200 บรรทัดแรก
هر گونه استفاده مادی از زیرنویس و کپی برداری بدون ذکر منبع ممنوع است
رهبر نام ، احیانا
...شما
میشناسینش؟
هدف واقعیت چیه؟
چرا خودتو جای یکی که مرده جا زدی؟
دقیقا چی میخوای؟
یکی که مرده؟ راجب کی داری حرف میزنی؟
بهم بگو
کی؟
کی؟
تو چرا انقد توجهت بهم جلب شده؟
نگران چی هستی؟ از چی انقد میترسی؟ هان؟
میشه منم بفهمم؟
...میتونم به همه بگم
که از یه اسم جعلی استفاده میکنی
برو بگو اگه میتونی
واقعا میتونی اینکارو کنی؟
کیم ایان
نمیشناسینش؟
آخ ، اون پسره؟
واسه این میپرسی که واقعا نشناختیش؟
من و اون زمانی که تو آسیا فیل هارمونیک بودم باهم کار میکردیم
فکر میکردم تو و دوستات باهم اومده بودین اجرا رو تماشا کنین
یادمه تو سالن دیدمتون
خب ، فکر کنم یادم نیست
خب پس فراموشش کن
چرا الکی تلاش میکنی یچیزیو به یاد بیاری که تو خاطرت نیست؟
خیلی حیف شد که همچین پیانیست با استعدادی از دنیا رفت
...بنظرم
اون اخرین اجرای کیم ایان بود
قبلا به اجراش گوش داده بودم
حالا میتونم یه نفس راحت بکشم که مجبور نیستم امتیازارو ببینم
واقعا؟ واسه همین صدات کردم اینجا دیگه
بهم بگو . غذا چطور بود؟
واقعا غذاشو دوست داشتم . فضاشم عالی بود
...پس کیم ایان هم یه جایی تو خاطرات اون سه ماهمه که
ناپدید شده
...اتفاقیه یا
کار تقدیره؟
"پیانیست"
کل امروز هیچ جوابی به پیامام نداده
و دیگه هیچ تماس شبانه ایم نگرفته
سرش شلوغه؟
کیم ایان؟
پسری که سال پیش بهش کمک میکردی؟
چی؟ بهش کمک میکردم؟
چرا انقد شوکه شدی؟
چون رهبر سونگ ازت خواسته بود یه مدتی بهش کمک میکردی
تو حتی پاشدی فرودگاهم رفتی
واسه اینکه خیلی رو مخ بود اذیت میشدی
نگو که یادت رفته؟
خدایا باورم نمیشه
بخاطر تصادف با تاکسیه پارسالته؟
میگفتی ازون موقع نمیتونی چیزی به یاد بیاری
نه نمیتونم
احتمالا واسه همینه
، بهرحال
شاید همون بهتر باشه که اون خاطراتو یادت نیاد
یکی که میشناختی توی یه تصادف خیلی غیر منتظره مرده
عجیبه
اه ، منم باید اون روز باهات به کنسرت میومدم
خیلی بد شد که کنسرت منم همون روز افتاده بود
خدایا ، بیخیال
وای ، خدای من
باورم نمیشه تو بیست سالگی دیسک کمر گرفتم
و قفسه سینمم کبود شده
...نباید گزارش بدم که حین ارکست
اسیب دیدم؟
اره اینطور که بنظر میاد کار کردنت اینجا باعثش شده
معلومه ، کار کردنم اینجا باعثش شده
باید از تیم ارکسترمون شکایت کنم
حتما بعد این که تمرینت تموم شد اول یه بیمارستان برو
اگه الان کاریش نکنی ، بدتر میشه
باشه
من دیگه دارم میرم. حین تمرین مراقب باش
باشه
! عه
چش بود؟
الان چشماشو ازم دزدید؟
یعنی چیشده؟
چرا ازم دوری کرد؟
کار اشتباهی کردم؟
نبابا . نکنه واسه اینه که ازش خواستم بوسم کنه؟
نه ، نه . نمیتونه واسه این باشه
پس چیه؟
چرا این وقت صبح انقد آشفته بنظر میای؟
رهبر نام شکنجه ات داده؟
نه
شکنجه هاش قابل تحمله
دستیار رهبر اکستر بودن اسون نیست
کلاس یادگیریت با مایکل شروع شد؟
نه هنوز
هفته دیگه شروع میکنیم
ازونجایی که قراره بهت یاد بده
سعی کن همه چیو ازش یاد بگیری
تو این زمینه فقط اونایی که اراده ی جلو رفتن داره زنده میمونن
نگران نباشین
...من هیچی دیگه
جز این اراده ام ندارم
صدای چی بود؟
...چی - ...چی -
وای نه
خانم وانگ ، ها اون جوئه
چی؟ وای نه
خدایا ؛ چش شده؟
نفس میکشه؟
بله
اون جو ، پاشو
باید چه خاکی به سرمون بگیریم؟
هی ، باید یکاری کنیم پاشو برو خانوم یون رو بردار بیار
چشم
الو؟ 911؟
کی بهوش اومدی؟
دلت چطوره؟
چیشدش؟
این سواله اخه میپرسی؟
منو خانوم وانگ دیدیم تو دستشویی غش کردی
میدونی چقد ترسیدیم؟
به تیم ارکستر چی گفتی؟
الان نگران اینی؟
گفتم یه انفولانزای ساده ست
چرا این همه مسکن خوردی؟
اونقد که بهت شوک وارد کنه
فکر کردی بدنت از آهنه؟
باید دلتو شست و شو میدادن ، خنگول
انقد بیش از حد واکنش نشون نده
اونقدم جدی نیست
تو تنوسینوویت و سوزش تو ماهیچه ی دستت داری (م: تنوسینوویت یک بیماری دردناکه بر تاندون انگشت شست که مچ دست رو هم تحت تاثیر قرار میده و مچ با یه ضربه کوچیکم صدمه میبینه)
اگه جدی نیست پس چیه؟
اگه غافل شی ممکنه تا ابد نتونی اجرا کنی
بهتره یکم استراحت کنی و درمان شی
هی
فکر کردی میتونم مثل تو بیخیال وقت بگذرونم؟
اگه به رهبر نام در این باره بگی میکشمت
الانم پاشو برو . حوصله ندارم
ببخشید که بیخیال وقت میگذرونم
داروهاتو توقیف میکنم یه مدت
گفتم بدونی
چه رابطه ای با جانگ یون داری؟
چرا یهویی اینو ازم میپرسی؟
بنظر میومد یه چیزی بینتون هست
تو همیشه عاشق پسرای عجیب غریب میشی
فقط نگرانت شدم
نمیخواد نگران من باشی . نگران خودت باش
Kim Yuri :سرپرست مترجمين Kim Yuri , Filwvx , Ana : مترجمين
براي حمايت از مترجمين و ادامه روند ترجمه، زيرنويس ها رو دنبال کنيد @KTteam مستقيماً از کانال تلگرام ما
! عه
از بیمارستان میای؟
اره
چطوره؟ حالش خوبه؟
باقی حین تمرین کلی حرفشو میزدن
خب ، اونقدا ام خوب نیست
ای وای
چی میخواستی بهم بگی؟ باید برم سر کار پاره وقتم
چرا ازم دوری میکنی؟
من؟
اصلا همچین کاری نکردم
دروغ نگو
پیامامو نادیده گرفتی و تو چشمامم نگاه نکردی
تو راه اینجا کلی فکر کردم
راجب این فکر میکردم که چطور باید راجب این قضیه حرف بزنم
میخوام رک و راست حرفمو بزنم
...تو معمولا یه زنیو میبوسی
و بعد بهش بی اعتنایی میکنی؟
بی اعتنایی میکنم؟
چی؟ چی گفتی؟
نخند . دارم جدی صحبت میکنم
تو اول بهم نزدیک شدی
...گفتی میخوای بیشتر بشناسیم
و اینکه فرار نکنم
من خیلی ساده ام
فقط طبق موقعیتم پیش میرم
واسه همین اون روزم
...به حرف قلبم گوش دادم
و اونکارو کردم
...راجب اون بوسه ام
اگه نمیخواستی ولی بخاطر من انجامش دادی
پس عذر میخوام
خیلی بی نزاکت بودم
...و اینکه فکر کنم
کیم ایان رو قبلا دیدم
، جنی گفتش که وقتی اون اومده بود کره
من دستیارش بودم
با اینکه هیچی یادم نمیاد
راجبش کنجکاو شدم
منظورت چیه؟
میخوام به یادش بیارم
ممکنه خاطره ی خوبی نباشه
ممکنه دردناک و وحشتناک باشه
بازم مشکلی نداری؟
ممکنه برعکس باشه
گفته بودی ازینکه گذشته رو به یاد بیاری میترسی
هنوزم همینو میگم
ولی میخوام تحمل کنم
از همه چی گذشته ، اون داداشته
همینطورم دیگه نمیخوام تماس شبانه داشته باشیم
نگو که باهام موافقت نمیکنی چون دیگه نمیخوام انجامش بدم
، نمیدونم چه اتفاقی بینمون افتاده
ولی دیگه همه چی تموم شده
No comments yet. Be the first to leave one.