200 บรรทัดแรก
به خودت نگاه کن، اونجا نشستی
فکر میکنی آدم خوبی هستی
تو آدم خوبی نیستی
بهم اعتماد کن، چیزی به اسم آدم خوب وجود نداره
...منم یه زمانی مثل تو بودم
فکر میکردم سخت کار کردن و منصفانه عمل کردن
آدمو به موفقیت و خوشبختی میرسونه
اینطور نیست
منصفانه عمل کردن یه شوخیه که آدمهای ثروتمند برای
فقیر نگه داشتن باقی ما سرهم کردن
و منم فقیر بودم
فقر باهام سازگاری نداشت
:چون تو این دنیا دو نوع آدم وجود داره
...کسانی که تصاحب میکنن
و کسانی که ازشون گرفته میشه
شکارچیها و شکار
شیرها و برهها
،اسم من مارلا گریسونه و من بره نیستم
من یه ماده شیر کوفتیم
« زیرنویس از مهسا » .: m@hsa :.
.اون مادر منه باید هرموقع بخوام بتونم ببینمش
اون نیازی به اقامت تو مرکز مراقبت نداره
نیازی به سرپرست منصوب دادگاه نداره
یه پسر دوستداشتنی داره که ازش مراقبت کنه
متوجه نمیشم دادگاه چطور اعتماد میکنه
که مادرم رو دست یه غریبه بسپاره
خانم گریسون مادرم رو به اجبار به اون مرکز برده
درحالی که خودش واضح گفته بود تمایلی به رفتن نداره
و حالا خونه، ماشین، و تمام وسایل مادرم رو
به حراج گذاشته
و از درآمد حاصلش به خودش حقوق میده
و حالا خانم گریسون من رو به کل از دیدار مادرم محروم کرده
.این یه کابوس کوفتیه !اون مادرم رو دزدیده
لطفا آقا، آروم باشید
مارلا گریسون یه سرپرست حرفهای کاملا قابل احترامه
،و ایشون توسط دادگاه و شخص من، منصوب شده
تا حالا که مادرتون قادر به مراقبت از خودش نیست به بهترین شکل از منافعشون مراقبت کنند
چطور منع کردن دیدار پسرش میتونه در جهت منافع مادرم باشه؟
خانم گریسون هیچ اهمیتی به مادرم نمیدن
.ببخشید، عالیجناب میتونم صحبت کنم؟
بفرمایید، خانم گریسون
،آقای فلدستروم، قربان باهاتون همدردی میکنم
ولی دادگاه بیدلیل من رو منصوب نکرده
مادرتون به تنهایی قادر به اداره کردن خودشون نیستند
این حقیقت نداره - دکتر تشخصی داده ایشون دچار زوال عقل هستند -
و برای دادگاه استشهادنامه نوشتن و توصیه کردن برای امنیت ایشون سریعا اقدام بشه
شما فرصت کافی داشتید که مادرتون رو به یه مرکز مراقبت
یا به خونهی خودتون ببرید
ولی هیچ کدوم رو انجام ندادین
نمیخواست خونهاشو ترک کنه
...ازم خواهش کرد که
با انجام کاری که خودش میخواد نمیتونید ازش مراقبت کنید
باید کاری رو انجام بدین که اون نیاز داره
برای همین من میتونم بهتر از ،یکی از اعضای خانواده ازش نگهداری کنم
چون اینجا منفعت من در گرو نیست
فقط کاری که به صلاح مادرته انجام میدم
دارم پول مادرت رو مدیریت میکنم چون یکی باید این کارو بکنه
چون گذاشته بود به وضعیت اسفناکی برسه
،و باید هزینهی مراقبت در مرکز رو بپردازم
...پس، بله، بر فروش یه سری از
داراییهای ایشون نظارت میکنم تا هزینههاش رو تامین کنم
و بله، به خودمم حقوق میدم
چون، مراقبت کردن، قربان شغل منه، این حرفهی منه
.این کاریه که انجام میدم هر روز، تمام مدت، مراقبت میکنم
از کسانی که نیاز به محافظت دارن ،مراقبت میکنم
،محافظت از بیعلاقگی محافظت از غرور خودشون
و خیلی مواقع، محافظت از بچههاشون
!هی! نه - عالیجناب، شما و من بارها شاهد
فرزندانی بودیم که با کمال میل اجازه میدن والدینشون در گرسنگی و کثافت
از درد به خودشون بپیچند
تا دارایی که به چشم ارثیهی خودشون میبینند
رو خرج مراقبتهای لازم برای والدینشون نکنند
...آقای فلدستروم، قربان
،باهاتون همدردی میکنم، واقعا
ولی دیدار شما با مادرتون ،اون رو ناراحت میکنه
،و آخرین باری که مادرتون رو ملاقات کردید
به یکی از کارکنان حمله کردید و قسمت پذیرش رو خراب کردید
این موضوع حقیقت نداره؟
...خب
...عالیجناب، به نظرم مشخصه
که چرا دستور منع ملاقات باید حمایت بشه
این دادگاه داره نهایت تلاشش رو برای کمک ،و محافظت از خانم فلدستروم انجام میده
و اقدامات پسر ایشون
تمام تلاشهامون رو در اون زمینه تضعیف میکنه
موافقم. دستور تایید میشه
چی؟ نه
برنده شدی؟ - آره -
میدونستم برنده میشی
!هی! هرزه
!با توام! هرزه
گمونم روی صحبتش با توئه
پس میتونه اسمم رو صدا کنه - ای زنیکه. با توام -
.نمیدونم چطور با خودت کنار میای زندگی ما رو نابود کردی
من فقط دارم کارمو انجام میدم
چی؟ کار کوفتیت؟
!گاییدمت - هی -
،امیدوارم بهت تجاوز بشه و به قتل برسی
و امیدوارم کشته بشی
زنیکهی هرزهی... هرجایی
!هی عوضی، نه حرومزاده ...همچین میزنمت به گا بری
چون یه زنم بیشتر داری میسوزی؟
چون تو دادگاه از کسی که واژن داره شکست خوردی
اینکه کیر داری باعث نمیشه ،خود به خود از من ترسناکتر بشی
دقیقا برعکس
تو ممکنه مرد باشی
ولی اگه یه موقع منو تهدید کنی ...بهم دست بزنی یا دوباره روم تُف کنی
اون کیر و تخمهاتو میگیرم
و از ریشه میکنم، حالیت شد؟
به مادرت میگم سلام رسوندی
ممنون
کورتیس
هی. کارت درسته
.سلام، رئیس بُردتون رو تبریک میگم
.ممنون، اَدی خب، الان ساعت چنده؟
...ساعت 2:17. که
از اول تا آخر دادگاه، بیش از پنج ساعت میشه. گردش کن به شش
هزینهاش رو با نرخ کامل بزن به حساب فلدستروم
باشه. سَم رایس تماس گرفت
پرسید که برگشتی - داخل جواب میدم -
فِرن، با معاملات ملکی تماس بگیر
روند اموال بیتر رو پیگیری کن
حساب پساندازش تقریبا خالیه
از این ماه به بعد کفاف هزینهی مرکز مراقبت رو نمیده
روی چشم
سَم. پُشت خطه - سَم. حالت چطوره؟ -
.سلام. من خوبم، مارلا تو چطوری؟
سخت کار و ورزش میکنم
خوش به حالت - زنگ زده بودی -
آره. یه خبرایی دارم
خبرای خوب یا بد؟
به نوعی هردو
،بیمارت، آلن لویت ،اینجا در مرکز برکشایر اوکس
فوت شد
چی؟ - آلن مُرد -
امروز صبح. متاسفم
نه. آلن لویت؟ واقعا؟
چطور؟ - سکته، از اون ناجورا -
ولی اون که جوون بود - فقط 69 سال و سه ماهش بود -
وای خدایا
.آلن. گندش بزنن فقط شش ماه داشتمش
فکر میکردم حداقل پنج سال دیگه برامون دوام میاره
،لعنتی، حالا باید خارجش کنم
.همه چی رو به وارثهاش تحویل بدم خیلی حیف شد
شایدم ستارهی اقبالت بشه و تو وصیت نامهاش از تو نام برده باشه
آره، حتما
خب، خبر خوب چیه؟
،خب، با عزیمت غم انگیز آلن
الان یه جای خالی داریم
اتاقش. آهان. جای شیکیه
آره، همینطوره - برام نگهش دار -
.مارلا، تو این شهر تو تنها خواستارش نیستی یه لیست انتظار هست
.لیست انتظار رو گاییدم چقدر میخوای؟
هفتهای دو هزار تا. تا وقتی که پُر بشه
دو هزار تا؟ دفعهی قبل پونصدتا آب خورد
اگه تو پول رو ندی، یکی دیگه میده
.گندت بزنن، سَم خیلی خب، دو هزار تا
ممنون، سَم - خواهش میکنم، مارلا -
چیه؟
خودت میدونی
چشمت به جاده باشه
.سلام، پترا دکتر کارن منتظرمه
آهان
آلن لویت؟ گندش بزنن
متاسفم. فکر میکردم دوام میاره
میدونم. پس، الان داریم دنبال یه مشتری جدید میگردیم
چیزی برامون داری؟
چندتایی هستن که میتونم براشون توصیه نامه بنویسم
میدونی، از اون حرومزادههایی که مراقبت بالایی میخوان
ولی یکی هست که میخوام درموردش باهاتون صحبت کنم
...ازش حرف کشیدم، و گمون کنم
...به نظرم ممکنه - نه -
اصلا نمیخوام به زبون بیارم - یه لقمهی چربه؟ -
آره. شاید. گمون کنم
منو دست ننداز. جزئیاتش رو بهم بگو
دست بردار، مارلا. نمیتونم یه لقمهی چرب رو مجانی بهت بدم
در عوضش یه چیزی میخوام
از مرکز مراقبت گلدنلایت سهام داری، درسته؟
آره، یه سهم داریم
یه مقدارش رو به من بده
یالا. من دارم کمکت میکنم هیولاهای مایهدار رو بچاپی
ولی به سختی چیزی از اون طلا به من میماسه
یه چشمه بهم نشون بده
حله
.ولی واقعا باید یه لقمهی چرب باشه واجد شرایط
جنیفر پیترسون - وضعیت سلامتی رضایت بخشی داره -
ولی اخیرا نشونههایی از سردرگمی و از دست دادن حافظه نشون داده
قابل توجهه؟ - نه -
میتونیم بهونهاش کنیم و با یه جلسه دادرسی اضطراری کارمون رو راه بندازیم
نه بچهای داره، نه شوهری
نه خانوادهی زندهای
هیچ خانوادهای نداره؟ - بیمهی خیلی خوبی داره -
بهم گفت تو شیکاگو توی یه شرکت بیمه کار میکرده و برای بازنشستگی اومده اینجا
میتونم ازش یه کپی بگیرم؟
میتونی، از همه چی به جز نتیجهی آزمایشهاش
این کار اخلاقی نیست
صد البته
.جنیفر پیترسون متولد 15 آپریل 1949
تو محلهی شالکراس خیابان ویلیامز 41 زندگی میکنه
محلهی خیلی خوبیه. گرون قیمته
،خونه رو هفت سال پیش خریده مالکیت کامل داره
No comments yet. Be the first to leave one.