200 บรรทัดแรก
پاتو از گلیمت دراز تر کرده بودی
... از کاه کوه ساختی
اونم به جای اینکه دمتو بذاری رو کولت و بری ...لطف میکنی اگه
گم و گور شی
.یه چیزی بخورین هی چیکار میکنی؟
جون وو- هی جون وو-
!هی. بگیرش
بگیرش
هی جون وو،تمومش کن
جون وو چت شده؟ جون وو
چوی جون وو ! بسه
هر گونه استفاده مادی از زیرنویس و کپی برداری بدون ذکر منبع ممنوع است
: قسمت پنجم
واقعا اینارو بهت گفت؟
ولی تو چرا ما هی یونگو زدی؟
تو که گفتی کی ته به اونا پول داده . چرا هی یونگو زدی؟
چون کی ته رو ، هی یونگ کنترل میکنه
هی یونگ؟
بیخیال!!! چرا هی یونگ باید همچین کاری کنه؟
هی یونگ حالت خوبه؟
نمیخوای بریم بیمارستان؟
من خوبم
ولی خدایی چرا جون وو یهو پرید روت؟
بینتون چیزی شده؟
نه
الان جون وو از لحاظ روحی اصلا شرایط مساعدی نداره
تازه شنیدم اونا دوستای بچگیِ هم بودن
حتما یهو احساساتش بر انگیخته شده
درکش میکنم
..میدونی ..یادته اون پسرایی که یکم پیش اومدن
تا ادای احترام کنن؟
!شاید اونا چیزی بهش گفتن؟
جدی؟ شنیدی چی گفتن؟
اوه! معلم ریاضیم داره زنگ میزنه
یه لحظه
چرا برنمیداره؟
مشترک مورد نظر در دسترس نمیباشد
گوشیت زنگ میخوره- چی؟-
چیه؟- چیشده؟-
معلممه
چیز مهمی نیست
ضروریه! حداقل تا نیم ساعت دیگه تو ساختمون تدریس باش
سو یه معلمم میگه امروز یکم زودتر شروع کنیم
من باید برم
انقدر یهویی؟- درس دارم-
ببخشید. باید برم
..برگرد سر تمرینت بهت زنگ میزنم
جون وو، فعلا تا همینجا کافیه،خب؟
بعدا صحبت میکنیم
باشه
خوبه. برگرد داخل
جون وو
تو مدرسه میبینمت
..حتما جون وو خیلی سختشه
آره.. احتمالا تا وقتی خانواده ی دوستش برسن همینجا بمونه
خسته نباشین بچها
هی یونگ حالت خوبه؟
بله
امیدوارم جون وو هرچه سریعتر با شرایط کنار بیاد
نگرانشم
هوم.. درسته
بریم
چقدر عجیب غریبه.. چرا حس بدی دارم؟
حس میکنم قلبم داره فشرده میشه
جونگ هو ... حالا من چیکارکنم؟؟
...من
باید چیکارکنم؟
کی ته! تو به اون عوضیا پول دادی؟
دیوونه شدی؟
چاره ای نداشتم
گفتن بدون پول کاری نمیکنن
خودت گفتی هرجور که شده کاری کنم اخراجش کنن
!دوستِ جون وو مُرده
!و ممکنه ما مقصر همه چی بشیم
چی داری میگی؟
منظورم اینه که... چرا؟
!نمیدونم
از مدرسه اش بیرون اومده.. تو راه محل کارش تصادف کرده
اگه یکی بفهمه تو به اون عوضیا پول دادی چی؟
هی یونگ! یادت نیست؟
خودت گفتی مسئولیت هر مشکلی رو به عهده میگیری
..اون بستگی داشت چه مشکلی باشه.. من
من بهت گفتم بری بهشون پول بدی؟
چیکار باید میکردم؟
حالا چیکارکنم؟
حالا چیکارکنم؟- چرا از من میپرسی؟-
سو یه
تو اینجا چیکار میکنی؟
سو یه
!سو یه
شما دوتا باهمین؟
اون میدونه چیکار کردیم؟
سو یه
تا اینجا دنبالم کردی؟
چرا؟
پس بقیه راست میگفتن
!لی کی ته نوچه ی ما هی یونگه
سو یه! اینطوری نیست
...چجوری میتونی حتی
نا امیدم کردی کی ته
سو یه چشه یعنی؟
جواب زنگامو نمیده
تازه از دیروز همه پیامامم سین میزنه جواب نمیده
یعنی واقعا چشه؟
من برگشتم
خوب پیش رفت؟
خوبی؟
اوجه چی؟
اوجه ی من خوب بود؟
اون رفت مغازه
حال جون وو چطور بود؟
خیلی خوب نبود
مثل اینکه از بچگی باهم دوست بودن
!بچها.. یه دقیقه
سوبین! امروز میری سر کلاسای آقای سون دیگه؟
همراه ما هی یونگ برو
امتحانای میانترم نزدیکه. ازش بپرس ببین چجوری برای میانترمش درس میخونه
خیلی خوبه نه؟
که با ما هی یونگ همکلاسی- اره-
باشه
بالاخره فهمیدی؟
!نتیجه امتحان تعیین سطح کلاس آقای سون رو
گفتی چک میکنی ببینی قبول شدی یا نه
دوباره شروع کردی؟
رو می بنظرت الان وقت مناسبی واسه این حرفاست؟
میخوای بدونی؟- اره-
جمع کن باهم بریم
میخوای بری؟ چرا؟
شما نمیذارین نتیجه امتحان تعیین سطحمو ببینم
واقعا حس خوبی به این قضیه ندارم
و اینکه.. ترجیح میدم تنها درس بخونم
ولی بازم تصمیم عجله ایه
متاسفم
یکی از دوستام اینجاست که میخواد شما رو ببینه
رو می
سلام
من دوستِ سوبینم! هوانگ رو می
دوست هی یونگم هستم
متوجهم.. سلام
لطفا بذارید منم امتحان تعیین سطح رو بدم
چی؟
من دارم سعی میکنم بفرستمت کلاسی که ما هی یونگ میره
اونا حتی نمیذارن کسی امتحان تعیین سطح کلاسشونو بده
الان داری چیکار میکنی؟- دنبالم بیا-
سوبین میخواد تو کلاس ریاضی آقای سون باشه؟
...من با آقای سون صحبت کردم
و ایشون گفتن اجازه شما لازمه
نه! تو بهترین کارو کردی سوبین
سوبین کجا میری؟
دنبال ما هی یونگی؟
هی یونگ کجاست؟- جدی کجاست؟-
هی یونگ
سوبین
چرا انقدر ترسیدی؟
نترسیدم بیا بریم
..من
از کلاس انصراف دادم
چرا؟
..حس خوبی ندارم
!لطفا تا یه مدت به مامانم چیزی دربارش نگو
سوبین
متاسفم که بخاطر من تو دردسرای زیادی افتادی
..لطفا درک کن
..ولی میگم
هیچی
چیه؟ چیشده؟
..وقتی جون وو داشت میزدت
چرا خشکت زده بود؟
...به نظر من
یه مقصودی از اونجوری وایسادن و کتک خوردنت داشتی
آخه کدوم آدم عاقلی با هدف وایمیسه کتک بخوره؟
فقط نتونستم جاخالی بدم
...میگم.. تو چرا
چی؟
هیچی
حتما امروز خیلی شوکه شدی. برو خونه واستراحت کن
من با آقای سون حرف میزنم
برای کلاس بعدی بیا! خب؟
دیدی گفتم؟
سلام
..فکر نمیکنم با پارک یونگ به قرار بذاری
قضیه عشق یه طرفه ست نه؟
پارک یونگ به دیگه کیه؟
پارک یونگ به! میدونی که. همون پسره که اینجا کار میکنه
ما اینجا بهش میگیم یونگ به
آها.. منظورتون جون وو عه
بچه جون! وقتی میگم آره قبول کن
قبلنم یونگ به میگفت نه
چیو قبول کنم؟
اینطوری که فکر میکنید نیست آجوما
چی؟ آجوما؟؟
!هی ! من متولد 1998 ام
لعنتی.. این بچه جقله همچین دوست پسر خوشگلی داره و من هیچ
یه نوشابه دیگه لطفا
باشه.. چند لحظه
دوتا پیتزای بزرگ
اوه. پیتزای بزرگ
بابا! دوتا پیتزا بزرگ
بلــه قربـــان- بعله-
اوکی. بفرمایید اینم نوشابه تون
No comments yet. Be the first to leave one.