143 บรรทัดแรก
یه جدای برای اینکه تو راه و روش نیرو
ماهر بشه، باید همه دلبستگیها رو رها کنه.
این برخلاف عقیده ماست.
وفاداری و همبستگی راه و رسم مان.
باید برای بچه سر راهی گروگو چی بسازم؟
آنچه گذشت
به سنکشوئری خوش اومدین.
فقط اومدم تا خودم رو معرفی کنم و بهتون اطمینان بدم که کسب و کار شما
تحت نظارت من به رونق خودش ادامه میده.
مطمئنم خبر دارید،
سندیکای پایک مشغول جمع آوری نیرو توی موس اسپاست.
اونها به عنوان بخشی از تجارت ادویه خود، به آرومی سیارهی ما رو به چنگ گرفتن.
چقدر گنج ذخیره داریم؟
من پول زیادی دارم. چیزی که نیاز دارم نیروی بدنیه.
بوبا فت.
مطمئنا ممنون میشه.
بهش بگو مهمون منه.
اما اول، باید به یه دوست کوچولو سر بزنم.
مـــتـــرجـــم ::. صادق هاشمی .::
همش اونجاست.
ادویه رو رها میکنیم و پولا رو به موس آیزلی برمیگردونیم.
بقیش معلوم میشه.
آقایون، میدونید کجایید؟
خوب فکر کنید.
فرض رو بر این میذارم که اهل این اطراف نیستید
و میگم که فکر میکنید وسط ناکجاآبادین.
اما همه چی از اونجا
تا همهچی اونجا
قلمرو موس پلگوئه
و این راهراههای روی کمربندم نشون میدن که من کلانتر این قلمروها هستم.
حالا، من نمیدونم که چه قرار مداری با مسئولین موس اسپا گذاشتین،
و بیاید صادق باشیم، تو موس آیزلی همه چی مجازه.
اما اینجا من کسیم که میگم مردم چیکار کنن.
من ندیدم چی تو اون صندوقه،
و در نتیجه تا جایی که به من مربوطه
هیچ قانونی شکسته نشده.
اگه کالاهاتون رو جمع کنید و برگردین به جایی که ازش اومدین،
میتونیم در نظر بگیریم که نقشه رو اشتباه خوندین.
خوب فکر کن.
میتونم ببینم که تو باهوشهای.
یه پیشنهادی واسه رؤسات دارم.
بهشون بگو من راجب سندیکا شنیدهم. پولشون رو با خودت برگردون.
و اینو با احترام میگم،
هرکس حین حمل ادویه از موس پلگو گم بشه، تا ابد گمشده باقی میمونه.
حالا، اون صندوق رو بزار و برو. اینو جریمه رد شدن بدون اجازه در نظر بگیر.
این ارزشش از شهرتون بیشتره.
خب، پس، شاید بازنشسته بشم.
کتاب بوبا فت
قسمت 6 از صحرا غریبهای میاید
سلام، دوست من.
من دنبال اسکایواکر میگردم.
اومدم تا بچه رو ببینم، گروگو.
اونا اونجان؟
هی. دروید.
هی.
خاموش نشو. بیدار شو.
هی، من دنبال اسکایواکر میگردم.
اون با خودش یه بچه داشت.
این یه نیمکته؟
چقدر باید منتظر بمونم؟
کسی اینجا هست؟
کسی که یه موجود زنده باشه؟
گروگو.
خیلی خب، بریم قدم بزنیم.
میخوام راجب کسی بهت بگم که منو خیلی یادش میندازی.
اسمش یودا بود.
عین تو کوچیک بود، اما قلب بزرگی داشت،
و نیرو درش قوی بود.
یه بار بهم گفت،
"اندازه نداره اهمیت".
اینطوری حرف میزد.
با ابهام صحبت میکرد.
تا حالا شنیدی کسی تو خونهتون اینطوری صحبت کنه؟
خونهت رو به یاد داری؟
دوست داری یادت بیاد؟
بزار کمکت کنم یادت بیاد.
- برو! برو! برو! - عجله کن! عجله کن! حرکت کن! تکون بخور!
خوش برگشتی.
کهکشان جای خطرناکیه، گروگو.
من بهت یاد میدم از خودت محافظت کنی.
تو. انتظار نداشتم تو رو اینجا ببینم.
من دوست قدیمی این خانوادهم.
فکر کردم قرار نیست کمک بکنی گروگو آموزش ببینه.
من آموزش نمیدم. ارباب لوک میده.
پس اینجا چیکار میکنی؟
این سوال من از توئه.
من اینجام تا بچه رو ببینم.
به همین خاطر آرتو بجاش تو رو آورد پیش من.
اینجا چه جاییه؟
الان چیزی نیست،
اما روزی مدرسه بزرگی میشه.
گروگو اولین شاگردش خواهد بود.
میخوام بدونم حالش چطوره.
حالش خوبه.
میخوام ببینمش.
میدونم.
بیا قدمی بزنیم.
وقتی باهم آشنا شدیم، بهت اخطار دادم
دل کندن از گروگو واست سخت میشه.
اون یه بچه سر راهی ماندالوری تحت مراقبت من بود.
فقط میخوام مطمئن بشم جاش امنه.
هیچجایی تو کهشکان از اینجا پیش لوک امنتر نیست.
نمیفهمم چطور با تصمیم اسکایواکر برای آموزش بچه
اونم وقتی خودت ردش کردی، مشکلی نداری.
چون این تصمیم خودش بود.
من خواستههای دیگران رو کنترل نمیکنم.
پس، این تصمیم منه که برم و ببینمش.
البته. اگه این چیزی که میخوای.
خیلی خب.
اینکارو بخاطر گروگو میکنی یا بخاطر خودت؟
فقط... میخوام اینو بهش بدم.
چرا؟ تا تو رو باهاش بخاطر بیاره؟
نه.
به عنوان یه بچه سر راهی ماندالوری باید اینو داشته باشه. این حقشه.
بچه سر راهی.
شاید الان یه پاداوانه. (شاگرد جدای)
خب، در هر صورت، این زره ازش محافظت میکنه.
اگه واسه اینکار مصممی،
پس بهم اجازه بده تا به دستش برسونم.
من این همه راه اومدم.
خودش همونجاست.
گروگو خیلی دلش برات تنگ شده.
اگه ببیندت،
فقط همهچیز رو براش سختتر میکنه.
مطمئن شو ازش محافظت میشه.
خیلی خب. وقتشه آموزشت رو ادامه بدیم.
بیا پریدنت رو ببینیم.
واقعا؟ همینو تو چنته داشتی؟
خم شو، بپر، و حینی که میپری
نیرو رو حس کن که درونت جریان پیدا میکنه.
زیادی تلاش میکنی.
تلاش نکن. انجام بده.
بیا. میخوام یه چیزی بهت نشون بدم.
طاقت بیار.
نگاه کن. دنیای پهناور در تعادل وجود داره.
نیرو رو در اطرافت حس کن.
از طریق نیرو، تعادل رو هم پیدا میکنی.
تمرکز کن.
از نیرو استفاده کن.
خودشه.
خیلی خوبه.
بهتر بود.
این یه دستگاه کنترل از راه دور آموزشیه.
No comments yet. Be the first to leave one.