200 บรรทัดแรก
آنچه گذشت
رقص بریک خیلی خوبی بود
یه بسته تو گار از برات گذاشتم هروئین؟
ما به این رای ها احتیاج داریم
دارم به عضویت تو باشگاه گلف فکر میکنم
من گلف بازی نمیکنم
پس چی بازی میکنی سیلیا؟
من خونه بازی میکنم
ما داریم تو یه خونه خالی فیلمبرداری میکنیم
اونا به یه اشپز احتیاج دارن
میشه مامان رو قانع کنی که بیخیال شه که من...
سر کلاس مذهبی مزخرف که ادم رو دعوت به جهاد میکنند نرم؟
من ازت خوشم اومده نانسی باتوین
مطمئنم وقتی صبح از تخت بلند میشی خیلی خوشگل میشی
تموم مدتی که با هم بودیم به اون هم میدادی؟
ما فقط رابطه مون کاریه همیشه همینطور بوده
مامور فاندیس دی ای ای
اومدم درباره پیتر اسکاتسون حرف بزنم
اون چند روزه سرکار نیومده و ما هم خبری ازش نداریم
کلینیک میبرت تو اون اتاق باهات حال میکنه
مثل اینکه شق کردی
خجالت نکش
بالاخره اونم خدا خلق کرده
من تیر خوردم فکر میکنی کار مکزیکی ها بوده؟
مادر جنده های عوضی
حالا جنس ما کجاست؟
من جنست رو بهت میدم بعدش دیگه باهات کاری ندارم
وقتی من بگم دیگه کارمون تموم میشه
یوترن... خدای من
برو کمک بیار
من خیلی وقته منتظر این لحظه بودم مادر جنده
یورترن مرده اون مرده
برای چی تو وان گذاشتیدش؟
از تابوت خوشش نمیومد
البته که نه
مامان بزرگش رو نگاه کن
داره براش گریه میکنه
حتما خیلی بهش حال میداده
مطمئنم خیلی دلش براش تنگ میشه
یکی باید بره اونجا بهش دست بزنه
تا مطمئن بشه مرده
به نظر من که مرده
تو استرایک
هی کلینیک حالت چطوره عزیزم؟
دوباره حامله شدم
به خاطر یوترن به یه هندی عوضی دادم
ببخشید
همدیگه رو میشناسید؟
نه سلام
تو استرایک؟ نانسی هستم. سلام
این یکی رو سقط نمیکنم
لعنتى
یادمه وقتی بچه بودیم
با هم میرفتیم دزدی
اون کار رو بهم یاد داد
ای ول
مرسی
منفی به این طرح فکر نکنید
به این فکر کنید که این طرح باعث میشه
زندگی و خدمات و مکان تفریحی بهتری خواهید داشت
این طرح. کافیه
اگرستیک و مجستیک هیچوقت نمیتونن با هم همکاری کنن
درباره قرارت با سیلیا بهشون گفتم
خونه های ما کجاست؟
من به فکر شماها هم هستم
بهتره سریعتر رای گیری رو انجام بدیم
میخوام برم فیلمم رو نگاه کنم
اونایی که با طرح شهرک سازی مجستیک موافق اند بگن من
من اونایی که مخالف اند
نه
با طرح موافقت نشد گراف
دوستان شما دارید اشتباه میکنید
به مردم شهرتون فکر کنید
دیگه کافیه طرحت رای نیاورد
برو یه شهر دیگه رو پیدا کن گند بزن توش سیلیا کمکت میکنه. اینکارو خوب بلده
تند نرو
یه راهی هست که میشه این موضوع رو از دست انجمن بیرون آورد
اگه اینه به رفراندوم بذاریم مردم میتونند تصمیم گیری کنند
رفراندوم
پیشنهاد خوبیه خانم هودز
جنده جنده جنده
جنده
از قصد زدی بیخیال
شما چتون شده؟
خانم هودز میدونه این به نفع شهر اگرستیکه
برو بابا بیاید بریم
میخوام به خاطر اون ازت تشکر کنم
دوست به درد همین موقع ها میخوره
من نمیخوام دوستت باشم
باهام بیا خونه
چطوره فردا ناهار با هم بخوریم
من غذا زیاد دوست ندارم
شاید اونموقع دوست داشته باشی
حالا قرضمون چی میشه؟
دیگه تموم شد؟
بستگی داره حالا کی رئیس باشه
خب.. منظورت چیه؟
یعنی رای گیری میکنند؟ مگه نمیدونی کی حالا رئیسه؟
ماروینه باید بریم سراغ اون ا
هی ماروین
حالت چطوره؟ خوبم
میدونم این برات خیلی سخته
اینکه دوستت رو از دست دادی
احتمالا پسر عموت هم بود...
زیاد از رابطتون خبر ندارم
اما ربیست بود
پدر من و مامانش با هم فامیل بودند
همینو میخواستم بگم
میخواستم بگم که
خیلی خوشحال شدم که باهات اشنا شدم
و شاید یه روز صبر کن
فکر میکنی چون یوترن مرده دیگه قرضتون صاف شده؟
نه الان کی رییسه؟
من
الان دیگه من ربیسم
حالا به من بدهکارید
مشکلی داری؟
نه... میخواستم بگم این وظیفه ی سنگینیه ماروین
از پسش برمیام
کونت چطوره؟
تو از کجا میدونی؟
نانسی؟ من چیزی نگفتم... قسم میخورم
یوترن وقتی اومده بود پیشمون بهم گفت
گفت کار مکزیکی ها بوده؟
راست میگفت؟
من از اون حرومزاده ها نمیترسم
اما میخوام همه چیزو درست کنم
یه قرار بذار
باید قبل از اینکه همدیگه رو بزنیم بکشیم این موضوع رو حل کنیم
میخوای باهاشون رو در رو بشی؟
ممکنه ایندفعه واقعا بکشنت
اگه اون باشه اینکارو نمیکنند
کسی نمیخواد یه جسد زن سفید پوست رو دستش بیوفته
فکر نکنم بخوام تو اون جلسه حضور داشته باشم
چاره ای نداری فردا قرار میذاریم
فکر میکردم میری اردو
خرجش خیلی زیاده
همه چیز بهم ریخته
جریان اینجا چیه؟
نگاه کن
این پرونده خیانته
مثل همیشه
این پرونده به دانشمند دیوانه ست
حتما ادمها رو میبرده روشون ازمایش میکرده
شین باتوین
اگه میخوای عقایدت رو به ما تحمیل کنی
بهتره یه راه دیگه پیدا کنی
منم همینکارو میخوام بکنم اما مثل اینکه باهوش تری
شاید بهتر باشه تو بیای اینجا
و به کلاس چیزی که از نظرت مرموزه رو ارائه کنی
باشه باشه... بلند شو
میخوام معمای...
مدرسه ای که بودجه از دولت میگیره
تا عقاید مذهبی رو ترویج بده
در حالیکه دولت...
میگه دین از سیاست باید جدا باشه رو حل کنید
بشین شین باتوین
بله قربان
خدای من
دقیقا
چطوری؟
میگذرونیم
تو چی؟ از کجا میدونستی ماروین تیر خورده؟
یوترن که اونروز چیزی دربارش نگفت
واقعا فکر کردی اومدم اینو بهت بگم؟
فکر کنم میخوای درباره همین باهام حرف بزنی
شاید بخوام درباره بوسیدن باهات حرف بزنم
شاید بهتر باشه این حرف رو بذاریم برای بعد
ببین ماروین حتما یه غلطی کرده
که مکزیکی ها بهش شلیک کردند
یوترن هم وقتی به ماروین شلیک کردند رفت بهشون شلیک کرد
شاید به کونش تیر نزدند
شاید یکی دیگه اونکارو کرده تا همه فکر کنند کار مکزیکی ها بوده
شاید یکی خواسته جنگ راه بندازه
تا اونا همدیگه رو بکشن تا ما بتونیم راحت به کارمون برسیم
نرو سر اون قرار
حالا داری میگی؟
میخواستی من چیکار کنم؟
یه کاری میکردی
شاید داشتم یه کارایی میکردم
اره
ببخشید که به گیاهت لگد زدم
گیاه من نبود
دارم بهت میگم مامان...
من تو سن تاثیر پذیری هستم
اگه مواظب نباشی ممکنه...
عقاید خیلی بدی در من ریشه بگیره
یه کم اعتماد به نفس داشته باش
مطمئنم کسی نمیتونه عقایدت رو عوض کنه
اونا رو مخ ادم کار میکنند
نمیذارم از مدرسه تابستونی بری بیرون
من جای دیگه ندارم بذارمت
و نمیذارم تموم روز بشینی خونه بازی کامپیوتری بکنی
پس یه وقت نگی بهت نگفتم صبح بخیر
مامان... این تار است
یه برام مهمون بازی زود نیست؟ دیشب اینجا خوابیده بود
سایلس مامان
نه بعد از مگان و کوین
دیگه حوصله اش رو ندارم
نذار دوباره من عصبانی بشم
No comments yet. Be the first to leave one.