200 บรรทัดแรก
قبل از اينکه بخوايد اين شعر رو ترجمه کنيد
.بايد عصري که شاعر در ان زندگي ميکرده را بفهميم
!مبصر کلاس ما ميتونيم اون عصر رو
دوران تاريکي و سياهي هنر بدونيم
هي,مبصر ِکلاس
.يانگ ايئونگ
....اقاي چويي
معلم چويي
معلم چويي بله_
زنگ خورده,شما همچنان ميخواي بخوابي؟
ن..ن..نه
دارم ميرم
کلاس اول...نه کلاس دومه
اقاي چويي
امروز مراقب باش
امروز رييس رو دنده چپه
براي چي؟ اخه همه بچه ها دارن مدرسشون رو با
مدرسه جديد اونور خيابون عوض ميکنن
واقعا؟ اره
اگر دانش اموز بيشتري رو از دست بدیم بايد معلم خصوصي بشیم
اقاي چويي,نميخوايد بريد؟
دارم ميرم
غم درخشان.اين خيلي مهمه.سه ستاره
زيبايي در غم و اندوه پارودوکس داره
گرفتيد؟
در سه روز,ناميل هايگ,کلاس يک يک
اجتماع درون خطي و انلاين درحال بسته شدن است
.لطفا درصورت نياز با عکس ها و پيغام هايتان حمايت و پشتيباني کنيد
وارد شدن به سيستم
رمز ورد اشتباه است
رمز ورود اشتباه است
سوال مخفي:اسم عشق اول؟
******پاسخ
انجمن ناميل هايگ
.:::متعلق"OPUS-SUB" کليه حقوق مادي و معنوي آثار ترجمه شده تيم :::. .:::به سايت "کره فروم" ميباشد انتشار فايل ترجمه بدون:::. .:::تگ هاي اختصاصي مجاز نميباشد:::.
ده سال قبل
ناميل هايگ
زمستان ,درختان,باد موهاي بلند در اغوش باد
همچون لباس هاي نامرئي به نوک شاخه هاي درختان چسبيده بود
و به اين گونه درختان و بادها تنها نيستند
انها تنها نيستند .هيچکس تنها نيست
زيباست
.من هم تنها نيستم
حتي زماني که من تنها در ان سوي اسمانها هستم,
اسمان انجا با من است
ارومه,و هيچکس ُ نميشناسم
.خوبه
جونگو..خطرناکه
باشه
مسابقه خواننده ملي در نامي
به چويي جيونگ بگو فرم اطلاعات خانواده ش ُبياره
بله ..ميگيم
چويي جيونگ؟
دانش اموز انتقالي اوه-
اسمش چويي جونگو ئه؟
.یه جورایی عجیبه
هي,خوک حريص! بهت گفتم نخور!خوک
!بسته ديگه, نزن
براساس اون چيزي که در اين چند هفته گذشته اينجا ديدم,
...بچه هاي اينجا بيشتر از اعتياد به مواد مخدر,يا
جونگو -بله
غذات رو نيووردي؟
به روابط دوستانه غير ضروري؛معتادند
ميخواي بريم اسنک فروشي؟
...فکر کردم غذات رو نيووردي . نوش جون
تنها کسی که به این آدم نامرئی
اهمیت نشون میده
راستي,براي امتحان خوندي؟
من که کامل نخوندم,چيکار کنم؟
من ميخوام دوباره مرورش کنم.بيا بريم با هم يه نگاه بهش بندازيم
!باشه
هم مهربوني ,هم بهترين دانش اموز مدرسه ايي
!هي چرا خودت بيشتر تلاش نميکني؟
اينقدر ازش سوئ استفاده نکن
جونگو,ميخواي یه سر بیای خونه امون؟
به مامانم گفتم يه دانش اموز انتقالي داريم
اون گفت:دعوتت کنم خونه.مامانم يه اشپز فوق العاده است
درسته؟
اون واقعا يه اشپز فوق العاده است
سلااام..هي
تازگی ها چی کارا می کنی ؟
!گويينگ هوين ميخوري؟ حتما خیلی خوش میگذره
صورتت ترکيد اينقدر پر شده
.من داشتم اروم غذامو ميخوردم
پس من چي؟
تو اهميتي نميدي اگه من از گرسنگي بميرم؟
.من دارم ميرم برو-
وايسا
يه چيزي اينجا انداختي
!مغزت اینقدر کار می کنه تکون بخور..ولگرد بي ارزش
!چي داشت ميخورد؟
تخم مرغ و سبزيجات.همش مثل ِخودش؛به درد نخوره
اين ديگه چيه؟
صبر کن
.هي
اين جديده
اين همون دانش اموز انتقالي هست؟ اره-
هي, تو.به من نگاه کن.به من نگاه کن
تو با من مشکلي داري,پسر؟
دنبال یه پسر جدید می گردم که واسم غذا بیاره؛ می خوای اون پسر؛ تو باشی ؟
به من نگاه کن
چيه احمق...اين خيلي بزدله
اينقدر دهنتو پر نکن
بگو...آا...چند کيلويي تو؟
.هی
اين بازنده ها چشونه اخه؟
به چي نگاه ميکني؟
مشکلتون چيه,احمق ها؟
هي,فقط بيخيالش شو
اون يارو بايد مراقب خودش باشه
وانمود کن نديدي,نشنيدي يا نميشناسيش
دوست نشو
اينو بعد از هفت بار منتقل شدن ياد گرفتم
اگر خودم ُدرگیر نکنم؛راحت ترم
جدول زمانبندي امتحانات اماده شده.ما از پنج شنبه شروع ميکنيم
!ساکت باشيد يادتون باشه بايد از قوانين پيروي کنيد
تا زمان فارق التحصيلي
و مسابقات خواننده ملي قراره به شهر شما بياد
مهمان,کدوم خواننده است؟ شين هووا مياد؟
اونها خنده دارن,اينجا فقط يه شهر کوچيکه
!ساکت
اداره استان از هر يک از مدارس خواسته تا يک تيم بفرستن
معلم هاي ديگه کار بي ارزشي تحويل دادن
!و بنابراين کلاس ما برنده شد
چي؟ !امکان نداره
هي,تو اين کارو انجام ميدي.نميتوني بخوني؟
نادیده اش بگیر من ُنادیده می گیری؟
بهش توجه نکن
!هي همه ي اينها براتون سابقه درخشاني ميشن
اگر بتونيد خوب انجامش بدين ,يکباره دانش اموز سال سوم ميشين
.مبصر کلاس براي فردا يه تيم تشکيل بدين
باشه انجام ميدم
!خبر دار
چويي جونگو,چويي جونگو؟
بله؟
تونستی خودت ُ تطبيق بدی؟
بايد ديوونه کننده باشه,نيمسال تحصيلي شروع شده
بله
درسته..اگه سوالي داشتي ,بيا پيشم
البته تا قبل از این که بچه ام دنیا بیاد
چشم
همش همين بود,مبصر کلاس؟
!خبر دار خدانگهدار
کي مسابقه خواننده ملي رو به عهده ميگيره؟
هی،اين که گولدن بل نيست,يه نمايش کوچيکه اره-
حالا تو که مثل ِاون تا حالا نرفتی گولدن بل
باید از این شهر برم
!چویی جونگو
نوبت توئه
.....نوبت ِکلاس ِماست که
تخت هایی که تو اتاق پرستار ها کثیف شده رو تمیز کنیم
بشورشون و به پرستار ها تحویل شون بده
متشکرم
خدانگهدار
برنامه ی تلویزیونی"واقعی یا تقلبی" رو میبینی؟
این ُبه مجری برنامه بفروش؛فهمیدی؟
باشه؟ باشه
!رد کن بیاد
بدش به من
تو دستشویی ازش استفاده می کنی؟ !خوک
صبر کن ببینم؛این سر ِکلاس کنار ِتو نمی شینه؟
درسته؟ حتی اونم بهت بی توجهی می کنه؟
خیلی بدبختی
نسبت بهت احساس ترحم می کنم بیا؛واسه خودت یکم آبنبات بخر
چطور آدمیه؟
اینم ازش گرفتی؟ ای بدبخت بیچاره
دانش آموز ِانتقالیه و به بدبختی ِاین ئه
چرا اینقدر سرده؟
....برگشتم
هی.اومدی؟
اون چیه؟
تکالیف خونه
!عزیزم
دندون هات ُخراب می کنی
داری چی کار می کنی؟
!جونگو داریم میریم سئول؛سئول
ترفیع گرفتم
ولی به سئول منتقل شدم
قبلا که در خواست داده بودم؛نپذیرفته بودن
سئول! بالاخره میریم سئول
به لطف ِکار پدرت که این طرف ُاون طرف و تو حومه ی شهر بود
تا امروز تو شهر های زیادی زندگی کردیم
.....ولی ؛در نهایت
سئول،سئول،سئول
به محض ِاین که اسم سئول ُشنید؛رفت وسایلش ُجمع کنه
معلومه! این چروک های زیر چشمم ُببین
به محض ِاین که برسیم اونجا؛از شرشون خلاص میشم
تو سئول همچین هم خبری نیست
محیط ـش آلودست و همه با هم در رقابت اند
شاید بهتر باشه شما بمونین و بذاری بچه اینجا درسش ُبخونه
مسخره نشو
چطور ممکنه جدا از هم زندگی کنیم؟
ما که تو تخت با هم مشکلی نداریم
...پس
باید دوباره منتقل بشم؟
بهش عادت کردم؛اولین بارم که نیست
این واسه مدرسه ی "چونگ چو" ئه
اینم واسه مدرسه ی "شینیل"ئه
اين واسه مدرسه سانگهايه
فکر ميکني با منتقل شدنش؛راحت کنار میاد؟
No comments yet. Be the first to leave one.