200 บรรทัดแรก
"گلووی" میخواد اسپانسر رسمیمون بشه
داری پیشنهاد میدی که پادکستمون
بشه یه برنامهی تبلیغاتی واسه "گلووی"؟
این درمانی که داریم براش تبلیغ میکنیم، یائسگی رو خوب میکنه؟
نمیتونیم بگیم "درمان"
توی ۹۸ درصد از زنهایی که تستش کردن، علائم رو تسکین میده
پیو، پیو، پیو، پیو، پیو
باید این کار رو به خاطر من انجام بدی
کریس، این با تمامِ تمامِ
عقاید و ارزشهای من در تضاده
حالا دیگه دوتایی تا تهش هستیم
و آمادهایم که بپریم تو دل ماجراهای "گلووی"
مدیر ارشد پزشکی، دکتر شلی فلتربلات
امروز بعدازظهر بازداشت شد
به اتهام اختلاس شرکتی
اوه لعنت
الو؟
هی، ببخشید مزاحم شدم، میدونم سرت شلوغه
اوه نه، اشکالی نداره، طوری نیست. چه خبر؟
فقط زنگ زدم چون "سفرون" داره میپرسه
که میتونه یه شب دیگه اینجا بمونه؟
میدونی، راستش امشب اصلاً برام مقدور نیست
لازانیا تو فر گذاشتم، واسه همین فکر نکنم بشه
داری لازانیا درست میکنی؟
اون که شام خورده
آره. نه
خب، اون پرسید که میتونه باز اینجا بمونه یا نه
متأسفم
نه، میخوام امشب بیاد خونه
باشه. ولی داگلاس الان ماشین رو برده
واسه همین نمیتونم برسونمش
خیلی خب، بسه
به داگلاس بگو
که خودم میام دنبالش، باشه؟ نه
زنجرههای دورهای ۹۹ درصد عمرشون رو زیر زمین میگذرونن
پیت؟ پیت؟
اه، داشتم فقط به چشمام استراحت میدادم، خواب نبودم
وای، چقدر قشنگه
داری گریه میکنی عزیزم؟
آره، چون مثل اون زنجرهی کوچولو
اون زنجرهی کوچولو چیزی نمیدونه
آره
زیر زمین زندگی میکنه و هیچی نمیدونه
فقط داره بهترین زندگی حشرهایِ کوچولوش رو میکنه
و بعد یه روز: بوم
پرتاب میشه به این دنیا، در حالی که کاملاً نرم و لزجه
اوم، تنها چیزی که ازش محافظت میکنه، پوستهی حفاظتیشه
و درختی که بهش بچسبه
اون یه درخت داره. یه درخت داره
ولی پیتر، میدونی که اوضاع تغییر میکنه
همهچی یه جور نمیمونه
و آدمها انتخاب میکنن، آدمها اشتباه میکنن
آهان، داری دربارهی کار حرف میزنی
عزیزم، چند تا از اون پاستیلها خوردی؟
و پوستهی سختشون شده زندانشون
جولی، تو قرار نیست بری زندان، باشه؟
قضیهی "گلووی" اصلاً تقصیر تو نیست
اون زنجرهی کوچولو هم هیچی نمیدونه
ولی با این حال پیتر، اون زنجره شجاعتش رو داره
شجاعت اینو که بال دربیاره و پرواز کنه بره
شب بخیر جولی
منم میتونم
منم میتونم، زنجرهی کوچولو
مامان؟
هی عزیزم، برو بالا وسایلت رو جمع کن
داری برمیگردی خونه
چی؟
برو بالا وسایلت رو جمع کن
تو با منم زندگی میکنی
من دیگه... لباس خواب تنمه
برام مهم نیست که لباس خواب تنته
و تو با منم زندگی میکنی. مامان؟ مامان؟
برو ساکت رو بردار. نه، صبر کن. خوبی؟
خوبم، خوبم
همهچی مرتبه، طوری نیست. نه مامان
طوری نیست، صبر کن، صبر کن. حالت خوبه؟
همهچی روبراهه؟ آره، همهچی ردیفه
بابا... بذار ببینم
برو بالا عزیزم. همهچی خوبه
باشه. حواسم بهش هست، حواسم هست
طوری نیست. تو خوب میشی؟
من خوبم. باشه؟
فقط نفس بکش
فقط نفس بکش، نفس بکش
فقط نفس بکش. باید نفس بکشی، باشه؟
آفرین، همینه، همینه
آفرین. فقط نفس بکش، باشه؟
خوبی؟ همینطور نفس بکش
ازت میخوام سه تا چیز قهوهای برام نام ببری، باشه؟
باشه، نفس بکش. خب، خب
خاک
آره
و اون... گلهای بگونیای گندیدهی احمقانت
آره
یکی دیگه
فقط
پیپی سگی که داگلاس یادش رفته جمع کنه
آره، باشه. خب
آفرین، همینه، آره
باشه. آفرین
نفس بکش، به نفس کشیدن ادامه بده
یالا
متأسفم
لازم نیست متأسف باشی
باشه
ببین، بیا بریم تو
فقط استراحت میکنیم و حرف میزنیم
اون باید اینجا بمونه
گوش کن، من اون رو ترسوندم
باید پیش تو بمونه
حالش خوبه کریس
تو حالت خوبه
بیا، بیا
طوری نیست، بیا. اینو بده بهش
دلش واسه این تنگ میشه
باشه
و بهش بگو که دوستش دارم، باشه؟
پیو، پیو، پیو، پیو، پیو
حالا دهنت رو ببند
دیگه حرفی نباشه، باشه؟
امیر، ممنون
گندِ رسوایی "گلووی" دراومده
طرفدارهامون حسابی عصبانیان
میدونی چیه؟
فکر کنم باید قبل از اینکه بدتر بشه، یه واکنشی نشون بدیم
باید یه بیانیه صادر کنیم
احتمالا اگه بذاریمش تو شبکههای اجتماعی بهتر باشه
بله
"هدفهای کوچیکِ دستیافتنی"
کنسل شده. برنامه تمومه
ببخشید، چی؟
ما فقط باید از این ماجرا بکشیم بیرون
خب، فقط... من ما رو توی این دردسر انداختم
اوه، نه ننداختی
تو کردی
میفهمم چه شوک بزرگیه
همهمون تحت تأثیر قرار گرفتیم
واضحه که کریس از بقیه بیشتر بهش فشار اومده
نسبت به بقیه
شلوار راحتی پات کردی
آخه... دیر بیدار شدم
این قضیه میخوابه
فقط باید صبور باشید
و ما یه چیز دیگه برای هردوتون پیدا میکنیم
ابداً! ببخشید؟
آماندا
این برنامه مثل بچهی منه، باشه؟
و این بابا هم نمیذاره بچهاش
تو سطل آشغال رها بشه
خفه شو ایوان
متأسفم
این نمیتونه پایانش باشه
همگی گوش کنید
یه خبر خیلی هیجانانگیز دارم
مطمئنم همهتون از افتضاح کوچیک "گلووی" خبر دارید
مدیرعامل، گلینیس گودیر
و مشاور ارشد پزشکیش، دکتر فلتربلات
به اتهام کلاهبرداری و اختلاس بازداشت شدن
واو. من کجا بودم؟ چی؟
تو غرق در احساساتت بودی
چون کریس اتاق فرمونت رو گروگان گرفته بود
باشه، ببخشید، همهی اینا مال دیروز بود؟
با توجه به این موضوع
"هدفهای کوچیکِ دستیافتنی"
امروز آخرین قسمتش رو ضبط میکنه
آروم باشید همگی، فقط آروم باشید
کسی اخراج نمیشه
ما فقط داریم تغییر مسیر میدیم
کریس؟
خوبی؟
ما قراره نورافکن رو بچرخونیم سمتِ
داستان واقعیِ فرقهی رابین و شینا
"این واقعاً برای من اتفاق افتاد"
تبریک میگم، شما اولویت اول جدید ما هستید
اوه، این واقعاً رویاییه که به حقیقت پیوسته
جدی میگی؟
جدی میگی
باشه
واو
من... من واقعاً متأسفم
نمیتونی پادکست ستارهی ما رو دور بندازی
ایوان، مسئولیت برنامهی فرقه رو میسپرم به تو
برنامه نمیتونه اینجوری تموم شه
آخه آماندا میگه تمومه، پس
برام مهم نیست آماندا چی میگه
باید برنامه رو پس بگیریم
یعنی، میدونی چیه؟
میتونم برم توی اتاق و قسمت جدید رو ضبط کنم
فقط میگم که همهش تقصیر منه
نه، اینو نباید بپوشی
آخه چته تو؟
ما باید برای برنامهمون بجنگیم
باید یه نقشه بکشیم
اوه، فهمیدم
میتونیم از "گلووی" شکایت کنیم
من... فکر نکنم بتونم
چون هر چی آماندا خواست رو انجام دادم
فکر میکنی بتونی فقط برای پنج دقیقه
پشتم وایستی؟
من تمام این مدت هوات رو داشتم
No comments yet. Be the first to leave one.