13 Days, 13 Nights

13 Days, 13 Nights (13 Jours, 13 Nuits)

ดาวน์โหลดคำบรรยายFarsi Persian

ข้อมูลรุ่น

13 jours 13 nuits 2025 FRENCH AD 1080p WEB H265 TyHD
13 Jours 13 Nuits 2025 French WEBRIP
ความคิดเห็นโดย Francofilms
ترجمه از گروه تلگرامی: @FrancoFilms ✔ مترجم: اشکان هیدی ✔

แท็ก

webdl
professional_translation
เผยแพร่เมื่อ: 2025-11-10
ดาวน์โหลด: 364
ผู้พิการทางการได้ยิน: No
FPS: 24

ตัวอย่างคำบรรยาย Farsi Persian

200 บรรทัดแรก

‫ ‫FRANCOFILMS@

‫پس از حدود دو دهه جنگ...

‫... منابع اعلام کردند که رئیس جمهور جو بایدن...

‫...خروج نیروهای آمریکایی...

‫...از افغانستان را به اطلاع عموم می‌رسانند.

‫وقتشه که طولانی‌ترین جنگ آمریکا تموم بشه،

‫وقتشه که نیروهای ما به خونه برگردن.

‫رئیس‌جمهور خروج نیروهای آمریکایی رو...

‫...تا تاریخ ۱۱ سپتامبر ۲۰۲۱ اعلام کرد،

‫که این به معنی تمدید مهلته...

‫...مهلتی که توی توافق امضا شده...

‫...بین دولت ترامپ و طالبان تعیین شده بود.

‫در کمتر از سه ماه، طالبان...

‫در اکثر مناطق خارج از کابل، کنترل رو به دست گرفت.

‫امروز صبح، تیراندازی‌ها هرج و مرج رو بیشتر کرد...

‫طالبان در حومه‌ی کابله.

‫هیچکس از جمله ما فکر نمی‌کرد طالبان...

‫...انقدر سریع به کابل برسه.

‫[۱۵ اوت ۲۰۲۱ ‫طالبان کابل را تصرف کردند و بین مردم هرج و مرج به پا شد.]

‫[آخرین کنسولگری کشورهای غربی که ‫ در افغانستان باز مانده مربوط به کشور فرانسه است].

‫کامپیوترها رو از برق بکشید و هاردها رو بردارید.

‫طالبان می‌تونه تمام مدارک خرد شده رو بازسازی کنه.

‫پس همه چیز رو می‌سوزونیم، باشه؟ ‫همه چیز رو خرد می‌کنیم و می‌سوزونیم.

‫الو؟

‫الو؟ اِوا هستم.

‫- کی؟ ‫- اِوا، از سازمان مردم‌نهاد "زنجیره‌ی قلب".

‫بلندتر حرف بزن.

‫اِوا هستم، از سازمان مردم‌نهاد ‫"زنجیره‌ی قلب".

‫می‌شنوم اِوا.

‫من با مادرم هستم، نمی‌تونیم وارد فرودگاه بشیم.

‫پروازها لغو شدن.

‫- بیاید سفارت. ‫- طالبان همین الانم تو کابله.

‫تو فرانسوی هستی.

‫این بهترین پوشش محافظتی توئه.

‫عجله کنید، ما به زودی از اینجا می‌ریم.

‫یادتون نره:

‫تمام اطلاعات رو برمی‌دارید، ‫فلش‌ها یادتون نره.

‫به طور ویژه؛ اولویت با اوناست.

‫بسیاری از سفارت‌خونه‌ها...

‫...به تخلیه‌ی اتباعشون اقدام کردن.

‫کمی قبل‌تر، رئیس‌جمهور افغانستان اشرف غنی...

‫...تایید کرده بود که کشورش رو ترک کرده

‫تا از «حمام خون» جلوگیری کنه.

‫طالبان ۲۰ سال بعد از اینکه توسط ائتلافی ‫به رهبری آمریکا بیرون رانده شدن،

‫دوباره به قدرت برمی‌گرده...

‫پتک رو بده به من.

‫این می‌تونه بمونه، اما بقیه‌اش رو بریز تو آتیش.

‫بچه‌ها، همه‌ی هاردها رو برمی‌داریم، مفهومه؟

:مترجم اشکان هیدی

‫نیروهای ویژه امشب پرواز می‌کنن...

‫من باید به پایگاه ناتو تو فرودگاه برم.

‫خیلی خب.

‫- هلیکوپتر منتظرمه. ‫- با هم در تماسیم.

‫یه سری از اتباع جدید دارن می‌رسن، ما می‌بریمشون...

‫- ...و به شما ملحق می‌شیم. ‫- تعدادشون زیاده؟

‫- نمی‌دونم، چطور؟ ‫- ما همین الانم ۸۰ نفر اینجا داریم، به علاوه‌ی تیم خودمون.

‫خب که چی؟ ‫می‌خوای جلوی اومدنشون رو بگیری؟

‫چرا بیاریمشون وقتی نمی‌تونیم خارجشون کنیم؟

‫هی، من فقط می‌خوام امشب ‫همه تو فرودگاه پیشم باشن.

‫- طبق نقشه پیش برو مو، فهمیدی؟ ‫- مثل همیشه.

‫نه، مثل همیشه نه.

‫اجازه هست؟

‫اول از همه سر و وضع، هان؟

‫الو، صدیقی؟

‫اینجا خوب آنتن نمی‌ده، صدامو داری؟

‫الو؟

‫الو؟ بیدا؟

‫قطع نکن، خب؟

‫- الو؟ ‫- الو؟

‫- صدیقی، صدامو می‌شنوی؟ ‫- بیدا، تو صدامو می‌شنوی؟

‫خوشحالم صداتو می‌شنوم، رفیق.

‫کجایی؟

‫سعی کردم فرار کنم اما بی‌فایده بود.

‫دیگه نمی‌دونم چیکار کنم. همه‌ی ‫نظامی‌ها دارن تسلیم می‌شن.

‫کجایی؟

‫هان؟

‫- نزدیک دریاچه‌ی حشمت‌خان. ‫- باشه.

‫خب پس، برو تو جاده شهدای صالحین، باشه؟

‫می‌رسی به یه رستوران، فوکاچیو.

‫- فوکاچیو. ‫- آفرین.

‫صاحبش، امیر، رفیقمه. ‫هواتو داره، منم دارم میام.

‫نه، نیا، طالبان همین الانم تو کابله.

‫- اونا دنبال منن. ‫- دنبال من که نیستن.

‫دارم میام، صدیقی، دارم میام.

‫امیر، مو هستم.

‫کجایی؟

‫تو رستورانم، دارم هرچی رو که می‌تونم نجات میدم.

‫خب، خوب گوش کن،

‫یه رفیق دارم که داره میاد، تو خطره.

‫توی انبارت قایمش کن، باشه؟

‫مشکلی نیست. کی هست؟

‫یه افسر عالی‌رتبه‌ی افغانه، بیشتر از این نمی‌تونم بگم.

‫باشه، می‌فهمم.

‫یونیفرم‌هاتون رو قایم کنید!

‫امیر، اینجا چیکار می‌کنی؟ بزن به چاک! یالا.

‫من تا زنده‌ام، عمراً از اینجا برم. این باید بره.

‫خدا تومن پولشه، نمی‌ذارم دست اونا بیفته.

‫طالبان همین الانم تو شهره.

‫- دوستت اینجاست. ‫- باشه.

‫صدیقی، چطوری؟

‫خودت چی فکر می‌کنی؟

‫- می‌تونی راه بیای؟ ‫- فکر کنم.

‫بیا.

‫خوبی؟

‫خوب می‌شم.

‫مو.

‫به یاد قدیما.

‫ممنون.

‫تازه این ارزون‌ترینشونه.

‫-یالا، بیا.

‫طاقت بیار، دیگه چیزی نمونده.

‫دولا شو! دولا شو!

‫اینجا چیکار می‌کنی؟

‫-توی ماشین چیه؟ ‫-هیچی.

‫-بازش کن ببینم! ‫-چیزی نیست...

‫- این تو چیه؟ ‫- پر از الکله.

‫همه‌شو نابود کنین!

‫بذار برم.

‫-همه‌شو نابود کنین! ‫-ولم کنین.

‫تکون نخور، همونجا بمون!

‫- خفه شو! ‫- دیگه نمی‌خوام صداتو بشنوم، بی‌دین!

‫کافیه، راه بیفتیم!

‫یالا، بریم!

‫خوبی؟

‫خوبم... خوبم.

‫همین‌طور دراز کشیده بمون.

‫باشه.

‫لعنتی.

‫- چی شده؟ ‫- تکون نخور یک کلمه هم حرف نزن.

‫من برای سفارت فرانسه کار می‌کنم. ‫باید رد بشم.

‫سفارت فرانسه.

‫از ماشین بیا بیرون.

‫گفتم بیا بیرون.

‫من اجازه ندارم ‫از ماشین پیاده بشم.

‫گفتم بیا بیرون! این یه دستوره.

‫فرانسوی!

‫بیا بیرون!

‫من برای سفارت فرانسه ‫کار می‌کنم!

‫بیا بیرون!

‫باید برگردم داخل سفارت!

‫اسلحه‌تو بیار پایین.

‫سلام، آقا.

‫سفارت فرانسه، باید برم داخل.

‫بذارین رد شه.

‫ممنون.

‫«زنجیره‌ی قلب»

‫خواهش می‌کنم!

‫- الان میام به کارتون رسیدگی میکنم. ‫- من با مادرمم.

‫تکون نخور اِوا، الان به کارتون رسیدگی می‌کنم.

‫حواستون جمع باشه، بچه‌ها.

‫برید عقب!

‫نمی‌تونم.

‫کمکم کن! یه زخمی دارم.

‫لعنتی. این کیه؟

‫- رئیس اطلاعات افغانستانه. ‫- اینجا چیکار می‌کنه؟

‫مثل برادرمه.

‫لعنتی، چطوری از این مخمصه در بیایم؟

‫باید متفرقشون کنیم. ‫ماشین آب‌پاش رو بیارید.

‫بین جمعیت فرانسوی هم هست.

‫خب که چی؟

‫بهشون بگو برن فرودگاه.

‫نه، نه، نه. ‫بدون اونا هیچ‌جا نمی‌ریم.

‫چطوری بیاریمشون داخل...

‫- بدون اینکه بقیه هجوم بیارن؟ ‫- نگاه کنید.

‫این کیه؟

‫می‌خواید بهشون چی بگید؟

‫اینکه شهروندان افغان نباید از چیزی بترسن.

‫ما اینجا هستیم ‫تا امنیت‌شان را تأمین کنیم.

‫واقعاً؟

‫به میلیون‌ها زن افغان...

‫...که حاضر نیستن تحت قوانین ‫اسلامی زندگی کنن چی میگید؟

‫کجا هستن؟

‫توی خونه‌هاشون از ترس قایم شدن.

‫این حرف شماست.

‫من با چندتاشون صحبت کردم.

‫به اونا چی می‌گید؟

‫فیلم نگیر!

‫به اونا چی...

‫- دوربینو بیار پایین! ‫- ما مجوز داریم.

‫- خفه شو! ‫- داری می‌شکونیش!

‫شلیک نکن!

‫التماست می‌کنم!

‫لعنتی، دارن شلیک می‌کنن.

‫به همه خبر بده. آماده باشید. ‫من به سفیر زنگ می‌زنم.

‫حیدر، خوبی؟

‫ولش کن.

‫چند نفرن؟

‫تقریباً ۳۰۰ نفرن، باید در رو باز کنیم.

‫- باشه. زن و بچه هم هستن؟ ‫- آره، طالبان مسلح تهدیدشون می‌کنن.

‫به نظر من، ‫به سفارت حمله نمی‌کنن.

‫من مسئول افرادم هستم. ‫این ریسک رو نمی‌کنم.

‫یه عده افغان...

‫...قراره جلوی درهای سفارت اعدام بشن.

‫درها رو باز کنید.

‫-نه، قربان... ‫-این یه دستوره!

‫بسیار خب.

‫خوبی؟ مادرتونه؟

‫اینجا در امانید.

More Farsi Persian subtitles for 13 Days, 13 Nights

ความคิดเห็น

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left