200 บรรทัดแรก
تيــــم ترجـــمه .:: قـقـنوس ::. .تــقــديم ميـــکـــند
....::::هادي عليزاده و مهدي عليزاده::::.... تـيـم تـرجـمـه قـقـنـوس
هرگونه انتشار و پخش اين زيرنويس تنها با ذکر اسامي مترجمين مجاز است
32سال شده که دروازه به مدار زمين رسيده
تکنولوژي باستاني از منبعي ناشناس
يک کرم چاله نزديک منظومه شمسي جديد
که قادر به پشتيباني از حيات بود
تحقيقات به ما اجازه محاسبه اون رو دادند براي هر سال در زمين
18سال اون طرف دروازه مي گذره
با سياره اي که در مرز عصر يخبندان جديدي قرار داره
هزاران پناهنده رفتند تا خانه جديدي پيدا کنند
خانه اي که نهايتا "ريها" مي نامنش
براي بيش از 16 سال سفينه ها سفر مي کردند
اما بيشتر نسل بشر روي زمين ماند
تا زماني که مشخصي شد که ديگر با آسودگي نمي تونن اونجا زندگي کنن
سيل مهاجرت از اون دروازه شروع شد
بحران پناهندگي براي 288 سال شدت داشت
در حالي که روي زمين فقط 16تاي ديگه گذشته بود
پناهندگان شروع به ترک خانه اصلي بشريت کردند
بي خبر از سختي هايي که در آن طرف دروازه در کمينشان بود
هدار، محفظه فرار آسيب ديده
چشمهاتو باز کن بران بايد بيدار شي
هشدار، محفظه فرار آسيب ديده
...اديسون- هشدار، محفظه فرار آسيب ديده
آروم باش، توي انفجار زخمي شدي
شايد خونريزي داخلي داشته باشي- هشدار، محفظه فرار آسيب ديده-
ريهاني ها منحلمون کردند، ها؟
انتظار چي رو داشتي؟ به حرف من گوش نکردي، کردي؟
من بهت گفته بودم که اعتماد به اون دلالان انسان فکر بديه
آره، خيلي خوب ديگه گفتن من بهت گفته بودم و اين حرفها بسه
خوب، من بهت گفته بودم
و حالا تو اين ور و اون ور پرسه مي زني و احتمالا مي ميري
و منو با جسد يخ زدت براي گپ زدن تنها مي گذاري
تا وقتي که برق اين محفظه فرار تمام بشه و من هم بميرم
پس خيلي ممنونم
هشدار، محفظه فرار آسيب ديده- هيچ پناهنده ديگه اي از اين سفينه بيرون اومده؟
فقط تو
هشدار، محفظه فرار آسيب ديده-
باشه، ما به 41درصد افت کرديم
اما اين بايد براي برگردوندنمون به ايستگاه پناهندگان، کافي باشه
نه، اکسيژنت به 12 درصد افت کرده از پسش برنمياي
مي تونم نفسمو حبس کنم- براي 13 ساعت؟-
ديگه چي واسم داري؟
خوشت نمياد- امتحانم کن-
يک سفينه آذوقه آسيب ديده ريهاني نيسا رو فراخونده
فعلا داره با يک برق کمکي کار مي کنه
و اگر کسي سوارش نباشه هيچ نويز راديوئي توليد نمي کنن
اين سفينه چشه؟- ايده اي ندارم-
اما شايد بتونم دوباره به صورت آنلاين راهش بندازم
آره، اما اگر خدمه اش هنوز زنده باشند جزاي مرگ بهم ميدن
و يک راست از فضا پرتم مي کنن بيرون اين طور نيست؟
چي، شماها همه خاموش شديد؟ درست همون طوري که توي محفظه فرار ميشيد؟
وقتي اين طوري مي گذاريش منتظر چي هستيم؟
اگر مي خواي سر وقت انجامش بديم بايد شتاب بگيريم
چقدر سريع صحبت مي کنيم؟- جي- هفت-
آخ
بايد نصف سوختو براي موتور تعديل کننده مصرف کني تا ما رو به نيسا برسوني
امکان داره تکان بخوري
اوه، خوبه و بعد بهت ميگيم که-
بايد سفينه رو معلق کني و سوخت باقي مانده رو در موتور تعديل کننده مصرف کني
توي جهت مخالف تا سرعتمونو کم کني
در غير اين صورت احتمالا منفجر ميشيم
عاليه
توي اون کيسه کنارت يک قلم ضد-جي هست
اگر احساس خونريزي داشتي با اين قلبتو سوراخ کن
امروز صبح خيلي خوشمره شدي، نشدي؟
راستش يک ذره بيشتر- ميشه خفه شي؟-
....فقط داشتم مي گفتم- خوب، نگو-
خيلي خوب
خيلي خوب اديسون، شمارش معکوسو شروع کن
سه، دو، يک
جي-سه
هشدار، هشدار
...امواج ارتباطي همين الان بچرخ برايان
هشدار، هشدار- همين الان-
...جي
هشدار
هشدار، هشدار
هشدار، هشدار
هشدار، هشدار، هشدار
وقتي براي اين کار نيست، بران
هشدار هشدار، جي- پنج
هشدار، هشدار، هشدار
و اين يک سوراخ جايي که صورتت هست درست مي کنه
هشدار، هشدار
همين الان بايد سفينه رو معلق کني
هشدار جي- شش
جي- پنج
با شمارش سه فشار بده
جي-سه سه، دو، يک-
تعمير، کامل شد
هشت سال قبل
اونها رشد نمي کن، براون هوا خيلي سرده
مي دونم
اما پاپي ها، مورد علاقه اون بودند- من هم همين طور-
بفرما
مطمئني مي توني از اين چشم پوشي کني؟،
من چيزي براي تاخت زدن ندارم- مي دونم، دختر-
اما حقيقتش اينه که ديگه هيچ تقاضايي براي اين نيست
تعداد کمي از ما دوام آوردند
پس اگر بتوني ازش استفاده کني مي توني نگهش داري
شايد يک موشک واسه خودم بسازم و و برم به سمت دروازه
اين سفر، بازي يک مرد ثروتمنده
فقط با اين نمي توني از پسش بربياي
من شنيدم نجيب زاده هاي خصوصي نرخ هاي پاييني پيشنهاد ميدن
گرسته به نظر مياي اوضاع توي مزرعه چطوره؟
ديگه چيزي ازش درنمياد
اينجا منتظر باش
هنري، نمي دونم چي بگم
بابات همين کارو براي من ميکرد
اگر اوضاع وارونه ميشد
حالا قبل از اين که جاده يخ ببنده برو خونه، هوم؟
مرسي
خدا رو شکر
نبايد اون کارو مي کردي
چي؟
تدارکاتي که پيدا کرديمو به جين نشون دادي خيلي خطرناکه
دخترم مي گفت" هيچ تغييري بدون فداکاري، محقق نميشه
مي دونم اون چي مي گفت هنري، من باهاش ازدواج کرده بودم
ببين چي شد
الان بايد از رايلي محافظت کنم
بهترين راهي که بتوني از رايلي محافظت کني
اينه که دنياي بهتري براش بسازي که توش زندگي کنه
الن اينو مي دونست و تو هرگز اين کارو نکردي
نوع بشريت، تغيير نمي کنه
بايد از اينجا بريم و به سمت جنوب بريم
قبل از اين که جين به همه درباره کارهامون بگه
فکر کردم ميري شمال؟
يکيمون ميره
اما نه امروز
فکر مي کني اونجا چه جوريه؟
گرم
به هرحال، مادرت اين طور فکر مي کرد
اونجا بايد گل هاي مامانو بکاريم
مي دونم
فکر مي کني الان زنده است؟
اگر ما با همه رها ميشديم چي؟
بيا اينجا مي خوام يک چيزي نشونت بدم
حداقل بخش جاذبه هنوز کار مي کنه
سطوح اکسيژن هم خوبند
خيلي خوب رفيق
ميشه راه درمانگاه سفينه رو نشونم بدي؟
بگذار طرح کلي سفينه هاي تدارکات ريهان رو بررسي کنم
آره، درست همون طوريه که فکر مي کردم
من نظري ندارم مي بينم که هيچ وقت صداي داد و فريادي از سفينه تدارکات نمياد
و من رواني نيستم
بايد از روش از مد افتاده پيداش کني
يک دقيقه از مد افتاده ميشم
مي گذارم شارژت کم بشه
و از حالا به بعد براي خودم فکر مي کنم
خوب، واسه همينه توي اين مخمصه ايم چون واسه خودت فکر مي کني
مثل رايلي مي موني
بران؟- يک لطفي بکن و حرف نزن-
چون ما توي اين چيز، تنها نيستيم
شايد دوست باشند
رياني ها هيچ وقت اين طور نيستند
يکي کشتتشون
يک خدمه ديگه؟
کي مي دونه؟
مي تونم درک کنم که زميني ها براي فيلتر هوا همديگه رو مي کشن
اما چه بهانه اي دارند؟
بعضي از ريهاني ها عقيده دارند که
بعد از 600 سال بزرگ شدن در جوي با جاذبه زميني کمتر
ديگه آدم به حساب نميان
اونها فکر مي کنن از ما بهترند
شما همه براي من مثل هميد
ما اصلا مثل اونها نيستيم
اين مي تونه جالب باشه
فقط گوش به زنگ باش
بينگو تيم ترجمه ققنوس
هوم
بران، من توي اين قيمت کمي تشعشع کشف کردم
شايد از بيرون باشه- شايد-
يا ميري يا شليک مي کنم
تو زميني حرف مي زني؟
تو خدمه منو کشتي، چرا؟
من تازه رسيدم اينجا، کار من نبوده
دروغگو ما تدارکاتو به ايستگاه هاي زميني مي بريم
و اين طوري تشکرتو نشون ميدي؟
تفاله زميني
سفينه ات چي شده؟
تو خرابش کردي بگو چي کارش کردي
دوباره اشتباه مي کني خدمه تو همديگه رو کشتند
به هرحال بايد از دست داده باشيش
گوش کن، من توي هشت سال گذشته غذاي يخ زده خوردم
پس اگر مي خواي منو بکشي فقط انجام بده
به هرحال مقاماتو نگه مي دارم که بعدا اين کارو انجام بدن
آره، فکر کردم اين طور نيست
قبل از اين که به آزمايشگاه سفينه برسيم، نمير- اوه، نمي دونستم برات مهمه-
خوب، همون طوري که گفتي کي باطري منو شارژ مي کنه؟-
معلومه که اون من نيستم، اگر از کار بندازمت
اوه، موفقيت خوبي بود
من فکر کردم شما رياني ها بايد استخوان هاي شکننده اي داشته باشيد؟
زميني هاي مضحک جوک از خودشون در ميارن
وقتي مجبورت کنم از اتاق هوا بياي بيرون اون موقع خيلي خنده دار نيست
دومين قفسه پايين سومي از وسط
عاليه، خوب اين دقيقا همون چيزيه که نياز داريم
انگار پرتاب شد- کارت عالي بود، اديسون-
تو بدترين سفينه کل سيستمو برامون انتخاب کردي تا فرود بيايم
تو فقط يک تکه آشغال انساني ديگه اي که توي خلأيي
No comments yet. Be the first to leave one.