I Put a Hit on You

I Put a Hit on You

ดาวน์โหลดคำบรรยายFarsi Persian

ข้อมูลรุ่น

I Put at On You 2014 1080p WEB-DL AAC H264-PfXCPI
ความคิดเห็นโดย Notion
► notion عــرفـان ◄ | NightMovie.Co

แท็ก

Web-DL
web-dl
web
WEB-DL
1080
เผยแพร่เมื่อ: 2018-07-12
ดาวน์โหลด: 19
ผู้พิการทางการได้ยิน: No

ตัวอย่างคำบรรยาย Farsi Persian

200 บรรทัดแรก

‫اوه، سلام.

‫امشب به اسم هارپر ‫یه میز رزرو کردم.

‫بله، واسه دو نفر.

‫الآن داشتم به منوتون نگاه می‌کردم... ‫که خیلی هم خوبه.

‫ولی تمام دسترهاتون همینه؟

‫آه، البته ‫می‌تونم یه لحظه منتظر بمونم.

‫ترجمه از عرفان notion ‫erfanam7@

‫«دادم بُکشنت»

‫- سلام. ‫- سلام.

‫داشتم دنبال ...

‫اوه، اونجاس. ‫ممنون.

‫خیلی شرمندم.

‫سلام.

‫سلام.

‫زانوت چی شده؟

‫اوه، هیچی نیست. ‫سر تمرین پیچ خورد.

‫خب، می‌خوای واست یخ بیارم؟

‫نه، نمی‌خواد.

‫مطمئنی؟ ‫تو یه بانداژ بستی.

‫خوبه.

‫اگه صدمه جدی دیده باشه چی؟ ‫یا لعنتی... اگه رباط صلیبی پاره کرده باشی چی؟

‫چون دوستم موقع بازی واتر پلو ...

‫رباطش پاره شده بود ‫و ...

‫نه، چیزی نیست.

‫و دوماه طول کشید خوب بشه.

‫چیزی نیست.

‫واقعاً خوبم. ‫چیزیم نیست.

‫چطوره بشینی؟!

‫باشه.

‫خیلی‌خب.

‫این رستوران کلی نقد خوب گرفته.

‫آره، بنظر میاد خیلی باحال باشه.

‫هی، هر چی می‌خوای سفارش بده. ‫من حساب می‌کنم.

‫لازم نیست این کارو بکنی.

‫می‌دونم. ‫خودم می‌خوام.

‫صبرکن. ‫ترفیع گرفتی؟

‫نه.

‫فقط فکر کردم لیاقت یه شب خوب رو داریم.

‫چیه؟

‫هیچی.

‫بنظر میاد یه خورده مضطربی.

‫نه، فقط روز درازی داشتم.

‫مطمئنی؟

‫اوهوم.

‫نمی‌دونم.

‫فکر کنم ...

‫فکر کنم هنوزم احساس می‌کنم ‫هفته‌ی قبل عجیب بوده.

‫اون فقط یه دعوای احمقانه بود.

‫نگرانش نباش.

‫تو واقعاً ناراحت بودی.

‫آره، می‌دونم.

‫نباید واست عصبانی میشدم.

‫نمی‌خوام دوباره از این کارا بکنیم.

‫دعوا؟

‫واسه هیچکدوم‌مون خوب نیست.

‫منم همین نظرو دارم.

‫خب، بیا یه شب خوبی باهم داشته باشیم، باشه؟

‫باشه.

‫خیلی‌خب.

‫میرم یکم واست یخ بیارم.

‫صبرکن.

‫تو این لباس واقعاً خوشگل شدی.

‫کفش یه خورده پاشنه‌اش بلنده، درسته؟

‫کافی نیستن.

‫چی؟

‫نه، ازشون خوشم میاد. ‫ازشون خوشم میاد.

‫نمی‌دونم چرا اینو گفتم. ‫واقعاً نمی‌دونم.

‫باشه، الآن برمیگردم.

‫خوبه؟

‫آره، خیلی خوبه. ‫فقط از این همه زیتون خوشم نمیاد.

‫اما تو عاشق سس تارتار هستی.

‫نه، از کبر خوشم میاد.

‫نمی‌دونستم.

‫اوه لعنت، من عاشق زیتونم.

‫می‌دونم. ‫از خودت پذیرایی کن.

‫همشونو می‌خورم.

‫هی، بهم نگفتی چرا دیر کردی.

‫اوه، درسته. ‫توی کمد فینی یه اسلحه پیدا کردم.

‫خدای من!

‫این خیلی ترسناکه.

‫خب، یه لوگر بود ولی ...

‫لوگر چیه؟

‫لوگر، یه تپانچه‌ی قدیمیه

‫که آلمان‌ها ازش توی جنگ جهانی دوم ‫استفاده می‌کردن.

‫آره، ولی بازم تفنگه.

‫آره، ولی مال سال 1920ـه ‫و الآن گلوله‌اش پیدا نمیشه

‫و احتمالاً کار هم نکنه.

‫پس اون نقشه نداشته

‫که بره ...

‫نه، نه، خدای من. نه.

‫اون عمراً کسی رو بکشه.

‫فقط خواسته جلو دوستاش پُز بده.

‫خدای من، از کجا گرفته؟

‫خب، گند قضیه همینه

‫توی اینترنت خریده.

‫در ازای یه بازی ویدئویی ‫از یه پسر بچه خریدتش.

‫می‌تونی این کارو بکنی؟

‫آره، توی اینترنت می‌تونی هر کاری بکنی.

‫عجیبه.

‫خب، حتماً در مورد

‫پسر گیره کاغذ شنیدی، درسته؟

‫نه.

‫یه پسری هست

‫که یه گیره‌ی کاغذ رو با خودکار عوض کرده ‫و خودکار رو با یه دستگیره‌ی در.

‫و فکر کنم دستگیره در رو با ‫با یه اجاق گاز عوض کرده و بعد ...

‫نمی‌دونم، بعدش در ازای یه روز ملاقات ‫با اَلیس کوپر یه چیزی گرفته.

‫یادم نمیاد. ‫همینجوری ادامه میده تا به یه خونه میرسه.

‫خونه؟

‫خب، یه خونه‌ی ویلایی دو طبقه ‫توی ساسکاچوان‌ـه.

‫ولی بازم صاحب یه خونه شده.

‫وای. ‫منم هنوز بلد نیستم ایمیل بفرستم.

‫می‌دونم.

‫واقعاً داره بهم خوش میگذره.

‫آره، منم همینطور.

‫همچی مرتبه؟

‫اوه، آره، عالی بود.

‫ممنون، عالی بود.

‫دسر میل دارین.

‫بدم نمیاد. ممنون.

‫من میرم دستشویی.

‫کجا داری میری؟

‫می‌خواستم برم دستشویی.

‫میشه ...

‫میشه یه لحظه منتظر بمونی؟

‫البته.

‫فقط ...

‫یه چیزی هست که باید بهت بگم.

‫باشه.

‫امم ...

‫امم. این دوسالی که با تو بودم

‫خیلی برام فوق‌العاده بوده.

‫و نمی‌دونم چطور اینو بگم پس ...

‫من می‌خوام باقی عمرم رو با تو بگذرونم، ری.

‫میشه منو همسر خودت بکنی؟

‫ام، داری چیکار می‌کنی؟

‫خواستگاری می‌کنم.

‫به خودت؟

‫خب، از طرف تو.

‫می‌خوای جواب سوالم رو بدی؟

‫نه.

‫سلام.

‫آره، آره، خوبم. ‫خیلی خوبم.

‫آره، آره، خیلی هیجان‌زده‌ام.

‫آه، خب، گوش کن. ‫ما اینجاییم.

‫میشه فردا جزئیاتش رو بهت بگم؟

‫اوه، اون سلام میرسونه.

‫آره، هنوز با بابا و مامان نگو.

‫آره، منم دوست دارم.

‫لعنت.

‫الو؟

‫کیه؟

‫چی؟ ‫در مورد چی داری حرف میزنی؟

‫الو؟ ‫الو؟

‫کی بود؟

‫اوه، خدا.

‫اوه، خدای من.

‫اوه، خدا.

‫اوه، لعنت.

‫اوه، لعنت.

‫یالا، یالا، یالا. ‫گوشیت رو بردار.

‫هی، باید باهام تماس بگیری، باشه؟ ‫فوراً.

‫خیلی‌خب.

‫یالا.

‫اوه، خدا رو شکر.

‫چی شده؟

‫باید از اینجا بریم.

‫چی؟

‫چمدونی که واست گرفتم کجاس؟

‫همون آبی که واسه سفر به کوبا گرفتم. ‫کجاس؟

‫مستی؟

‫یکم.

‫میشه آروم بگیری، نفس بکشی؟

‫هارپر، نفس بکش.

‫راستش خوشحالم که به اینجا اومدی.

‫باید یه چیزی بهت بگم.

‫نه، باید در مورد اتفاقی که ‫امشب افتاده حرف بزنیم.

‫شاید الآن وقت مناسبی نباشه.

‫نه، فقط باید اینو بهت بگم.

‫من ... تو ... ‫خب، تو منو غافلگیر کردی.

‫و منم واکنش بدی نشون دادم.

‫ولی باید بهت می‌گفتم ...

‫ری!

‫دادم بکشنت.

‫چی؟

‫دادی منو بکشن؟

‫فکر کنم.

‫یعنی یه قاتل استخدام کردی؟

‫تصادفی بود.

‫آه، چطور؟

‫یادت میاد در مورد ‫پسر گیره‌ی کاغذی حرف می‌زدیم؟

‫آره.

‫داشتم به بعضی از اون پُست‌های نگاه می‌کردم.

‫و جدی ...

‫مردم در ازای کارت هدیه ‫خونه‌شون رو معامله می‌کردن.

‫یا در ازای سم ماهی ‫قاپ عکس می‌گرفتن

‫یا بطری خالی عطر.

‫آره، نه، می‌دونم ‫چطوری کار می‌کنه.

‫درسته. ببین ‫من فکر نمی‌کردم همچین چیزایی وجود دارن.

‫منظورم اینه که، تو در موردش بهم گفتی.

ความคิดเห็น

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left