200 บรรทัดแรก
تيــم ترجــمــه .:: قــقــنـوس ::. .تـقـديـم مـي کـنــد
....::::هادي عليزاده و مهدي عليزاده::::.... تـيـم تـرجـمـه قـقـنـوس
برونیسلاو بودنی
تو دانشگاه رو رها کردی
درسته
من ترجیح میدم تاریخ سازی کنم به جای اینکه تاریخ رو مطالعه کنم
واقعا بزرگ به نظر میرسه
آموزش وزارت کشور با رنگ آمیزی تکمیل شد
میتونه پیچیدگی مسایل اونا رو درک و حل کنه
خیلی خوبه
ما به آدمایی مثل تو نیاز داریم
بشین
شیرینی دوست داری؟
کیه که دوست نداشته باشه؟
خوبه
خیلی خوبه
بشین
بفرما
از خودت پذیرایی کن
ممنون
نگرش تو نسبت به کلیسا چیه؟ البته که منفیه
میتونی دربارش توضیح بدی؟
کلیسا مردم رو تحت سلطه خودش قرار میده و اونا رو با وعده بهشت فریب میده
هنوز هم به اندازه کافی تاثیرگذاره
به عنوان سدی برای سوسیالیسم در لهستان
زبان تبلیغاتی
روان، اما کتابی
و نظر خودت چیه؟
نظر من؟
بعد از جنگ من به یک یتیم خونه که توسط راهبه ها اداره می شد رفتم
اونا تونستند خدا رو از سر من بیرون کنند
فهمیدم
این پیشنهاد من به توئه بانی
بخش چهارم فعالیت های ضددولتی روحانیت
هستی یا نه؟
معلومه که هستم رفیق
ووجنار
باشه من دارم میام
بیا ببینیم چیکار میتونیم بکنیم
من به یک گزارش از پدر نیاز دارم
یک اسقف جدیده که به سختی برای ما شناخته شده است جاهای خالی رو پر کن
تمام تلاشم رو می کنم رفیق
شکلات
برای شیرینی تو
...یک باشگاه برای بیدار شدن
پای چپ رو در حالی که دوتا دستت رو بلند می کنی به سمت جلو ببر
یک ؛ دو ؛ سه
دفتر بی ؛ منطقه عملیاتی
اینجا نماینده ها برای انجام وظایف خودشون آماده میشند
تا اوضاع رو بهتر یا بدتر کنند
آزمایش ظاهرهای مختلف انواع لباس و وسایل
تا وقتی که برای انجام کار خودشون مناسب باشند
شما دانش آموزان عزیز
مدام در جستجوی حقیقت هستید
درباره خودتون و خدا
جستجوی خدا زندگی ما رو معنادار می کنه
فکر می کنید اونو پیدا کردید؟
اونو به طور کامل شناختید؟
این میتونه براتون یک بحران ایمان باشه
یقین ممکنه در ظاهر سردرگمی باشه
این اساسیه
درک اینکه خدا چیزی فراتر از یک نهاده
یک نقطه مرجعه
قدرت و توان
اون بیش از هر چیز یک شخصه
این چیزیه که شماها باید کشفش کنید
خداحافظ
ببخشید
خب؟
میشه ازت عکس بگیرم خانم؟
خانم؟
این ترفند جدیدته؟
...پس باشه
بیا از خانم بگذریم
نظرت چیه؟
تو خیلی با استعدادی
اغراق نکن
...میتونی
اگه تو هم انجامش بدی
این قطعه من برای توئه
خب؟ اون برای جوانان سفرهای تفریحی ترتیب میده
اون محبوب ؛ آگاه و سخنوره
اما فاقد تجربه است
اون فقط ۳۸ سال داره
جوانترین اسقف لهستان تا حالاست
بین همه
ما از این نامزدی راضی نیستیم
بازیاک بود که اونو جلو انداخت کی؟
اسقف بازیاک
رئیس اسقف های ما چه استدلالی داشت؟
گفت که به یک کارگر سختکوش نیاز داریم
ویتیلا دانش خوبی از کمونیسم و مسایل طبقه کارگر داره
پس اون برای این کار عالیه
نیم ساعت دیر کردی
رئیس نمی تونست اهمیتی بده آره ؛ البته
این بهترین یکشنبه ایه که داشتی؟ مناسبت مقدس چیه؟
این داستان لودیکاست که به همراه پدرش ساعت ۱۰:۳ دقیقه
به ایستگاه دیچوایس میرسند
و تا نیم ساعت دیگه به کری می رسند
مسافران توجه کنید ؛ به ایستگاه ورشو رسیدیم برای راحتی شما
ما معرفی کردیم
جعبه بلیط های ویژه ؛ لطفا از اونا برای دور انداختن بلیط های خودتون استفاده کنید
دیگه کاباره های سیاسی کافیه
از اون شوخی های انتزاعی ترفندهای مشکوک
اشارات پوچ و تمام این مسایل
این انحرافات هنری کافیه
دوری از توهم منظره کاذبه
که چیزهای زیادی برای خواسته باقی می گذاره
ماژوسکی رو در نظر بگیرید
محصول اون در هر هکتار چنین بار سنگینی داره
که اون مرد هر شب بار میزنه
بیاید هکتار هامون رو مثل ماژوسکی شخم بزنیم
بیاید از رویای تاهیتی دست برداریم
با اروتیسم مبتذلش
و دادائیسم داغ
ببخشید ؛ تو که اونجایی
امشب یادداشت برداری نمی کنی؟
میبینم داری ضبط میکنی
نه؟
پس حتما جای دیگه نوشتی
ببخشید
دیسک دیگه ای هم اینجا هست؟
همه اینا اطلاعات بی اعتبار جمع آوری شده مسخره است؟
بریم؟
یواشکی باید بریم
نه، نه، نه
امکان نداره
پلیس ؛ بمون
چرا اینقدر صورتت بهم ریخته است بوگدان؟
برونک
چی پرسیدی؟ گفتم کارت چیه
لوازم رو میارم ، من با ایسکرا هستم
برونک یک عکاسه
اونم همینطور
کارش خیلی خوبه
منظورت اینه؟
...اینقدر خوبه که نمی دونم چی بگم
...اگه اینطوره پس بیا ازمون عکس بگیر
دوربینم همراهم نیست
این عکس اونا بعد از مهمونیه اما چیز زیادی نیست
صحبت های کم ؛ شوخی های مستی
قرارت چی شد؟
اون دانشجوی هنرهای زیباست
بهشون تو طراحی صحنه کمک می کنه ؛ همش همینه میتونه دارایی خوبی باشه
اگه به درستی مدیریت بشه اون میتونه منبع خوبی برای اطلاعات بشه
ماموریت من اولویت داره
و من ترجیح میدم پوششم رو لو ندم این فقط به مهارت های تو بستگی داره
درسته اگه میگه که نمی تونه
پس نمی تونه
چیزی برات دارم بانی
میدونی چطور باید درستش کنی؟
برونک
کافیه
ولت می کنم
نه میندازمت تو آب
این چیه؟
با من ازدواج می کنی؟
شوخی میکنی؟
ازدواج می کنی؟
کی اونا رو بهش دیکته می کنه؟ خودش می نویسه
از ساعت یازده ؛اون افرادی رو به صورت فردی تا ناهار می بینه
زنی اومد؟ نه
خونه داره؟ عمه اش استفانیا ؛ خواهر باباش
سلام
چیز دیگه ای هست؟ آره ؛ اما شخصیه رفیق
خب بگو
برای ازدواج به اجازه تو نیاز دارم چه عجله ای داری؟
برای چشیدن طعم عسل که لازم نیست کندو بخری
اون کیه؟ دانشجوی هنرهای زیبا ؛ مارتا
پدر و مادرش؟
پدرش از غربه ؛ بخشیده و آزاد شده
برای خراب کردن فیلمات کافیه
اون حامله است ؛ مردم اون خیلی مقدس گرا هستند
اگه بهش سختی بگیری اونو نمی پذیرند
ما تو سرما تو رو بیرون نمیزاریم به صورت کتبی درخواست بده
ممنون
پای خودتو پایین بیار شونه هات رو عقب بده
یک ؛ دو ؛ سه ؛ چهار
همونطور که می بینی ؛ ما میتونیم تمرینات خودمون رو بدون تلویزیون انجام بدیم
من با کی ازدواج کردم؟
یک روز کاری جدیده ؛ کلنگ و وسایل آماده است به سمت نوا هوتا میریم
امروز چندتا طبقه و پنجره درست می کنیم؟
خونه های کارگران کارخونه یک پروژه رویایی از معمارهاست
یکی بدون زیرزمین و زیر شیروونیه
تحولات اخیر تو محدوده محله تو زیاد بوده
واقعا دلخراشه
ما قبل از هر چیزی باید که
آرامش رو به ذهن و قلبتون برگردونیم
ما امروز با مقامات شهرداری
مذاکره کردیم
و اونا قول دادند که صلیب رو در ماه می ۱۹۵۷ نصب کنند
همونجایی میمونه که هست
مسیح پادشاه ماست
همیشه و همه جا ؛ این پرچم شوالیه ماست
و با این پست راهنمای ما هرگز گم نمیشه
این پرتوی گرانبهای خورشید ماست
نگهش دار
یکم نزدیکتر بیا
اینجا
باشه
No comments yet. Be the first to leave one.