77 บรรทัดแรก
زودباش مارکو با باسن ات بیا پایین
اینجا خیلی ارتفاع زیاده
گوش کن ما همین الان اش هم حدودا
ده دقیقه وقت تلف کردیم که کوله پشتی رو جمع کنی
آره با مایحتاج مورد نیاز. بالاخره یه ماجراجویی دیگه
ماجراجویی میشه اگه بیای پایین
مارکو فقط چشمات رو ببند و به ماموریت فکر کن
اول اش سه تا بلوک از خیابون روزولت تا ام رو میریم
بعدش سوار قطار شرق به سمت میدون میشیم
پیاده میشیم . به سمت پارک هامبولدت میریم
چند تا بلوک اونورتر می رسیم به مقصدمون
گوش کن فروشگاه کامیک قراره پر بشه
پس ما باید زودتر به صف برسیم اونجا
شماره 100 لیدی لایبرینث توی نیمه شب واسه فروش میرسه
خیلی خب ، کی اول شد؟
و اگه همه چیز درست پیش بره در ساعت دوازده و یک دقیقه نیمه شب
کامیک مال ما میشه
بالاخره می فهمیم ته هزارتوی
شرارت چی هست
اوه اونجا پنیر هست. میتونم احساس اش کنم
خب ما نمی فهمیم اگه تو روی اون طناب بمونی
دارم میام لیدی
آه
خیلی خوب اومدی پایین. هیئت داوران برای پایین اومدن نمره ده بهت میدن زودباش
چهار تا ژتون لطفا
یه خورده دیره واسه بیرون اومدن شما ها
یعنی تنها منظورمِ حاجی
هی امشب شب مدرسه رفتن نیست؟
آره- خب یه لحظه وایسا-
کِی ها دقیقا مدرسه می رفتن؟
میشه لطفا فقط ژتون ها رو بهمون بدین؟
قراره که بفهمیم- اوه آره آره-
همین الان همین الان خیلی خب این یکی ، این دو تا
دو تا دو تا دو تا دو تا
سومی؟
سومی درسته
آره نوک زبونم بود ها
بهرحال چرا انقدر عجله دارین؟
ما نمی خواهیم قطار رو از دست بدیم
اوه نگران نباش گل پسر
قطار بعدی تا ساعت 1:15 نمیاد
چی؟چی؟
کلی وقت دارین داداچ
ساعت 10:46 اس
وقت واسه راه رفتن نداریم
آه لیدی لابیرینث به ما بصیرتی عطا کن
اگه تاکسی بگیریم چی؟
فکر کردم که پول مون واسه تاکسی و کامیک
کافی نیست
شاید
یادته که اون سری توی جامدادی ات یه پنج دلاری پیدا کردیم؟
شاید دوباره موفق بشیم
خیلی خب ما بیست تا از این گوشت های ادویه زده داریم
یه یویو، مسواک و یه خورده هم
پودر بچه . دقیقا فکر کردی امشب
قراره چیکار بکنیم مارکو؟
چی؟ خب تو که هیچوقت نمیدونی چی میشه
هی تاکسی بیا اینجا
شما پسر ها کجا میخواین برین؟
میدان لوگان لطفا
متاسفانه ما پول نداریم
ولی میتونیم بهتون از این گوشت های ادویه زده خوشمزه بدیم
همم- گوش کنین-
این قضیه به شکل باورنکردنی مهم هست
چون که ما باید به موقع به فروشگاه کامیک بوک برسیم
قضیه مرگ و زندگی هست
خب امشب شب خوش شانسی تونه. بپرین بالا
هی ،اینجا یه بوهایی مثل جینو میاد
مارکو از نظر تو همه چیز بوی پیتزا میده
اوه ما توی پیچ قبلی باید می پیچیدیم
شما پسر ها تا حالا غواصی کردین؟
اوه نه آقا
دو تا خوشگل پسر مثل شما ها میتونن کلی
گنجینه توی اقیانوس پیدا کنن
منظورتون دریاچه هست؟ مثل دریاچه میشیگان؟
کلی کشتی اون ته فرو رفتن
اون باد های مادر صلواتی سریع تغییر مسیر میدن
No comments yet. Be the first to leave one.