When the Camellia Blooms

When the Camellia Blooms (동백꽃 필 무렵)

ดาวน์โหลดคำบรรยายFarsi Persian

ข้อมูลรุ่น

동백꽃 필 무렵 When the Camellia Blooms E17-18 @KTteam
ความคิดเห็นโดย Ro94kgh
@KTteam. . .🌹مراجعه کنید @KTteam برای دانلود دیگر زیرنویس ها به کانال تلگرامی🌹

แท็ก

cam
เผยแพร่เมื่อ: 2019-10-17
ดาวน์โหลด: 20
ผู้พิการทางการได้ยิน: No

ตัวอย่างคำบรรยาย Farsi Persian

200 บรรทัดแรก

« سوم مي 2013 » « کامليا : آغاز »

« به همه خوشامد ميگم »

هر گونه استفاده مادي از زيرنويس و* *کپي برداري بدون ذکر منبع ممنوع است

بازين؟آره؟

آره

ميگم که ما فقط يه پرس سفارش داديم

اينم يه پرسه ديگه

چي؟

... از اون جا که شما دو تا اولين مشتريامين

آها، مقدار مواد از دستتون در رفته

نه فقط چون توي مود خوبيم براتون بيشتر گذاشتم

نوش جان

بزن بريم

« کامليا »

بيا بريم پيل گو

بايد قدتو اندازه بگيرم بيا اينجا

بيا ببينيم

« سال 2014 »

« کامليا،من فقط تو رو دوست دارم »

« تولد در 2014 »

« 2019 جشن ورودي مدرسه »

« آگوست 2019 »

« هفتمين تولد »

«2019 جشن ورودي مدرسه »

« آگوست 2019 »

«دسامبر 2014، آگوست 2015» «چهارمين تولد در 2015»

« آوريل 2016، ژوئن 2016 » « پنجمين سال تولد در 2016، آوريل 2017 »

« دسامبر 2017،. دسامبر 2018 »

« جشن ورودي مدرسه » « آگوست 2019 »

« ممنون از حمايتتون در شش سال گذشته » « دونگ بک »

:: قسمت 17 ::

چرا هميشه از مردم تشکر ميکني؟

فقط بايد بنويسي "عوضيا، از زندگيتون لذت ببرين"

خب، من ممنونم

من پيل گو رو اينجا بزرگ کردم و تونستم بفرستمش مدرسه

همش برات قلدري ميکنن و ميخوان گير بندازنت

ممنونِ چي هستي؟

زناي اين محله واقعا عجيبن

با اينکه ازم خيلي متنفرن

هر موقعي که کيمچي درست ميکنن به منم ميدن

هميشه همينکارو ميکنن جوري که يه رسم شده

اونا هميشه اينطورين

"هي، کي مياي کيمچيتو ببري؟" هميشه اينطوري سرم داد ميزنن

اين همسايه ها واقعا عجيبن

راستش،فکر کنم واقعا از زندگي تو اينجا لذت بردم

ممکنه جاهاي ديگه مردم اينقدر ازم متنفر نباشن

ولي هيچکي بهم کيمچي نميده

اين تفاوت بزرگيه

هي، چند تا از کارتاتو بفروش

تو خيلي خود محوري

هر چي حالا

اصلا بهم خوش نميگذره

هر چند ديگه نميخوام بازي کنم

منم همينطور تمام کارتام حروم شدن

بايد بگم اين دختره خيلي آزار دهنده است

حتي بخاطرش نميخوام با کارتا بازي کنم

به شما خانما گفتم که بايد اونو به گروه مهمونيمون دعوت کنيم

چون دعوتش نکرديم ميخواد اسباب کشي کنه؟

دونگ بک شوهر يا کسيو نداره که باهاش بره بيرون

اون بايد يکم خوشي داشته باشه

اون تونست زمان زيادي روي پاي خودش واسته

اگه جاي اون بودم يه سالم دووم نمياوردم

با اينکه توفو و کيک برنجي رو گرونتر بهش ميفروختيم و هر وقت ميديديمش با نگاهمون ميخورديمش

بازم هر موقع ما رو ميديد بهمون سلام ميکرد

خب چرا اينطوري نگاش ميکردي؟

کي بدتر نگاه ميکرد؟ - لعنت -

همش بخاطر يونگ شيکه

اون بخاطر يه نفر تنها دوستشو از دست داد

تعجبي نداره که نتونست دووم بياره

همش تقصير منه

بدونِ اينکه بدونم بنده خدا رو قورت دادم

طوري که نزديک بود خفه شم

چرا بهش روي خوش نشون دادم که بعدش ضربه بخورم؟

اين يکيو ميگيرم - باشه -

چرا ميخواد از اين محله بره؟

تو چي فکر ميکني؟ معلومه بخاطر يونگ شيکه

اونطوري که ميشناسمش، بخاطر اينکه نميتونه با خانم کواک رودررو بشه داره ميره

مگه چيکار کرده؟

باهاش دعوا کرده مگه؟

مگه ديوونه شده بوده؟

خدايا !چطور ميتونه با يه مادر مجرد اينطوري رفتار کنه

علاوه بر اين، اون عملا يتيمه

بهت گفتم

وقتي مامان نداشته باشي همه از بالا بهت نگاه ميکنن

وقتي هيچ پولي نداره چرا ميخواد اسباب کشي کنه؟

بايد از باباي پيل گو کمک بگيره

اون معدن طلاشه

هي، بهت گفتم جُک نباش

داري مي ترسونيم

همه شبيه جُکن واقعا روي مخمه اين قضيه

راستي ،طي سالاي قبل چيکار مي کردي؟

تو اول بهم بگو چرا پيژامه سِت ميخواي؟

بهت گفتم ميخوام برم کپنهاگن

مگه رئيست با خودش نميبرتت؟

دونگ بک؟

ديگه نميخواي بندازيش؟

بهت گفتم که فقط يه عادت بود

اينم هست

مال منه چرا داري ميبريش؟

... چون داري باهام مياي ديگه

در مورد رفتن به جاهاي عجيب غريب فکرم نکن

و فقط با من بيا

تا آخر عمرت پول شرابتو ميدم

همه رئيساي قبليم کارشونو تعطيل کردن

و بدون حقوق دادن به من در رفتن

بدون هيچ چيزي رفتم ولي هيچکدوم اونا حتي برام نگران نشدن

ولي شنيدن اينکه گفته من بايد باهاش برم و اينکه اون ازم مراقبت ميکنه

منو نگران ميکنه

من مطمئن نيستم که واقعا مشکلي نداره باهاش برم

بهرحال، دونگ بک مهارت زيادي توي معذب کردن مردم داره

من ديگه دارم جمع ميکنم ولي فکر کنم جعبه بيشتري لازم دارم

احيانا شما جعبه خالي نداري؟

هي، کجا ميري!؟

بفرما

« پودر غلات »

خيلي چيزا توي اين هستن اينا چيَن؟؟

منظورت چيه؟ هيچي توي اون نيست

فقط بگيرشون

دونه هاي گلرنگ براي مَفْصلات خوبن

دونگ بک

منم يکم کارتن خالي دارم

دونگ بک

جعبه هاي کلم معمولا از همه بزرگ ترن

« ممنون براي حمايتتون طي اين شش سال » « دونگ بک »

خدايا، اين احمقه

چرا همش داره از مردم تشکر ميکنه؟

« کامليا »

« يکي بخر يه دستمال توالت مجاني بگير »

خانم کواک

چرا داري فرار ميکني؟؟ بايد با مشکلات روبرو بشي

*با کيفيت ترين زيرنويس ها را در کانال ما بيابيد* *Tel: @KTteam* *IG: @_KTteam*

فکر ميکني اگه اسباب کشي کني

يه سري آدماي عالي با آغوش باز ازت پذيرايي ميکنن؟

همه هر جايي برن تلاش ميکنن و با موانعي روبرو ميشن

اينطوري فکر ميکني؟؟ فکر ميکردم من تنها کسيم که مشکلات زياديو تجربه کردم

اگه همش فرار کني مثل يه چرخه معيوب از آب در مياد

فقط کسي که تا آخر تحمل ميکنه برنده واقعيه

داري بهم ميگي نميخواي برم مگه نه؟

خدايا داري نااميدم ميکني

با اين شخصيتت چطوري ميخواي توي يه مکان جديد مستقر شي؟

اونجا ديگه هيچکي شبيه من پيدا نميشه

بايد بگم از اينکه شش سال توي اونگسان زندگي کردم خيلي خوشحالم

و اين مايه افتخارمه که حداقل يه نفر بهم ميگه که نرم

همه ناراحتن که داري ميري

من اينجا مثل کيسه بوکس همه بودم

همه فکر ميکنن که ميتونن هر چي ميخوان در موردم بگن

ولي شما هميشه با احترام باهام رفتار ميکردي

و من بخاطر اين ازت ممنونم خانم کواک

به لطف شما

من از شش سالي که در اينجا بودم لذت بردم - خداي من -

حتي نميخوام بشنومش

به دلايل عجيبي، من هميشه اين خلاء رو داشتم

ولي هروقت که موقع راه رفتن دستمو مي‌گرفتين

حس ميکردم

هر موقع اين کارو ميکردين حس ميکردم خلا درونم پر ميشه

با خودم فکر ميکردم "پس اين حس مادر داشتنه"

اوه، عزيزم. پس دليل اينکه زن و مرد نبايد با هم تو اتاق تنها بمونن اينه

جفتتون بدون هيچ هشداري بهم حس پيدا ميکنين

من بايد چيکار ميکردم؟

و حالا بعد اينکه منو بين اينهمه استرس گذاشتي، داري فرار ميکني؟

دارم بخاطر تو از درون مي سوزم

من از پشت بهتون خنجر زدم، نزدم؟

من بهترين خودمو انجام ميدم

به قول معروف "از دل برود هر آنکه از ديده برفت"

آسون نيست ولي نهايت سعيمو ميکنم

فراموشش ميکنم

... بعدش يونگ شيکم

« سالن زيبايي اوک »

واسه اينکه دونگ بک اينجا بمونه، بايد جوکرو بگيرم

براي اينکه دونگ بک بمونه بايد جوکرو بگيرم

براي اينکه جلوي رفتن دونگ بکو بگيرم، بايد جوکرو گير بيارم

« سالن زيبايي اوک »

« پليس اونگسان که شهروندا ميتونن بهش اعتماد و تکيه کنن »

« شکايت »

يونگ شيم شکايت کرده

اون بخاطر استرس به سندروم روده تحريک پذير مبتلا شد

اون حتي صورتحساب بيمارستانشو فرستاد

... اين چرا

«تاريخچه انتقال کارت» «سه تلاش ناموفق براي ورود»

نو گيوته

چه جُکي

من سرنخ متل چونگده رو بهت ايميل کردم

دارم مي لرزم

مي تونم تابش خيره کنندشو روي پيشونيم احساس کنم

ولي نگران نباش

حواسم بود که حتما پسورد رو عوض کنم

« سالن زيبايي اوک » «حمل و نقل اونگسان »

نميتوني تغييرو حس کني؟

چه تغييري؟

ببين

وقتي از اين طرف بري، اين پنجره رو باز ميبيني

ولي

وقتي بري از اون طرف بسته شده

چرا

اينجا براي سالها خالي بوده

فکر ميکنم يه نفر منو ميپاد

« سالن زيبايي اوک » « حمل و نقل اونگسان »

مي تونيم مشخصات صاحبِ خونه پيدا کنيم

کي بره دنبالش؟ خودت بايد بري

عوضي

ความคิดเห็น

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left