200 บรรทัดแรก
توليدي از توهو
_ زنی رام نشــــده _
نام اصلي فيلم در زبان ژاپني معني ـه) (خشن يا گستاخ را مي دهد
توليد شده توسط تومويوکي تاناکا
نويسنده: توکودا شوسِي فيلمنامه: يوکو ميزوکي
عکاسي توسط: ماسائو تاماي نورپردازي: کويچيرو کيشيدا مدير صحنه: ياسوهيده کاواهيگاشي
موسيقي: ايچيرو سايتو صدابرداري: چوشيچيرو ميکامي
بازيگران
هيدِکو تاکامينه
کِن اوئِهارا، ماسايوکي موري دايسوکه کاتو
تاتسويا ناکاداي، اِجيرو تونو تروکو کيشي، سِيجي مياگوچي چيِکو ناکاکيتا
:کارگردان ميکيو ناروسه
آغاز دوران تايشو دوران تايشو به سال هاي 1912تا1926 مقارن با) (سلطنت اعليحضرت امپراطور تايشو اشاره دارد
.اون همسرِ جديديه که ديشب وارد شد .آره
.نسبت به خانم قبلي جوانتره
داري جايي ميري؟ .جاي خاصي نيست گفتم يه سري بزنم
چون همسايه شما بودم .اين منم که بايد به ديدارتون بيام
.بعدا يه سر بهت مي زنم
هر وقت خواستيد مي تونيد به .فروشگاه سر بزنيد
بله، ممنونم. از زنان ضعيف مثل همسر سابقت خسته شدي درسته؟
بله، من تا وقتي همسرم سالمه و .سخت کار ميکنه هيچ شکايتي ندارم
پس اوشيما دقيقا .مناسبه توئه
من بايد پولي رو که براي بستري شدن ...همسر سابقم خرج کردم رو بدست بيارم
و هرچي باشه اون رو به... .ساحل دريا فرستادي
اوشيما از هفت سالگي مثل اسب .براي خانواده ناتني اش کار مي کرده
چطوري اين جايه دستت زخم شده؟
وقتي کوچيک بودم، مادرم منو .با انبر سوزان تنبيه کرد
.خيلي وقت بود که به فرزندي قبول شده بودم هر از چندگاهي بر مي گشتم منزل
ولي هميشه احساس مي کردم که .توي خانه خودم تنها هستم
.پس حتما سخت بوده
اصلا. در خانواده اي که به فرزندي .قبول شده بودم، زندگي بهتري داشتم
پس اينطوريه؟
.شوهرت مرد خوش قيافه ايه ...شما دوتا که توي خيابان با هم قدم مي زنيد
.واقعا خيلي به هم مياييد...
همسر سابقش چيزهاي ارزان قيمت ...ولي شيک رو دوست داشت. چيزهاي مثلِ
شانه و سنجاق مو و از اين... .قبيل چيزها
،اگه بتوني همه اونها رو برداري .ثروتِ زياديه
!چقدر سرخاب سفيدآب مالوندي
.من کيمونوي اوکايو رو بهت ميدم .برو يه چيزِ سنگين تر بپوش
حتي اگه کيفيتشون هم خوب باشه، نميتونم .از مد افتاده ها رو بپوشم
نميتونم لباسِ يه زنه .ده سال بزرگتر رو بپوشم
تو بايد کمربندت رو هم .يکمي شُل کني
من قبلا روي باغ اشراف .کار مي کردم
.خانواده من هميشه مهم بودن
اون فعلا کار نمي کنه .مگر اينکه حوصله داشته باشه
.اين مشکلِ خودشه
.اون مبتلا به آسم هم هست
.اين خيلي بده
برادرش کِي برمي گرده کوه؟
...اومده اينجا تا چندتا درخت بخره، پس
لطفا، يه سر بيا .فروشگاه ما رو ببين
ممنونم. خيال ما راحته که اون .با شما ازدواج کرده
اون يک بار از عروسي فرار کرد. چون .دوست نداشت خانواده ناتني اش براش تصميم بگيرن
اون خيلي خودخواهه. خانواده ناتني اش رو خيلي .ناراحت کرده. خانواده ميزوشيما واقعا از دستش ناراحتند
.اوشيما-چان نمي دونستم از مردها بدت مياد .اون سعي ميکنه متواضع به نظر بياد
دلت سيلي ميخواد؟
.بس کنيد ديگه
به هر حال خوشحالم که با مرد نجيبي مثل شما ازدواج کرده. اگه نتونه درست خدمت کنه چي؟
.اون خيلي چشم سفيدي ميکنه .ميتوني تنبيهش کني تا سخت کار کنه
.برش مي دارم
الو؟ بله، شوهرم؟ هان، چوجي هستي؟
هنوز برنگشته
مگه با تو نبود؟ الو؟
.ميشه در رو قفل کني
.شب بخير
.شب بخير
.شب بخير
تويي؟
تويي؟
چرا در رو بستي؟
چقدر دلت ميخواد به در بکوبم؟
.چون جوابم رو ندادي
نمي دونستم چه ساعتي .بر مي گردي خونه
نکنه ارباب خانه بايد اسمش رو داد بزنه تا وارد بشه؟
گوش کن، فکر کنم يه اتفاقِ عجيبي .داره توي بدنم ميوفته
.ممکنه حامله باشم
.فکر کنم خيلي زوده .شک دارم مالِ من باشه
چرا؟ براي چي؟
تو يه بار ازدواج کردي، مگه نه؟ .توي دفتر آمار هم ثبت شده
با کي ميتونم باشم؟
.وانمود نکن نميدوني
واقعا نمي دونم. ميدوني که من .شب قبل از عروسي از خونه بيرون زدم
پس، چرا اسناد ميگه با وجودي که تو فرار کردي عروسيت برگزار شده؟ !عجيب نيست
والدينم بدون اينکه بهم بگن .اون رو ثبت کردن .من از اون يارو بدم ميومد
مسئله اين نيست که تو اون يارو رو دوست داشتي .يا نه. واقعيت اينه که تو ازدواج کردي
.من نميدونم چه اسنادي درست کردند .اگه شک داري، برو با خانواده ام چک کن
اون يه آدم ابلهي بود که وقتي بچه بوديم .منو از مدرسه به خانه ميرسوند
.من کاري ندارم ولي تو با اون خوابيدي، مگه نه؟
.نه. خانواده ناتني من، اون رو هم به فرزندي قبول کرده بودن .تا با ازدواج ما نسب خانودگيشون حفظ بشه
.به خاطر توئه که همه دارن بهم مي خندن
منظورت چيه؟ حسوديت شده؟
!منو خر فرض نکن
عزيزم، واسه همينه هر شب بيرون مشروب ميخوري؟
حرفم رو باور نميکني؟
.اگه اينجوريه، خيلي بي عاطفه اي
شب قبل از عروسي دويدم به خانه .خواهرم و ديگه برنگشتم
.همه بهم ميگن خيانتکار
.دست از غر زدن بردار .بگير بخواب
فردا بايد برم بازديد يه .کارخانه توي هوکايدو
ساعت چند ميري؟ فردا صبح زود؟
.آبغوره نگير
.تو دم به دقيقه با يه زني در تماس هستي .تو نمي توني منو مقصر ازدواج يا هر چيزي بدوني
تو واقعا همه اين چيزها رو به من ميدي؟
.به هر حال توي کمد خراب ميشن
...ولي
.خواهر، يه نگاه به اين نامه بنداز .از طرفه زنه براش اومده
از هوکايدو؟
اون اغلب يه کيمونو و عطر .براش مي فرسته
زشته. اون نامه تشکر براي شوهرت فرستاده. گيشا هست؟
واقعيتش اينه که اون براي کارخانه به هوکايدو .نميره. اون هر روز ديدنه زنه ميره
به زودي، صاحب کارخانه کاغذ، منو" .به توکيو ميبره. پس هر روز مي تونم ببينمت
.ميخوام ببينمت. دارم ميميرم که با تو باشم ".اميدوارم بداني چه حسي دارم
.اون يه احمقه. هر وقت بر ميگرده اونجا، موس موس ميکنه .جلوي کارگرها خيلي شرم آوره
وقتي همسر سابقش مريض بود .بايد بازيگوشي رو ياد گرفته باشه
،مهم نيست چقدر مراقب پول باشم .همه رو براي اون خرج ميکنه، فايده اي نداره
.ولي، حداقل يه حلقه خوب داري
.من با يه مرد فقير ازدواج کردم
.اين رو به تو ميدم
.براي زني جا افتاده مثلِ من مناسب نيست
.به هر حال، چيزِ ارزون قيمتيه .بگيرش
واقعا؟
.من فقط يه زنِ جايگزينم چرا نبايد بعضي وقت ها آزاد باشم؟
چرا منو با اون جايگزين نمي کني؟
اين فقط بين ماست، هرچند .گريه ام کردم
براي چي؟
مادرش حتي توي اتاقِ .خوابِ ما هم مياد
.متاسفم که اينو مي شنوم
.مادرش درد پا و کمر داره .اون تنها پسرش رو بدجور لوس کرده
،نميذاره پسرش دست به سياه و سفيد بزنه ،شب و روز چشمش به اونه
کم مونده که حتي .شبها هم پهلوش بخوابه
.نگرانه که نکنه چيز خورش کني
وا؟ من و اين کارا؟
...درسته .چون برادر بزرگتري نداره
.اين رو نگو
...از وقتي اينجا بودم .اينجا هميشه زيبا و آرومه
.تسورو هم اينجاست
وا؟ جدي؟
،اگه ميدونستم اينجوريه ...من با تو ازدواج مي کردم
چطور ممکنه دختر خانواده کانا، به يه پسر توليد کننده قوطي کنسروغذا علاقه مند بشه؟
.تو هم هيجان کافي نداشتي
.اي کاش مي تونستيم از اول شروع کنيم
.همسر تسورو اينجاست
واسه چي اومده اينجا؟
.تو مجبور نيستي طرفِ اون رو بگيري
.سلام
.خوش آمديد
.تسورو، تو نبايد انقدر بد اخلاق باشي به اندازه کافي بالغ هستي که درک کني، مگه نه؟
آيا به اينجا عادت کردي؟
.چيزِ زيادي بلد نيستم، چون از حومه شهرم .هميشه هم به من غُر ميزنه
.نگاش کن. اون فکر ميکنه يه دخترِ شهريه .با اون آرايش غليظ و صورت پف کرده
.انقدر باهاش بد نباش
.صورتم پف کرده چون خوب نمي خوابم .توي فروشگاه و آشپزخانه دارم کار مي کنم
اگه شب خسته ميشم .براي اثباته شرافتمه
.من اين رو نگفتم
.بس کن
.تو هم همينطور. ديگه تکرار نکن .زن ها که نبايد اينطوري حرف بزنن
تسورو، چرا کمکش نمي کني که لباس مناسب تري بپوشه؟
.بياييد يه چاي بخوريم
.متاسفانه همسرم بيرونه
.برو خونه .شکمت داره بيرون ميزنه
.بس کن. لطفا، بيا تو
حسابدار بودن سخته؟
وحشتناکه. اون خيلي به خودش افتخار ميکنه که .فروشنده هاي جديد گرفته. ولي اونها پول در نياوردن
آخرش هم کارِ بيشتري باقي ميمونه. زنها ،هر کاري مي کنند آخرش به هيچ ختم ميشه
.و ما مردها بايد جورش رو بکشيم
سخت نگير تا اون هم .بهش عادت کنه
اون منو به خاطر چيزهايي که .تبديل به پول نميشه سرزنش ميکنه
.مي خواستم اين رو جلوي خودش بشنوي
.تو ايراداتِ خودت رو فراموش مي کني
بهم بگو! از چي شاکي هستي؟
اون دهاتيه. طبيعيه که .در 18 سالگي به فرزندي قبول شده باشه
،ولي، در حقيقت .اون مثل يه مستخدم براي خانواده بود
.من ازدواج تو رو درست کردم
اون ناگهان زنِ يه آدم ثروتمند شد. حالا .فکر ميکنه اتلاف وقته اگه پولِ منو خرج نکنه
.تو بودي که گفتي لباس هايم بوي گِل ميدن
.اون به فرزنديه کشاورزها پذيرفته شده .تبديل شدنش به يه دختر شهري سخته
مغازه ما شينشو .از وقتي اون اومد خراب شد شينشو در زبان ژاپني با توجه به حروف کانجي و کاتاکانا) (چند معني مختلف مي دهد از جمله: امضاي امپراطور، صداقت، کتاب جديد
تو اون رو با بيرون رفتنه .شبانه ات خراب کردي
چي؟
.شماها زوج هستيد .اوشيما، تو يکم نسبت به اون بدبيني
.مي فهمم که شکايت داريد .ولي شما هم يکمي بايد سازش کنيد
برو خونه. نبايد زيادي فروشگاه رو .تنها بذاري
بذار بمونه. خيلي وقته .اينجا نيومده
.ببخشيد مزاحمتون شدم .من دارم ميرم
به اين زودي ميري؟
.لباسش رو ببين
.اينقدر بد جنس نباش
داري ميري خونه؟
.دوباره بهشون سر زدم
.اون ديگه اونجا نمي مونه
.داره بازي ميکنه .هنوزم همونجاست
.حالا ازش عذرخواهي کن
.نمي کنم
.لازم نيست دوباره دعوا کني
چي شده؟
.بندِ دمپايي چوبيم بُريد
ميتوني راه بري؟
.آره
،من بيشتر به اون دختره اويو مشکوک شدم .از صداي شهوتيش بيزارم
.تا اون زنه توي هوکايدو
No comments yet. Be the first to leave one.