200 บรรทัดแรก
بچه ها کجان؟
چی؟
بچه ها کجان؟
هی مشکلت چیه؟
تو اونا رو زدی نه؟
از چی حرف میزنی؟
زدینشون؟
داری چکار میکنی؟
...عوضی
کاپیتان
اوپا؟
اوپا
هی بذار ببینم.چه بلایی سرتون اومده؟
خوبید؟
آسیب دیدین؟اونا زدنتون؟
ما رو بزنه؟چرا؟
کی ما رو بزنه؟
ما اینجایم که مرغ سوخاری بخوریم
خاله گفت برامون سوسیس شکل هشت پا درست کرده
اشکالی نداره.میشه باهام صادق باشی؟
من اینجام.پس الان دیگه جاتون امنه
اونا باهاتون بدرفتاری کردن؟
بذار ببینم
چرا اونا باید با ما بد رفتاری کنن؟
نه اونا باهامون بد نبودن
چی؟پس چرا چند بار بهم زنگ زدین؟
چرا هی بهم زنگ میزنید؟
چون دلمون برات تنگ شده
منم همینطور...دلم براتون تنگ شده
برای همینم بهت زنگ میزدیم
فقط وقتی کاری پیش میاد باید بهت زنگ بزنیم؟
گیو ره کجا داری میری؟
بیا یکم باهامون مرغ سوخاری بخور
هی
اینو بگیر
میتونم یکم دیگه برای بچه ها سرخ کنم
من شاید بهترین خاله نباشم
ولی ما اونا رو نمی زدیم
حتی پول بیمه خاله بزرگمون هم
من اونو تو یک حساب پس انداز به نام بچه ها ریختم
ما قبلا تو یک ساختمان استودیو زندگی میکردیم
و اون خیلی برای ما چهارتا کوچیک بود
پس الان ما تو خونه خاله بزرگمون می مونیم
ما خونه رو از اونا نمیدزدیم
اگر اونا بخوان ما بریم،ما هرزمان باشه میریم
تو همیشه میتونی سر بزنی
ببخشید
من واقعا متاسفم
نباش
ممنون
که از اونا مراقبت کردی
میدونی من میتونستم با اونا بدرفتاری کنم
ولی بعدش تو میومدی سراغم
من همه اش یاد تهدیدهای تو میافتم
من هیچ کار بدی با اونا نکردم
تو کار درستی کردی
اگر بخاطر تو نبود
من به بچه ها توجه نمیکردم
کاری که کردی درست بود
بازم حواست به اونا باشه
بخاطر بچه های دیگه هم هست
خداحافظ
گیو ره،میتونیم وقتی دلمون برات تنگ شد بهت زنگ بزنیم نه؟
ما میتونیم بهت زنگ بزنیم نه؟
اره راحت باشید و زنگ بزنید
باشه
بیا بریم داخل- باشه-
هنوز چیزی نخوردی؟
برات یه چیزی درست کنم؟
چطور اینجوری شدم؟
"مرگ پایان همه چیز نیست"
...شاید
وقتی من اولین بار اونا رو دیدم
...من فکر میکردم اونا آدمای بدی هستن
...و هی اینو باور داشتم
چون من میترسیدم که اون بچه ها عاقبتشون مثل من بشه
نه
...مثل این که
...گیو ره کوچولو همیشه تنها بوده
نیاز به سوپرمن داشته
تو فقط میخواستی به اونا کمک کنی و ایمن نگه شون داری
من واقعا میخوام گذشته ام رو پشت سر بذارم و گذر کنم
خدای من،من دیگه خیلی از پیش کشیدن گذشته خسته شدم
من میتونم هنوزم اینجوری زندگی کنم؟
...مثل چیزی که یه مدت پیش بهت گفتم
زندگی ادامه داره پس به پیش رفتن ادامه بده
تو کارت خوبه
به نظر میرسه تو هنوز نمیدونی چه آدم فوق العاده ای هستی
من؟- اره-
کلی آدم دوستت دارن
کی؟
تیم غول چراغ جادو
جه یون،هو یون
و همه کسایی که تو بیمارستانن
و تو سو یون جو
اره
من بیشتر از همه تو رو دوست دارم
من میخوام بذارم طبیعی اتفاق بیافته
اون کجاست؟
منم باید طبیعی به نظر برسم
تو حتما خودتو غرق کار کردی
یه استراحت سریع بکن و اینو بنوش
عالیه.من تقریبا شبیه یه فرد اهل سئولم
چی؟خدای من قربان
قربان؟خوبی؟
قربان خوبید؟
وای نه.میرم براتون دکتر خبر میکنم
مشکلی نیست.پام پیچید و افتادم.همین
میشه منو به اتاقم برگردونی؟
اوه نکن.سعی نکنید حرکت سریع بکنید
راستی کی اینجا بستری شدین؟
قبلا ندیدمتون
اوه درسته
کمتر از یه هفته
که اینطور
پس فقط چند روزه
اینجایی
حتما سنگینه.چرا این همه چیزی آوردی؟
اون فقط غذاهای جانبی ای رو دوست داره که من درست میکنم میدونی
اون احتمالا الان اشتها نداره
درسته
اون واقعا زیاد چیزی نخورد
میدونی اونی که موهاشو کوتاه کرد
فکر میکنم یون کی چون بوده
اون انکارش کرد
ولی تابلوئه
شاید ما نباید کاری که کردیم رو انجام میدادیم
نه بخاطر اون عوضی
ولی من نگران آقای کانگ و پرستار سوئم
ما که به هرحال پیریم پس مشکلی نیست
اگر اتفاقی برای پرستار سو بیافته چی؟
من خیلی نگران بودم
منم نگران بودم- هراتفاقی میتونست بیافته-
شما دوتا حتما یه مدتی تو خونه نشستین
حتما باید مراقب باشید
تا همین چند روز پیش ما باهم خیلی خوشحال بودیم
همه اش مثل یه رویا بود
مثل زندگی که در یک چشم بهم زدن میگذره
در عمق یک دره
در عمق یک دره
کلی جای نور خورشید هست
در مقابل باد و بارون
سالها ایستادگی کرده
یه بی نام
یه تپه
بی نام نشانگر چوبی
وطن دورم
دوستم
آسمان ها
من پشت سر گذاشتمش
دلم براش تنگ شده
ای بابا
سلام
....غذا خوردین
سلام
..سلام
اینجا چه خبره؟
هی گیو ره
کجا بودی؟
چه خبره؟
چرا همه ازم دوری میکنن؟
چی شده؟
گیو ره
چیه؟آقای گو؟
اره.امروز صبح اینجوری پیدا شد
خدای من- چی شده؟-
کی این کارو کرده؟- کی بهش آسیب زد؟-
به یه نفر مشکوکم
باشه لطفا بیشتر بهم بگید
...با توجه به چیزی که شنیدم- اره-
اون در بیمارستان این نزدیک داشت درمان میشد
ولی هنوز بهوش نیومده بود
فقط دوربین های اون بخش ساختمون خراب بوده
پلیس گفت باید کسی باشه که ساختمون رو خوب میشناخته
ولی ما نتونستیم تو رو پیدا کنیم چون شماره تلفنت رو نداشتیم
و تو تا امروز صبح تو بیمارستان نبودی
...چی؟پس دارید میگید
من شماره تلفن دارم
و من باید میرفتم بیرون یکیو ببینم
...میدونی شایعات
میتونن نجاتت بدن یا بکشنت
شایعات؟چه شایعاتی؟
...در گذشته،تو آدم کشتی
منظورم این که قبلا زندان رفتی
تو به آدما آسیب زدی
و کارهایِ بدی انجام دادی
...شایعات میگن تو اومدی اینجا
تا خدمات اجتماعی انجام بدی چون نیت های بدی داشتی
نیت بد؟مثل چی؟
برای دزدیدن مورفین از گاوصندوق
عجب
کی همچین شایعه ای رو پخش کرده؟
ما نمیدونیم این شایعات از کجا شروع شدن
بیشتر شایعات اینجورین
...تمام چیزی که من شنیدم
کسی که از خیلی وقت پیش میشناختت اومد بیمارستان
تو گیو ره رو میشناسی نه؟- اره-
شایعات میگن اون به بیمارستان اومده
تا مورفین بدزده
شنیدم گیو ره برای دزدیدن مورفین به اینجا اومده
No comments yet. Be the first to leave one.