200 บรรทัดแรก
...کانگ جین کو دنبال عکس هایی میگشته که
سو بومی آپلود کرده بود
به نظر میرسه عکسا تو محل قتل پرونده میسو-دونگ گرفته شده
آپارتمان ایان تو میسو-دونگ؟
آره- چی شده؟ -
کانگ جین کو از خونه ی امن فرار کرده
حتما داره دنبال تنها بازمانده پرونده میسو-دونگ میگرده
حتما میخواد از شرش خلاص شه
انگار واقعا مجرمه
کاراگاه ها رو میفرستم دستگیرش کنن
وایسا
تو گفتی این بازمانده همدستِ جو سوجی ـــه
بله - ...پس بزار منتظر بمونیم -
تا جو سوجی خودش و نشون بده
بعضی از مردم فکر میکنن اون یه قهرمانه
بزار ببینیم ایندفعه میاد برای کمک یا نه
ولی ممکنه اتفاق بدی بیوفته
...سو بومی 5 سال پیش
نجات پیدا کرد
من فکر میکردم تو خیلی تو اداره کردن مسائل مستعد و توانایی
نمیدونستم انقدر احساساتی هستی
...فکر نمیکنی که بهتره
تا جایی که میتونیم تعداد زیادی از مردمُ نجات بدیم؟
...یه فراری با یه اسلحه غیرقانونی
یه سال همینجوری برای خودش داشته تو شهر میچرخیده
باید برای دستگیر کردنش هرکار میتونیم بکنیم
*تقديم به تمام پارسي زبان هاي سراسر دنيا پرشين دريم تيم تقديم ميکند* "DoNyA - Shima" :مترجم
کانگ جین کو و پیدا کنید
...جاشو پیدا کنید
و منتظر بشید جو سوجی خودش و نشون بده
هر اتفاقی افتاد
...تا قبل از اینکه سوجی نیاد
دخالت نمیکنید
!بیدارشو، سوجی
تلفن و جواب نمیدادی، میدونستم یه چیزی شده
تو غش کرده بودی، بومی هم گمشده
چی شد؟
باید پیداش کنیم
اسلحه رو برداشته
اسلحه؟
ساعت 3 شب 12 جون، ساعتیه که سو جو هوان پیدا شد
همین کافیه
درخواست کالبد شکافی جو هوان و میدیم و گرفتن حکم برای دستگیری کانگ جین کو
صبرکن
بله
خانم لی، جین کو فرار کرده
...اما
تو جو سو جی و از کجا میشناسی؟
مهم نیستا اما خب کنجکاوم
چطور؟
به هر حال، پلیس دنبال هر دوی ماست
چطوره آروم صحبت کنیم؟
یه قدم دیگه بردار، تا مغزت داغون کنم
"!مغزم داغون کنی"
ترسناک بود
اره، تو دختر ترسناکی هستی
چطوری میتونی جایی زندگی کنی که پدر و مادرت مُردن؟
اصلا فکرشم نمیکردم دوباره اینجا ببینمت
چرا؟
مگه پدر و مادر من چه کار اشتباهی انجام داده بودن؟
...بیخیال
....فکر میکنی چرا
من عموت و کشتم؟
درسته
عموت ازم خواست اون کارا رو بکنم
دروغ نگو، باور نمیکنم
حقیقت همینه، خب؟
اومدم سئول تا پولا رو با عموت نصف کنیم
ولی فهمیدم یه شاهد زنده مونده
نمیدونستم دوتا دختر داشتن
!فکر میکردم خواهرت تو بودی
یه شاهد دیگه بود، یه شاهد دیگه
فکر میکنی باید بمیری؟
نه
اگه عموی احمقت درست بهم اطلاعات میداد
مجبور نبودیم دوباره و اینجوری همدیگه رو ببینیم
خوبه که کشتمش، ها؟
فکر میکنی رفته خونشون؟
پلیس ازش بازجویی کرده
حتما میخواد شاهد و بکشه
چرا انقدر منفی فکر میکنی؟
چرا بومی تنهایی داره اینکارو میکنه؟
ما با همیم
اون اسلحه تو رو هم برده
تو فکر نمیکنی بخواد کار بدی انجام بده، ها؟
احساس میکردم یه چیزی اشتباهه
باید بیشتر حواسم و جمع میکردم
تو 4 نفر و فقط
برای پول کشتی
فقط؟
بومی
....عموت
ازم خواست خانوادتُ برای اون پول بکشم
من که حتی از اقوامت هم نیستم، مهم نیست
درسته؟ - چطور تونستی؟ -
چطور؟
تا حالا گرسنگی کشیدی؟
نه نکشیدی
اگه گرسنگی کشیده بودی
نمیگفتی
فقط برای پول" ، خب؟"
نمیتونستی مثل الان حرف بزنی
بومی
از من چی میخوای؟
معذرت خواهی؟ یه همچین چیزی؟
نیازی بهش ندارم
....فقط میخوام
اون شب و از حافظم پاک کنم
...میخوام انتقام خانوادمو بگیرم و
فراموش کنم اون شب چه اتفاقی افتاد
برای همین گفتم بیای اینجا
... از این فقط وقتی استفاده میکنی که تویِ مخمصه گیر کردی
... از این بعد میتونیم دستِ همو بگیریم و هر جا تو بخوای بریم
!تو
بومی، در و بازکن، میخوای بمیری
سو بومی
خودتو کنترل کن، چیکار باید بکنی الان؟
به پلیس زنگ بزنم، باید به پلیس زنگ بزنم
بومی،بومی - پلیس -
این اشتباهت و میبخشم
در و باز کن
در و بازکن، بومی
در و باز کن
گوش میدی دیگه، مگه نه؟ در و باز کن
در و باز کن
الو؟
A اینجا آپارتمان ایان تو میسو-دونگ ـه، بلاک واحد 403
قاتلی که خانوادم و کشت اومده دنبال من
لطفا سریع بیاید
در و بازکن
میخوای بمیری؟ در و باز کن، باز کن
سلام، بازرسا
....سلام، ما - ما یه گزارش دریافت کردیم -
من کاراگاه نام بیونگ جه هستم
برو
چی؟
واحد تحقیقات مشترک ، منتظر ما بودن
برای چی پلیسا اونجا بودن؟
فکر میکنی اتفاقی افتاده؟
بله، سوجی اینجا نیست
انگار یه چیزی شده، به پلیس زنگ زده
منم فرستادمشون برن گفتم داریم تحقیقات انجام میدیم
پلیسا؟
بومی زنگ زد؟
اره، انگار اون گزارش داده
خبرنگار کیم کیونگ می از هستم MBS
اگر میخواین اطلاعاتی راجب جو سوجی منتشر کنین
باهام تماس بگیرین
ای خدااااا
....هر خبری راجب جو سوجی
از بازرسی بالاییا رد نمیشه
باید هرچی واحد تحقیقات مشترک میگه و منتشر کنم؟
تو کنجکاو نیستی؟
اون یه فراریه که هی میره اینور و اونور مجرم ها رو میگیره
مطمئنم یه چیزی پشت این ماجراست
(A اینجا آپارتمان ایان تو میسو-دونگ ـه، بلاک واحد 403)
بدو سوار شو - چرا؟ -
در و باز کن، بازش کن
درو باز کن
در و باز کن، بازش کن
باز کن
در و باز کن
سلام
در و بازکن
اونا موبایل و کامپیوتر شیوان و هک کردن
اینکار باعث ناراحتیم شد
اونا میخوان چی کار کنن؟
ما دقیقا نمیدونیم میخوان چیکار کنن
تا حالا حس کردی کسی تعقیبت میکنه
یا اخیرا اتفاق عجیبی برات افتاده؟
نه
هیچی نبوده
مامان، نگران نباش
حالا که میدونم هی دنبال ام اند
نمیزارم دوباره گیرم بیارن
پسرم، بزرگ شدی دیگه
میدونی چطوری مادرت و آروم کنی
بله، مطمئنم هیچ اتفاقی نمیوفته
متاسفم دیر کردنم برای این بود که داشتم ... به اتفاقای
آپارتمان میسو-دونگ رسیدگی میکردم
خسته نباشی
ایشون از دادستان های منه
کسی بود که یک سال پیش به پرونده ی شیوان رسیدگی میکرد
از آشناییتون خوشبختم، جانگ دو هان هستم
اولین باره که یه دادستان زیردستش رو میاره خونه
حتما از شما خوشش میاد
بله، خیلی لایق و شایسته است
شرمنده م میکنید
انگار شماها میخواین صحبت کنین
ما دیگه میریم، بریم
اینو بده به من
هک شده، نباید ازش استفاده کنی
بندازش دور، برات یه دونه جدید میخرم
میتونم فرمتش کنم که هرچی هست پاک بشه نیازی نیست
میتونم از همین استفاده کنم
باشه
این چیه دیگه؟ هی، ماشین و روشن کن
ام MBS من خبرنگار کیم کیونگ می از
مشکلی هست؟
وای، شما کی هستین دیگه؟
No comments yet. Be the first to leave one.