Tess

Tess

ดาวน์โหลดคำบรรยายFarsi Persian

ข้อมูลรุ่น

Tess-720
ความคิดเห็นโดย Akaa

แท็ก

720
เผยแพร่เมื่อ: 2014-04-10
ดาวน์โหลด: 53
ผู้พิการทางการได้ยิน: Yes

ตัวอย่างคำบรรยาย Farsi Persian

200 บรรทัดแรก

ویرایش و هماهنگی زیرنویس

شب بخیر – شب بخیر سِر جان –

معذرت میخوام ، آقا

... ما یه روز تو همین مسیر همدیگه رو دیدیم

من گفتم " شب بخیر " و شما گفتی " شب بخیر ، سِر جان "

شاید اینطور باشه

امروز هم دوباره این حرف رو زدید – درسته –

چرا منو " سِر جان " صدا میکنید در حالیکه من فقط " جک دوربِی فیلد " لنگ هستم

من اینجوری تصور کردم بگذریم ، منم " پرسون ترینگهام " هستم

من با بررسی شجره نامه خانوادگی ... شما چیزهایی رو کشف کردم

برای تبیین تاریخ جدید کشور آخه میدونید ، من یه باستان شناسم

... شما " دوربِی فیلدها " مستقیمأ از خانواده

شوالیه های " دوربرویلها " نشأت گرفته اید

شما واقعأ از این موضوع اطلاع نداشتید ؟ - تا حالا نشنیده بودم قربان –

سرتون رو کمی بلند کنید تا نیمرختون رو ببینم

بله ، اون بینی و چانه یه دوربرویله

البته کمی از اونا بزرگتره ولی هنوز هم همونجوریه – تعجب برانگیزه –

بر اساس نوشته های موجود ، نسب ... شما به سِر پاگان دوربرویل برمیگرده

که به همراه ویلیام فاتح از نورمندی به اینجا اومد

اینجوری بوده و من اینهمه سال رو با گرسنگی و سختی گذروندم ؟

خُب ، من فکر میکردم خودتون یه چیزایی راجع بهش میدونید

درسته ، من یه قاشق قدیمی نقره ... و یک نشان کنده کاری شده دارم

اما هیچ وقت اعتنائی بهشون نکردم ما دوربرویلها الآن کجا زندگی میکنیم ؟

جائی زندگی نمی کنید

اونا درون مقبره خانوادگی در در " کینزبر ساب گرین هیل " مدفون شده اند

پیکرهاشون درون تابوتهائی پوشیده از لعاب سرب ، زیر سایبانی از مرمر خفته اند

کاخهامون کجا هستند ؟ - هیچ عمارتی ندارید –

هیچ زمینی هم نداریم ؟

هیچی

در زمانهای دور زمینهای زیادی داشتید

در اینمورد چه کاری میتونم بکنم قربان ؟

... میشه گفت

هیچ کاری از من ساخته نیست ؟ - ... هیچ کاری بجز –

... عذاب دادن خودتان با این فکر که

قدرتمندان چگونه سقوط می کنند

... شب بخیر

سِر جان

میل ندارید کمی آبجو با هم بنوشیم قربان ؟

یه برند عالی در " پیور دراپ " هست

هر چند به خوبی " رولیور " نیست

سِر جان دوربرویل

این چیزیه که من هستم

این چیه ؟

این رقص گروهیه قربان – رقص گروهی ؟ -

هم رقص هاتون کجان ؟ - هنوز کارشون تموم نشده –

چیزی نمونده پیداشون بشه

تا اونموقع مارو همراهی میکنید قربان ؟ - با کمال میل –

ولی یه همراه پاسخگوی این تعداد رقصنده نیست

یکی بهتر از هیچیه

اینطوری بدون اینکه کسی که آدم رو بفشاره ناراحت کننده س

اینقدر گستاخ نباش

چیکار داری میکنی ؟ - میخوام خوش بگذرونم ، بیاین –

اصلأ فکر نمیکنی ممکنه یه نفر مارو ببینه ؟

بسیار خُب ، شما برید من پنج دقیقه دیگه خودمو بهتون میرسونم

قربان ؟ هی ، هی ، هی قربان ؟ هی ، قربان ؟

زندگی یه جنتلمن رو سر راه من قرار داده

یک انسان اصیل – اوه ، خدای من –

پدرت داره با ارابه میره به سمت خونه

تو تمام " وِسِکس " هیچ مردی با اصالت تر از من پیدا نمیشه

پدر خسته س ، فقط همین

فرستاد ارابه بیارن چون اسب خودمون مرد

خودت این موضوع رو میدونستس

من نسل اندر نسل اجداد شوالیه دارم

تو تمام " وِسِکس " هیچ مردی با اصالت تر از من پیدا نمیشه

خوشحالم که اومدی ، کجا داری میری ؟

فکر کردم لباسمو عوض کنم بیام کمکت

صبر کن . میخوام بهت بگم چه اتفاقی افتاده

... ظاهرأ ما جزو نجیب زاده ترین مردم کشوریم که

... اجدادمون به پیش از دوره اولیور کرامبل میرسه

به دوره ترکهای خدانشناس

... با آثار تاریخی ، گنبدها

تاج و یونیفورم ارتشی و بقیه چیزهاشون که فقط خدا میدونه

واسه همین پدر تو ارابه خودشو مضحکه کرده بود ؟

" اسم واقعی مون " دوربرویله

پس به این خاطر بود که با اون وضع اومد خونه نه بخاطر اینکه مشروب خورده باشه

حالا کجاست ؟

یه کشیش شجره نامه مون رو بهش گفته

ولی الأن کجاست ؟ - ... راستشو بخوای –

اونقدر ناراحت شده بود که رفت " رالیور " یه کم حالش جا بیاد

آره ، نه اینکه اونجا میتونه خودشو بسازه

خیله خُب ، تا چشم رو هم بزاری ما برگشتیم

خُب ، ببین ، دختر خوبی باش و بچه هارو ببر تو رختخوابشون

ایناهاش

اون ؟

ممکنه اون قاشق کوچیک باشه ولی من خانواده بزرگی داشتم

جک ، من یه فکری کردم – ... ما صاحب کالسکه ها ، سرزمینها –

و کاخهای بیشماری بوده ایم – گوش کن –

پولی توش هست ؟

این خوبه که آدم از اقوام یه صاحب کالسکه باشه حتی اگه خودش نداشته باشه

از وقتی خبرا رو بهم گفتی یه فکرایی کردم

یه فکری دارم – راستی یادم اومد ، زن –

تو بهتره اون نشان لعنتی خوانوادگی مارو پیدا کنی و گرنه با من طرفی

... گوش کن ، خانم محترمی بنام دوربرویل

در " ترانتریج " زندگی میکنه

که در مقایسه با ما چیزی به حساب نمیاد

بدون شک از شاخه های جوونتر فامیله

شرط میبندم که نسبش به دوران شاه نورمن هم نمیرسه

ممکنه ، ولی اون ثروتمنده

امکان داره از ثروتش چیزی هم به ما بماسه

ممکنه . ما باید " تس " رو برای ادعای خویشاوندی بفرستیم اونجا

ادعای خویشاوندی ؟ - ... چرا نباید دو شاخه مختلف –

از یک خانواده با هم رابطه داشته باشن ؟

مطمئنأ این میتونه زمینه یه ازدواج بزرگ رو براشون فراهم کنه

پس باید همین فردا بره اونجا بزار به سلامتی این خانم رولیور بنوشیم

عزیزکم تو اینجایی ما داشتیم بر میگشتیم

شما از من میخواید برم گدایی

گدایی ؟ چی داری میگی ؟

این دیگه مسئله درونِ خانوادگیه

اگه اونا محتاج بودن من بدون شک می پذیرفتمشون

ما باید تو پستی و بلندیها در کنار هم باشیم تس

... حالا ، تو باید بری به ملاقاتش

و ازش بخوای برا مشکلمون بهمون کمک کنه

اگه اصلأ حاضر بشه منو بپذیره برخورد دوستانه اش برامون کافیه

نباید انتظار داشته باشید کمکمون کنه

بیا ، بیا ، عزیزم

با اون چهره زیبات میتونی اونو به هر کاری وادار کنی

ترجیح میدم سراغ کار برم

دوربِی فیلد ، تصمیم با خودته

اگه تو بهش بگی باید بره اون میره

خُب ، دختر ، میخوای بری این خانم محترم رو که از اقواممونه ببینی

نه به این زودی پدر – ایناها ، خُب نمیخواد بره –

دوست ندارم بچه هام زیر بار منت اقوامی که نمیشناسیم برن

... من بزرگ اصیلترین شاخه خانواده ام

و باید مسئله غرورم رو در نظر داشته باشم

اینهمه رجزخوانی در مورد اجدادت

اونا برا من اسب تازه بخر نیستند

این تمامأ جدیده

... خُب ، عزیزم

چیکار میتونم برات بکنم ؟

واسه دیدن خانم دوربرویل اومدم – متأسفانه غیر ممکنه –

ایشون ناتوانن

باهاشون چیکار داشتید ؟ من پسرشون هستم

... مسئله کاری نداشتم ، فقط

مشکل بتونم بیان کنم

مسئله کاری نبود ، قربان – پس ، سرگرمیه ؟ -

نه ، آقا

... بسیار احمقانه س ، من

نگرانم نمیتونم بهتون بگم – مهم نیست –

من چیزای احمقانه رو دوست دارم

دوباره سعی کن عزیزم

... قربان ، من اومدم بهتون بگم که

ما از همون خانواده ای هستیم که شما هستید

اقوام فقیر ؟

بله – استوکها " ؟ " -

نه ، دوربرویلها

بله ، منظورم همون دوربرویلها بود

... بگو ببینم

شما توت فرنگی دوست دارید ؟

بله ، توی فصلش – اینجا ، فصلشه -

... نام ما به دوربِی فیلد تغییر یافته

ولی دلایل زیادی هست که نشون میده ما از دوربرویلها هستیم

این چیزیه که باستان شناسان اعلام کردن ... به همین دلیل مادرم گفت

... که ما باید خودمونو به شما بشناسونیم

... از آنجاییکه ما اسبمون رو گم کردیم

و قدیمی ترین شاخه خانواده ایم

متوجه ام

... پس در واقع شما اومدید اظهار ادب بکنید

به دلیل نسبتمون با همدیگه

به گمانم همینطوره - بله ، خُب این به کسی لطمه ای نمیزنه –

ترجیح میدم اینو با دست خودم بزارم تو دهنم

اِنقدر خجالتی نباشید دختر عموی زیبای من

بفرما

بیا ، اینم یکی دیگه

اینجا مناسبه

باور کن

شبیه یه دسته گل مرتب میشی

چی شده ؟ - یه خار –

دختر عمو ، زیبایی هزینه داره

من زیاد گرسنه م نیست ، واقعأ نه

بی معنیه

باید قبل از رفتنتون یه چیزی بخورید

سواره از اینجا به دهکده شما راحته

باید ببینم چیکار میتونم بکنم

اما گوش کن تس ، دیگه اشاره ای به این " دوربرویل " بی معنی نکن

صرفأ " دوربِی فیلد " ، متوجهی ؟

این یه اسم کاملأ متفاوته

امیدوارم اینطوری بهتر باشه ، قربان

... " در پی آشنایی و ملاقات با دخترتان "

... " به اطلاعتان میرسانیم که مایل به "

... " استخدام ایشان در "

" اداره امور مرغداری مدرن خود هستیم "

... " چنانچه بعد از مدتی عملکرد دخترتان "

... موجب رضایت ما باشد "

... " حقوق و تسهیلات مناسبی را برای وی تضمین میکنیم "

" پاسخ سریع شما مزید امتنان خواهد بود "

پس تو نهایتأ نظر اونهارو جلب کردی ، همینطوره ؟

نامه رو بدید من ببینم

کی اون رو نوشته ؟ - کی ؟ -

خانم دوربرویل دیگه ، امضا رو نیگاه کن

من ؟ یه مرغداری رو اداره کنم ؟

بنظرم رفتنم اصلأ به صلاح نیست – مرغداری -

اون میخواد از این طریق تو رو بکشونه اونجا بدون اینکه خیلی امیدوارت کنه

میخواد تو رو وارد خونواده ش کنه

! هی ! نشان خانوادگی

! خودشه

شبیه مال ماست ، نیگاش کنید

یه شیر بزرگ و غُران با یه قلعه بالای سرش

جای انکار باقی نمونده ، دختر

خانم دوربرویل رگ و خون خودش رو تشخیص داده

ولی اون حتی منو ندید

More Farsi Persian subtitles for Tess

ความคิดเห็น

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left