On the Way to the Airport

On the Way to the Airport (공항 가는 길)

ดาวน์โหลดคำบรรยายFarsi Persian

ข้อมูลรุ่น

On the Way to the Airport Episode 05
ความคิดเห็นโดย Persian Dream Team
Mahsany @persiandreamteam

แท็ก

other
เผยแพร่เมื่อ: 2016-10-06
ดาวน์โหลด: 28
ผู้พิการทางการได้ยิน: No

ตัวอย่างคำบรรยาย Farsi Persian

200 บรรทัดแรก

منو یادتونه ؟

وقتی می جین برمیگشت با هم توی یه پرواز بودیم

وقتی بود که دخترتون رو بدرقه میکردید

اون موقع خیلی احمق بودم

نباید اون حرفا رو در مورد همسر کاپیتان پارک میزدم

میخواستم عذر خواهی کنم

حتی یادم هم نمیاد . لازم نبود عذرخواهی کنی

بازرسی رو تموم کن

باشه

میتونیم الان همو ببینیم ؟

میخوام ببینمت

... آنی منتظر بود

یکی بیاد

توی همون نقطه منتظرش بود

فقط منتظر بود

...در همون نقطه

منتظر بود

فقط منتظر بود

خوش اومدید

از این طرف

خوش اومدید . از این طرف

خوش اومدید - این طرف لطفا -

همگی سوار شدن

نه

هنوز یکی مونده

خوش اومدید

بزارید صندلیتون رو نشونتون بدم

این طرف

دیر اومدم تا دو وو خونه باشه

فعلا در دسترس نیست

مهمه ؟

میخوای به من بگو؟

... حالا میگم

سلام

واقعا این خونه رو دوست دارم

از وقتی بچه بودم واقعا این خونه رو دوست داشتم

نباید میومدی

...هر وقت اینجا میام

...سردردم خوب میشه

و قلبم آروم میشه

هر وقتی که دل درد میگیرم اینجا میام

وقتی میام و دراز میکشم

شکمم رو دست میزنی و این باعث میشه دل دردم خوب بشه

پس همه چی خوبه

دستات همیشه شفابخشه

اوه وایسا

سومین بچه ت الان یک سالشه ؟

حتی خوب هم به نظر نمیرسی

خوبم . نیومدم اینجا اینو بگم

سومین پسر دختر بزرگه الان یک سالشه

مورد مهر و موم ؟

برای همین میخواستی سو دو وو رو ببینی ؟

این مهمه

چندین ساله که به لطفِ این خونه بهمون کمک میشه

کافی بود بهم بگی

بیش از حد وفاداری

حرفم همینه

... ایون هی , میخوام جلوی جی ایون و دو وو رو

برای انجام کارشون بگیرم

چرا ؟

دیدم اونا چی کار میکنن

و فکر کردم حق امتیاز بهش بدم

جایی که هست رو دوست دارم

فقط دو وو اینجوری فکر میکنه

... اون دارایی های فرهنگی رو

برای ترکیب توانایی های هنری جمع میکنه

عالی به نظر میرسه - ....این یا به طور طبیعی رشد میکنه -

یا به طور غیر طبیعی میمیره

برای تنظیمش زمان میخوان

فقط باید پشتشون بمونی و تماشا کنی

البته . دو وو سر اینکاره

یه برند ؟ - بله -

... بیا با کمک خانم گو اینو به

یه برند تبدیل کنیم

دو وو حتما خوشش میاد رئیس بشه

برای همین جی ایون رو فرستادم سیدنی

یه نمایشگاه وجود داره

جی ایون فکر میکنه رفته اونجا کمی بمونه

نگرفتم

... این چه برندیه

و به اسم مادر چه ربطی داره ؟

"بیا خانم گو رو مشهور کنیم "

"بیا اسمشو سرزبونا بندازیم"

این همه چیزیه که من میدونم

بعد از اینکه دو وو رو دید وارد جزئیات میشه

این چیه ؟

از الان به بعد این چیزا رو از طرف شما میگه

من ؟

بله آقا

...توی مواقع اورژانسی میتونیم

ازتون کمک بخوایم ؟

البته آقا

هر وقت بهم نیاز داشتید صدام کنید

ببخشید ؟

بله خانم ؟

ممکنه چند تا از محصولات رایگان رو داشته باشم ؟

البته

یک دقیقه بهم وقت میدید ؟

میتونی اینجا بهم کمک کنی ؟

ممکنه مشکل پیش بیاد

...نمیتونم باور کنم که بین این همه کار

دوییدم اومدم اینجا تو رو ببینم

چقدر توی سبو میمونی ؟

نمیتونم بمونم . فوری برمیگردم

پروازت ساعت چنده ؟

...نه

الان نمیتونم فکر کنم

میدونی داریم روی یخ نازک قدم میزنیم

درسته ؟

باید با هم برگردیم

فعلا

میتونم یه نگاهی به لیست مسافرا بندازم ؟

2:30بعد از ظهر

اون آدم رو میشناسی ؟

جلوی دستشویی داشتی باهاش حرف میزدی

اون بابای دوستِ دخترمه

متوجه شدم

اتفاق بدی افتاده ؟

جدی به نظر میرسی

میتونی سرویس رایگان رو بچرخونی ؟

باشه

با هم برمیگردیم

گفتش با هم برگردیم

اما من تنها میرم

... احساس تنها بودن با هم

داره غیر قابل تحمل میشه

تنها میری ؟

هی . دارم میرم سیدنی

نباید تنها بری

شریکت کی میاد ؟

توی هواپیما همو میبینید یا وقتی رسیدی اونجا ؟

به عنوان خدمه ی پرواز داری از خیلی رازها سر در میاری

تنها میرم

برای کار مادرم دارم میرم به یه ماموریت

این روزا دو وو چطوره ؟

در مورد دخترش شنیدم . بیچاره

اون دختر رو خیلی دوست داشت

... با اینکه رابطه ی خونی هم با هم نداشتن

بازم به هم خیلی نزدیک بودن

آنی دختر واقعی دو وو نبود

وقتی مردای مجرد رو ببینم خوب میشناسمشون

درست حدس زدم

خیلی احساس گناه نکن

به خاطرِ گفتن این حرف آدم خیلی بدی هستم ؟

شماره مورد نظر در دسترس نمیباشد

لطفا بعد از شنیدن بوق پیغام بگذارید

کجایی ؟

توی فرودگام

من رسیدم . تو کجایی ؟

منم توی فرودگام

میخوام یه چیزی بهت بگم

کجایی ؟ میام پیشت

ازم خواستی باهات بیام و من نیومدم

حس میکنم قولم رو شکوندم

حتی یه قول هم نبود

حس میکنم همه چیز داره بهم میریزه

حس میکنم برای اینکار زیادی پیرم

نمیتونم هضمش کنم

... نمیتونم با

احساسم کنار بیام

اشتباهه . درست نیست

حرفت تموم شد؟

نه

نزدیکتر نیا

من آنی رو دیدم

بعد از دیدن هیو یون ، اونو دیدم

توی فرودگاه بود

... به اون بچه برخورد کردم

و اون، سنگ رو از دستش انداخت

به سمت من غل خورد

اون زمان نتونستم جلوشو بگیرم

.... بین جمعیت پرید و

و بعد از اینکه سوار هواپیما شدم

اسم ایون وو رو توی لیست دیدم

اگه اون زمان جلوشو میگرفتم

میتونستم دخترتو نجات بدم

این فکر به تنهایی باعث میشه احساس بدبختی کنم

اما این حس بدتر شد

وقتی شنیدم که آنی دختر واقعیت نیست

به خودم فکر کردم

"....شاید "

"شاید خوبه که احساس گناه کمتری داشته باشم"

"... شاید بتونم بهش بگم "

"که من دیدمش "

اینطوری فکر خودم بودم

سعی کردم مرگ آنی روبرای خودم توجیه کنم

اینطوری همو دیدیم

سعی کردم اینجوری به خودم بگم

...اما

نباید اینجوری باشه

از اولش

... همه چیز

... همه چیزت

نتونستم باهاشون کنار بیام

واقعا متاسفم

تماشای طلوع خورشید یه خوش شانسیه

بیا دوباره بعدا با هم نگاش کنیم. ممنون بابا

... داری

طلوع خورشید رو نگاه میکنی ؟

برگشتی ؟

More Farsi Persian subtitles for On the Way to the Airport

ความคิดเห็น

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left