Rush

Rush

ดาวน์โหลดคำบรรยายFarsi Persian

ซีซั่น 1

ข้อมูลรุ่น

Rush S01E09 WEB-DL 720p 1080p
ความคิดเห็นโดย Toxicity
Toxicity

แท็ก

Web-DL
web-dl
web
WEB-DL
720p
720
1080
เผยแพร่เมื่อ: 2014-09-16
ดาวน์โหลด: 41
ผู้พิการทางการได้ยิน: Yes

ตัวอย่างคำบรรยาย Farsi Persian

200 บรรทัดแรก

...‏آنچه گذشت

.‏تو مثل یه گردابی، یه طوفان

.‏آدما رو با خودت می‌کشی پایین

.‏اینطوری نمی‌تونم بهت تکیه کنم

‏"سارا" با "لورل " در مورد روش‌های .‏درمان نازایی حرف می‌زده

.‏"ویل"، باید یه چیزی بهت بگم

.‏سرطان داری

.‏- من "استفی"ــم .‏- "الکس"ــم

‏نری اون تو و همه چی رو بذاری ‏کف دست "لورل"، خب؟

.‏اگه کسی چیزی ازم پرسید، دروغ میگم

‏- گُلا رسید دستت؟ .‏- ریختمشون دور

...‏نمی‌خواد هیچ رابطه‌ای باهات داشته باشه

.‏پس تنهاش بذار

‏طبابت شخصی؟ ‏طبابت کردن پشت ماشینت؟

‏دیگه کجا می‌تونم درمانشون کنم؟ .‏از بیمارستان انداختنم بیرون

.‏تقریباً یه مریض رو به کشتن دادی

."‏آزمایش رو انجام بده "ویل

‏اگه پاکی، پس مشکل چیه؟

.‏الان نه

‏سلام؟

‏قاضی " تامس"؟

‏سلام؟

‏دکتر "راش"؟

.‏گندش بزنن

‏- "ربکا"؟ .‏- آره

.‏خب، تو از "بل‌ایر" که خیلی دوری

.‏3 ماه پیش از اونجا اومدم بیرون .‏دیگه عمراً برگردم پیش اون عوضیا

.‏صحیح، خب... انگار توی اینکار موفق شدی

...‏پس انگار بابات درموردش خبر نداره

.‏منظورت "تین مام"ـه؟ اونا که خوشحالن

میشه چک کنم ببینم واژنت چقدر باز شده؟

.‏هی! خب، بچه داره میاد

.‏- چی؟ - سرش رو میشه دید .‏- نه، نه، نه، نه. نمی‌تونم

.‏- چرا می‌تونی .‏- نه، نه. واقعاً

.‏خیلی درد می‌گیره

.‏- خب، می‌تونی از پسش بربیای .‏- نمی‌خوام از پسش بربیام

‏باید اینکارو بکنی "ربکا" چون ‏این بچه دیگه داره میاد بیرون، خب؟

.‏وقتی اومد بیرون، می‌خوام که بگیریش

‏خب، ببینم وقتی این دختر یا پسر ...‏وارد دنیا میشه، چه خواهد شد

‏که حدود 30 ثانیه‌ای میشه، خب؟

.‏خب یالا، فشار بده

.‏- همینه، خودشه، یالا ...‏- لعنتی

.‏خیلی خوب داری پیش میری، یالا

‏یه فشار محکم و خوب بده، باشه؟ ."‏خودشه "ربکا

.‏- لعنتی .‏- آفرین

!‏- لعنتی .‏- خودشه، یالا

‏یه فشار دیگه، خیلی خوب داری .‏انجامش میدی

!‏یکی دیگه، فشار بده

!‏فشار بده !‏- لعنتی

!‏اومد، حله

.‏خب، خب

!‏تبریک میگم

.‏پسره

.‏سلام رفیق

.‏یالا، بفرما

‏چی شده؟ چرا گریه نمی‌کنه؟

‏مگه نباید گریه کنه؟

.‏آره... معمولاً اینطوریه

...‏خیلی‌خب رفیق. بیا اینجا، بیا اینجا

‏"هرولد"؟

...‏- می‌خوام بیای به ."‏- پلاک 1332، خیابون "آلورادو

."‏پلاک 1332، خیابون "آلورادو

.‏- همچین محله‌ای به تیپ‌ـت نمی‌خوره .‏- آره می‌دونم ولی اینجام

!‏و می‌خوام تو هم بیای اینجا، همین الان

.‏- تو راهم ‏- چی شده؟

.‏بگو چی شده

.‏میریم بیمارستان

...‏خب

‏شاید الان وقتشه که به .‏مامان بابات زنگ بزنی

.‏نه، من به تو زنگ زدم .‏این ربطی به اونا نداره

!‏بمیری

‏- این صدای بوق چیه؟ ...‏- هی "هرولد"، تو

‏- لوله‌ی "ای.تی" کودک داری؟ .‏- کابینت بالاییِ سمت راست

‏- این یعنی چی؟ .‏- یعنی به اندازه‌ی کافی اکسیژن بهش نمی‌رسه

‏خب "ربکا". حواست باشه چیکار می‌کنم، خب؟

.‏چون می‌خوام انجامش بدی

،‏2 دفعه هوا وارد می‌کنی ‏بعد 30 دفعه فشار میدی، خب؟

.‏- نمی‌تونم .‏- چرا می‌تونی. 2 دفعه و 30 دفعه

...‏خب؟ این از هوا... یک، دو

...‏بعد یک، دو، سه

.‏چهار، پنج، از ده بگیرش .هشت، نه، ده

.‏برو، بشمار

...‏دوازده، سیزده، چهارده

!"‏خدایا، "هرولد !‏بیخیال! خیلی سخت نگیر

...‏هیجده، نوزده

...‏کجایی؟ یالا

...‏پیدا شد، خب

.‏ادامه بده، ادامه بده

.‏خیلی‌خب

.‏خب، فشار بسه دیگه .‏فشار بسه

.‏خب رفیق، یالا

.‏برو بریم

.‏خب، آروم و راحت

.‏خیلی جلو نرو

.‏خواهشاً، خواهشاً نذار بمیره

.‏دارم سعی می‌کنم همین طور بشه .‏خیلی‌خب، حله

...‏خب... یالا

!‏یالا رفیق، یالا دیگه

!‏اویل! ضربان قلب اومد .خیلی‌خب

.‏اکسیژن داخل بدنش داره زیاد میشه، عالیه

.‏- خیلی خوشگله .‏- آره، خوشگله

.‏خب، یالا رفیق

...‏هی

.‏ساعت 6:08 متولد شده

.‏احیاء قلبی-ریوی شروع شده .مقدار اکسیژن توی آمبولانس به 40 درصد رسید

‏- گرفتی چی گفتم؟ .‏- آره فهمیدم

.‏خیلی‌خب برید، ببریدشون

‏شما توی بدنش لوله رو فرو کردی؟

‏آره، چرا؟

.‏- خیلی خوب انجامش داده بودم .‏- می‌خواستم ازتون تعریف کنم

‏- وارد کردن لوله در شرایط اورژانسی؟ برای یه نوزاد؟ ...پشت یه آمبولانس -

.‏که 112 کیلومترم سرعت داره، آره

.‏"امیلی چیس"، رئیس بخش اطفال

.‏"ویل پی راش"، پزشک عمومی

‏تو کدوم بیمارستان هستین؟

.‏راستش، من آزاد کار می‌کنم

.‏روز خوبی داشته باشین

ترجمه و زیرنویس از پــویـــــا و مــــهـرداد Toxicity || Mehrdadss

.‏خیلی ببخشید

.‏اشکالی نداره. دستشویی اون داخله

،‏اون ته سمت راست ...هر چیزی بخوای پیدا می‌کنی

،‏نواربهداشتی، سشوار، مسواک .‏هر چیزی که بخوای

‏می‌خوای زنگ بزنم پایین که ‏مسئول پارکینگ ماشینت رو بیاره؟

.‏تو باید "ایو" باشی

‏ببخشید، شما؟

."‏- ‏"سارا !"‏- "سارا

.‏- آره .‏- وای

.‏"سارا"، از دیدنت خوشحالم

!‏منم از دیدنت خوشحالم

...‏فکر نمی‌کردم که محل کارت

.‏- خب... همین جا باشه .‏- آره

‏"راش" دوست داره ‏محیط کار غیر رسمی داشته باشه

‏البته، چرا همیشه می‌خواد ‏در دسترس باشی؟ نه؟

.‏درسته

...‏خانما، می‌بینم که از قبل با هم

‏- چی رو از دست دادم؟ .‏- هیچی

.‏فقط از آشنایی با هم خوشحال شدیم

.‏آره

.‏منم همین طور

.‏آها

،‏هم‌دستی فوریتون آدمو می‌ترسونه .‏صرفاً جهت اطلاع

،‏یه نوشیدنی سبزیجات تازه ...‏پر از آنتی‌اکسیدان

‏و آنزیم و همه‌ی اون مزخزفاتی که باعث میشه .‏در مورد خودت حس خوبی داشته باشی

‏تو چی داری؟

.‏- فقط... آبمیوه گوجه ‏- چه خوب. میشه منم یکم بخورم؟

.‏نه، نه، نه. نمی‌خواد

.‏یالا لباس بپوش، دیرمون میشه

‏- در چه موردی؟ .‏- برای جلسه‌ی ملاقات

.‏ساعت 10ــه دیگه؟ باهات میام

‏میشه خصوصی درموردش حرف بزنیم؟

.‏آره البته. حتماً

.‏زود اومدی

...‏- خب... این جلسه‌ی ملاقات .‏- می‌دونم، آدم مستقلی هستی

‏خودت تنهایی از پسش برمیای ولی مجبور نیستی .‏که اینکارو بکنی، چون من پیشتم

.‏خب، من میرم مطب درمان ناباروی

.‏باشه

.‏به نظر نمیاد غافلگیر شده باشی

‏اگه بهت بگم "الکس" نمی‌تونه رازی ‏پیش خودش نگه داره، غافلگیر میشی؟

.‏- نه .‏- نه

.‏ولی، بیخیال، داری منو میگیا .‏خودم ازش باخبر می‌شدم

‏- جداً؟ ...‏- آره. یعنی، صورت گل‌انداخته

،‏افزایش میل جنسی ...‏اضافه وزن جزئی

.‏- بپا چی میگی .‏- جزئی

...‏نه ولی جداً، می‌دونی

،‏داری کار خطرناکی می‌کنی .‏تخمک‌گذاری بیش از حد

...‏زیاد شدن هورمون

‏بخاطر لقاح مصنوعی می‌تونه .‏شدیداً سرطان رو تشدید کنه

‏می‌دونم و بخاطر همینه که .تخمک‌های من از قبل جمع شدن

‏پس امروز میری تخمدان‌هات رو برداری؟

.‏نه، اونا هفته‌ی دیگه درمیاد

.‏امروز، دنبال یه اهداءکننده‌ی اسپرم می‌گردم

،‏بعد وقتی من اینجا هستم .‏انجام دادنش چه لزومی داره

.‏وای ‏چه بانمکی

.‏جدی که نمیگی

.‏آره، این قیافه‌ی جدیم‌ـه ‏باید روش کار کنم؟

.‏باشه، من میرم لباس بپوشم

‏یا اینکه به حاملگی سریع و بی‌دردسر ‏علاقه داشتی؟

‏"سارا"؟

‏چی شده؟

...‏من

.‏اون شب جلوی خونه خوردم زمین

‏مال همون موقعی‌ـه که با "راش" رفتی بیرون؟

‏مگه چقدر نئشه بودی؟

.‏بیشتر از همه خسته بودم

.‏فقط... پله‌ی گاراژ رو ندیدم

.‏چیز خاصی نیست

.‏آخی بمیرم

‏چرا بیدارم نکردی؟

...‏بخاطر این بود که نمی‌خواستی بفهمم

‏ساعت 5:47 صبح اومدی خونه؟

.‏حتماً شب خیلی خوفی داشتین

‏چی، گوش دادن به "راش" که ‏درباره‌ی "سارا" حرف می‌زنه؟

‏همش به "سارا" فکر می‌کنه؟

‏تمام شب نگران "سارا"ـست؟

...‏آره، شب

.‏خیلی خفنی بود

.‏احساس می‌کنم می‌خوام خفن بشم

‏"سارا"، آماده‌ای بچه درست کنی؟

‏دکتر "روزنستاین"، ایشون .‏دکتر "ویل راش" هستن

.‏سلام

More Farsi Persian subtitles for Rush

ความคิดเห็น

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left