200 บรรทัดแรก
زهرا حاجیپور، فهیمه داوری Studio_C :کانال تلگرام
«بخش اول»
...نه، نه، نه. خواهش میکنم، نه
!نه. نه
!هی !یالا، یالا! بریم، بریم
.ساکت باشید
.خدایا، خواهش میکنم کمکمون کن. خواهش میکنم، خدا ...ای پدر مقدس، خواهش میکنم
.میدونم. خدای من، میدونم .چقدر خوشگل شدی
«شش ماه قبل» .حس میکنم نفسم بالا نمیاد - .خیلهخب -
....باشه، خب - .یه ذره -
.شاید بهتر باشه چندتا نفس بکشی .چندتا دم و بازدم بری
.لباسم داره به دیافراگمم فشار میاره، بچهها
.انگار یه نفر اکسیژنم رو ازم گرفته - .فقط نفس بکش. نفسهای کوتاه بکش -
،خیلهخب، امبر .مثل ماه شدی، ساعت سه شد
.دیازپام لازم دارم
.راستش، برادرم رو لازم دارم
.باشه. این یکی رو میتونیم جور کنیم - واقعاً؟ -
...آره، فقط باید یه ثانیه .یه دقیقه با برادرم تنها باشم
.آره، همین کار رو میکنیم .بیرون میبینمت
.بیاید بریم، دخترا - .ممنون -
ردیفی؟ - ...آره، فقط -
.اونا همیشه خدا دیر میکنن
.یه دقیقه دیگه میام .همه چیز ردیفه
همه چی مرتبه؟ - .آره -
.بهبه
.ممنون
.فقط میخوام بهم بگی که همه این اتفاقا واقعیه .و قراره دووم داشته باشه
،خُب، هیچ چیزی تا ابد دووم نمیاره .اون هم شوهر اول توئه
.نکته خوبی بود. آره
.ولی واقعیه. خودِ عشقه. خودِ خوشبختیه
.همینه، کفشدوزک .موفق شدی
.میدونم
ولی، به نظرت که چیزی رو از دست نمیدم؟
...آره، با هم فرق داریم. ارزشهامون
.پرینس از خانوادهش خوشش نمیاد .سالی یه بار پدرش رو میبینه
.اصلاً با مادرش حرف نمیزنه
...امبر، عزیزم
.من نگران شما دو تا نیستم باهات که درست رفتار میکنه، نه؟
پرینس یه مرده که .عادت داشته همیشه به خواستههاش برسه
.تو شهامتش رو داشتی
.داری با یکی مثل خودت ازدواج میکنی
خودت که میدونی چقدر دوستت دارم، مگه نه؟
.قرار نیست چیزی عوض بشه
.همیشه خودم و خودت بودیم
.آره - .آره -
.مامان هم بود
،خیلهخب. اگه کولت کنم و ببرمت .لباست چروک میشه
.باشه - باشه؟ -
.بیا بریم
.صبر کن
چیه؟
.یه جای قضیهش با بقیه فرق داره
.اون مثل بقیهی مردای واحدتون نیست
.باید برگردونیش پیش خودم
.باید برگرده خونه
قبوله یا نه؟
.متوجه شدم، کفشدوزک
.باشه - .باشه -
چی بهت بگم، پسرم؟ .زن خوب، خوشبختی میاره
مگه نه؟
.مبارکه، رفیق. چه مهمونی قشنگی - .سلام. ممنون، رفیق -
.خُب، این حرفا ازت بعیده
،خُب، بعد از سه بار ازدواج .بهم اعتماد کن. دیگه اوستا شدم
.آره - .آره -
.آره، پسر .به خانواده خوش اومدی
،میدونم پدرت نیستم
ولی دوست دارم این افتخار نصیبم بشه .و به جای پدرت باهات برقصم
قبول میکنی؟ - .بله -
.الان برمیگردم، عزیزم - .عالیه -
،امروز هرچی لازم داشتی
.به خودم بگو - .ممنون -
.هی، جان، کلید ماشین دوم رو لازم دارم
.آره، واسش آماده کردیم
قضیه چیه، مامان؟
.هوای تازه لازم داشتم .اومدم یه نفسی تازه کنم
از مهمونی لذت میبری؟
.اون آدما به من نمیخورن .با من حال نمیکنن
،شاید بتونی به خاطر دخترت .مثل هر آدم دیگهای، تظاهر کنی
.دست از مواد کشیدن بردار
.شاید بهتر باشه بری یه نوشیدنی بزنی .اینطوری شخصیتت بهتر میشه
.حالا برگرد اونجا و کارت رو بکن .مراقب خواهرت باش
.حتماً دلت مثل سیر و سرکه میجوشه
.اون با رفیق پولدارت ازدواج کرده .هنوزم کارهایی واسه انجام دادن داری
باید مطمئن بشی طرف به خواهرت .به چشم مال و اموالش نگاه نمیکنه
هنوز زوده که درباره بچه حرف بزنیم؟
.احتمالاً زوده، نه؟ شاید بهتر باشه بعد از عروسی حرفش رو پیش بکشم - ...آره، شاید -
...یا شاید باید - .آره، میتونیم تا فردا صبر کنیم -
...شوخی میکنم. قصدشو ندارم
.اون مرد باملاحظهایه - .آره -
.دوست داره قبلش، همه فکراش رو بکنه
.ولی کمکم داریم به انتخابات سنا نزدیک میشیم
هیچ چیزی به اندازه یه قهرمان جنگی .با یه خانواده ترگل و ورگل، وسوسهکننده نیست
.نمیخوام همچین فرصتی رو از دست بده
یاد عروسی خودمون نمیفتی؟ - .نه. یه عالمه آدم سرشناس اینجا هستن -
.تو هم سرشناسی - واقعاً؟ -
.تو رهبرشونی .همه پسرات واسه خودشون کسی شدن
.پسرم، بپر وسط
میشه یه لیوان آب بهم بدین، لطفاً؟
برادرزنشی، درسته؟ - .الان دیگه هستم -
.آره. روی لئونارد هستم
.الکس چسبرگ هستم .بامبی صدام کن
بامبی؟ - .درسته -
.پرینس بهم گفته که عضو سابق گروه نیوزلند بودی
.آره، یادش بخیر، رفیق
.خودت که از داستانهاش خبر داری .تو جنگل، مار میخوردیم
.آره. اینو شنیده بودم طعم مرغ میداد، درسته؟
،یه مرد وقتی زن میگیره و تشکیل خانواده میده
.گام بزرگی رو تو زندگیش برمیداره درسته؟
.دیگه فقط خودت نیستی و مسئولیت کسِ دیگهای رو هم به عهده داری .همین نشون میده که داری مرد میشی
.آره. به افتخارش - ،ولی یادت باشه -
این تنها خانوادهایه که میتونی ،ساعت دو نصفه شب بهش زنگ بزنی
و بگی «گند زدم، تصادف کردم «.و یه جسد تو صندوق عقب ماشینمه
.تازه دلیلش رو ازت نمیپرسیم «فقط بهت میگیم «چی لازم داری؟
.مگه اینکه از خواهرم جدا بشی
.نه، اون موقع بهت شلیک میکنیم
.اونم چندبار
.خُب، به سلامتی قتل
.به سلامتی قتل - .به سلامتی قتل -
بله، قربان؟
.دریافت شد
!پرینس
.دریفتر - !برادر -
.فردا اعزام میشیم - .تُف -
.امشب رو حسابی خوش بگذرون .فردا صبح میبینمت
.عاشقتم، برادر
.گوش کنید .هشت ساعت دیگه پرواز داریم
.باید بند و بساطمون رو جمع کنیم .دیگه آبجو نخورید
.چشم، قربان - .دریافت شد -
.وقت رفتنه
.هی، حالا دیگه تو ستاره شمال منی
مثل یه راهنمای مسیر؟
مثل یه جیپیاس؟ - .نه -
.یه کامپیوتر انسانی خوب، که تو رو به خونه برمیگردونه - .نه. مثل خورشید. مثل ماه -
.همهی هستی منی
.عاشقتم
.عاشقتم
عزیزم؟
...فردا
.اعزام میشیم
فردا؟
.آره - .همین الانش هم فردا شده -
.شرمنده .عملیات نجات گروگانهاست
.واقعاً شرمندهم
.باید راس ساعت هشت تو پایگاه باشم
.اجازه دادن شب رو بمونم
...خُب
.اینطوری شیش ساعت وقت داریم
«افغانستان، استان ننگرهار»
.وضعیت سیستمها خوبه - .خوبه -
.دریافت شد .محل فرود سه دقیقه باهاتون فاصله داره
،اگه اوضاع بدتر شد .عملیات رو لغو میکنیم
.دریافت شد .داریم نزدیک میشیم
.تیم اطلاعات وارد منطقه فرود شده
.دریافت شد. محل فرود آمادهست
.یه دقیقه تا فرود - !یه دقیقه -
.یه دقیقه - .یه دقیقه -
.یه دقیقه
.داریم نزدیک میشیم
.به محل فرود نزدیک میشیم
.دریافت شد .تیم اطلاعات تا سی ثانیه دیگه شما رو پوشش میده
.تا سی ثانیه دیگه پوشش داده میشین - !سی ثانیه -
!سی ثانیه
.سه، دو، یک .درها باز میشن
.درها باز شدن
چیز دیگهای نیست؟
.میدون دیدمون افتضاحه
.بیاید پایین
.طناب، طناب، طناب
.دریافت شد. طنابها از سمت چپ هلیکوپتر به پایین انداخته میشن
.اولین طناب رو انداختیم - .دریافت شد -
.پرینس، صبر کن
.درست نیست .یه جای کار میلنگه
.پهپادها روی یه کوه دیگه هستن .این محل واسه فرود امن نیست
.اون پهپاد کوفتی رو ببر بالای کوه موردنظر
.چشم قربان .در حال انتقاله
.ببرش پایین - .یه حرکتهایی روی زمین میبینم -
!حمله کردن !بهمون حمله کردن
!برید به سمت نوک کوه. نوک کوه
!پرینس از طناب آویزونه !پرینس از طناب آویزونه
.خیلهخب، یکی از نیروها از طناب آویزونه
.جدا شد. جدا شد
پرینس، حالت خوبه؟
.خوبم
!عملیات لغو میشه! لغو میشه - !یکی از افرادمون اون پایینه -
.هلیکوپتر آسیب دیده .باید برگردیم پایگاه و با یه هلیکوپتر دیگه بیایم
!پس من رو همین جا پیاده کنید
.تو 300 متر با زمین و نیم کیلومتر با هدف فاصله داری
.به نظر میاد بارش برف کم شده باشه
.دریافت شد
.نیروها امن هستن .نیروها امن هستن
.دریافت شد. بریم
نقشه چیه؟ صدام رو داری؟
،نیم کیلومتر باهات فاصله داریم
.و داریم میایم بالا
.دریافت شد
خبر خوب اینکه کفشهای مخصوص برفمون رو .تو هلیکوپتر جا گذاشتیم
.گروگانها دارن میان سمت شما
.گروگانها دارن میان سمت ما
باید بین نجات گروگانها و .نجات پرینس، یه گزینه رو انتخاب کنیم
.انتخابش راحته .میریم نیروی خودمون رو نجات میدیم
No comments yet. Be the first to leave one.