200 บรรทัดแรก
:فصل دوم، قسمت سوم « پاترولِ درد »
قاتل خوفناک
وایتچپل، 1888
نایلز اولین کالدر
این بیرون چه غلطی میکنی؟
مگه نمیدونی یه قاتل ول میچرخه؟
بله، قربان
به هر حال امشب هیچکس نباید بیرون باشه، پسر کوچولو
زود باش. برو خونه وگرنه به خود مسیح قسم بازداشتت میکنم
چشم، قربان
« Highbury :مترجـم »
چه جالب
تو قاتلی، آقا؟
تو چی؟
باشه، بابا
حالا میتونی بازشون کنی
تست فرانسوی
تو درستش کردی؟ - ریتا بهم یاد داد -
خیلی لطف کرده
فقط به درد همین میخورم. آشپزی یاد دادن
!مزهش کن، مزهش کن
باشه
!عالیه
...واقعا
!خوشمزهس
جدی میگی، بابا؟
معلومه، عزیزم
صبحبخیر، کلیف
دستم یه چیزیش شده
انگشتا همگی کند شدن
به محض اینکه صبحونه مخصوصم تموم بشه بهش نگاه میکنم
...خیلی
...کند شده
وامونده
ریتا، دوروثی، میشه تنهامون بذارین، لطفا؟
بیا دوروثی. بیا بریم به گلها آب بدیم
چطوره وقتی دختر ...یازده سالم تو اتاقه
کمتر فحش بدیم؟
مشکلی نیست
زبان اشاره رو بلده؟
وقتی خواستی با ...این خشم کنار بیای، کلیف
من کنارتم
کاملا مطمئنم که با خشم کنار میام، رییس
و حس خوبی داره وامونده
...تا اون موقع، پیشنهاد میدم بری
و یکم روی خودت کار کنی
منظورت چیه لعنتی؟
مدتها قبل از اینکه با هم آشنا بشیم آدم عصبانی بودی
یه شوهر عصبانی
یه پدر عصبانی
هی، پدر خیلی خوبی بودم وامونده
خیلی بهتر از تو بودم
چونکه بچهم ...تبدیل به هیولایی نشد
که میتونه تمام دنیا رو نابود کنه
...یه بار دیگه به دخترم بگی هیولا
اونوقت چه کار میکنی؟
ها؟ مثلا میخوای باهام چه کار کنی؟
هی، جین، میخوای از اینجا بری بیرون؟
معلومه که میخوام
ببخشید
برگردیم بریم صبحونه مخصوصمونو تموم کنیم، باشه؟
چرا کلیف اینقدر ازت متنفره؟
کار اشتباهی کردی؟
آره
اشتباه خیلی بدی کردم
راستش کلی اشتباه
معذرت خواستی؟
بارها
برخی زخمها رو نمیشه با کلمات قشنگ درمان کرد
لازم نیست تو نگرانش باشی
...عزیز دلم
مشکل بزرگترهاس
...اونا
!پروانهن
!امکان نداره. دوروثی، نه
لطفا بهم بگو ...که مهاجرت فصلیه
و یه چیز ترسناک نیست
لعنت خدا بهت
چی شده، بابا؟
به شام با جک قرمز باشکوه دعوت شدم
لباس باید رسمی باشه
انگار پای لری باندپیچی شده درمیونه
دعوتنامه نیست
یه یادداشت خونبهای مودبانهس
این یارو جک قرمز لری رو گرفته؟
چرا؟ کیه؟
تو راه توضیح میدم
خب، مهم درک کنی که با چی طرفیم
ما؟ نه. تو این یکی دخالت نمیکنم
نه، لری بهت نیاز داره - برای امنیت لری -
لطفا، فقط اوضاع رو بدتر میکنم
مغزهای بنفش رو کفشهام ریخته که ثابتش میکنه
...جک قرمز یه موجود بیرحمه
که از رنج کشیدن بقیه تغذیه میکنه
تنهایی از پسش برنمیام
منم اوضاعم خوب نیست و دفاعت همینه؟
...تو یه کاخ فرابعدی زندگی میکنه
و به دنیای ما میاد تا دوباره باعث درد بشه
...جنایتهای بسیاری رو
...با نقاب جک قصاب
هیولای فلورانس، انجام داده - لری در خطره، فهمیدم -
لطفا اینقدر حرف نزن - باشه. باشه -
...اگه جدا بشیم - چرا جدا بشیم؟ -
...نمیشیم. اما اگه شدیم
دنبال پروانهها برو
لعنت خدا بهت
حاضری؟
!لعنتی! لعنتی
لعنتی، لعنتی، لعنتی
...واقعا به خودش جرات داد تا
بگه جلوی دخترش فحش ندم
باورت میشه عوضی رو؟
اصلا باورم نمیشه
بعد از اینکه ریده به زندگی من و کارلا
دختر کوچولوی من چی؟
بدون پدر واموندهش بزرگ شد
!لعنتی، گور باباش
آره، گور باباش
باید اینطوری بشه
به کلارا زرافه رو میدم
همدیگه رو بغل میکنیم تا جونمون دریاد. همه چی بخشیده میشه
و خوشحالیشو به صورت وامونده نایلز کالدر آشغال میمالیم
مگه نه؟
جین؟
جین؟
باشه
عالیه
بهترین همسفر جادهای
جین
ممنون که اومدی
شما عوضیا منو کشوندین این پایین
خب، چه خبر؟
یه جور پادرمیونیه کوفتیه؟
دیترویت، میشیگان
صبحبخیر
هی
بقیه کجان؟
صبح سهشنبه، ساعت نه، درسته؟
دیشب ایمیل فرستادیم انداختیمش چهارشنبهها
واقعا؟ چرا من ایمیل نگرفتم؟
چونکه من فرستادمش
و منو کنار گذاشتی؟
چرا؟
هی
چی شده؟
اصلا همدیگه رو نمیشناسیم
و؟ - ...نه -
حالا میدونی
وای
خوشگلی
میشه سینهتو لمس کنم؟
میتونی حسش کنی؟
میتونی حسش کنی؟
اینو چی؟
مطمئن نیستم
چه خبر شده عوضی؟
!کمک
نه، نه، نه
خدایا، نه
نه، نه. خدایا
نه، نه، نه، نه
!نه
باید لری باشی. خوش اومدی
لری ترینور. ریتا فار
گفتم شاید بشناسیش
واقعا، نایلز
بیا تو، لری
رسیدیم
...خب، متاسفم، اما ارتباطمو
...با یه کشتی تحقیقات مهم از دست دادم
و فعلا جستجو ادامه داره
...پیش ریتا در امانی
و برات یه چیزی تو اتاقت گذاشتم
امیدوارم باعث بشه راحتتر باشی
نایلز بهم گفت خلبان خیلی معرکهای بودی
یکم پرواز بلدم
یه بار در فیلمی به اسم ...جاسوسی که میتونست پرواز کنه
نقش جاسوس هوایی رو داشتم
...خب
اتاقم؟
طبقهی بالاست
رییس سر تمام جزییات خودشو اذیت میکنه
میخواست اتاقت ...تا حد امکان طبیعی باشه
در عین حال ضد تشعشع هم باشه
ماهها صرف درست کردن پوشش مخصوص پنجرهها کرد
نور خورشید برای روحیهی آدم مهمه
...تا یه سازمان دولتی مخفی
اسیرش نکنه
خب، الان اینجایی
این چیه؟
هدیهای از طرف رییس
اینا تشعشع رو حفظ میکنه
دیگه لازم نیست اون لباس دستوپاگیر رو بپوشی
چطور ممکنه؟
به انداز باند معمولی نازکن
...یکم به نایلز باور داشته باش
چونکه به ندرت کاراشو توضیح میده
...اما در تمام مدتی که اینجا بودم، یاد گرفتم
...جنونش روش خاصی داره
و قلبش مهربونه
No comments yet. Be the first to leave one.