Asleep in My Palm

Asleep in My Palm

ดาวน์โหลดคำบรรยายFarsi Persian

ข้อมูลรุ่น

Asleep in My Palm (2023)
Asleep in My Palm 2023 720p WEB DL
ความคิดเห็นโดย Phoenix Translation Team
تیم ترجمه ققنوس

แท็ก

webdl
เผยแพร่เมื่อ: 2024-08-05
ดาวน์โหลด: 28
ผู้พิการทางการได้ยิน: No

ตัวอย่างคำบรรยาย Farsi Persian

200 บรรทัดแรก

تيــم ترجــمــه .:: قــقــنـوس ::. .تـقـديـم مـي کـنــد

....::::هادي عليزاده و مهدي عليزاده::::.... تـيـم تـرجـمـه قـقـنـوس

خیلی خب

این هم نسخه قدیمیه اقتباس شده از فیلم

بازسازی شده و توسط تو واقعاً به روز شده

برو

روزی روزگاری یک بچه بود به نام جوجه کوچولو

باشه

اون اساسا شایان ستایش ترین مرغ کوچیکی بود

که تا حالا دیدی

اون عینک داره و موهاش رو عروسکی بسته

یک جوجه کوچیک رو قبل از اینکه به بلوغ برسه تصور کن

موجود هیبرید هومونکولوس

باشه فهمیدم

اونو تو ذهنم میبینم

پس پسر کوچیک ما تو این شهر زندگی می کنه

پر از حیوانات حساس

مگه همه حیوانات حساس نیستند؟

آفرین ؛ اما اینا میتونند تشخیص بدند و صحبت کنند

با همدیگه

اونا دعوا می کنند ؛‌دستور نوک زدن دارند با هم به جنگ میرند

تمام چرندیاتی که انسان ها انجام میدند

اما گربه، سگ، بز روباه، وحشی لعنتی

هر موجودی که بتونی تصور کنی تو این شهر هست

باشه

پس یک روز مرغ کوچیک شروع به داد زدن می کنه

آسمون داره میاد پایین

آسمون لعنتی در حال سقوط بود

واقعا؟

خب همینو میگه

پس مسلما همه عصبانی میشند

اونا قاطی کردند و به اطراف میرند

هرج و مرج میشه

...اما این وسط یک حیوون

شاید اون یک آرمادیلو باشه میگه یک لحظه صبر کنید

میتونم آسمون رو ببینم

درست همون جاییه که رهاش کردیم

همه چیز خوب بنظر میرسه

لعنتی ؛ چه خبره؟

و جوجه کوچولو میگه ؛ من کنار این درخت وایساده بودم

و یکم آشغال روی سرم افتاد ؛ یک چیز بزرگ

پس تمام شهر به جایی میرند که مرغ میگه

همون جایی که میگه آسمون سقوط کرد

و تو چی میدونی؟

تنها چیزی که پیدا می کنند یک دسته بلوطه

بنابراین، پدر جوجه کوچولو، بابا کوچولو، رو به همه موجودات می کنه و میگه

این همون چیزیه که افتاد بچه جون؟

و جوجه کوچولو میگه نه این نبود

این یک بلوط لعنتیه

اما همه، از جمله پدر، میگند

نه این بچه داره الکی میگه

و ناگهان ؛ تمام اون شهر از جوجه کوچولو متنفر میشند

چون فکر می کنند داره دروغ میگه

اما چه کسی درباره سقوط آسمون دروغ میگه؟

هیچ کس ؛ اما کی اینو باور می کنه ؛ میدونی؟

هیچکس

درسته

پس سالها بعد اون در مدرسه است و اون واقعا

مورد آزار و اذیت قرار میگیره

این آشغال کوچولو اسمش میشه فاکسی لوکسی

و اون و دوستش لوسی گوسی معمولا اونو کتک میزنند

مزخرفات مرغ کوچولو

اون انصافا یک دختر درجه یک

و یکم عوضیه ؛ و البته مقداری هم بی رحمه

اما سالها نفرت و فرسایش همه جانبه

جوجه کوچولو رو سرسخت کرده

این دیگه اون پسرکوچولو نیست که درباره سقوط آسمون فریاد میزد

اون از هیچی نمیترسه

هیچ کدوم از دوستاش با اون به مدرسه نمیرند

چون همه اونا سنشون بیشتره و از خیابون ها طرد شدند

درست مثل اون

حتی با پیرمرد ها هم درگیر میشد

چون نمی تونست تحمل کنه که پدرش چطور اونو زیر اتوبوس انداخته بود

چون باباهای واقعی این کار رو نمی کنند ؛ میدونی؟

نه

خب پس در شهر خیالی ما حیوانات خیلی متعادل زندگی می کردند

...در پترسون ؛ نیوجرسی

یا یک نوازنده که خوب سر و صدا میکرد

و یک رقصنده ۶۰ ساله

و تنها چیزی که میتونست بهش فکر کنه همون چیزیه که اون روز دید

و اینکه چه بلایی سر اون مادرجنده ها میاد

که حرفش رو باور نکردند

بابا؟

بله؟

اون چطور غذا خورد؟

اون مثل پیرمرد تو آشغال میفروشه

باشه

ببین‌؛ همه نقطه شکست خودشون رو دارند

من هم دارم

تو هم داری

خدا هم داره

و جوجه کوچولو هم داره

پس یک روز بعد از اینکه این همه سال همه رو تحمل کرده بود

لعنتی ؛ اون گروه شورشی رو که مسخره شده بودند رو دور هم جمع کرد

و با این قصد به مدرسه اومد

تا دیگه اون روند قدیمی لوکسی فوکسی رو بهم بزنه

...اما درست زمانی که تمام خشونت ها داشت فروکش میکرد

ادامه بده

درست همون موقع که اونا میخوان حساب دشمناشون رو برسند

ما این صدای بزرگ و عجیب رو می شنویم

مثل تمام رعد برق هایی که از آسمون میاد

در یک صدای بیاد موندنی ترکیب شده بود

همه میرفتند بیرون و البته

آسمون شکافته شده بود

و شرط می بندم اگه تو بودی دست و پات رو گم می کردی

همه گیج میشند و گریه می کنند

همه اونا ناامید شدند چون مرگ اجتناب ناپذیره

اما جوجه کوچولو فقط به این حادثه عظیم نگاه می کنه

و پوزخند میزنه

چون تا جایی که به اون مربوط میشه

اون سال هاست که مرده

و آخرین چیزی که اون میبینه این مادرجنده هایی هستند که

اونو به حال خودش ول کردند تا آشغال بخوره

پایان داستان

باشه برو بخواب

صبح می بینمت

صبر کن بابا

جوجه کوچولو از کجا میدونست برای اولین بار آسمون سقوط می کنه

چرا فکر نکرد ممکنه یکی از اون بلوط هایی باشه

که از درخت افتاده زمین؟

شاید همون اول یک شکاف کوچیک تو آسمون دیده باشه

که هیچ کس دیگه ای نمی تونست ببینتش

درباره پرنده ها چطور؟

کدوم پرنده ها؟

گفتی هر حیوونی که تصورش رو بکنی

پرنده ها اون اطراف پرواز نمی کردند؟

کوچولوی زرنگ

اینطور نیست که اونا کور باشند

بیشتر بخاطر اینه که اونا اصلا نگاه نمی کردند

هیچکس نگاه نمی کرد

اون چیزهایی رو میدید که بقیه نمی دیدند

خب اون میتونست فقط بهش اشاره کنه

و از تمام اون لعنتیا فاصله بگیره

شاید بار اول اشتباه می کرد

خدای دنیای حیوانات میخواست اونا رو مجازات کنه

شهر دنیای حیوانات به خاطر رفتاری که با اون بچه کوچیک داشتند

شاید این براشون بهتر بود‌؛ مثل شهر

سرنوشت خودشون رو خلق کردند

خوشم اومد

فوو،

من باید برم

دوستت دارم پدر

لطفا مراقب باش

منم دوستت دارم

خوابای خوب ببینی

بیا در رو از داخل قفل کن

سلام جوی

ساعت چنده؟

۱:۵۰

خوبه

گوش کن ؛ من یکم پول نقد دارم

اشکال نداره چیزی بردارم؟

قول میدم دفعه بعد دوبرابر ازت خرید کنم

اینو بگیر و گورتو گم کن

ممنون رفیق

خونه چیز پیچیده ایه ؛ بیشتر مزخرفه

اما اساسا بهترین چیزیه که بدست میاریم

ما اونو میسازیم و ازش متنفریم و بعدش عصبانی میشیم

زمانی که دنیا ما رو از پا در میاره

یا دچار یک تغییر ناخواسته میشه

و بعدش میریم و دوباره اونو جای دیگه ای میسازیم

قبل از من کجا زندگی می کردی؟

قبل از تو خونه من تنهایی بود

اونجا خونه من بود

و من واقعا هرگز اون مکان رو خراب نکردم ؛ میدونی؟

تو هنوز تنهایی

سلام آقا

چندتا سیگار میخوای؟

بد نیست ؛ اگه منطقی باشه

همه ما یکم ازش نیاز داریم

تقریبا انگار برای اون به دنیا اومدیم

و بعدش همه کارهایی که انجام میدیم

قطعا راهی برای شکست دادن اونه

ممنون

اشکالی نداره

اگه میتونستم چیزی بهت بدم اینو میدادم

اینکه به هیچ چیز و هیچ کس نیازمند نباشی

تا غیرقابل شکستن باشی

برای ناپدید شدن اگر مجبور شدی

من دوست ندارم در این مورد صحبت کنم

تو یک داستان میخوای؟

بله ؛ لطفا

تا حالا داستان جوجه کوچولو رو بهت گفتم؟

سلام

سلام؟

اون چنده؟

فکر کنم ششه

آشغال نیست

اون دوچرخه های کوچولو؟

این همون چیزیه که میخواستی

آره ؛ این لعنتیا فروش میرند

من برای همه اونا ۲۰۰ تا میخوام

خوب به نظر می رسه

هرچند ما نمی تونیم این آشغالا رو به خونه من برگردونیم

صبر کن چرا؟

اون همسایه من که باهاش حال میکردم رو یادته؟

منظورت با پناراست؟

باهاش حال میکردی؟

فکر کنم دوبار باهاش درگیر شدم

خب ؛ حالا هرچی

Asleep in My Palm subtitles in other languages

ความคิดเห็น

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left