200 บรรทัดแรก
اون دختر منه
اینو جدی گفتی ؟
بهت خوش میگذره ؟
قبلاً آره
حس میکنم الان دیگه تموم شده
لعنت !
برو به جهنم !
الو ؟
الان خودمو میرسونم
من باید برم یک نفر رو ببینم
تو این ساعت ؟
آره
من مجبور شدم بعضی از بچه ها رو مرخص کنم در واقع
اینجا خبر خاصی نبود
مجبورم دوباره اونا رو استخدام کنم ؟
چرا ؟
منظورم اینه که، اگر ساکسین بخواد یه مدتی توی شهر بمونه
نمیدونم
کی برگشتی ؟
دیشب
یه لحظه صرف دیدن قدیمی ها نکردی
مگه نه ؟
نه، فکر کنم اینکارو کردم
تو اینجا چیکار میکنی ؟ برای چی برگشتی ؟
ببین، تو خیلی وقته که رفتی
اینجا خیلی تغییر کرده
یه چیزهایی هست که باید در مورد اونا باهات حرف بزنم
و میتونم صبر کنم تا حداقل خودتو جمع کنی و استراحت کنی
حداکثر همینقدر جمع و جور میشم
میخوای در مورد چی حرف بزنی ؟
خیلی چیزها
مادرم ؟
مادرمون
پس میدونی
چی رو میدونم ؟
که اون رفته
اون فوت شده
نه اونطوری که میگن
فکر نمیکنم حقیقت چیزی باشه که بتونی باهاش کنار بیای
اون حقیقت چیه ؟
که مادرمون خودکشی کرده
اون ترکت کرد
اون ما رو ترک کرد
حالا، این مربوط به سه سال پیش بود ساکسون
فکر میکنی من و پدر درگیر چراها و چطورها نبودیم ؟
تو شهر رو رها کردی اندوه خودت رو ترک کردی
من چیزی رو رها نکردم
باید به اون یارو زنگ بزنی
چرا ؟
مادر مقداری پول برات گذاشته
مادر هیچ پولی نداشت
عضو یک برنامه بیمه بود
مادر هیچ بیمه ای نداشت
ظاهراً داشته
اوه آره ؟
چرا به هیچ کس نگفته بود ؟
تو مادر رو میشناسی
اون همیشه تو خودش بود
نه در مورد من
اوه، خدای من ساکسون !
میخوای بدونی چقدره ؟
چقدر پول به خاطر مرگ مادرم بهم رسیده ؟ نه
ببین اون اینکارو به خاطر ما کرده
تا به دردمون بخوره
تا بهمون یک فرصت بده
من ازش استفاده کردم
کاری که میخواست انجام دادم
یه زندگی برای خودم ساختم
برنامه تو چیه ؟
یه دمتی میخوام استراحت کنم
سابقه خوبی در این مورد نداری
اوضاع تغییر میکنه
به هرحال، همه ما خیلی خوشحال میشدیم اگر تو فقط ..
اینجا نباشی
"ما" کیه ؟
من
تو یه جورایی خوشگل شدی
کمی تاریکی حس میکنی ؟
کجا بودی ؟
به محل کارت زنگ زدم
باید یه سری به مزرعه میزدم
فکر کنم یه نفر اونجا اتراق کرده
چند ساله که نرفته بودی اونجا
چرا یک نفر باید در مزرعه مادرت باشه ؟
چون اون مادر خودش هم هست
ساکسون ؟
دین، تو گفتی یه نفر
تو برادر خودت رو یک نفر خطاب کردی
اون یه نفره
روش سکوت در مورد برادرت
این دفعه جواب نمیده
نمیدونم از کجا باید شروع کنم
چطوره از اول شروع کنی ؟
فکر میکنم این اولشه
خیلی وقته ندیدمت
دلت برای اینجا تنگ شده بود ؟
نه حتی خیلی کم
آره، چیز زیادی تغییر نکرده
هیچی هیچ وقت تغییر نمیکنه
نه در این شهر
برادرت بود
میدونی من نمیخواستم حرفی بزنم
وقتی که تو زندان بودی
میدونم چه حسی در موردش داری
لازم نیست آشفته بشی
بریز بیرون
برادر تو آدم گردن کلفتی تو این شهر کوچک شده
اون تقریباً همه جا هست
جتی اون خونه بزرگ قدیمی رو خریده که بهش سنگ پرت میکردیم
یادت میاد ؟
خوش به حالش
اگر میخوای اوضاع واقعی اونو ببینی باید برنامشو ببینی
که امشب در سالن شهر برگزار میشه
اون میاد اونجا
دین آدمیه که مانور میده
با جای پای اسب روی کونش به دنیا اومده
آره، تو اینقدر احمق هستی که به شانس اعتقاد داری ، مگه نه ؟
چرا باید برگردی اینجا، ساکسون ؟
یه سوالا هایی توی ذهنمه
اونا نمیزارن بخوابم
کلی سوال
تا وقتی که اونا دیگه سوال نباشن نمیتونم بخوابم
من طلسم شدم
میخوام این طلسم بشکنه
از همتون ممنونم
ممنون ممنون
وقتی این مرد .. و همه شما میدونید این مرد کیه
وقتی این مرد ایده ساختن یک زندان در این شهر کوچک ساکت ما رو مطرح کرد
همه شما فکر کردید اون دیوانه شده
همه با اون مخالف بودن شامل من هم میشد
خوب، الان دیگه هیچ کس فکر نمیکنه اون دیوانه باشه
اسمش گمبل طبیعتش قمار
خانم ها و آقایان آقای دین گمبل
آه، ممنونم
اولین ..
تو باید ساکسون باشی
من آملیا هستم
نامزد دین
تقریباً هیچی در مورد تو نشنیدم
هیچی فکر کنم چیز خوبی باشه امیدوارم
نه، فقط تو ..
تو شبیه چیزی نیستی که دین ازت تعریف کرده
مایه شرمندگیه
من سعی کردم زندگی خودم رو طبق تعارف دین از خودم بسازم
میدونی، من ..
من هم اهل حومه شهر هستم
فکر کنم باهم قوم و خویش هستیم
اینجا رو دوست دارم
اینجا .. متفاوته
واقعاً ؟
مردمش هم نجیب تر هستن
واقعاً ؟
فکر میکنم
خوب، به تمام چیزهایی که فکر میکنی باور نداشته باش
خوب شغل تو چیه ؟
چطور ؟
چون این راه خوبی برای شناختن یک نفره
شغل خودت چیه ؟
من زمانی معلم بودم
و حالا هیچی نیستی
به نظرم اینطور نیست
به نظرت چطوره ؟
به هرحال کاری که من میکنم به خودم ربط داره
من فقط میخواستم رفتار دوستانه ای داشته باشم
الان قراره ما باهم دوست باشیم ؟
امیدوارم
دوست دشمن من دشمن منه
اون ضرب المثل اینطوری نیست
بله هست
من میخوام از همه شما تشکر کنم که اومدید
و از پدرم که اینجا هستن و .تشکر میکنم
خوب من برادرت رو دیدم
چی ؟
کی اونو دیدی ؟
امشب
تو .. تو اونو دعوت نکرده بودی ؟
خدای من نه !
میدونی باید بهت بگم
اون حیوان وحشی نیست که تو توصیف کردی
طبیعت مودب برادم گولت نزنه
اون مثل یه خرس خفته هست
بی آزاره تا وقتی که یه چوب بهش بزنی
به من گوش کن
من نباید به اون نزدیک بشم باشه ؟
اوه ؟
چرا ؟
همم ؟
اون الان یه گرگ بزرگ بد شده ؟
آره، اون یه گرگ بزرگ بده
لعنت
گندت بزنن !
گندت بزنن !
جک
هیچ وقت ندیده بودم بدون دست بند بیای اینجا
میشه حرف بزنیم ؟
حرف بزنیم ؟
خوب، امروز پر از سورپرایز نیست ؟
کی مسئول پرونده مادر منه ؟
پرونده ؟
کدوم پرونده ؟
No comments yet. Be the first to leave one.