما به کافه برم
لطفا
مبلغ بدهیون
خیلی بالاست
فکر میکردم بدهیمونو صاف کردیم
کای
مگه ما پولو به صاحب زمین ندادیم؟
خواهر من پولو به صاحب زمین دادم
اما اون زد زیر قولش و
پول بیشتری خواست
من از عهده پرداختش برنمیومدم
نمیخواستم بار بیشتری روی شونه ت بذارم
یکم پول از این آدما قرض کردم
اما یهو طوری شد که نتونستم بهشون پس بدم
چقدر طلبکارین؟
چقدر طلبکاریم؟
یک میلیون
من که یک میلیون رو پرداخت کردم
خوب نگاه کن
یک میلیون به اضافه
سودش
کای
داداش ما نمیتونیم این پولو بهتون بدیم
ما بدون مادر و پدر بزرگ شدیم
نمیدونیم از کجا باید یک میلیون دیگه جور کنیم
داداش، دست از سرمون بردار
خودم میدونم آه در بساط نداری
کای
تو خواهرشی مگه نه؟
بدهی برادرت رو
تو میتونی تصفیه کنی
از خواهرم دور شو
از خواهرم دور شو
بسه
کای
بزنش
کای
ول کن
یه فیمو
یون ژوا
چقدر بهتون بدهکاره؟
یک میلیون
گمشین بیرون
بریم
زخمی شدی؟
من خوبم
کای
کای
خواهر
حالت خوبه کای؟
خوبم
تو خوبی؟
خوبم
زخمت چطوره؟
...من
چی شده؟
شوهر خواهر
شوهر خواهر از کجات در آوردی؟
باید شوهر خواهرم بشه
دیدی؟
اون لگدی که زد
فوق العاده بود
الانم یه چک کوبوند تو صورتشون
دیدی؟
معرکه بود
کای
خفه شو
دیدم که چجوری ازت
محافظت کرد
چشماش
عالی بود شوهر خواهر عزیزم
خب حالا همگی توجه کنین
میخوام یه خبر مهم رو اعلام کنم
من، ون کای
اعلام میکنم که آقای یه
قراره شوهر خواهرم بشه
آقای یه شوهر خواهر منه
و رئیس یه کمپانیم هست
منو میشناسی؟
میشناسم
اما فقط
توی تلوزیون دیده بودمتون
این اولین باریه که شخصا میبینمتون
اما حتی
صفحه تلوزیونم نمیتونه ذره ای از جذابیت شما کم کنه
...خیلی خوشتیپین و چی میگن
حالا هرچی، حرف ندارین
دهنتو ببند
جیایی
حواست به کای باشه
باید باهات حرف بزنم
شوهر خواهر
صورتت درد میکنه؟
خیلی درد نمیکنه
بشین
مرد خیلی خوبیه
خانم هان
این ها پروژ هایی هستن که یائوهوا
قراره سرمایه زیادی براشون خرج کنه
اگر علاقه ای دارین
میتونم برنامه ریزی کنیم و
برای چند سال آینده باهم کار کنیم
مثل اینکه آقای جیانگ منو خوب نمیشناسین
اول آدم هارو میشناسم
بعد درباره کار باهاشون حرف میزنم
تاثیر بدی روتون گذاشتم؟
مسئله این نیست
...فقط
فرصتی پیش نیومده تا شمارو خوب بشناسم
پس امیدوارم
بتونین یکم بهم فرصت بدین
منظورتون اینه
که اول باید بینمون اعتماد به وجود بیاد
بعد درباره علاقه تون به پروژه ها صحبت کنیم؟
خیلی باهوشین
مشکلی نیست
مطمئنم که من و یائوهوا
شمارو ناامید نمیکنیم
ممنون برای کمکی که کردی
خواهش میکنم
نمیتونم تحمل کنم ببینم یه مرد
برای یه دختر قلدری میکنه
و برادرم یکم دهنش بی چاک و بسته
معذرت میخوام
وقتی بدهکارا ریخته بودن تو خونه ت
و ترسونده بودنت
رفتارت با الان خیلی فرق داشت
یک میلیون رو بهت برمیگردونم
...چطور
بهم پسش میدی؟
چیکار داری میکنی؟
بذار بهت بگم
حتی با اینکه خیلی پولداری
حاضر نیستم برای صاف کردن بدهیم همچین کاری باهات بکنم
منظورمو اشتباه متوجه شدی
فراموشش کن
فقط دلم میخواد بدونم
چجوری میتونی اون پولو بهم پس بدی؟
دوباره نقش پرستار بازی میکنی؟
یه فیمو
راستش خب الان هیچ پولی ندارم
اما سعی میکنم این پولو در بیارم و قرضت رو برگردونم
تو که کار نداری
چطوری؟
میتونم فیلم بازی کنم یا توی تبلیغ نقش بگیرم
مهم نیست پرتقال باشه یا توت فرنگی
اینکارو میکنم
تو یه تازه کاری
تا کی میخوای این یک میلیون جور کنی؟
تا چه روزی و چه سالی باید صبر کنم؟
بدترین حالتش اینه که
میرم شهربازی و
نقش زامبی بازی میکنم
یا...یه حیوون
خب بعدش؟
حتما پولتو بهت پس میدم
امضاش کن
پولی که باید بهم بدی رو کلا فراموش میکنم
امضا نمیکنم
پس همین الان پولمو بده
ازت طلبکارم
یه فیمو
داری از آب گل آلود ماهی میگیری
داری ازم سو استفاده میکنی دستمو گذاشتی تو پوست گردو
خانم ون
اولین دفعه ای نیست که
ازت میخوام بیای آنینگ
چیزی که برام اهمیت داره
توانایی بازیگره
من یه تاجرم
تنها دلیلی که دارم بهت کمک میکنم
اینه که مطمئنم
میتونی به آنینگ کمک کنی
No comments yet. Be the first to leave one.