200 บรรทัดแรก
دکتر ارل بخش ۳.
موضوع چیه؟ میترسم.
نترس همه چی درست میشه
بیا زود باش
تقریباً تمومه.
خیلیخب.
اولش فکر کردم که خودشون میرن ولی اصلاً نرفتن
فقط بزرگ و بزرگتر میشن.
تو که علائم بیماری رو داشتی
بیشتر فقط سوءهاضمه بود که همیشه داشتم.
حتی تو بچگی هم معدهی ناآرومی داشتم
ولی استفراغ داری و ادرارتون هم خونیه؟
چرا بهم زنگ نزدید؟
میدونستم باید زنگ بزنیم ولی یه جورایی...
محل ندادم.
ما قرار بود هفتهی دیگه بریم دیدن پسرمون تو فلوریدا
الان بیش از یه سال میشه که ندیدیمش.
میخواستیم به محض اینکه برگردیم بهتون زنگ بزنیم
ولی... دردش خیلی بد شد.
کاشکی بهم زنگ میزدید همون موقع که...
خب...
ما شروع میکنیم به گرفتن یه تعداد آزمایش
و امیدواریم نتایج خوب باشه
بدترین حالتش چیه؟
که اینا دو تا تومور باشه...
که در نقاط بدن گسترش یافته و پخش شده
اه خدا
چقدر امکانه همچین چیزی هست؟
بذارید فعلاً آزمایشات رو بگیریم و امیدوار باشیم
کلیر؟ اه، صبح بخیر.
خیلی خوب نیست.
فکر کنم دستگاه مامان یکم زیادی قدیمی.
بعضی وقتا دلم برای روزهائی که قهوه، فقط قهوه بود تنگ میشه.
اه، امروز به کل تو اتاق تاریک کار دارم،
ولی اگه خدا بخواد برای شام سر وقت میرسم
میدونی چیه من دیگه نمیخوام اینجا بمونی.
خیلی زیاد شد. نه چیزی نیست.
هست قبلش حالم بد بود
ولی حالا دارم آروم آروم یکم میخوابم.
این دو روزه هم که حمله استرس نداشتم
و حتی قرصم هم دیگه نمیخورم
برای همین از امروز رسمن آزادی.
دیوید مطمئنی به نظر میرسه...
خدا این قهوه خیلی افتضاحه.
نمیدونم فکر کنم بهتره بمونم.
من دیگه لازم ندارم پرستارم بیش از این پرستاریم رو بکنه باشه؟
صدای اون دو تا گربه رو که تو سرتاسر کوچه...
داشتند با هم سکس میکردند، دیشب شنیدی؟ اونا بدتر از مامان و جرج بودند
نمیفهمم چرا اینجوری میکنن انگار که خیلی درد داشته باشه.
آخه اونا تو کوچه زندگی میکنن.
اونا حقشونه یکم سرگرمی داشته باشن اینجور فکر نمیکنی؟
شنیدی چی گفتم؟
آره دیگه نمیتونی منو ببینی.
تموم شد خداحافظ.
خدافظ ریکو، دیگه برو بیرون.
من خیلی احمقم ...پاکت سیگار رو مشتی از دست
خودم قایم کردم رای همین نمیتونم پیداش کنم
بالا یخچال رو نگاه کردی؟
من فقط میخواستم بگم متأسفم.
ولی فقط حس میکنم که انگار این یه جورایی درست نیست.
در حق همسرم و بچه هام... اه، جداً؟
و چرا اینطوریه؟
این که ربطی به کردن نداره
تو ساده و شفافش کردی.
این فقط رابطهی دوستی.
فکر کنم به دوستای مرد بیشتری نیاز داشته باشم
معلومه حالا همین امروز بهم اینو میگی که سبع م داره فیلم در میاره.
میدونی من کل اون پولو بهت دادم و
هرگز یه کلمه نشنیدم که بگی رفتی دکتر
اصلاً تو... من سبع کوفتی دارم
تو اصلاً هیچوقت منو دوست نداشتی.
این فقط به نیازت مربوط میشد که حس کنی مرد بزرگی هستی
و حالا اون چیزی رو که لازم داشتی به دست آوردی کارت تموم شده
خیلیخب.
فقط اون کادوئی که به نیکول قولشو دادی بذار و
از اینجا برو بیرون اه لعنت.
تو حتی کتاب مسخرهی جک و خوک هم که دائم
گفتی میاریش نیاوردی؟ سر کار جاش گذاشتم
میتونم فردا بیارمش ولش کن
اون باید یاد بگیره...
آدما بهت چیزایی رو قول میدند
ولی وقتی که ازت خسته شدن ترکت میکنن.
اون همسر جدید جرج،
همونیکه بعد از تو اومده
اه خانم، چه غلطی داری میکنی؟
جرج میکشتت اگه بفهمه داری به وسایلش ور میری
داری دزدکی کار میکنی کارت خیلی دزدکی
منم دزدکی کار میکردم و اونم سریع دکم کرد
پسر تو یه مرغ احمقی
میخوای بدونی چرا جرج دلش نمیخواد...
دربارهی گذشته ازش سوال بشه؟
آره میخوام بدونم بهم بگو لطفاً بهم بگو
چرا نمیخواد من بدونم!؟
چرا نمیتونم هر چیزی رو بدونم؟
تموم این تابوتها با یک درج سفارشی...
موجود میباشد.
شما میتونید اسم همسرتون رو داشته باشید
قطعهی مورد علاقه ش از انجیل
یک عکس خانوادگی
تابوتی هست که مورد نظرتون باشه؟
نمیدونم پسر.
به نظر میاد از آبی خوشتون اومده.
فقط انتخابای زیادی هست.
فکر کنم بهتر باشه یکم نگاه بندازید.
من شما دو تا رو راحت میذارم که تصمیم بگیرید
خیلیخب. ممنون.
قرار بود ٤٠ دقیقهی پیش اینجا باشی
مایا هنوز به مهد کودک عادت نکرده.
باید یکم پیشش بمونم
هیشکی اینجا نبود که با موریسانها ملاقات کنه
خب تو کجا بودی؟ قضیه این نیست
تو گفتی میخواستی با مامان در رابطه با...
تشریفات حرف بزنی اون باید چیزی که میخواسته بهت گفته باشه
سعی کردم که مسئله ش رو پیش بکشم.
انگار همیشه به نظر میومد که وقتش نیست.
باشه پس...
تو چی میخوای؟
تو تابوت رو انتخاب کن
بعدش راجب اینکه کی تو مراسم حرف بزنه، صحبت میکنیم.
بابا، من لازمه بدونم اینجا چی میخوای
میخوام اون برگرده.
میخوام همه چی همونجور که بود باشه.
آره خب دیگه خیلی دیره
اگه شماها اینقدر از روبه رو شدن با حقیقت نمیترسیدید
شاید الان مامان زنده بود و مجبور نبودیم یه تصمیم لعنتی بگیریم
که چه تابوتی رو برای به خاک سپردنش انتخاب کنیم
خب ظاهرا پدر هیچ حرفی به کسی نمیزنه که...
تومور روز به روز داشته بزرگتر میشده
مرد من سر از کار آدما در نمیارم
من میفهمم.
پذیرفتن یه دهن سرویسی بدجور که برات اتفاق میفته
اه بیخیال
دوباره دیوید تمیز کاری کرده.
آره خب که چی؟ این آرومش میکنه
راستشو بخوای این یکم رنجش آوره
من میتونستم بفرستمش بالا پیش موریسونها
من دارم کار پذیرش رو انجام میدم، دیوید این پائین میمونه
من میدونم که دیوید دلش نمیخواد فعلاً دور و بر آدما باشه
ولی اگه تو تصمیم گرفتی که برگردی سر کارپس برگرد.
شما دو تا یه جوری رفتار میکنید که انگار میتونید برید و بیاید و هر کاری دلتون میخواد بکنید
چرا داریم مایع تمیز کنندهی تقلبی میخریم...
در صورتی که فقط اصلش برای کار ما جواب میده؟
بعداً به اصلش رو میگیرم
از اونجاییکه چیزی اینجا نیست که روش کار کنیم
میشه به سر تشریف ببرید بیمارستان تا
خانم موریسن رو بیارید؟
اوم... من دارم تمیز کاری میکنم
مشکلی نیست ما خودمون حلش میکنیم
من کهنه نداشتم؟ باید بیرون جاش گذاشته باشم
نمیدونم حواسم کجاست.
دیوید دیگه نمیتونه ون رو ببره بیرون.
توون بود که بلا سرش اومد
مشکلی نیست پس تو برو.
راستش من و مایا باید بریم به...
مایا مهد کودک درسته
و ماهی یه بار یه همگانی که
ما خانوادهها دور هم جمع میشیم.
باشه من میرم
عالى.
پس حالا که بیرونی میتونی یه تمیز کننی اصل بخری؟
آنیتا؟
سلام. اه، سلام.
آنیتا رفت یه سر پیش راسل برای همین منم گفتم بمونم اینجا تا بیای
چی داری قایم میکنی؟
هیچی، فقط یکی از عکسام.
یکی از اونایی که ازت گرفتم
خیلیخب پس بد شده.
بد نشده، خیلی خوب شده.
پس چرا نمیشه ببینم؟ خیلی خیلی خوب شده.
یه جوری که نمیتونم باور کنم این کار من باشه
خیلی خوب شده حتی دلم نمیخواد کسی ببیندش
حتی نمیخوام فردا تو برنامه نقدم نشونش بدم چون
نمیدونم... این فقط مال خودمه.
این دیوونگی؟ اصلاً.
خیلی قشنگه. میدونم.
من عاشق این سایه ام که از بین صورتت عبور میکنه
خیلی باحاله. باید اینو تو نقدت نشون بدی.
از چی اینقدر میترسی؟
به قیافهی من نگاه کن.
خوبه که بالاخره فهمیدیم ...بعد از این همه که وقت گذاشتم و برنامه
بهترین مدل آمریکائی رو دیدم الان جواب داد
قطعاً بخاطر این بهت مدیونم
بهش فکر میکنم که چطوری میتونم این مدیونی رو وصولش کنم
خب سه شنبه آینده بیکاری؟
نیت بهت گفتم که این آخرین باره
هفته پیش و دو هفته پیشش هم، همینو گفتی.
نه این دیگه آخرین باره
خیلیخب باشه.
ما دیگه صحبت نمیکنیم.
تا وقتیکه فردا بهم زنگ بزنی.
اه خدا نمیدونم برای چی اینکارو میکنم
همش تقصیر جوئه.
اگه فقط قشنگ حال میکرد طبیعی و سکس کاملاً متعادل
وایسا ببینم من قبلاً یکم بالاتر از متعادل نبودم
حداقل برای چند ثانیه؟
نه در مقابل اون چیزی که دربارهی خودم و جو گفتم.
چی همون قضیهی دردم اومد مامان؟ اه بس کن.
بسه دیگه برن.
ببخشید؟ این ربطی به جو نداره، به خودت مربوط میشه.
من بیشتر از هر کس دیگه ای میدونم
No comments yet. Be the first to leave one.