152 บรรทัดแรก
هان؟ چي؟ کي؟ صداي چي بود؟
آروم باش قهرمان
تو خوابت برده بود
من نخوابيده بودم
خب بايد ميخوابيدي
چند شب تو پشت سر هم بيدار بودي؟
دو شب
نه 3 شب
شايدم 4 شب
بهرحال من يه شب ديگه هم ميتونم بيدار بمونم
بهرحال يکيمون بايد بيدار بمونه
من تو رو پياده ميکنم
و خودم ميرم تو رخت خواب
ولي احتمال زياد
فضايي ها اون بيرونن ميدوني که چي ميگم
يا شواليه هاي ابدي اي , چيزي
چرا تو انقدر با خوابيدن مشکل داري؟
مشکل ندارم
"بريم به مغازه " آقاي اسموتي
اون حتما کابوس ديده
"گوون"
بزار اينو بهت بگم
من بهت چراغ خوابمو قرض ميدم
تا لولو ازت دور شه
من از تاريکي نميترسم
خوبه پس برو بيرون
من هنوز بايد دختر عموت رو برسونم قبل از اينکه خوابش ببره
"يکم بخواب "بن
حتما
چيزي براي ترسيدن وجود نداره
گروه ترجمه ايران فيلم
.....اين چي
"..جت"
اين که اثر نکرد چطوره يکم فيزيکي با هم مبارزه کنيم؟
اون کجا رفت؟
اون ديگه چي بود؟
شما منو کجا آوردين؟
به "لس سولداد" خوش اومدي يه آزمايشگاه فوق سري متروکه در ناکجا آباد
من "بن تنيسون" هستم
وقت نشد زودتر خودمو معرفي کنم
قضيه ي اون حمله کردن
به من چي بود؟
من ميدونم تو کي هستي
"تو همون کسي هستي که به "اگرگور
کمک کرد تا دوستاي منو دوباره دستگير کنه
"بيوالوان" , "پاندور" , "آندرياس"
"و "گالاپاگوس
اون الان همشون رو گرفته
"آروم باش "اسپارکي
"اسم من "رعده
باشه خوبه
رعد" تمام دوستان تو جاشون امنه"
محافظا اونا رو بردن به سياره ي خودشون
دروغه
تو "اگرگور" رو به سمت اونا هدايت کردي
و خون اون محافظا هم
روي دستاي توه
اگرگور" ؟"
گالاپاگوس" دربارش بهمون گفت"
يادته؟
اون کسيه که اين فضاييها از دستش فرار ميکردن
اون مثل من ميتونه همه چيز رو به خودش جذب کنه
"از اينکه "اگرگور" مثل تو يه "آسموسيه" تعجب کردي "کوين لوين
تو از کجا ميدوني که من دارم به چي فک ميکنم؟
من يه "آمپري" هستم
ما اربابان نيروي الکترمغناطيسي هستيم
افکار شما هم از تپش هاي نيروي الکتريکيه
من به راحتي ميتونم اونا رو بخونم
....کوين" اگه "اگرگور" شبيه تو باشه"
هست
مثل همه ي "آسموسي ها" "اگرگور" ميتونه
اشيا , انرژي و يا
قدرتاي هر موجود زنده اي رو به خودش جذب کنه
خيلي خوب خواننده ي افکار
نقشه ي "اگرگور" چيه؟
وقتي اون منو بگيره , اون
قدرتاي من و اون چهار تا
زنداني ديگه رو جذب ميکنه
ترکيب اين قدرتها اونو تبديل ميکنه به
قويترين موجود توي کهکشان
پس ما نبايد بزاريم اين اتفاق بيفته
"با ما همکاري کن "رعد
به ما کمک کن جلوشو بگيريم
پيشنهاد سخاوتمندانه ايه
من قبول ميکنم
و تو چرا داري به اون اعتماد ميکني؟
بخاطر اينکه اون ميدونه "اگرگور" چيکار ميخواد بکنه
و چون که ما
زياد وقت نداريم
قطعا وقت زيادي نداريم
من افکار شما رو ميخونم
موقعش که برسه منو تحويل ميدين
تا خودتون زنده بمونين
تو اشتباه ميکني
ما اينکارو نميکنيم
من از اولش هم احساس بدي نسبت به اين داشتم
من خودم يه کاريش ميکنم
دي ان اي ناشناخته شناسايي شد
ميبينين
اينجوري بقيه رو پيدا کرد
اون از التيماتريکس تو بعنوان يک
رادار استفاده کرد
اما اين بار قبل از اينکه
....اون منو پيدا کنه اون رو نابودش ميکنم
بن" ؟"
"با من حرف بزن "بن
رعد" کجاست؟"
اون رفته
و من فک ميکنم که اون
ساعت تو بهم ريخته
عاليه
وضعيت ديگه از اين بدتر نميتونه بشه
ميتونه بدتر هم بشه
کار نميکنه
به تلاش کردن ادامه بده
ما سرشو گرم ميکنيم
به "لس سولداد" خوش اومدي
چجوري ميتونيم کمکتون کنيم
"من اومدم دنبال "رعد
کي؟
رعد " همون فراري"
زنداني من
تو کسي رو به اسم "رعد" ميشناسي؟
نه
چيزي يادم نمياد
شايد اين يه چيزايي رو
يادتون بياره
اوه پسر اميدوارم اين يکي از اون سلاح هاي فضايي که دربارش خوندم نباشه
بن" پس کي ميخواي تبديل بشي؟"
روشن..... نميشه
از جات تکون نخور
ديگه دارين شورشو در ميارين
ببين من از تو نميترسم
"منم مثه خودت يه "آسموسيم
نه شبيه من نيستي
حتي يه ذره هم نه
ازش دور شو
ديگه وقتشه
آمپري" , "آمپري" ....."آمپري"؟"
فقط همين
خيلي خوب
ديگه مجبورم
"آمفيبين"
"در واقع حالا که به يک "آمپري
تبديل شدي من ميتونم از تو براي
کامل کردن کلکسيونم استفاده کنم
من فکر بهتري دارم
از فرصتي که دارين استفاده کنين
چون وقت زيادي ندارين
هيچکس از دست "اگرگور" فرار نميکنه
اون ديگه چي بود؟
يه طلسم جابجايي بود
No comments yet. Be the first to leave one.