Kakuriyo -Bed & Breakfast for Spirits-

Kakuriyo -Bed & Breakfast for Spirits- (かくりよの宿飯)

ดาวน์โหลดคำบรรยายFarsi Persian

ข้อมูลรุ่น

[AnimWorld-Temari] Kakuriyo no Yadomeshi - 19
ความคิดเห็นโดย AHEE
Forums‏‏‏.‏‏‏Animworld‏‏‏.‏‏‏Net

แท็ก

other
เผยแพร่เมื่อ: 2018-09-17
ดาวน์โหลด: 21
ผู้พิการทางการได้ยิน: No

ตัวอย่างคำบรรยาย Farsi Persian

173 บรรทัดแรก

دنیای انیمه تقدیم میکند

Forums‏‏‏.‏‏‏Animworld‏‏‏.‏‏‏Net

ترجمه و زیرنویس‏‏‏‏:‏‏‏‏

Temari

بگو ببینم‏.‏‏.‏‏.‏ رانمارو‏-‏کون‏.‏‏.‏‏.‏

تو آئویی تسوباکی رو دزدیدی و بعدش

واسه چی اجازه دادی هر کار عشقش می کشه بکنه؟

اوگون‏-‏دوجی‏-‏ساما گفتن که جلوی فعالیت هاش رو نگیرم‏.‏

که اینطور‏.‏‏.‏‏.‏

خب‏.‏‏.‏‏.‏واقعا تحت تاثیر قرار گرفتم که اون تونست

چتر رنگین کمون و نوشیدنی اسرارآمیز تنگو رو به دست بیاره‏.‏

ولی هنوز به صدف پری دریایی و گوهر هورای

و غذاهایی که از گنجینه اقیانوسی درست شدن احتیاج داری‏.‏

گینجی به زودی صدف پری دریایی رو جور می کنه‏.‏

اوه؟ پس سپردیش دست اون؟ حالا بهش اطمینان داری؟

حتما گینجی‏-‏کون داره اوقات سختی رو می گذرونه‏.‏

مطمئنم که از پسش برمیاد‏،‏ پس لطفا هیچ نگران نباشین‏.‏

کاکوریو‏-‏ رختخواب و صبحانه برای ارواح

گلی که در دنیای سپیده دم شکوفا می شود

ریسمان سرنوشت را می گیرد و به هفت رنگ درمیاید

آیا رنگ روشنش که حتی هنوز در رویا نیامده‏،‏ یک توهم ابدی است؟

به نوایی که از عالم خفا میاید گوش بسپار

بدو! بدو! بدو! چون بارقه ای از آتش در شبی بی نور

حتی اگه بدنم آتش بگیرد

از زمان پیشی می گیرم و هزاران مایل را پشت سر می گذارم

امیدها‏،‏ قول ها و روحم را حفظ می کنم

تا وقتی که به زمین و آسمون برسند

رانمارو‏!‏

بفرما‏!‏ ما نوشیدنی اسرارآمیز تنگو رو گیر آوردیم‏!‏

نیستش؟

آره‏،‏ رانمارو‏-‏ساما رفته بیرون‏.‏ مجبور شد بره به یه کار مهمی برسه‏.‏

خیلی خب‏،‏ این کار رو راه می ندازه‏.‏

اینجا رو برگزاری مراسم جشن امن نگه می داریم‏.‏

دلم می خواست به نوای پیروزی این جشن بزرگ گوش بدم‏.‏

صدای فلوته؟

احتمالا رایجیو‏-‏ساماست‏.‏

چی؟

اون یه آیاکاشی هیولای رعد آساست که رعد و برق رو کنترل می کنه

و یه نجیب زاده قدرتمنده که اوگون‏-‏دوجی‏-‏ساما بهش ارتقا داده‏.‏

رایجو‏.‏‏.‏‏.‏

می شناسیش؟

قبلا تو تنجین‏-‏یا‏.‏‏.‏‏.‏

رابطه من و رعد و برق چندان خوب نبود‏،‏ بنابراین‏.‏‏.‏‏.‏

پس بالاخره یه چیزی پیدا شد که ازش بترسی؟

چه جورم‏!‏

به هر حال‏.‏‏.‏‏.‏ ازش دوری کن‏.‏

اون دنبال خوش گذرونی خودشه و هر چیز لذت بخشی که تو دنیا باشه رو خوب می شناسه‏.‏

اون در لحظه زندگی می کنه و یهویی عمل می کنه‏.‏

و بعضی وقتا با سهل انگاری کارای بی رحمانه ای می کنه‏.‏

ولی این نوای فلوت خیلی زیباست‏.‏‏.‏‏.‏

نوه دختری شیرو تسوباکی و نامزد خدا غول تنجین‏-‏یا‏.‏‏.‏‏.‏

محاله‏.‏‏.‏‏.‏ هیچ علاقه ای بهش ندارم‏.‏

چی‏،‏ آئویی‏-‏سان؟‏!‏

امروز یکم زودتر برای تنگو غذا درست کردی و بازم مشغول آشپزی شدی؟

آئویی‏-‏ساما‏!‏ اون چیه دیگه؟

می خوام یکم سوشی ماهی خالخالی سرکه ای و

و کوفته های سالاد پنیر و آلو ترشش درست کنم‏.‏

اسماشون مثل یه جور ورد می مونه‏.‏

اینا رو برای شامت درست می کنی؟

نه‏.‏ پیش خودم فکر کردم خوراک خوبی واسه وعده آخر شبی گینجی‏-‏سان میشه‏.‏

واسه اون روباهه دیگه؟ حالا که فکرش رو می کنم می بینم یه مدتی میشه ندیدیمش‏.‏

ظاهرا به خاطر چیدن تدارکات مراسم جشن خیلی سرش شلوغه‏.‏

آی‏-‏چان‏،‏ می تونی اینو برام خشک کنی؟

باشه‏!‏

خوب شد دیگه‏.‏ دستت درد نکنه‏.‏

مطمئنم که عالی از آب درمیاد‏!‏

آئویی‏-‏سان‏!‏

منم می خوام کمکت کنم‏!‏

از حالا به بعد‏،‏ می خوام یار به درد بخوری برات بشم‏!‏

فعلا نگران این چیزا نباش‏.‏

و اینا رو بخور‏.‏

آخ جون‏!‏ خیار‏!‏

آئویی‏-‏چان‏!‏ خیر ببینی‏!‏

ملچ‏،‏ ملوچ‏.‏‏.‏‏.‏

ملچ‏.‏‏.‏‏.‏

امیدوارم گینجی‏-‏سان برگرده‏.‏

مثل همیشه شامه خیلی قوی ای داری‏.‏

باشه‏،‏ گرفتم‏.‏ یکمی بهت می دم‏.‏

چی شد پس؟

می خوای بهم بگی دنبالت بیام؟

صبر کن‏!‏

چی شده آخه؟ کجا داری می ری؟‏!‏

هی‏!‏

گینجی‏-‏سان؟‏!‏

آئویی‏-‏سان‏.‏‏.‏‏.‏؟

گینجی‏-‏سان‏!‏ چی به سرت اومده‏.‏‏.‏‏.‏

نه‏!‏

همونجا که هستی وایستا‏!‏

الان همه جام پر از ناپاکی و آلودگیه‏.‏

ناپاکی‏.‏‏.‏‏.‏؟

الان دارم بدنم رو با قدرت مقدسی که توی این معبده پاک می کنم‏.‏

پس لطفا‏.‏‏.‏‏.‏ جلوتر از این‏.‏‏.‏‏.‏نیا‏.‏‏.‏‏.‏

گینجی‏-‏سان‏!‏

ازم نمی ترسی؟

نه‏،‏ هیچ ترسی ازت ندارم‏!‏

تا حالا همچین هیولای زیبایی ندیده بودم‏.‏

هی‏،‏ گینجی‏-‏سان‏.‏ دهنت رو باز کن‏.‏

اینجوری‏.‏‏.‏‏.‏؟

بهتر شدی؟

گینجی‏-‏سان‏!‏

جالبه‏.‏‏.‏‏.‏ برگشتم به حالت عادی‏.‏

معمولا یکم بیشتر از این طول می کشه‏.‏

خوشحال شدم‏.‏‏.‏‏.‏ انگار داشتی خیلی درد می کشیدی‏.‏

ظاهرا یه خرده هم وزن کم کردی‏.‏

درسته تازگیا زیاد به خورد و خوراکم اهمیت نمی دم‏.‏

همیشه منطقی به نظر میای

ولی وقتی نوبت به خودت می رسه‏،‏ همیشه اینجوری می کنی‏.‏

آره‏.‏ کاملا حق با توئه‏.‏

بیا یکم دیگه هم بخور‏!‏

این سوشی ماهی خالخالی سرکه ای برشته اس‏،‏ نه؟

مثل همیشه غذایی که بهم می دی جریان انرژی رو تو کل بدنم پخش می کنه‏.‏‏.‏‏.‏

‏.‏‏.‏‏.‏ مخصوصا با این سوشی برنجی سرکه ای که غذای مورد علاقه مه‏.‏

آره‏.‏ اون سوشی ایناری ای که وقتی واسه اولین بار همدیگه دیدیم درست کردی‏.‏‏.‏‏.‏

فوق العاده خوشمزه شده بود‏.‏

یه جورایی داری یاد خاطرات گذشته میوفتی‏،‏ نه؟

آره‏.‏

این سوشی هم خیلی خوش طعم شده‏.‏

هوم‏.‏‏.‏‏.‏؟ این‏.‏‏.‏‏.‏

جا خوردی؟ توش پنیر هم ریختم‏.‏

اوه‏،‏ که اینطور‏.‏ پش اون باقیمانده های غذایی که واسه یودوکو‏-‏ساما درست کرده بودی رو گذاشته بودی واسه اینجور مواقع‏.‏

پس خبر اون مونجا به تو هم رسیده؟

البته‏.‏

آه‏.‏‏.‏‏.‏ اینا خیلی خوشمزه شدن‏.‏

پنیر تو غذاهای ژاپنی خیلی خوب می شه‏،‏ نه؟

شاید یه خوراک دیگه هم به لیست غذاهای‏.‏‏.‏‏.‏

‏.‏‏.‏‏.‏گل ماه اضافه کنم‏.‏

آره‏.‏‏.‏‏.‏ فکر خوبیه‏.‏

بگو ببینم گینجی‏-‏سان‏.‏‏.‏‏.‏

چرا اونقدر ضعیف شده بودی؟

تو چقدر می دونی‏،‏ آئویی‏-‏سان؟

در مورد جشن؟ در مورد نفرین این سرزمین جنوبی؟

هاتوری‏-‏سان لب کلام رو گفته‏.‏

اون بهم گفته که چطور با جشن ها در سرزمین جنوبی از بلایای طبیعی جلوگیری می شد

و چطور هر صد سال یه بار یه آیاکشی از اقیانوس میومد بیرون‏.‏

راجع به پنج شی ای که برای برگزاری مراسم لازمه هم یه چیزایی بهم گفته‏.‏

تو هم برای به دست آوردن یکی شون خیلی زحمت کشیدی‏،‏ درسته؟

آره‏.‏ من الان دنبال صدف پری دریایی هستم‏.‏

صدف پری دریایی‏.‏‏.‏‏.‏

پری های دریایی آیاکاشی های مقدس خیلی کمیابی هستن‏.‏

این روزا یه عده می گن دیگه همه شون مردن

و بعضیام می گن که اونا اقیانوس رو پشت سر گذاشتن تا به عالم جاودان برسن‏.‏

چی؟ خب حالا چطوری می خوای صدف رو گیر بیاری؟

شنیدم یه مقدار ازشون تو ویرانه های قصر اژدها باقی مونده‏.‏

ویرانه های قصر اژدها‏.‏‏.‏‏.‏؟

پری های دریایی از دوران باستان اونجا زندگی می کردن‏.‏

ولی یه نفرین قوی که رو آیاکاشی ها کارگره اونجا گذاشته شد

بنابراین ما حتی اگه واسه یه مدت کوتاه بریم اونجا یه جور بخار سمی ضعیفمون می کنه‏.‏

به یه همچین جای خطرناکی رفته بودی؟

چند وقتی میشه که هر شب می رم‏.‏‏.‏‏.‏

و با قدرت روحانی مقدسی که توی این معبد هست بدنم رو درمان می کنم‏.‏

این معبد دیگه چه جور جائیه؟

قبل ساخته شدن اوریو‏-‏یا‏،‏ هاچیو از این مکان به عنوان یه پایگاه استفاده می کرد‏.‏

قبل ساخته شدن اوریو‏-‏یا‏.‏‏.‏‏.‏

یعنی همونی رو می گی که قبل رانمارو بوده؟

آره‏.‏ اون زنی به اسم پرنسس ایسو بود‏.‏

اون یه زن بوده‏.‏‏.‏‏.‏

اون آیاکاشی نجیب و زیبایی بود

که در یک ایزو‏-‏اوتوکو در سرزمین جنوبی متولد شده بود و آخرین پری دریایی محسوب می شد‏.‏

اون قدرت معجزه آسایی داشت و یه کریستالی که باهاش پیش گویی می کرد به پیشونیش می بست‏.‏

پیش گویی‏.‏‏.‏‏.‏ پرنسس ایسو می تونسته آینده رو پیش گویی کنه؟

آره‏.‏ از اونجا که می تونست آبنده رو ببینه

و قدرت داشت که مردم رو در راهی که باید پیش بگیرن راهنمایی کنه

بهش ‏"‏بانوی راهنمای معبد‏"‏ هم می گفتن‏.‏

بانوی راهنمای معبد‏.‏‏.‏‏.‏

و اون بود که منو رانمارو رو بزرگ کرد‏.‏

چی؟

اون بزرگتون کرده؟

من و رانمارو وقتیبچه بودیم کسی رو نداشتیم که برگردیم پیشش‏.‏

اونوقت پرنسس ایسو ما رو با خودش به این معبد برگردوند

و طوری بارمون آورد که بتونیم یه روزی تبدیل به هیولاهای محافظی بشیم

که بتونن بار مسئولیت برگزاری مراسم رو به دوش بگیرن‏.‏

پرنسس ایسو ما رو به سفرهای زیادی می برد

و راجع به آیاکاشی های اقیانوسی

More Farsi Persian subtitles for Kakuriyo -Bed & Breakfast for Spirits-

ความคิดเห็น

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left