Cowboy Bebop

Cowboy Bebop (カウボーイビバップ)

ดาวน์โหลดคำบรรยายFarsi Persian

ซีซั่น 1

ข้อมูลรุ่น

Cowboy Bebop 1998 S01E24 1080p NF WEB-DL H264 SDR DDP 5 1 Dual HONE
ความคิดเห็นโดย warez
Translated subtitle from English to Persian فصل 1 قسمت 24 Cowboy.Bebop.1998 زیرنویس فارسی سریال

แท็ก

webdl
เผยแพร่เมื่อ: 2025-12-22
ดาวน์โหลด: 21
ผู้พิการทางการได้ยิน: No

ตัวอย่างคำบรรยาย Farsi Persian

102 บรรทัดแรก

از کی تا حالا...؟

صدای شلپ‌شلوپ آب

اینو می‌شناسی؟

فکر کنم بشناسم، شایدم نه

فکر نکنم بدونم که می‌دونم

با این‌که فکر می‌کنم نمی‌دونم، ولی انگار می‌دونم

بالاخره کدومش؟

هی

هی اسپایک، ما کدوم گوری هستیم؟

اینجا زمین نیست؟ زمین؟

هی، این سفینه قرار بود بره مریخ

پس چرا یهو سر از زمین درآوردیم؟

نمی‌دونم. لعنتی، اصلاً شوخیِ قشنگی نیست

در حالی که ما داریم وقت تلف می‌کنیم، اون فراری

بعد از مدت‌ها، این اولین شکارِ گنده‌مون بود

در هر صورت، آخه چرا ما توی...؟ جت

زن‌ها رفتن

گوش کن، اگه منو ببری به اونجایی که صدای «شلپ‌شلوپ آب» میاد

یه چیز خوب بهت می‌دم

چیز خوب؟ چی؟

یه چیزِ خیلی خیلی معرکه‌ی فوق‌العاده خوب

یه چیزِ خیلی خیلی معرکه‌ی فوق‌العاده خوب

داغه

داغه! داغه! داغه

این

شلپ‌شلوپ آب

می‌دونستم نباید بهت اعتماد می‌کردم

هی، «اد» رو پیدا کردم

اد پیدا شده؟

چی؟ می‌شناسیشون؟

ممیز ۳۸ ممیز ۰، ۳۵ ممیز ۴۸ ممیز ۱، ۳۵ ممیز ۴۸ ممیز ۳۵

این! این! این

هی، می‌تونم ناخنات رو داشته باشم؟ ناخن؟

دارم جمعشون می‌کنم! می‌شه، لطفاً؟ فقط همون کوچیکه هم باشه کافیه

ممیز ۵۲ ممیز ۳، ۳۵ ممیز ۳۵

این! این

زود باش دیگه، می‌دی بهم؟ خواهش! شماها دیگه کی هستین؟

هی

اد؟

واقعاً خودتی... اد؟

بابت اون قضیه معذرت می‌خوام

این بهترین راه برای حرف‌شنو کردنِ بچه‌هاست

اشکالی نداره

اد مال اینجاست؟

حدود پنج سال پیش همین‌طوری سر و کله‌اش اینجا پیدا شد

تا به خودم اومدم، دیدم داره با ما غذا می‌خوره، انگار که از اول اینجا بوده

و حدود سه سال پیش هم دوباره راهش رو گرفت و رفت

انگار که یه گربه باشه یا همچین چیزی

تو این فکر بودم که این روزا حالش چطوره

ولی فکر نمی‌کردم یهو اینطوری ظاهر بشه

خب دیگه، وقت غذاست

ای خدای بزرگ که در آسمانی

بقیه‌اش رو بی‌خیال. بیاین بخوریم

بزن بریم

دیگه باید برم

چی، می‌تونی بیشتر بمونی، نه؟

راستش دنبال یه چیزی می‌گردم. اد می‌دونه کجاست

ما فقط واسه غذا اومدیم اینجا

تو

باید یه چیز خوب بهم بدی

آها راستی، اد

توی اون کشوی میز یه چیز خوب هست

یه چیز خوب؟ برو برش دار

یه چیز خوب

داخل همون کشو

اون نه

آره، همون. بازش کن

پدرش

پدرِ کی؟

حدود دو ماه پیش اومده بود دنبال اد

می‌گفت یادش رفته بود که اونو گذاشته یتیم‌خونه

و ۷ سال تمام کل دنیا رو زیر و رو کرده تا پیداش کنه

امیدوارم بتونه ببینتش

آدم‌ها باید قدرِ روابطی که دارن رو بدونن

آره

تو «فی» هستی؟

غیرممکنه

واقعاً؟

منم، سالی یونگ

هم‌کلاسیِ دوران دبیرستانت بودم

حالت خوبه؟

واقعاً تعجب کردم

فکر کردم روحی. دقیقاً عینِ همون موقع‌هاتی

می‌دونی، می‌گن روح‌ها تو جاهایی ظاهر می‌شن که توشون حسرت دارن

آها، آره، الان یادم اومد

تو بعد از اون تصادف، رفتی توی خواب مصنوعی

واسه همینه که هنوز همون‌طوری موندی. تصادف؟

فی... یادت نمیاد؟

من

مامان‌بزرگ

مامان‌بزرگ، دیگه باید برگردیم

به این زودی وقتش شد؟

می‌دونی این کیه؟

شرط می‌بندم نمی‌دونی

در واقع، اون یه روحه

خداحافظ. مراقب خودت باش

هی، شماها! این تغییر مسیرِ بی‌اجازه دیگه چیه؟

تمام نقشه‌هامون به‌خاطر این کار به فنا رفت

اصلاً خوشم نمیاد سر خود کار انجام بدین

می‌خوای یه بوی خیلی خوب حس کنی؟

اینا چشونه؟

این همه پنهان‌کاری واسه چیه؟

ความคิดเห็น

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left