200 บรรทัดแรก
تيــم ترجــمــه .:: قــقــنـوس ::. .تـقـديـم مـي کـنــد
....::::هادي عليزاده و مهدي عليزاده::::.... تـيـم تـرجـمـه قـقـنـوس
دکتر ساتن یک دو سه
سه ماه قبل
سلام خواهر سلام
دوباره خودت رو زخمی می کنی مگی؟
داری افراد منو سکته میدی
بیا یک پتو برات بیارم عزیزم
تو داری یخ میزنی
اونجا بشین
متاسفم
همه چیز مرتبه اما اینا قرص های آب افتضاحی هستند
اونا اصرار دارند اینا رو بپوشی
من دکترها رو مقصر میدونم
خیلی خوب
لعنتی ؛ ما به دسترسی نیاز داریم
لیلی میتونی یک کانول صورتی بیاری؟ نه ؛ آبی ؛ آبی
سریع برمیگردم
لعنتی من نمی تونم اونا رو بگیرم به یکی دیگه نیاز دارم
نمی تونم رگ رو پیدا کنم کجاست؟ کجاست؟
خیلی خب ؛ برو کنار
من نمی دونم اینجا با خودت چه فکری می کنی اما باید سی.پی.آر رو شروع کنیم
چک کن ببین دستگاه ها خرابی شون برطرف شده باشه
الکس بیا برای تهویه بهم کمک کن
و دماغش رو هم آماده کن
میخوای من برات کاری بکنم؟
برو دکتر رو صدا کن
اینم از این
گوش کن از چیزی که قبلا بهم گفتی این میتونه داستان بزرگی باشه
چه مدرک محکمی داری؟
من اینا رو ثبت کردم ؛نام ها و تاریخ ها
این همه آدم؟
این همه آدم
خدای من
...اگه این درست باشه ؛پس درسته
پس آره باید همه اینا رو روی کاغذ بیاریم
و برای عمومی شدن اینا آماده ای؟
همه چیز اینجاست ؛ قول میدم میبینم
اما داستانی مثل این در یک زاویه شخصی زندگی می کنه یا میمیره
منظورم اینه که این کافی نیست
اکسپرس هم به تو نیاز داره تصاویر ؛ یک نقش اصلی
کت هاردکر ؛ شاهد حقیقت
بی توجهی تکان دهنده به بیماران در بیمارستان شفیلد الدرمن
اگه براساس این پیش برم
هیئت اعتماد تمام تلاشش رو می کنه که تو رو غیرقابل قبول نشون بده
اما این حقیقت داره
پس تنها راهی که دارند اینه که با شاهد ها یک بازی کثیف راه بندازند
فقط میخوام که بدونی وارد چه چیزی میشی
اگه ناشناس بمونم چی؟ نه ؛ برو
هیچ اعتباری وجود نداره و داستان من داره منقضی میشه من بهت نیاز داره
من یک بچه دارم و نمی تونم ریسک از دست دادن شغلم رو قبول کنم
تو کاملا به کاری که انجام میدی اعتقاد داری
فکر نمی کنی این افراد شایسته دونستن حقیقت هستند؟
این یک اشتباه بود متاسفم که وقتت رو تلف کردم
...حق با توئه ؛من
من باید شنیده می شدم اما باید اینو به هیئت اعتماد نشون بدم
من باید این کار رو به روش درست انجام بدم ...خب اگه نظرت عوض شد
اینو بگیر و موفق باشی
بحران کارکنان در جامعه پزشکی
...آخرین آمار نشون میده که یک مهاجر جدید
بخورش عزیزم ممنون
بابا
فکر می کردم نمیای
مگه ساعت شش شروع نمیشه؟
اون واقعا مشتاقانه منتظرشه
تو میتونی بیای داخل
...آره ؛ در مورد اون
کلاچ جدید حداقل 90 تاست
...بعد از کار فیلم مزخرفیه ؛ فقط همین
و خدا بهش برکت بده ؛ اون از این بابت خوشحاله
میشه تو بهش بگی؟
میدونی که از ناامید کردنش متنفرم
روزت چطور بود؟ خوب بود؟
بهت خوش گذشت؟ رنگ آمیزی چطوره؟
بدیهیه که این اعتماد رو در شرایط سختی قرار میده
این ادعاهای سهل انگاری
موارد دیگه ای هم هست که میتونم جزئیاتش رو بیارم
تمام این ها بر اساس اعتماد بررسی شدند
این هیئت دلیل بیشتری برای بررسی این موارد نمیبینه
با این حال نگرانی هایی در مورد تو توسط بقیه همکاران گزارش شده
ببخشید؟
در شش ماه گذشته
...من سه گزارش مختلف از زورگویی دریافت کردم
مسخره است
از جمله استفاده از زبان بی احترامی
...امتناع از اجازه دادن به موقع به کارکنان
من از پرستارام انتظار دارم وظایفی رو که بهشون دادم به خوبی انجام بدند
...و تحقیر پزشکان جوان
متاسفم ؛کی شکایت کرده؟
اونا در حالت محرمانه هستند
پس من نمی تونم بدونم کی منو متهم می کنه؟ این سیاست اعتماده
آیا سیاست اعتماد اجازه میده
بیمارها ساعت ها در ملافه های کثیف دراز بکشند؟
یا اینکه اونا رو بدون آب و غذا رها کنیم؟
یا اینکه اونا رو به خونه بفرستیم تا بمیرند؟
متاسفم که چنین احساسی داری خواهر هاردکر
اما تصمیم این هیئت رو تغییر نمیده
تو تا انجام تحقیقات رسمی در حالت تعلیق هستی
و اگه اتهاماتی که گفتم تایید بشه
اقدامات بعدی انجام میشه
سلام ؛شما با سم کلی ؛ شفیلد اکسپرس تماس گرفتید
پیام بزارید
میدونستم
پس بیا اول این اصطلاح لوزه رو ببینیم
دهنت رو برای دکتر باز کن ؛بگو آآ
این بهترین دهن نیست
من میدونم که تو سعی می کنی برام وثیقه بزاری هاردی
این جشن خروج بهترین دوست توئه
و تو جدی میخوای جمعه شب رو روی مبل بگذرونی؟
مرده یا زنده باید با من بیای
خدایا
میخوام از همتون برای اینکه امشب اومدید تشکر کنم
معلومه که دکتر آسیلون ساتن بالاخره کشور رو ترک می کنه
این چیزیه که ارزش جشن گرفتن رو داره
دلم برای همه تون تنگ میشه
با این حال وقتی که یک دامدار با زیبایی
ازتون درخواست ازدواج می کنه نمی تونید نه بگید
اما من یک چیزی رو از دست نمیدم کار لعنتی من وحشتناکه
باور کنید ؛ حتی نزارید بدترین دشمنتون هم متخصص اورولوژی بشه
پس من میخوام با همه آدمای غمگین خداحافظی کنم
تلفات مواد مخدر، ناتوانی جنسی مچ پای ضعیف و همه افرادی که فکر می کردند
فقط اونو بررسی می کنند ؛ باید بگم ساعت ۱۱:۳۰ دقیقه شبه
بعد بیست کار در معدن ذغال سنگ بالاخره بیرون اومدم
پس من میخوام یک سلامتی بدم
لعنت به سازمان جهانی سلامت
لعنت به سازمان جهانی سلامت
من نمی تونم همه اینا رو تحمل کنم اما باید بتونی
گرنت دوست داشتنی حتی بهم اجازه نمیده اونا رو بسته بندی کنم
زارا میگه از راه دور داخل قایق عملی نیست
تو نمی دونی چقدر باید برای یک تیکه زمین لعنتی بجنگم
من نیازی به صدقه ندارم
این مال توئه و گرنه من اونو در تحقیقات سرطانی رها می کردم
بریزش دور ؛ یا یک دامن دیگه شبیه لزبین ها بپوش
برام مهم نیست
من دیگه خیلی خوردم
میتونی اونو با احساس گناه کامل متوقف کنی؟
باورم نمیشه باهات اینکار رو کردند
خیلی لاشی بازی کردند بهترین سالهای زندگیت بود
جوونیت رو به پاش گذاشتی و بعد اینطور بهت خیانت کردند
بدتر از هر مردیه
بدتر از پاتریکه باید بهم هشدار میدادی
من هشدار دادم اما منو نادیده گرفتی تو بهترین دوست منی
البته من بهت گوش میدادم من درباره کارل لعنتی بهت هشدار دادم
اون تلاش می کنه
تو هنوز بهش پول میدی درسته؟
نه نمیدم هیچوقت نتونستی خوب دروغ بگی
من همیشه میتونم بگم
لطفا برای یک بار هم که شده مراقب شماره یک باش
کت من نمی تونم تو رو اینجا اینطور رها کنم
میخوای چیکار کنی؟ نمی دونم
میخوای دستیارت باشم؟ اما تو پرستار بزرگی هستی
خدایی عقلت از نصف دکترهایی که باهاشون کار می کنم بیشتره
تو منطقی تر از منی
هرچیزی از من نیاز داشتی
و منظورم هر چیزیه ؛ بدون که مال خودته
نفس بکش
بابا
فکر کنم دکتر بشم
به اندازه کافی ازم گرفته شده
من ادینبرگ ویولی هستم مسیر قطار اینجا به پایان میرسه
پس من اونقدر هم دور نبودم
هیچ چیز برات تغییر نمی کنه
برای من و مولی هم شروع جدیدی میشه
این یک فرصت برای یک زندگی خیلی بهتره
من چیزی برای اثبات دارم
میدونم که به اندازه کافی خوب هستم
پس دقیقا اینجا چه غلطی می کنی؟
ببخشید چی؟ این یک رزومه خیلی عالیه
تو یک دکتر خیلی ماهری
یک صاحب نظر
پس همینطور مهاجرت می کنی و به دفتر من میای و تقاضای کار می کنی؟
از نظر حرفه ای دنبال یک چالش جدید بودم
آره اما چرا اینجا؟ این یک گام به عقبه درسته؟
بزار صادقانه باشیم
هردوی ما میدونیم که اینجا یک مکان خوب نیست
منظورم اینه تو احتمالا یک بیمار رو کشتی یا کسی رو عصبانی کردی
اون ببخشید متاسفم ؛ وقتی سه شب پشت سر هم شیفت باشی این بلا سرت میاد
خب از اول شروع می کنیم
واضحه که تو در کارت ماهری اما چرا اینجا؟
حق با شماست ؛ یک مشکلی بود
من نیاز به تغییر داشتم
من ازدواج کرده بودم
مشکلاتی وجود داشت
ما از هم جدا شدیم اما من یک دختر دارم
و من نمی خواستم بین این مسائل بزرگ بشه
...احساس کردم به یک شروع تازه نیاز دارم ؛ پس
من اینجام
...لعنتی
...باشه ؛ ببخشید
حرف خشنی بود؟
ما گذشته رو پشت سر میزاریم
خب ببخشید من بیماران داخلی زیادی دارم یکی باید به من شلیک کنه
خب ببین تو بهترین کسی بودی که به ما مراجعه کردی
میخوام صادقانه بگم
تو تنها کاندید شایسته متوسطی بودی که اومدی
مطمئنی میخوای اینجا کار کنی؟
خیلی زیاد
من به عنوان پرستار قلب و عروق کار می کنم
پس منو کجا رها می کنی؟
کرایه قطار اونجا چنده؟ ۷۰ کوید؟
No comments yet. Be the first to leave one.