200 บรรทัดแรก
شرکت دارو سازی کی و سی، ژاپن
.هدف به سمت جنوب در حرکته
.ردپاش تو 400 متریِ جنوب اینجا دیده شده
.تمام ماشینها دارن منطقه رو جستجو میکنن
.به محض گرفتن اطلاعات جدید، بهتون خبر میدم
...جناب مدیر
.دوربینهای امنیتی مون بیشتر از این حد رو پوشش نمیدن
.بجاش از دوربینهای دولتی و پلیس استفاده کنید
!لعنتی
...خیلی کُنده
!کُـــنده
.ظاهراً هدف از محدوده نظارتِ آزمایشگاه خارج شده
.واسه پیدا کردنش تو خیابون به زمان نیاز داریم
.اگه شرایط عوض شد، سریعاً باهام تماس بگیرید
.تمام
.اطاعت میشه
...جناب مدیر
ممکنه هدف بازم پرش کرده باشه؟
فکر کردی بخاطر چی موقع شام کالریِ کمی بهش میدادم؟
.با اینکار امروز اطلاعات خوبی بدست میاریم
...میخوام ببینم ملکه با این مقدار کالری
.تا کجا جلو میره
!ایول! حالا شد
.وای ... دوباره نه
!بخاطر همین بودجه بیشتری خواستم
.هدف در بزرگراه و 500 متری جنوب شرقی اینجا دیده شد
.چون دوربین خیابونیه، بهتر از این نمیشه نظارت کرد
،از مرکز به تمام وسایل نقلیه .منطقه ای که هدف توشه رو محاصره کنید
.ماشین شماره 4، مستقیماً به محل موردنظر برو
،شاید هنوز یه پرش دیگه هم ازش بربیاد
.ولی نمیتونه فاصله زیادی رو طی کنه
!ایول! تحلیل کامل شد
!مختصاتُ میفرستم
.شماره 4 هستیم
.مینی سی داره به سمت هدف حرکت میکنه
.دریافت شد
.شما همونجا بمونید
...سردمه
یعنی کل دنیای بیرون این شکلیه؟
،کجا تشریف میبری
ملکه سرخ؟
!نزدیکم نیا
.لجبازی رو بذار کنار و برگرد به جای گرم و نرمت
!نمیخوام
.همه منتظرتن
!باز شو
!میبینی؟
.هیچی انرژی واست نمونده
.واندرلند» جاییه که تو بهش تعلق داری»
واندرلند : سرزمین عجایب
کی هستی؟
.که اینطور
.شماره 106
.در حال مقاومته
.از ملکه سرخ همین انتظار میرفت
.جالبه که هنوز اینقدر توان داره
.نه
ها؟
...این
یه نفر دیگه ست؟
.بپر
.بزرگترین شهری که میتونی رو تصور کن
.برو به اونجا و آشوب به پا کن
تو کی هستی؟
.دوباره همدیگه رو میبینیم
چی؟
چی شد؟
!نمیدونم
.شاید رعد بهش خورد
.به یه کانال دیگه میریم و از اول شروع میکنیم
رعد؟
!آخ جـــووون! موفق شدیم
.تصویر داره برمیگرده
هدف کجاست؟
.نمیبینمش
.اینجا هم چیزی نیست
.تاچیبانا هستم
.گرفتن ملکه سرخ با شکست روبرو شد
.یکی دخالت کرد
کی بود؟
.نمیدونم
.یه دختر با قدرت ماورا که تا بحال ندیده بودمش
...به ملکه سرخ هم گفت که
.به یه شهر بزرگ بره و آشوب به پا کنه
.به تمام وسایل نقلیه
تمام ماشینها بجز شماره 4 .جستجوی خودشونُ به منطقه شهری وسعت بدن
.اطاعت میشه
.هر جور شده ردش رو بگیرید
.مسیر تمام ماشینها عوض شد
.دارن به سمت جنوب و منطقه شهری حرکت میکنن
.جناب مدیر، بیشتر از این نمیتونیم جلو بریم
چرا؟
...آخه پل
...پل از بین رفته
.تمام ماشینها، به آزمایشگاه برگردید
.مینی سی، به محض رسیدن گزارش کاملی رو به من برسون
.تمام
...به شهر بزرگی برو و آشوب به پا کن
ها؟
،آلیس
،مدت زیادی رو تو فضای باز مونده بود
.و احساس گیجی بهش دست داد
،وقتی فهمید که میتونه دوباره راه بره
.خیالش راحت شد
"،فقط کافیه به بالای اون تپه برسم"
،آلیس چنین فکری کرد
".میتونم منظره بهتری از باغچه رو ببینم"
ملکه سرخ فرار میکند
.شرمنده که صبح زود بیدارت کردم
.اگه خسته ای، الان بگیر بخواب
.باشه
.هدف یافت شد
.تو شینجوکوئه
.دوربین ساعت 4:57 دقیقه صبح اونو نشون داد
.تصویر هدف رو برای من بفرستید
.اطاعت میشه
یک پیام جدید دارید
،واقعاً هم
...اینجا شهر بزرگیه
.اینم سفارشتون
!حقیقتاً کارتون عالیه
.سراغ آدم درستی اومدم، کاشیمورا سان
جداً؟
.اینکه خیلیه
.جهت تشکره
.خواستم قدرشناسی خودمُ نشون بدم
.چون شخصاً ازم خواستید این کار رو قبول کردم
.نخواستم که با شماها پسرخاله بشم
!هوی، پیری
فکر کردی با کی حرف ــــ
!خفه خون بگیر
.عذر میخوام
.این کله ش داغه
.بجز حق الزحمه ـم چیز دیگه ای برنمیدارم
...کاشیمورا سان
.شما چه آدم عجیبی هستین
!خسته نباشید
صنایع ساواکی
اطلاعات جامع و فراگیر غرفه رایگان اطلاعات
.خوش اومدید
...اوه، کاشیمورا سان
.چه عجب از این ورا
.سیگار میخوام. همون همیشگی
.باید ترک کنید
.شما رو به کشتن میدهها
.نظر نخواستم
...کاشیمورا سان، کاشیمورا سان
.من نگرانِ اون دختره ام
میبریدش پیش پلیس؟
.الان سه ساعته اونجا نشسته
.بچه که نباید تو کابوکیچو باشه
.زنگ بزن پلیس
.زنگ زدم ولی کاری نمیکنن
.به خارجیا اعتماد ندارن
صفحه را بررسی کرده و برای ادامه لمس کنید آیا 20 سال یا با سنی بالاتر هستید؟ من 20 ساله هستم .بعد از تایید سن میتوانید درخواست شناسه کنید
.پس برو از صاحب فروشگاه کمک بخواه
!نمیتونم
.صاحب فروشگاه از پلیس متنفره
.بعدشم، چندوقته که داره پول صدقه رو میدزده
صندوق صدقات .از اندک کمک شما سپاسگزاریم
.مرد خوبی نیست
.دختر جان
.نباید به جنسا دست بزنی
گم شدی؟ میخوای ببرمت خونتون؟
من و شما قبلاً همدیگه رو دیدیم؟
.کاشیمورا زوروکو
.متولد 19 ژوئن 1943
.یک نوه به نام سانائه داری
.سانائه از دیروز به اردوی تمرینیِ باشگاهشون رفته
.ولی من نمیدونم "باشگاه" یا "اردوی تمرینی" چیه
.گمونم اشتباه کردم
.ولی به نظر آدم بدی نمیای
!آهای، با توام
حاضری باهام یه معامله کنی؟
معامله؟
،اگه موافقت کنی
!هر آرزویی داشته باشی برآورده میکنم
چته تو؟
مانگا زیاد خوندی، خل شدی؟
.شرمنده ولی نمیفهمم چی میگی
ها؟
.فـ ـ فهمیدم
داری مسخره ـم میکنی، آره؟
.مسخره ـت نکردم
.حرفات حالیم نمیشه
!اصلاً بیخیالش
چی شد؟
!کاشیمورا سان، غیبش زد
کاشیمورا سان، چه خبره؟
فروش زمین
.نمیدونم
.اوضاع بده
.قدرتم داره ضعیف میشه
...باید با همون پیرمرد میرفتم
.ممنون از خریدتون
...ببین
یعنی حاضر نیستی باهام معامله کنی؟
چطور سوار ماشینم شدی؟
.اونش مهم نیست
اسمت چیه دختر جان؟
No comments yet. Be the first to leave one.