200 บรรทัดแรก
تيــم ترجــمــه .:: قــقــنـوس ::. .تـقـديـم مـي کـنــد
....::::هادي عليزاده و مهدي عليزاده::::.... تـيـم تـرجـمـه قـقـنـوس
مرزها
این قسمت باز نشده
یک گوزن هم هست
نمیتونستی برای یک دلار شلیک کنی؟ لعنت بهت
این سرزمین منه حرکت کن
آره اسکرم
عوضی دیوونه
بزنش نگهش دار
و برنگرد
ممنون عزیزم
اشکال نداره خودم میرسونمت
قفل کردی؟
بله مامان
همینجا بمون
اینجا تبدیل به یک انبار بزرگ با کاندو میشه
اونا الان خیلی شیک هستند
دنبالم بیا پارکینگ رو نشونت میدم
میفروشی؟
کلیساها تخصص من هستند
آمریکایی ها اونا رو میدزدند
چطور باهاش کنار میای؟
خوبه
و خواهرات چطور؟ من از زمان تشییع جنازه اونا رو ندیدم
ما تمام تلاشمون رو می کنیم
بعد از اتفاقی که افتاد دوست داری صحبت کنی؟
نه من باید برم
خدا حفظت کنه
روز رو اینجا بگذرون
برات مهم نیست؟
نه . ترجیح میدم تو اینجا باشی تا اون
خواهرات چی میگند؟
اونا با من
می بینمت
بیا
این مانع از ورود اونا نمیشه
ما برنامه موسیقی خودمون رو قطع می کنیم
برای یک خبر فوری در مورد دو محکوم آمریکایی
که از زندانی با حداکثر امنیت در بیکرزفیلد، ورمونت فرار کردند
حد انسانی در مرز کانادا و آمریکا در جریانه
جایی که این دو زندانی آخرین بار دیده شدند
هنوز مشخص نیست که فراری ها وارد کانادا شدند یا نه
اما مقامات گزارش میدند که اونا خطرناک و مسلح هستند
برای اخبار بیشتر ما رو دنبال کنید
همینجا صبر کن
نرو
طولش نمیدم
خیلی تاریک بود ؛ نمی تونم مطمئن باشم
چیزی شنیدی؟
بهترین گوشت رو برداشتند ؛ این کار ماهرانه بوده
آنها کی بودند؟
ما درست در مرز هستیم
کاملا بازه
میتونه از هر طرف باشه
گاو جایزه ما هم همینطور
اون زمان زیادی رو برد
اون میتونست رقیب باشه؟
تو نمیتونی اینجا باشی
من اونا رو میشناسم
خداحافظ عزیزم
سلام دایان
سلام
من سایزهای دیگه ای هم اون پشت دارم
امروز صبح هیجان زیادی بود
درباره گاو ترمبلی شنیدی؟
من همین الان دیدمشون
همه جا خون بود
کی میتونه همچین کاری بکنه؟
من یکی دیگه میخوام
البته
درست توی قلبش خورده
این آهو برای ما هزینه داره
اونا تیراندازی رو بلدند
مردم شهر فکر می کنند همه حقوق دارند
احترام رو به اونا یاد میدم
امروز یکی داخل خونه بود
بی خیال
دوباره؟ قسم میخورم
تمام کمدها باز بود
کافیه دایان ؛ ببرش
اینجا کسی نیست
دکتر خودت رو دیدی؟
لعنت بهت کارمن
ادامه بده
گاهی اوقات احساس می کنم
انگار باباست
رفتم قبرستون
باید بری، احساس بهتری داری
نه
من نمیتونم
ممکنه کمک کنه
حتی من گاهی میرم
مردم حرف میزنند
تو در موقعیتی نیستی که نصیحت کنی
شب بخیر
خوب میشی؟ آره
به زودی می بینمت؟ آره
مراقب خودت باش خدانگهدار
چی؟
و شوهرش؟
هیچکس نمیدونه
بیخیال همه میدونند
بجز اون
وقتی اون مرد بفهمه چه احساسی پیدا می کنه؟
یک مست که همسرش رو کتک میزنه من بهش نمیگم مرد
با این حال مواظب باش
اون میتونه هر کاری بکنه
تو خیلی خودخواهی ؛ میخوای هر زن ناامیدی که اینجا می بینی رو دلداری بدی؟
اونا تا مایل ها بیرون از در خونه من صف کشیدند
که شامل شما دو نفر هم میشه
بیا انجامش بدیم
میذارم تمومش کنی
امشب راحت باش
وقتی شکار شروع بشه معمولا تلف میشی
خوبه
مثل چند تا عمه هستی
باشه مامان
به مامان اشاره نکن ؛ ما از شرش خلاص شدیم
خدانگهدار
من میدونم برای هیچ کدوم از ما آسون نیست
اما دایان بدتر از همیشه است
لازم نیست همیشه اونو تحریک کنی
امیدوارم مامان بیاد
البته تا وقتی که مثل دفعه قبل تموم نشه
آره
چیکار می کنی؟
منتظر تو بودم
سردت نیست؟
اون منو گرم می کنه
مدتی میشه که رفته
فکر کردم گم شده
فکر کنم دلش برام تنگ شده بود
من حرفت رو باور می کنم مامان
چی؟
درباره پدربزرگ
شاید خیلی دلمون براش تنگ شده
و چیزهایی تصور می کنی
شاید اون چیزی برای گفتن به ما داشته باشه
چی؟
که اینجاست
خیلی زود نیست؟
تو رو گرم می کنه
نه ممنون
البته بعد از شبی که گذروندم
حتی به خونه هم نیومد
ما رقت انگیزیم
چیکار می کنی؟
میخوای بهت شلیک بشه؟
بیا
ما تنها نیستیم
مامان؟
برو خونه
تو داری به ملک من تجاوز می کنی
پدرت گفت من میتونم اینجا شکار کنم
وقتی هنوز با هم بودیم دایان
چطوری؟
من خوبم
این چیزی نیست که من می شنوم
هنوز وسایلت توی خونه است
عجله برای چیه؟
من پدر سارا هستم
به من فکر میکنی؟
تو بدون هیچ توضیحی منو ول کردی
من سزاوار این نبودم
نوشیدنی
فقط یک نوشیدنی
آهو رو نگه دار
اما برنگرد
تو اینجا زندگی نمیکنی
من امشب توی پاتوق خودمون منتظرت میمونم
....:::: ترجمه : مـحـمـد حـیـدری ::::.... telegram : @subforu
....::::هادي عليزاده و مهدي عليزاده::::.... تـيـم تـرجـمـه قـقـنـوس
ترجمه هر روز يک فيلم در کانال تلگرام ما @subforu
چرا اینجایی؟
اینجا هنوز خونه منه
خواهرات نگران هستند
ازم خواستند بیام
اون چیه؟
...اونا
چیزهایی هستند که سارا توی فلوریدا جا گذاشت
من اونا رو میزارم داخل اتاقش
با وکیل قرار گذاشتم
ساعت دو
اون اینقدر بده؟
گاهی ترسناکه
اغراق نکن اونو دیدی
با خودش حرف میزنه
رنگ پریده به جایی خیره میشه فکر می کنه روح بابا داخل خونه است
خب
بهم نگو که تو هم باور می کنی؟
من رنه مسیر ؛ مزرعه مسیر رو وصیت می کنم
در ۱۱۳۳ چمین دو بویس ؛ در آرماند ؛ کبک ؛کانادا
و بقیه دارایی های من به طور مساوی بین دخترهام ؛ دایان ؛ کارمن و جولی
و همسرم آنجل تقسیم بشه
من میخوام دایان مسیر مزرعه رو اداره کنه
و به دخترهام مالکیت خونه هاشون رو واگذار می کنم
اما مزرعه باید فروخته بشه
...اینجا پدرت سرسخت بود
اون از هر چهارتای شما میخواد که سند فروش رو امضا کنید
No comments yet. Be the first to leave one.