23 บรรทัดแรก
.قاچاقچي ها
افسر جديد گارد يه کمي قانون شکنه" ."ترتيبشو ميدم تا بزاره رد بشيم
.دارن هوشري"، افسر جديد"
.سعي نکن که جنس قاچاقي رو اينجا مخفي کني
.نگهبانِ ميخانه "پستيا"، همدست قاچاقچياست
."قاچاقچي ها نديد گرفتنتون رو جبران مي کنن،سينيور"
.سعي نکن هيچ چيز قاچاقي رو از اينجا رد کني
.کارمن"، کولي"
.اين "دارن هوشري" خريدني نيست
من اين افسر فاسد نشدني رو .دست و پا بسته تحويلتون ميدم--با عشق
."شامگاه -- لبخند هاي "کارمن
."سرجوخه "مورالز
.بازي شروع مي شود
."امشب ميام "پستيا
.زير نور ميخانه
براي اينکه جنسهاي قاچاق بسلامتي رد بشه، تو بايد نزديکِ .دارن هوشري" بموني. ما بهت توي کارخونه کار ميديم"
.اسکاميلو"، يک قهرمان گاوبازي"
.اجازه بده قهرمان گاوبازي منتظر بمونه
.خواهيم ديد
.تو امشب بايد "دارن هوشري" رو خام کني
.از من نميخوايد که برقصم؟ آقا
.بوسه هاي منو براحتي نميشه بدست آورد
.قاچاقچيان عبور کردند
No comments yet. Be the first to leave one.